پسماندها بیمارستانی

 

 

 

پسماندهای بیمارستانی                   

پسماندهای بیمارستانی، زائداتی هستند که در نتیجه فعالیت های پزشکی، آزمایشگاهی، پرستاری، دندانپزشکی، داروئی و سایر فعالیت های مشابه در بیمارستان ها و دیگر مراکز درمانی و همچنین در مراکز تحقیقاتی مربوطه تولید می شود. زائدات بیمارستانی ویژگی های خاصی نسبت به سایر موادزائد و زباله های شهری دارد. در بیمارستان ها انواع اقدامات درمانی از جمله شیمی درمانی، دیالیز، جراحی ترمیمی، زایمان، قطع و خارج ساختن اندام های بدن مانند آپاندیس، آزمایشات طبی، اتوپسی و مشابه آنها انجام می شود. در عین حال، باید بیمارستان ها را از مؤسسات نادری به حساب آورد که در آنها از موادشیمیائی به مقدار وسیع و متنوعی استفاده می شود. براساس برآورد انجام شده در بیمارستان ها، بیش از ۶۳۰ نوع موادشیمیائی مختلف استفاده می شود که ۳۰۰ نوع غیرسمی و ۳۰ نوع آن سمی و خطرناک و حدود ۳۰۰ نوع آن کم خطر هستند. بخشی از این مواد پس از مصرف به صورت زائدات همراه زباله های بیولوژیک و رادیوایزوتوپ ها در محیط بیمارستانی تولید می گردد. باید به این قبیل زائدات، اجسام تیز و برنده آلوده مانند سرنگ، تیغ های جراحی و اشیاء مشابه را اضافه نمود. اغلب این مواد، آلوده به ذرات عفونی بوده و منبع بیماری های خونی همچون هپاتیت، HIV و... هستند.

پسماندهای تولیدی توسط مراکز درمانی شامل دو دسته پسماندهای معمولی یا خانگی و پسماندهای خطرناک هستند. پسماندهای معمولی زباله هائی هستند که برای جلوگیری از خطرات عفونی در طی مراحل مدیریت، به روش های مدیریتی ویژه ای نیاز دارند و در صورت مخلوط شدن با یکدیگر نباید بازیافت شوند، همچون خون، مایعات، لباس های خاکی یا زباله های آغشته به این مواد.

سازمان بهداشت جهانی (WHO)، پسماندهای خطرناک را به ۹ دسته شامل زباله های عفونی، زباله های پاتولوژی و آسیب شناسی، اجسام نوک تیز، زباله های داروئی، زباله های ناشی از درمان سرطان یا ژنوتوکسیک، زباله های شیمیائی، زباله های حاوی مقدار زیاد فلزات سنگین، کپسول های فشار و زباله های رادیواکتیو تقسیم می کند. میزان تولید زائدات به فاکتورهای متعددی وابسته است. سیستم های درمانی که شامل طرح تفکیک زباله هستند، قطعاً میزان تولید زائدات کمتری نسبت به مراکز درمانی که فاقد مدیریت زائدات هستند، دارند. در کشورهای با درآمد متوسط و کم، تولید زباله کم تر از کشورهای با درآمد بالاست. حجم ضایعات رادیواکتیو مراکز درمانی نیز عموماً بسیار کم تر از صنایع هسته ای است. ۸۰ درصد زباله عمومی شهری قرار دارند، ۱۵ درصد ضایعات پاتولوژیک و عفونی، ۱ درصد اجسام تیز، ۳ درصد ضایعات شیمیائی و داروئی و کمتر از ۱ درصد ضایعات مخصوص مانند ضایعات رادیواکتیو، کپسول های گاز تحت فشار، دماسنج های جیوه ای شکسته و باتری های استفاده شده است. بر طبق آمار، در جهان کم تر از ۵/۰ کیلوگرم به ازاء تخت در روز زباله های داروئی و شیمیائی و کمتر از ۴۰ گرم در روز زباله های نوک تیز تولید می شود. براساس این آمار، اگر روش تفکیک زباله ها به درستی انجام پذیرد، در بدترین شرایط تنها ۵ درصد از پسماندهای بهداشتی ـ درمانی باید از بین برود و بقیه موارد سیر عادی زنجیره بازیافت یا تبدیل به مواد دیگر را طی خواهد کرد. تفکیک زباله های عفونی از غیرعفونی نه تنها باعث حفظ محیط زیست خواهد شد، بلکه از انتقال آلودگی و انتشار آن در سطح شهر توسط افراد سودجو جلوگیری می نماید و احتمال آلودگی پرسنل پرستاری و خدماتی را کاهش می دهد. عدم تفکیک به موقع زباله های عفونتی دلایل متعددی دارد. یکی از این عوامل، ضعف آموزش خدمات و پرسنل مربوطه، پرستاران و کمبود نیروی آگاه جهت تجهیزات و دستگاه های به روز از دیگر عوامل مؤثر در این مسئله است. نامناسب بودن روش های جمع آوری زباله های مراکز درمانی و نامناسب بودن روش انتقال زباله ها نیز در این مسئله تأثیر به سزائی دارد.

همچنین کمبود سطل های مخصوص تفکیک، کمبود ترالی حمل زباله، کمبود وسایل ایمنی (ماسک، دستکش و...) و عدم وجود سردخانه های مخصوص زباله با قابلیت های مناسب از لحاظ دما و تهویه، از دیگر عوامل مؤثر در عدم تفکیک به موقع زباله های عفونی است.

مراحل مختلف مدیریت پسماندهای پزشکی شامل جداسازی، بسته بندی و برچسب گذاری، جمع آوری، حمل و نقل، تصفیه و دفع است. آسان ترین روش شناسائی انواع زباله های بیمارستانی، استفاده از کیسه های پلاستیکی کدبندی شده رنگی است. پیشنهادات WHO برای کدگذاری رنگی زباله های بیمارستانی به صورت زیر است: زباله های عفونی؛ کیسه قرمز، سایر زباله های عفونی پاتولوژیک و تشریحی؛ کیسه زرد، وسایل نوک تیز؛ کیسه زرد یا قرمز، زباله های داروئی و شیمیائی؛ کیسه قهوه ای و زباله های بیمارستانی بی خطر در کیسه های سیاه. تأسیسات انبار زباله های بیمارستانی باید غیرقابل نفوذ و با زهکشی خوب، قابل شست وشو و ضدعفونی و مجهز به منبع آب باشد. همچنین انبار باید قابل دسترسی برای کارکنان بوده و برای حیوانات، حشرات و پرندگان غیرقابل دسترس باشد. چنانچه انبار سردخانه در منطقه وجود نداشته باشد، حداکثر مدت زمان انبار در اقلیم معتدل در زمستان حداکثر ۷۲ ساعت و در تابستان ۴۸ ساعت است و در اقلیم گرم حداکثر ۴۸ ساعت در فصول سرد و حداکثر ۲۴ ساعت در طول فصول گرم است. زباله های ضدسرطانی باید در انبارهای ویژه و جدا از سایر زباله های بیمارستانی انبار شود. زباله های رادیواکتیو نیز باید باتوجه به قوانین ملی کشورها در ظروف غیرقابل نفوذ انبار و برچسب گذاری شود. در عین حال، کلیه بسته ها، محموله ها و ظروف باید برچسب گذاری شده و بر روی برچست، اطلاعات مربوط به تولیدکننده و محتویات ظرف درج گردد. اطلاعات را می توان مستقیماً بر روی بدنه ظروف یا بر روی برچسبی نوشت و سپس به ظرف الصاق کرد.

برای تدوین طرح جامع مدیریت مواد زائد بیمارستانی، ریاست بیمارستان باید نسبت به تشکیل تیم مدیریت مواد زائد اقدام نماید و منابع مالی و انسانی کافی برای این طرح تخصیص دهد. از سوی دیگر، چهار گروه از پرسنل بیمارستان باید تحت آموزش قرار گیرد: مدیران و تصمیم گیرندگان، پزشکان، پرستاران و کمک پرستاران و نظافت چی های بیمارستان و کلیه افرادی که زباله ها را جمع آوری، منتقل و امحا می کنند. نحوه دفع زباله های حاصل از فعالیت های بهداشتی و درمانی خود می تواند خطری برای بهداشت جامعه باشد. دفع مناسب زباله های حاصل از فعالیت های بهداشتی و درمانی، در یک درمانگاه کوچک روستائی یا در مراکز درمانی بزرگ امکان پذیر است، به شرط آن که زیرساخت های کافی برای این کار وجود داشته باشد. با این وجود، میزان تولید زباله ها در مراکز بزرگ درمانی و سایر مراکز عمومی بهداشتی (مانند فعالیت های ایمنی سازی) بسیار مشکل آفرین بوده است، خصوصاً در کشورهای در حال توسعه که ممکن است منابع محدود باشند. گزینه های نحوه دفع زباله های حاصل از فعالیت های بهداشتی و درمانی نیز محدود است. اگر انتقال زباله ها و دفع آنها به صورت متمرکز به درستی انجام نشود، ممکن است برای کارگردان حمل و نقل زباله و سایر افرادی که ارتباط نزدیک با این کار دارند، بسیار خطرناک باشد. علاوه بر خطرناک بودن عوامل عفونی این گونه زباله ها، قرار گرفتن در معرض ماده سمی Dioxin Furants ناشی از سوختن آنها، درسطح کم و در درازمدت می تواند به نقص سیستم ایمنی و رشد ناقص سیستم عصبی، غدد درون ریز و سیستم تولیدمثل بیانجامد و در سطح بالا و در کوتاه مدت نیز منجر به ایجاد زخم های پوستی و اختلالات کبدی گردد. سازمان بهداشت جهانی، حداکثر میزان قابل قبول Dioxin Furants را برای بدن انسان تعیین کرده است، اما میزان خروجی این مواد از دستگاه زباله سوز را مشخص نکرده و آن را به عهده خود کشورهای گذاشته است. البته زباله سوزهای تولید شده نسل دوم از این لحاظ در سطح قابل قبولی قرار دارند. در طی ۱۰ سال گذشته، در بسیاری از کشورها به خاطر اجراء استانداردهای شدیدتر در مورد Dioxin Furants خروجی از دستگاه های زباله سوز، میزان وجود این گونه مواد در محیط زیست کاهش یافته است.

بدون شک برای ایجاد شهری سالم برای همه شهروندان باید تمام عوامل مؤثر بر سلامتی و بهداشت جامعه به گونه ای تأمین گردد تا ساکنان در آسایش، رفاه و سلامت کامل زندگی نمایند، از این رو دفع مناسب پسماندهای بیمارستانی در دستیابی به این مهم، اهمیت فراوانی دارد.

قانون مدیریت پسماند

قانون مدیریت پسماندها

‌ماده 2 - عبارات و اصطلاحاتي كه در اين قانون به كار رفته است داراي معاني زير‌مي‌باشد:

            ‌الف - سازمان: سازمان حفاظت محيط زيست.

            ب - پسماند: به مواد جامد، مايع و گاز (‌غير از فاضلاب) گفته مي‌شود كه به طور‌مستقيم يا غيرمستقيم حاصل

از فعاليت انسان بوده و از نظر توليدكننده زائد تلقي مي‌شود.‌پسماندها به پنج گروه تقسيم مي‌شوند:

 

1 - پسماندهاي عادي:

            ‌به كليه پسماندهايي گفته مي‌شود كه به صورت معمول از فعاليتهاي روزمره انسانها‌در شهرها، روستاها و خارج

از آنها توليد مي‌شود ازقبيل زباله‌هاي خانگي و نخاله‌هاي‌ساختماني.

 

2 - پسماندهاي پزشكي (‌بيمارستاني)

            ‌به كليه پسماندهاي عفوني و زيان‌آور ناشي از بيمارستانها، مراكز بهداشتي، درماني،‌آزمايشگاههاي تشخيص

طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي‌شود. ساير پسماندهاي‌خطرناك بيمارستاني از شمول اين  تعريف خارج است.

 

3 - پسماندهاي ويژه:

            ‌به كليه پسماندهايي گفته مي‌شود كه به دليل بالا بودن حداقل يكي از خواص‌خطرناك از قبيل سميت،

بيماري‌زايي، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به‌مراقبت ويژه نياز داشته باشد و آن دسته از پسماندهاي

پزشكي و نيز بخشي از پسماندهاي‌عادي، صنعتي، كشاورزي كه نياز به مديريت خاص دارند جزء پسماندهاي ويژه

محسوب‌مي‌شوند.

 

4 - پسماندهاي كشاورزي:

            ‌به پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي‌شود از قبيل‌فضولات، لاشه حيوانات (‌

دام، طيور و آبزيان) محصولات كشاورزي فاسد يا غير قابل‌مصرف.

 

5 - پسماندهاي صنعتي:

            ‌به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي و معدني و پسماندهاي پالايشگاهي‌صنايع گاز، نفت و

پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي‌شود از قبيل براده‌ها، سرريزها‌و لجن‌هاي صنعتي.

            ج - مديريت اجرايي پسماند: شخصيت حقيقي يا حقوقي است كه مسؤول‌برنامه‌ريزي، ساماندهي، مراقبت و

عمليات اجرايي مربوط به توليد، جمع‌آوري،‌ذخيره‌سازي، جداسازي، حمل ونقل، بازيافت، پردازش و دفع پسماندها و

همچنين‌آموزش و اطلاع رساني در اين زمينه مي‌باشد.

            1 - دفع: كليه روشهاي از بين بردن يا كاهش خطرات ناشي از پسماندها ازقبيل‌بازيافت، دفن بهداشتي،

زباله‌سوزي.

            2 - پردازش: كليه فرايندهاي مكانيكي، شيميايي، بيولوژيكي كه منجر به تسهيل در‌عمليات دفع گردد.

            ‌د - منظور از آلودگي همان تعريف مقرر در ماده (9) قانون حفاظت و بهسازي محيط‌زيست - مصوب 1353.3.28 -

است.

            ‌تبصره 1 - پسماندهاي پزشكي و نيز بخشي از پسماندهاي عادي، صنعتي و‌كشاورزي كه نياز به مديريت خاص

دارند، جزو پسماندهاي ويژه محسوب مي‌شوند.

            ‌تبصره 2 - فهرست پسماندهاي ويژه ازطرف سازمان، با همكاري دستگاههاي‌ذي‌ربط تعيين و به تصويب شوراي

عالي حفاظت محيط زيست خواهد رسيد.

            ‌تبصره 3 - پسماندهاي ويژه پرتوزا تابع قوانين و مقررات مربوط به خود مي‌باشند.

            ‌تبصره 4 - لجن‌هاي حاصل از تصفيه فاضلابهاي شهري و تخليه چاههاي جذبي‌فاضلاب خانگي درصورتي كه

خشك يا كم رطوبت باشند، در دسته پسماندهاي عادي‌قرار خواهند گرفت.

 

            ‌ماده 3 - مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران موظف است با همكاري‌وزارت بهداشت، درمان و آموزش

پزشكي و ساير دستگاهها حسب مورد، استاندارد‌كيفيت و بهداشت محصولات و مواد بازيافتي و استفاده‌هاي مجاز آنها را

تهيه نمايد.

 

            ‌ماده 4 - دستگاههاي اجرايي ذي‌ربط موظفند جهت بازيافت و دفع پسماندها‌تدابير لازم را به ترتيبي كه در

آيين‌نامه‌هاي اجرايي اين قانون مشخص خواهد شد، اتخاذ‌نمايند. آيين‌نامه اجرايي مذكور مي‌بايستي دربرگيرنده موارد زير

نيز باشد:

            1 - مقررات تنظيم شده موجب گردد تا توليد و مصرف، پسماند كمتري ايجاد‌نمايد.

            2 - تسهيلات لازم براي توليد و مصرف كالاهايي كه بازيافت آنها سهل‌تر است،‌فراهم شود و توليد و واردات

محصولاتي كه دفع و بازيافت پسماند آنها مشكل‌تر است،‌محدود شود.

            3 - تدابيري اتخاذ شود كه استفاده از مواد اوليه بازيافتي در توليد گسترش يابد.

            4 - مسؤوليت تأمين و پرداخت بخشي از هزينه‌هاي بازيافت بر عهده توليدكنندگان‌محصولات قرار گيرد.

 

            ‌ماده 5 - مديريت‌هاي اجرايي پسماندها موظفند براساس معيارها و ضوابط وزارت‌بهداشت، درمان و آموزش

پزشكي ترتيبي اتخاذ نمايند تا سلامت، بهداشت و ايمني‌عوامل اجرايي تحت نظارت آنها تأمين و تضمين شود.

 

            ‌ماده 6 - سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و ساير رسانه‌هايي كه نقش‌اطلاع‌رساني دارند و

همچنين دستگاههاي آموزشي و فرهنگي موظفند جهت‌اطلاع‌رساني و آموزش، جداسازي صحيح،‌جمع‌آوري و بازيافت

پسماندها اقدام و با‌سازمانها و مسؤولين مربوط همكاري نمايند.

            ‌تبصره - وزارتخانه‌هاي جهاد كشاورزي، صنايع و معادن، كشور و بهداشت، درمان‌و آموزش پزشكي به منظور

كاهش پسماندهاي كشاورزي، موظفند نسبت به اطلاع‌رساني‌و آموزش روستائيان و توليدكنندگان اقدام لازم را به عمل

آورند.

 

            ‌ماده 7 - مديريت اجرايي كليه پسماندها غير از صنعتي و ويژه در شهرها و روستاها‌و حريم آنها به عهده

شهرداري‌ها و دهياري‌ها و در خارج از حوزه و وظايف شهرداري‌ها و‌دهياري‌ها به عهده بخشداري‌ها مي‌باشد. مديريت

اجرايي پسماندهاي صنعتي و ويژه به‌عهده توليدكننده خواهد بود. درصورت تبديل آن به پسماند عادي به عهده شهرداريها،‌

دهياريها و بخشداريها خواهد بود.

            ‌تبصره - مديريت‌هاي اجرايي مي‌توانند تمام يا بخشي از عمليات مربوط به‌جمع‌آوري، جداسازي و دفع پسماندها

را به اشخاص حقيقي و حقوقي واگذار نمايند.

 

            ‌ماده 8 - مديريت اجرايي مي‌تواند هزينه‌هاي مديريت پسماند را از توليدكننده‌پسماند با تعرفه‌اي كه طبق

دستورالعمل وزارت كشور توسط شوراهاي اسلامي برحسب‌نوع پسماند تعيين مي‌شود، دريافت نموده و فقط صرف

هزينه‌هاي مديريت پسماند‌نمايد.

 

            ‌ماده 9 - وزارت كشور باهماهنگي سازمان موظف است برنامه‌ريزي و تدابير لازم‌براي جداسازي پسماندهاي عادي

را به عمل آورده و برنامه زمان‌بندي آن را تدوين نمايد.‌مديريت‌هاي اجرايي مندرج در ماده (7) اين قانون موظفند در چارچوب

برنامه فوق و در‌مهلتي كه در آيين‌نامه اجرايي اين قانون پيش‌بيني مي‌شود، كليه پسماندهاي عادي را‌به‌صورت تفكيك شده

جمع‌آوري، بازيافت يا دفن نمايند.

 

            ‌ماده 10 - وزارت كشور موظف است دراجراي وظايف مندرج در اين قانون ظرف‌مدت شش ماه پس از تصويب اين

قانون، نسبت به تهيه دستورالعمل تشكيلات و‌سامان‌دهي مديريت اجرايي پسماندها در شهرداريها، دهياري‌ها و

بخشداري‌ها اقدام‌نمايد.

 

            ‌ماده 11 - سازمان موظف است با همكاري وزارتخانه‌هاي بهداشت، درمان و‌آموزش پزشكي (‌درمورد پسماندهاي

پزشكي)، صنايع و معادن، نيرو و نفت (‌درمورد‌پسماندهاي صنعتي و معدني)، جهاد كشاورزي (‌درمورد پسماندهاي

كشاورزي) ضوابط و‌روشهاي مربوط به مديريت اجرايي پسماندها را تدوين و در شوراي‌عالي حفاظت محيط‌زيست به تصويب

برساند. وزارتخانه‌هاي مذكور مسؤول نظارت بر اجراي ضوابط و‌روشهاي مصوب هستند.

 

            ‌ماده 12 - محل‌هاي دفن پسماندها براساس ضوابط زيست‌محيطي توسط وزارت‌كشور با هماهنگي سازمان و

وزارت جهاد كشاورزي تعيين خواهد شد.

            ‌تبصره 1 - شوراي عالي شهرسازي و معماري موظف است در طرحهاي ناحيه‌اي‌جامع، مناطق مناسبي را براي

دفع پسماندها درنظر بگيرد.

            ‌تبصره 2 - وزارت كشور موظف است اعتبارات، تسهيلات و امكانات لازم را جهت‌ايجاد و بهره‌برداري از محل‌هاي

دفع پسماندها رأساً يا توسط بخش خصوصي فراهم‌نمايد.

 

            ‌ماده 13 - مخلوط كردن پسماندهاي پزشكي با ساير پسماندها و تخليه و پخش‌آنها در محيط و يا فروش، استفاده

و بازيافت اين نوع پسماندها ممنوع است.

 

            ‌ماده 14 - نقل و انتقال برون مرزي پسماندهاي ويژه تابع مقررات كنوانسيون بازل و‌با نظارت مرجع ملي

كنوانسيون خواهد بود. نقل و انتقال درون مرزي پسماندهاي ويژه‌تابع آئين‌نامه اجرايي مصوب هيأت وزيران خواهد بود.

 

            ‌ماده 15 - توليدكنندگان آن دسته از پسماندهايي كه داراي يكي از ويژگي‌هاي‌پسماندهاي ويژه نيز مي‌باشند،

موظفند با بهينه‌سازي فرآيند و بازيابي، پسماندهاي خود‌را به حداقل برسانند و درمواردي كه حدود مجاز در آيين‌نامه اجرايي

اين قانون پيش‌بيني‌شده است، در حد مجاز نگهدارند.

 

            ‌ماده 16 - نگهداري، مخلوط كردن، جمع‌آوري، حمل و نقل، خريد و فروش، دفع،‌صدور و تخليه پسماندها در محيط

برطبق مقررات اين قانون و آيين‌نامه اجرايي آن خواهد‌بود. درغير اين صورت اشخاص متخلف به حكم مراجع قضايي به جزاي

نقدي در بار اول‌براي پسماندهاي عادي از پانصد هزار (000  500) ريال تا يكصد ميليون

(000  000  100) ريال و براي ساير پسماندها از دو ميليون (000  000  2) ريال تا يكصد‌ميليون (000 000 100) ريال و

درصورت تكرار، هر بار به دو برابر مجازات قبلي در اين‌ماده محكوم مي‌شوند.

            ‌متخلفين از حكم ماده (13) به جزاي نقدي از دو ميليون (000  000  2) ريال تا‌يكصد ميليون (000  000  100)

ريال و درصورت تكرار به دوبرابر حداكثر مجازات و‌درصورت تكرار مجدد هر بار به دو برابر مجازات بار قبل محكوم مي‌شوند.

 

            ‌ماده 17 - متخلفين از حكم ماده (14) اين قانون موظفند پسماندهاي مشمول‌كنوانسيون بازل را به كشور مبدأ

اعاده و يا درصورت امكان معدوم كردن در داخل تحت‌نظارت و طبق نظر سازمان (‌مرجع ملي كنوانسيون مذكور در ايران) با

هزينه خود به نحو‌مناسب دفع نمايند. در غير اين صورت به مجازاتهاي مقرر در ماده (16) محكوم خواهند‌شد.

 

            ‌ماده 18 - در شرايطي كه آلودگي، خطر فوري براي محيط و انسان دارد، با اخطار‌سازمان و وزارت بهداشت،

درمان و آموزش پزشكي، متخلفين و عاملين آلودگي موظفند‌فوراً اقداماتي را كه منجر به بروز آلودگي و تخريب محيط زيست

مي‌شود متوقف نموده و‌بلافاصله مبادرت به رفع آلودگي و پاكسازي محيط نمايند. درصورت استنكاف، مرجع‌قضايي خارج از

نوبت به موضوع رسيدگي و متخلفين و عاملين را علاوه بر پرداخت‌جريمه تعيين شده ملزم به رفع آلودگي و پاكسازي خواهد

نمود.

 

            ‌ماده 19 - در تمام جرايم ارتكابي مذكور، مرجع قضايي مرتكبين را علاوه بر‌پرداخت جريمه به نفع صندوق دولت،

به پرداخت خسارت به اشخاص و يا جبران‌خسارت وارده بنا به درخواست دستگاه مسؤول محكوم خواهد نمود.

 

            ‌ماده 20 - خودروهاي تخليه‌كننده پسماند در اماكن غيرمجاز، علاوه بر مجازاتهاي‌مذكور، به يك تا ده هفته توقيف

محكوم خواهند شد.

            ‌تبصره - درصورتي كه محل تخليه، معابر عمومي، شهري و بين شهري باشد، به‌حداكثر ميزان توقيف محكوم

مي‌شوند.

 

            ‌ماده 21 - درآمد حاصل از جرايم اين قانون به حساب خزانه‌داري كل كشور واريز و‌همه ساله معادل وجوه واريزي

از محل اعتبارات رديف خاصي كه در قوانين بودجه‌سنواتي پيش‌بيني مي‌شود، دراختيار دستگاههايي كه در آئين‌نامه

اجرايي اين قانون تعيين‌خواهند شد، قرار خواهد گرفت تا صرف آموزش، فرهنگ‌سازي، اطلاع‌رساني و رفع‌آلودگي ناشي از

پسماندها، حفاظت از محيط زيست و تأمين امكانات لازم در جهت‌اجراي اين قانون گردد.

 

            ‌ماده 22 - آئين‌نامه اجرايي اين قانون توسط سازمان با همكاري وزارت كشور و‌ساير دستگاههاي اجرايي ذي‌ربط

حداكثر ظرف مدت شش ماه تهيه و به تصويب‌هيأت‌وزيران مي‌رسد.

 

            ‌ماده 23 - نظارت و مسؤوليت حسن اجراي اين قانون برعهده سازمان مي‌باشد.

            ‌قانون فوق مشتمل بر بيست و سه ماده و نه تبصره در جلسه علني روز يكشنبه‌مورخ بيستم ارديبهشت ماه

يكهزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي‌تصويب و در تاريخ 1383.3.9 به تأييد شوراي نگهبان رسيده است.

 

مدیریت پسماند

تعريف مديريت پسماند

يعني فراهم نمودن امكانات :

كاهش توليد پسماندها ازطريق الگوي صحيح مصرف و تفكيك پسماندها در مبدأ از طريق آموزش

مكانيزه نمودن جمع آوري پسماندها

بازيافت پسماندهاي بازيافتي ( پسماندهاي آلي و پسماندهاي خشك بازيافتي )

پردازش (بي خطر نمودن ) پسماندهاي غير بازيافتي

براي انواع پسماندها

پسماندهاي آلي ( غذايي ـ باغچه اي )

پسماندهاي خشك بازيافتي ( كاغذ ، شيشه ، فلز ، پلاستيك )

پسماندهاي ويژه : خطر ناك صنعتي ، بيمارستاني

پسماندهاي دفني ( غير بازيافتي )

نخاله هاي ساختماني

براساس شرايط و موقعيت جغرافيايي ، اجتماعي و اكولوژي هر منطقه هماهنگ وهمزمان،زيرا تحقق توسعه پايدار درصورتي امكان پذير خواهد بود كه تمامي اجزاي سيستم با هم هماهنگ باشند .

تعاريف بخش هاي مديريت پسماند

آموزش

اجراي طرح آموزش با اهداف ارتقاء فرهنگ زيست محيطي در بين تمامي اقشار شهروندان جهت :

كاهش توليد پسماندها از طريق الگوي صحيح مصرف

همكاري و جذب مشاركت عمومي در اجراي طرح تفكيك پسماندها در مبدا

تفكيك پسماندها

در جوامع پيشرفته تفكيك پسماندها درمبدا جزء قوانين اصلي مديريت پسماند مي باشد ، زيرا پردازش پسماندها به وسيله ماشين آلات يا پردازش پسماندهابه روش دفن اصولي يا پسماند سوز ( زباله سوز ) بسيار پرهزينه و زمين محل هاي دفن محدود مي باشد . بنابراين تفكيك پسماندها به بخش هاي بازيافتي
و غيربازيافتي هم توجيه اقتصادي داشته و هم توجيه اكولوژي
( استفاده مجددمواد،صرفه جويي هزينه هاي محل دفن و … )
واين درصورتي ممكن خواهد بود كه برنامه آموزش عمومي
به صورت جامع و مرتبط به شهروندان ارائه شود .

مكانيزه نمودن جمع آوري پسماندها

مديريت جمع آوري پسماندها بر اساس نوع پسماندهاي تفكيك شده ازاصول مهم مديريت پسماند است ، زيرا درصورتي آموزش و تفكيـك نتيجه بخش خواهد بود كه جمع آوري پسماندهـا طبق برنامه زمانبنـدي و منظـم بر اسـاس شرايط منطقـه و نوع پسماند صورت گيرد .

 

بازيافت

بازيافت پسماندها يا استفاده مجدد پسماندها ( يا تبديل آن به مواد ديگر ) هم به لحاظ كاهش حجم پسماندها و آلاينده هاي محل دفن و در نتيجه كاهش هزينه هاي مربوط به آن و هم به عنوان مواد اوليه يكي از شاخص ترين فاكتورهاي مديريت پسماند است. بنابراين ضرورت دارد واحدهاي بيوكمپوست
و ديگر واحدهاي بازيافت ( كاغذ ، فلز ، پلاستيك ، شيشه ) در منطقه احداث باشد تا طرح‌هاي آموزش ، تفكيك و جمع آوري پسماندها به طور جامع اجرا شود .

تعريف بيوكمپوست

كمپوست حاصل از فرآيند بيولوژيكي پسماندهاي آلي تفكيك شده در مبدأ را بيوكمپوست مي نامند .

پردازش پسماندها به روش كاهش حجم
فيزيكي ـ بيولوژيكيدر جوامع پيشرفته جهت پيشگيري از آلودگي هاي ناشي از محل دفن و همچنين جلوگيري از هد رفتن زمين براي محل دفن ، سيستم ها و روش هايي اجرا و قانونمند شده است به طوري كه تا آنجا كـه ممكن است پسماندهاي بازيافتي تفكيك و سپس پسماندهـاي غيـربازيـافـتي يا دفني را ( به سيستم كاهش حجم فـيزيـكي- بيولوژيكي) پردازش و سيستم نگهداري خشك به عنوان مواد قابل سوخت جهت توليد انرژي استفاده مي شود . به اين طريق نه فقط زمين براي محل دفن از بين نخواهد رفت بلكه از آلودگي هاي ناشي از پسماند هم جلوگيري مي شود .

اهداف مديريت پسماند

حفاظت محيط زيست منطقه ( آب ، خاك و هوا )در جهت توسعه پايدار به طوري كه انگيزه شخصي شهروندان شود .

ايجاد راه حل مناسب براي بازيافت مواد به طوري كه تا آنجا كه ممكن است توجيه اقتصادي داشته باشد ، يعني با هزينه كم ، مواد با كيفيت و با ارزش توليد شود .

ايجاد اشتغال با محيط كار سالم و حقوق كافي در منطقه .

استفاده بهينه با برنامه ريزي اصولي از امكانات فني تكنيك منطقه اي .

 تعريف كمپوست

كمپوست كه در زبان لاتين به معني مواد مخلوط در هم به طور طبيعي گفته مي شود ، حاصل يك فرآيند بيولوژيكي است ، كه طي آن پسماندهايي كه منشاءآلي دارند(پسماندهاي غذايي و باغچه اي وشاخ و برگ و درختان و ضايعات سلولزي ـ كاغذي ) بر اثر فعاليت يك سري ميكروارگانيسم هاي موجود در پسماندهاي آلي ( قارچ ها و باكتري هاي گرمادوست ) به سرعت تغيير تركيب داده و به حالت ثابت در مي آيد . اين عمل را تخمير مواد آلي هم مي نامند .

 دسته بندي كمپوست براساس منشاء

كمپوست معمولي يا كمپوست پسماند مخلوط :

كمپوست حاصل از فرآيند بيولوژيكي تفكيك پسماندهاي آلي در محل طرح را ، كمپوست معمولي يا كمپوست پسماند مي نامند .

اولين سيـستم هاي كمپوسـت براساس تفكـيك پسماندها در محل واحد طـرح اجرا گرديـد .

در اين سيستم تمامي پسماندهاي يك شهر به محل واحد توليدكمپوست انتقال يافته
با صرف هزينه بسيار و مصرف انرژي فراوان جداسازي مي گردد . يعني پسماندها به وسيله سرند ( قطر منفذ 50 الي80 ميليمتر ) به دو دسته ريز و درشت تفكيك مي گردد و آهنربا فلزات را جداسازي مي كند و بعـد از ايـن مرحله نيـز پسماندهاي ريزتر به وسيله كارگـران جداسـازي مي شـود .

موادآلوده وخطرناك مثل فلزات سنگين ( سرب ، جيوه و ... ) و مواد شيمي ارگانيك (رنگ ها،حشره كش ها و ضايعات صنعتي) كه همراه پسماندهاواردمحل توليد مي شود،قابل جداسازي نيست و مشـكلات زيـادي را ايجـاد مي كنـد .

در ايـن سيـستم باز هم درصد ناخالصـي هاي فيـزيكي (شيشه ، سنگ و غيره ) موجود دركمپوست بسيار بالا است .

امـروزه در زبان علمي به سيستم هايي كه تفكيك پسماندها را در محل طرح انجـام مي دهنـد ديگر واحد كمپوست نمي گويند ، بلكه واحـد پـردازش پسماندها به روش كاهش حجم فيزيكي ـ بيولوژيكي ناميده مي شوند .

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی 

قانون پسماند

قانون مديريت پسماندها

 ماده 1- جهت تحقق

 اصل پنجاهم (50) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران و به منظور حفظ محيط زيست كشور از آثار زيانبار پسماندها و مديريت بهينه آنها، كليه وزارتخانه و سازمانها و موسسات و نهادهاي دولتي و نهادهاي عمومي غيردولتي كه شمول قانون برآنها مستلزم ذكر نام مي باشد و كليه شركتها و موسسات و اشخاص حقيقي و حقوقي ،  موظفند مقررات و سياستهاي مقرر در اين قانون را رعايت نمايند. 

ماده 2- عبارات و اصطلاحاتي كه در اين قانون به كار رفته است،‌داراي معاني زير مي باشد:‌

الف- سازمان : سازمان حفاظت محيط زيست

ب – پسماند:  به مواد جامد، مايع و گاز (غير از فاضلاب) گفته مي شود كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم حاصل از فعاليت انسان بوده و از نظر توليد كننده‌،‌ زائد تلقي مي شود. پسماندها به پنج گروه تقسيم مي شوند:

1- پسماندهاي عادي : به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به صورت معمول از فعاليتهاي روزمره انسانها در شهرها، روستاها و خارج از آنها توليد مي شود، از قبيل زباله هاي خانگي و نخاله هاي ساختماني .

2- پسماندهاي پزشكي (بيمارستاني) : به كليه پيشماندهاي عفوني و زيان آور ناشي از بيمارستانها ، مراكز بهداشتي ، درماني ، آزمايشگاههاي تشخيص طبي و ساير مراكز مشابه گفته مي شود. ساير پسماندهاي خطرناك بيمارستاني از شمول اين تعريف خارج است.

3- پسماندهاي ويژه :‌ به كليه پسماندهايي گفته مي شود كه به دليل بالا بودن حداقل، يكي از خواص خطرناك ،  از قبيل سميت، بيماري زايي ، قابليت انفجار يا اشتعال، خورندگي و مشابه آن به مراقبت ويژه نياز داشته باشد و آن دسته از پسماندهاي پزشكي و نيز بخشي از پسماندهاي عادي ، صنعتي ، كشاورزي كه نياز به مديريت خاص دارند،  جز پسماندهاي ويژه محسوب مي شوند.

4- پسماندهاي كشاورزي :‌ به پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي توليدي در بخش كشاورزي گفته مي شود از قبيل فضولات،‌لاشه حيوانات (دام، طيور و آبزيان) محصولات كشاورزي فاسد يا غيرقابل مصرف.

5- پسماندهاي صنعتي :‌ به كليه پسماندهاي ناشي از فعاليتهاي صنعتي و معدني و پسماندهاي پالايشگاهي صنايع گاز،‌نفت و پتروشيمي و نيروگاهي و امثال آن گفته مي شود از قبيل براده ها ، سرريزها و لجن هاي صنعتي .

ج – مديريت اجرايي پسماند:‌شخصيت حقيقي يا حقوقي است كه مسئول برنامه ريزي، ساماندهي، مراقبت و عمليات اجرايي مربوط به توليد، جمع آوري، ذخيره سازي ، جداسازي‌، حمل و نقل ، بازيافت، پردازش و دفع پسماندها و همچنين آموزش و اطلاع رساني در اين زمينه مي باشد.

1- دفع: كليه روشهاي از بين بردن يا كاهش خطرات ناشي از پسماندها، از قبيل بازيافت، دفن بهداشتي ، زباله سوزي

2- پردازش:‌ كليه فراينده هاي مكانيكي ، شيميايي ، بيولوژيكي  كه منجر به تسهيل در عمليات دفع گردد.

د- منظور از آلودگي ، همان تعريف مقرر در ماده (9) قانو حفاظت و بهسازي محيط زيست – مصوب 28/3/1353- است.

تبصره 1- پسماندهاي پزشكي و نيز بخشي از پسماندهاي عادي ، صنعتي و كشاورزي كه نياز به مديريت خاص دارند، جز پسماندهاي ويژه محسوب مي شوند.

تبصره 2- فهرست پسماندهاي ويژه از طرف سازمان ، با همكاري دستگاههاي ذيربط تعيين و به تصويب شوراي عالي حفاظت محيط زيست ، خواهد رسيد.

تبصره 3- پسماندهاي ويژه پرتوزا، تابع قوانين و مقررات مربوط به خود مي باشند.

تبصره 4- لجن هاي حاصل از تصفيه فاضلاب هاي شهري و تخليه چاههاي جذبي فاضلاب خانگي در صورتي كه خشك يا كم رطوبت باشند، در دسته پسماندهاي عادي قرار خواهند گرفت.

ماده 3- موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران موظف است با همكاري وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي و ساير دستگاهها حسب مورد، استاندارد كيفيت و بهداشت محصولات و مواد بازيافتي و استفاده هاي مجاز آنها را تهيه نمايد.

ماده 4- دستگاههاي اجرايي  ذيربط موظفند جهت بازيافت و دفع پسماندها ، تدابير لازم را به ترتيبي كه در آيين نامه هاي اجرايي اين قانون مشخص خواهد شد، اتخاذ نمايند. آيين نامه اجرايي مذكور مي بايستي در برگيرنده موارد زير نيز باشد:‌

1- مقررات تنظيم شده موجب گردد تا توليد و مصرف ، پسماند كمتري ايجاد نمايد.

2-  تسهيلات لازم براي توليد و مصرف كالاهايي كه بازيافت آنها سهل تر است ،‌فراهم شود و توليد و واردات محصولاتي كه دفع يا بازيافت پسماند آنها مشكل تر است ، محدود شود.

3- تدابيري اتخاذ شود كه استفاده از مواد اوليه بازيافتي  در توليد گسترش يابد.

4-  مسئوليت تامين و پرداخت بخشي از هزينه هاي بازيافت بر عهده توليد كنندگان محصولات قرار گيرد.

ماده 5- مديريت هاي اجرايي پسماندها ، موظفند براساس معيارها و ضوابط وزارت بهداشت، درمان و آموزش ترتيبي اتخاذ نمايند تا سلامت ، بهداشت و ايمني عوامل اجرايي تحت نظارت آنها تامين و تضمين شود.

ماده 6- سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و ساير رسانه هايي كه نقش اطلاع رساني دارند و همچنين دستگاههاي آموزشي و فرهنگي ، موظفند جهت اطلاع رساني و آموزش ،  جداسازي صحيح، جمع آوري و بازيافت پسماندها،‌اقدام و با سازمانها و مسئولين مربوط همكاري نمايند.

تبصره – وزارتخانه هاي جهاد كشاورزي ، صنايع و معادن ، كشور و بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي به منظور كاهش پسماندهاي كشاورزي ، موظفند نسبت به اطلاع رساني و آموزش روستائيان و توليد كنندگان ، اقدام لازم را به عمل آورند.

ماده 7- مديريت اجرايي كليه پسماندها غير از صنعتي و ويژه در شهرها و روستاها و حريم آنها به عهده شهرداري و دهياري ها و در خارج از حوزه و وظايف شهرداري ها و دهياري ها به عهده بخشداري ها مي باشد. مديريت اجرايي پسماندهاي صنعتي ويژه به عهده توليد كننده خواهد بود. در صورت تبديل آن به پسماند عادي  به عهده شهرداريها ، دهياريها و بخشداريها خواهد بود.

تبصره – مديريت هاي اجرايي مي توانند تمام يا بخشي از عمليات مربوط به جمع آوري ، جداسازي و دفع پسماندها را به اشخاص حقيقي و حقوقي واگذار نمايند.

ماده 8- مديريت اجرايي مي تواند هزينه هاي مديريت پسماندها را از توليد كننده  پسماند با تعرفه اي كه طبق دستورالعمل وزارت كشور توسط شوراهاي اسلامي بر حسب نوع پسماند تعيين مي شود ، دريافت نموده و فقط صرف هزينه هاي مديريت پسماند نمايد.

ماده 9- وزارت كشور با هماهنگي سازمان ، موظف است برنامه ريزي و تدابير لازم براي جداسازي پسماندهاي عادي را به عمل آورده و برنامه زمان بندي آن را تدوين نمايد. مديريت هاي اجرايي مندرج در ماده (7) اين قانون موظفند  در چارچوب برنامه فوق و در مهلتي كه در آيين نامه اجرايي اين قانون، پيش بيني مي شود، كليه پسماندهاي عادي را به صورت تفكيك شده جمع آوري ، بازيافت يا دفن نمايند.

ماده 10- وزارت كشور موظف است در اجراي وظايف مندرج در اين قانون، ظرف مدت شش ماه پس از تصويب اين قانون ، نسبت به تهيه دستورالعمل تشكيلات و ساماندهي مديريت اجرايي پسماندها در شهرداريها، دهياري ها و بخشداري ها اقدام نمايد.

ماده 11- سازمان موظف است با همكاري وزارتخانه هاي بهداشت، درمان و آموزش پزشكي ( در مورد پسماندهاي پزشكي)، صنايع و معادن ، نيرو و نفت (در مورد پسماندهاي صنعتي و معدني)‌، جهاد كشاورزي (در مورد پسماندهاي كشاورزي)‌ضوابط و روشهاي مربوط به مديريت اجرايي پسماندها را تدوين و در شوراي عالي حفاظت محيط زيست  به تصويب برساند، وزارتخانه هاي مذكور مسئول نظارت بر اجراي ضوابط و روشهاي مصوب هستند.

ماده 12- محل هاي دفن پسماندها براساس ضوابط زيست محيطي توسط وزارت كشور با هماهنگي سازمان و وزارت جهاد كشاورزي تعيين خواهد شد.

تبصره 1- شوراي عالي شهرسازي و معماري موظف است در طرحهاي ناحيه اي جامع،‌ مناطق مناسبي را براي دفع پسماندها در نظر بگيرد.

تبصره 2- وزارت كشور موظف است اعتبارات،‌تسهيلات و امكانات لازم راجهت  ايجاد و بهره برداري از محل هاي دفع پسماندها راسا يا توسط بخش خصوصي فراهم نمايد.

ماده 13- مخلوط كردن پسماندهاي پزشكي با ساير پسماندها و تخليه و پخش آنها در محيط و يا فروش ،  استفاده و بازيافت اين نوع پسماندها ممنوع است.

ماده 14- نقل و انتقال برون مرزي  پسماندهاي ويژه تابع مقررات كنوانسيون بازل و با نظارت مرجع ملي كنوانسيون خواهد بود. نقل و انتقال درون مرزي پسماندهاي ويژه تابع آيين نامه اجرايي مصوب هيات وزيران خواهد بود.

ماده 15- توليد كنندگان آن دسته از پسماندهايي كه داراي يكي از ويژگي هاي پسماندهاي ويژه نيز مي باشند، موظفند با بهينه سازي فرآيند و بازيابي، پسماندهاي خود را به حداقل برسانند و در مواردي كه حدود مجاز در آيين نامه اجرايي اين قانون پيش بيني شده است ، در حد مجاز ، نگهدارند.

ماده 16- نگهداري ، مخلوط كردن، جمع آوري ، حمل و نقل ، خريد و فروش ، دفع، صدور تخليه پسماندها در محيط بر طبق مقررات اين قانون و آيين نامه اجرايي آن خواهد بود. در غير اين صورت اشخاص متخلف به حكم مراجع  قضايي به جزاي نقدي در بار اول پسماندهاي عادي از پانصد هزار (500000) ريال تا يكصد ميليون

(100000000) ريال و براي ساير پسماندها از دو ميليون (2000000) ريال تا يكصد ميليون (100000000) ريال و در صورت تكرار، هر بار دو برابر مجازات قبلي در اين ماه محكوم مي شوند.

متخلفين از حكم ماده (13)‌ به جزاي نقدي از دو ميليون (2000000)‌ ريال تا يكصد ميليون (100000000)‌ ريال و در صورت تكرار به دو برابر حداكثر مجازات و در صورت تكرار مجدد هر بار به دو برابر مجازات بار قبل محكوم مي شوند.

ماده 17- مخالفين از حكم ماده (14)‌ اين قانون موظفند پسماندهاي مشمول كنوانسيون بازل را به كشور مبدا اعاده و يا در صورت امكان معدوم كردن در داخل تحت نظارت و طبق نظر سازمان (مرجع ملي كنوانسيون مذكور در ايران)‌ با هزينه خود به نحو مناسب دفع نمايند. در غير اين صورت به مجازاتهاي مقرر در ماده (16)  محكوم خواهند شد.

ماده 18- در شرايطي كه آلودگي ،‌خطر فوري براي محيط و انسان دارد، با اخطار سازمان و وزارت بهداشت ،‌درمان و آموزش پزشكي ، متخلفين و عاملين آلودگي موظفند فورا اقداماتي را كه منجر به بروز آلودگي  و تخريب محيط زيست مي شود متوقف نموده و بلافاصله مبادرت به رفع آلودگي   و پاكسازي محيط نمايند. در صورت استنكاف ، مرجع قضايي خارج از نوبت به موضوع رسيدگي و متخلفين و عاملين را علاوه بر پرداخت جريمه  تعيين شده ، ملزم به رفع آلودگي و پاكسازي خواهد نمود.

ماده 19- در تمام جرايم ارتكابي مذكور ، مرجع قضايي مرتكبين را علاوه بر پرداخت جريمه  به نفع صندوق دولت ، به پرداخت  خسارت به اشخاص و يا جبران خسارت وارده ، بنا به درخواست  دستگاه مسئول محكوم خواهد نمود.

ماده 20- خودروهاي تخليه كننده پسماند در اماكن غيرمجاز، علاوه بر مجازاتهاي مذكور، به يك تا ده هفته توقيف محكوم خواهند شد.

تبصره – در صورتي كه محل تخليه ، معابرعمومي ، شهري و بين شهري باشد، به حداكثر ميزان توقيف محكوم مي شوند.

ماده 21- درآمد حاصل از جرايم اين قانون به حساب خزانه داري كل كشور واريز و همه ساله  معادل وجوه واريزي از محل  اعتبارات رديف خاصي كه در قوانين بودجه سنواتي  پيش بيني مي شود،‌ در اختيار دستگاههايي كه در آيين نامه اجرايي اين قانون تعيين خواهند شد، قرار خواهد گرفت تا صرف آموزش ، فرهنگ سازي ، اطلاع رساني و رفع آلودگي ناشي از پسماندها ، حفاظت از محيط زيست و تامين امكانات لازم در جهت اجراي اين قانون گردد.

ماده 22- آيين نامه اجرايي اين قانون توسط سازمان با همكاري وزارت كشور و ساير دستگاههاي اجرايي ذيربط حداكثر ظرف مدت شش ماه تهيه و به تصويب هيات وزيران مي رسد.

مده 23- نظارت و مسئوليت حسن اجراي اين قانون بر عهده سازمان مي باشد. قانون فوق مشتمل بر بيست و سه ماده و نه تبصره  در جلسه علني روز يكشنبه مورخ بيستم  ارديبهشت ماه يكهزار و سيصد و هشتاد و سه مجلس شوراي اسلامي  تصويب و در تاريخ  9/3/1383  به تاييد شوراي نگهبان رسيده است.

 غلامعلي حداد عادل- رييس مجلس شوراي اسلامي

 

آيين نامه اجرايي قانون مديريت پسماندها
ماده 1- علاوه بر عبارات و اصطلاحات مندرج در ماده (2) قانون مديريت پسماندها – مصوب 1383-، عبارات و اصلاحات زير در معاني مشروح مربوط به كار مي رود:
1- قانون: قانون مديريت پسماندها – مصوب 1383
2- جداسازي: جدا كردن زباله ها از يكديگر
3- بازيافت: فرايند تبديل پسماند به مواد يا انرژي قابل استفاده مجدد
4- كارگروه ملي: كارگروه ملي مديريت پسماندها
5- صندوق: صندوق ملي محيط زيست (موضوع بند ((ب)) ماده (68) قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران – مصوب 1383)
6- موسسه استاندارد: موسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران
7- جزء ويژه: آن دسته از پسماندهاي ويژه ايجاد شده توسط اشخاصي كه عمدتاً توليد كننده پسماند عادي هستند

8- سازمان: سازمان حفاظت محيط زيست
ماده 5- وزارت كشور بايد با هماهنگي سازمان شيوه نامه هاي اجرايي مديريت پسماندهاي عادي و كشاورزي و پسماند ويژه تبديل شده به پسماند عادي از قبيل توليد، ذخيره سازي، جمع آوري، جداسازي، حمل و نقل، بازيافت، پردازش و دفع را با رعايت ماده (11) قانون، شش ماه پس از ابلاغ اين آيين نامه تهيه و به مورد اجرا گذارد.
تبصره – شيوه نامه هاي موضوع اين ماده پس از تهيه و انتشار در روزنامه رسمي جمهوري اسلامي ايران به منزله اعلام بوده و لازم الاجرا مي باشد.
ماده 8- توليد كنندگان پسماند عادي و اشخاص حقيقي و حقوقي مسئول مراكز و مجتمع ها و شهركها، اردوگاهها، سربازخانه ها، واحدها و مجتمع هاي تجاري، خدماتي، آموزشي، تفريحي و تفرجگاهي در قبال مديريت اجرايي پسماند عادي پاسخگو بوده و ملزم به رعايت مقررات و شيوه نامه هاي آيين نامه مي باشند.
ماده 12- توليد كنندگان و واردكنندگان اقلام مشروح زير بايد پسماند حاصل از كالاهاي خود را بازيافت نمايند. در صورتي كه نتوانند به اين امر اقدام نمايند، بايد برابر نيم در هزار ارزش كالا را همزمان با فروش و يا ورود به صندوق پرداخا نمايند. صندوق بايد به نسبت بازيافت پسماند حاصل از هر يك از اقلام مزبور، مبالغ دريافتي را در اختيار واحدهاي بازيافت كننده آن قلم از پسماند قرار دهد متخلفين به مجازاتهاي تعيين شده در ماده (16) قانون محكوم خواهند شد.
1- مواد پليمري از قبيل پلاستيكها PET و لاستيك 2- كالاهاي شيشه اي، كريستال 3- اشياي ساخته شده از فلزات ساده و آلياژي 4- اشياي ساخته شده از چوب و نئوپان 5- كالاهاي ساخته شده از كاغذ و مقوا 6- انواع روغنهاي روانكار 7- كالاهايي كه حداقل از دو جزء شيشه، فلز، پليمر، سلولز تشكيل شوند 8- لوازم برقي و الكترونيكي 9- انواع مصالح ساختماني و از نوع كاني هاي غير فلزي
تبصره 1- واحدهاي توليدي كه از مواد اوليه بازيافتي استفاده مي كنند، به ازاي استفاده از اينگونه مواد از پرداخت مبلغ تعيين شده معاف خواهند بود.
تبصره 2- واحدهاي توليدي كه محصولات خود را صادر مي كنند و يا وارد كنندگاني كه كالاي خود را مرجوع مي كنند به ازاي ميزان كالاي صادر شده و يا مرجوعي، از پرداخت مبلغ تعيين شده معاف خواهند بود.
تبصره 3- تجديد نظر در اقلام و مبلغ مذكور حسب مورد پس از طرح در كارگروه ملي با پيشنهاد سازمان و تصويب هيات وزيران خواهد بود.
ماده 13- توليد كنندگان و كساني كه مسئوليت بسته بندي مواد و محصولاتي كه منجر به ايجاد پسماندهاي ويژه مي گردند (از جمله سموم و كودهاي شيميايي) بايد نحوه استفاده، نگهداري، حمل و نقل و دفع پسماندهاي حاصل از مصرف و نيز اشياء و مواد آلوده شده به آنها را پس از تاييد مراجع ذيربط، بر روي بسته بندي درج نمايند.

 ماده 14- وزارت امور اقتصادي و دارايي بايد از طريق گمركات، از ورود كالاهايي كه بر اساس فهرست اعلام شده از سوي سازمان، داراي پسماند ويژه غير مجاز مي باشد جلوگيري نمايد.
ماده 15- سازمان بايد نسبت به تدوين فهرست كالاهايي كه پس از مصرف، پسماند بيشتر يا پسماند يا بازيافت مشكل تر و يا پسماند خطرناك ايجاد مي كند و شيوه نامه نحوه مديريت آنها را تهيه و حسب مورد به دستگاه ذيربط اعلام نمايد.
ماده 16- موسسه استاندارد بايد ظرف يكسال پس از ابلاغ اين آيين نامه استانداردهاي زير را تدوين نمايد:
1- استاندارد كاغذ و پلاستيك بازيافتي و موارد مجاز استفاده آنها از جنبه هاي فني و بهداشتي
2- استانداردهاي كود آلي به خصوص كود كمپوست حاصل از پردازش پسماندهاي عادي و كشاورزي
3- استاندارد تاسيسات و تجهيزات مرتبط با مديريت پسماندها از جمله دستگاههاي زباله سوز و نوع پسماندهاي مورد پذيرش از جنبه فني و بهداشتي
4- استاندارد علايم نشان دهنده نوع و جنس پلاستيكها و نيز پلاستيكهاي قابل تجزيه در طبيعت
5- استاندارد ساير مواردي كه حسب مورد از سوي كارگروه ملي پيشنهاد مي شود.
ماده 18- سازمان مديريت و برنامه ريزي بايد با همكاري دستگاههاي اجرايي ذيربط در هر مورد، نسبت به تشخيص صلاحيت مشاوران و پيمانكاران ذيصلاح حقيقي و حقوقي اقدام نمايد.
ماده 19 توليد كنندگان پسماندهاي ويژه مندرج در جدول شماره (1) ملزم به كاهش مقدار و يا شدت آلودگي پسماندها مطابق جدول مذكور بوده و بايد پسماند توليدي و ظرفيت فعاليت خود را در فرمهاي اظهارنامه ثبت و به سازمان گزارش نمايند. جدول مذكور حسب مورد با پيشنهاد سازمان (كارگروه ملي) و به تصويب هيات وزيران قابل تغيير مي باشد.
متخلفين از مفاد اين ماده به حداكثر مجازات مقرر در ماده (16) قانون محكوم خواهند شد سازمان بايد ظرف شش ماه پس از ابلاغ اين آيين نامه، نسبت به تهيه فرمهاي اظهار نامه مربوط اقدام نمايد.
                          جدول شماره (1): موضوع ماده (19)

 

توليد كنندگان پسماند                 

نوع پسماندها

ميزان پسماند و يا مشخصات آن

واحدهاي تصفيه دوم روغن  

مجموع پسماندها

حداكثر تا 20 درصد وزن روغن پايه توليدي

واحدهاي كلر الكالي با سل جيوه

پسمانده هاي جيوه اي خشك

حداكثر تا 5/2 درصد وزن كلر توليدي

توليد روي به روش انحلال در اسيد

مجموع پسماندها

حداكثر تا 4 برابر وزن روي توليدي

 

ماده 20- كليه توليد كنندگان، وارد كنندگان و توزيع كنندگان كالا و مواد بايد مشخصات، مقدار و نحوه مديريت پسماند ويژه خود را به شرح مندرج در اظهارنامه، به سازمان و دستگاه ذيربط ارايه نمايند. متخلفين از مفاد اين ماده به مجازاتهاي مقرر در ماده (16) قانون محكوم خواهند شد.
ماده 21- پسماندهاي دامپزشكي به عنوان پسماندهاي ويژه كشاورزي، مشمول ماده (11) قانون مي باشند.
ماده 22- سازمان بايد با رعايت ماده (11) قانون، بر اساس كميت و كيفيت پسماندهاي ويژه صنعتي، محلهاي مناسب دفع آنها را مطالعه و به وزارتخانه هاي كشور و صنايع و معادن پيشنهاد نمايد.
ماده 33- نقل و انتقال درون مرزي پسماندهاي ويژه، تابع آيين نامه اجرايي حمل و نقل مواد خطرناك (موضوع تصويب نامه شماره 44870/ت 22029 ه مورخ 27/12/1380 هيات وزيران) و اصلاحيه هاي بعدي آن خواهد بود.
ماده 34- كليه اشخاص حقيقي و حقوقي كه مبادرت به نقل و انتقال برون مرزي پسماندهاي ويژه مي نمايند بايد مفاد كنوانسيون بازل را رعايت نموده و اطلاعات لازم را در اختيار سازمان (مرجع ملي كنوانسيون بازل) قرار دهند. اشخاص حقيقي و حقوقي كه مفاد كنوانسيون را رعايت نكنند يا اطلاعات نادرست به سازمان ارائه نمايند به حداكثر مجازاتهاي تعيين شده در ماده (16) قانون محكوم خواهند شد.
ماده 35- زباله هاي دريايي و مصالح دريايي تابع ضميمه پنجم كنوانسيون MARPOL و كنوانسيون دفع مواد زايد در دريا بوده و كارگروه ملي بايد در تدوين ضوابط و شيوه نامه هاي مربوط، مفاد كنوانسيون مزبور را لحاظ نمايد.
ماده 39- دستگاههاي مشمول ماده (21) عبارتند از وزارت كشور (بخشداريها)، سازمان شهرداريها و دهياريهاي كشور (شهرداريها و دهياريها) سازمان حفاظت محيط زيست وزارت جهاد كشاورزي، وزارت صنايع و معادن، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي و وزارت راه و ترابري

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی 

 

پسماند و قانون آن

قانون مدیریت پسماند(مصوب 20/2/1383 مجلس شورای اسلامی)

قانون مدیریت پسماند در تاریخ بیستم اردیبهشت ماه 1383 در مجلس شورای اسلامی تصویب و در تاریخ 9/3/83 به تأیید شورای نگهبان رسیده و جهت اجرا به سازمان حفاظت محیط زیست و وزارت کشور ابلاغ گردیده است.

در ماده یک این قانون آمده است:« جهت تحقق اصل پنجاهم قانون اساسی مدیریت بهینه آنها، کلیه وزارتخانه ها و سازمان ها و مؤسسات و نهادهای دولتی و نهادهای عمومی غیردولتی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام است و کلیه شرکت ها و مؤسسات و اشخاص حقیقی و حقوقی موظفند مقررات و سیاست های مقرر در این قانون را رعایت کنند.»

وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران برای ساختار مدیریت پسماند برای شهرهای با جمعیت معین نمودار سازمانی خاصی را تصویب نموده است. سازمان مذکور براساس ماده 84 قانون شهرداری و بند پانزده ماده 71 قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران مصوب 1/3/75 و ماده 10 قانون پسماند مصوب سال 1383 تأسیس سازمان مدیریت پسماند را که وابسته به شهرداری می باشد در مراکز استانها و شهرداری با جمعیت بیش از 200000 نفر تصویب نموده است.

سازمانهای مدیریت پسماند شهرداری های کشور در راستای اجرای هرچه بهتر قانون تشکیل می گردد و ارتقاء جایگاه تخصص سازمان، استفاده بهینه از توان و امکانات بخش خصوصی، توسعه بعد مدیریتی نظارت و اجتناب از امانی کاری در اولویت های ویژه وظایف آنان خواهد بود.

 

ادامه نوشته

پسماند

نکته نظرات و پیشنهادات در رابطه با مدیریت پسماند

پسماند: به مواد جامد،مایع و گاز (غیر از فاضلاب)گفته می شود که بطور مستقیم یا غیر مستقیم حاصل از فعالیت انسان بوده واز نظر تولید کننده زائد تلقی می شود .

پسماند ها به پنج گروه تقسیم می شوند:

1 – پسماندهای عادی: به کلیه پسماندهایی گفته می شود که بصورت معمول از فعالیت های روزانه مردم در شهرها ،روستاها و خارج از آنها تولید می شود.ازقبیل زباله های خانگی و نخاله های ساختمانی.

2 – پسماندهای بیمارستانی یا پزشکی:به تمامی پسماندهای عفونی و زیان آور ناشی از بیمارستانها ، مراکز بهداشتی ، درمانی ، آزمایشگاهها تشخیص طبی و سایر مراکز شبانه گفته می شود.

3 – پسماندهای ویژه: به آندسته از پسماندهایی گفته می شود که بدلیل بالا بودن حداقل یکی از خواص خطرناک ،از قبیل سمیت، بیماری زائی ،قابلیت انفجار یا اشتعال ، خورندگی و مشابه آن به مراقبت ویژه نیاز داشته باشد و همچنین آندسته از پسماندهای بیمارستانی و نیز بخشی از پسماندهای عادی ،صنعتی و کشاورزی که نیاز به مدیریت خاص دارند جزء پسماندهای ویژه محسوب می شوند.

4 – پسماندهای کشاورزی : به پسماندهای ناشی از فعالیت های تولیدی در بخش کشاورزی گفته می شود از قبیل : فضولات ،لاشه حیوانات (دام ، طیور ، آبزیان ) محصولات کشاورزی فاسد یا غیر قابل مصرف.

5 – پسماندهای صنعتی : به کلیه پسماند ناشی از فعالیتهای صنعتی و معدنی و پسماندهای پالایشگاهی صنایع گاز ، نفت ، پتروشییمی و نیروگاهی و امثال آن گفته می شود از قبیل براده ها ، سریزها ، لجن های صنعتی.

آنچه درابطه با موضوع پسماند مهم است مدیریت پسماند است که تعاریف آن در این رابطه            می پردازیم

 

تعریف مدیرت پسماند:

کاهش تولید زباله ها از طریق الگوی صحیح مصرف و تفکیک زباله ها در مبدا از طریق آموزش مکانیزه نمودن جمع آوری زباله ها.

انواع پسماندها

1 پسماندهای آلی(غذایی ،باغچه ای)

2 پسماندهای خشک بازیافتی( کاغذ ، شیشه ، فلز ، پلاستیک )

3 پسماندهای ویژه (خطرناک صنعتی ، بیمارستانی )

4 پسماندهای دفنی (غیر بازیافتی)

5 نخاله های ساختمانی

روشهای مهم  مدیریت پسماند یا مدیریت زباله

-آموزش: اجرای طرح آموزش با اهداف ارتقاء فرهنگ زیست محیطی در بین تمامی شهروندان جهت کاهش تولید زباله ها از طریق الگوی صحیح مصرف

- همکاری و جذب مشارکت عمومی در اجرای طرح تفکیک زباله ها در مبدا

- تفکیک پسماندها یا زباله ها:

تفکیک پسماندها در مبدا جزء قوانین اصلی مدیریت پسماند می باشد زیرا پردازش پسماندها بوسیله ماشین آلات یا  پردازش پسماندها به روش دفن اصولی یا زباله سوز هزینه زیاد و زمین محل دفن محدود می باشد. پس بنابراین تفکیک زباله ها به بخش های بازیافتی و غیر بازیافتی هم توجیه اقتصادی داشته باشد و هم توجیه اکولوژی.

 

 

 

 

 

-       مکانیزه نمودن جمع آوری پسماندها:

مدیریت جمع آوری پسماندها بر اساس نوع پسماندهای تفکیک شده از اصول مهم مدیریت پسماند می باشد زیرا در صورتی آموزش و تفکیک نتیجه بخش خواهد بود که جمع آوری پسماندها طبق برنامه زمانبندی و منظم بر اساس شرایط منطقه و نوع پسماند صورت پذیرد.

 

پیشنهادات

با توجه باینکه شهر سرباز دارای مساحت  و جمعیت کم می باشدولی مشکلات جمع آوری پسماندها یکی از دغدغه های اساسی این شهرداری میباشد این بدلیل مرکزیت  تجاری وقدمت تاریخی شهر است  و همین باعث شده است که روزانه بیش از 6000نفر از روستاهای همجوار تا شعاع 70 کیلومتری برای نیازهای روزمره وارد شهر شوند و همچنین  این شهرحوزه نفوذ جمعیت بیش از هشتاد هزار نفری بخش سرباز می باشد  بدیهی است جمعیت شناور زیاد، خود اصلی ترین دلیل معضلات مربوط به جمع آوری پسماند خواهد شد مشکلات مربوط به جمع آوری و تفکیک پسماندهای پزشکی و کشاورزی(لاشه حیوانات،فضولات) از دیگر دغدغه ها می باشد که این  شهرداری را با مشکلات زیادی روبرو کرده است وبیشتر درآمدهای شهرداری صرف این بخش می شود در صورتی که بودجه اختصاص داده شده  مربوط به بخش پسماندها فقط جمعیت 1136 نفری ساکن را شامل می شود و باید با برنامه ریزی اساسی و همچنین اختصاص بودجه بیشتر از طرف دولت  به شهرداریهای کوچکی چون شهرداری سرباز این معضلات را حل نمود تا بتوان نیروی انسانی کافی را جذب و آموزش های لازم را در این زمینه به آنها داد و روشهای اصولی و مکانیزه را  برای جمع آوری پسماندها اجرا نمود.

نویسنده و محقق:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

برنامه ریزی شهری

برنامه ريزي شهري

به طور کلي از زمانيکه بشر براي شناسايي محيط اطراف و تسهيل در امر زندگي و رفع مشکلات و نيازهاي خود به تکاپو پرداخت در حقيقت دست به يک نوع برنامه ريزي زد . در حال حاضر نيز با توجه به وجود جمعيت رو به افزايش امروزي استفاده از منابع طبيعي و به کار گيري امکانات اقتصادي فيزيکي و اجتماعي به منظور رفاه و ارتقاء سطح زندگي بشري ،نياز به برنامه ريزي از جمله ضرورتهايي است که مي توان به وسيله آن دردستيابي به هدفها به موقعيتهاي  مطلوبي نائل آمد . در صورتيکه بخواهيم تعريفي کلي از برنامه ريزي داشته باشيم مي بايستي برنامه ريزي راعبارت از کوششي در جهت انتخاب بهترين برنامه ها در جهت رسيدن به هدفهاي مشخص بدانيم که ممکن است اين کوششها و برنامه ها تا مرحله نهايي هدف نيز پيش نرود بلکه گامهايي در جهت رسيدن به آن باشد

در رابطه با برنامه ريزي تقسيم بنديهاي مختلف صورت گرفته است برنامه ريزي را از نظر اجرا و سطوح برنامه ريزي مورد ارزيابي قرار ميدهيم 

برنامه ريز از نظر مدت اجرا 

برنامه ريزي بلند مدت : دوره اجرايي آن بين 10 تا 20 سال و گاهي 25 سال است . علت نياز به آن معمولا ايجاد يک چارچوب کلي و آينده نگرانه در زمينه مورد توجه برنامه است 

برنامه ريزي ميان مدت : که معمولا مدت اجراي آن 3 تا 7 سال مي باشد و گاه مي تواند به ده سال برسد و آن اجراي برنامه هايي است که در قالب برنامه بلند مدت و با هدفهاي کلي آن به مرحله اجرا در مي آيد . در برنامه ميان مدت رئوس برنمامه هاي ميان مدت به ترتيبي است که ببينيم راههاي رسيدن به اين هدفها کدامند

برنامه ريزي کوتاه مدت : مدت اجراي آنها بين 1 تا 2 سال است . اين نوع برنامه ها با توجه به برنامه هاي ميان مدت معين ميشوند. معمولا هر اندازه مدت اجرا برنامهکوتاهتر باشد ، اجرا آن برنامه ها در رابطه با واقعيات ، قابليت اجراء بيشتر و بهتري دارند

سطوح برنامه ريزي

برنامه ريزي از نظر سطوح به 4 دسته اصلي تقسيم ميشود که عبارتند از :

 سطح ملي يا کشوري

 سطح کلان مناطق مرکب از يک يا چند استان

سطح خرد مناطق يا يک يا چند شهرستان

سطح محلي يا شهر

در سطح محلي شهرداريها براساس طرح پيشنهادي وزارت کشور به امر تهيه و مديريت اجرايي برنامه هاي محلي خواهند پرداخت

امروزه شهرها به صورت مجموعه اي واحد هستند که مانند انسان داراي خصايص و ويژگيهاي زندگي است . شهرها پيوسته در حال تغيير و تحول با خود کمبودها ، مسائل و مشکلات ، محدوديتها و نيازهايي را به همراه دارند رفع کمبودها و نيازها و حل کردن مسائل و مشکلات ، با برنامه ريزي دقيق و اصولي شروع ميشود . بنابراين با پرداختن به کمبودها ، نيازها و محدوديتها و با توجه به مسائل و مشکلات ، هدف اساسي برنامه ريزي امکان تعيين و تبيين يافته ، شهررا در مسير حرکت مشخص قرار خواهد داد. از اين رو در فرآيند توسعه شهر ، لزوم جايگاه برنامه ريزي بيش از پيش احساس ميشود

هدف اصلي برنامه ريزي شهري : عبارت است از محيطي راحت تر ، بهتر ، آسانتر و موثر تر براي شهر نشينان برنامه ريزي شهري مجموعه گسترده اي از فعاليتهاي نظام مند است که به منظور نيل به اهدافي براي آينده شهر در نظر گرفته مي شود

نکته مهمي که در برنامه ريزي شهر ها اهميت دارد مساله آينده نگري است زيرا زندگي شهرهابدون ساز و کار هاي انتظام و قابل اجرا دچار هرج و مرج و آشفتگي خواهد شد. بنابراين برنامه ريزي شهري تلاشي به منظور انجام اعمالي است که نتايج آنها نظارت برشهررا براي حفظ منافع شهروندان و بهبود محيط آنها در پي دارد

وجود معضلات شهري امروزه احساس نياز به برنامه ريزي را بيشتر ميکند ودر چارچوب اين تفکر ، ايجاد تعادل ، تناسب و هماهنگي در بخشهاي مختلف شهر امکان پذير ميباشد . بنابراين برنامه ريزي شهري ، شهر و حيات شهر را به عنوان يک ساز و کار پويا ، هدف دار و زنده ياري مي رساند و در اين شرايط است که مديريت شهري با وجود برنامه آينده نگرانه شهري در مسير مناسب حرکت ميکند و مي تواند پاسخگوي دگرگونيهاي آتي شهر و خواسته ها و نيازهاي شهروندان باشد . در صورتيکه چنين اعتقادي به صورت راسخ وجود داشته باشد ، ميتوان با صحت و دقت وضع موجود را شناخت ، نيازها را در نظر گرفت ، اولويتها را ببيند و چشم اندازها را نيز ترسيم کرد با عنايت به اين نکته بايد بدانيم که

برنامه ريزي هنر درست فکر کردن درباره شهر خود است

با افزايش پيچيدگي مسائل امروزه شهرها و اينکه برنامه ريزي در شهر داريها فکر کردن درباره رشد و توسعه بهينه شهر است ، نياز به امر برنامه ريزي در جهترشد و توسعه مطلوب شهر ضرورت مي يابد . با ت.جه به اين ضرورت معاونت برنامه ريز و حمل و نقل و ترافيک در سال 87 در چارت تشکيلاتي شهرداري اروميه پيش بيني شده است . اين معاونت ابتدا در قالب گروه برنامه و بودجه شروع به فعاليت نموده و با انتصاب جناب آقاي پور صمد به معاونت اين حوزه ، فعاليت رسمي خود را بصورت رسمي آغازنموده است  

آکروپلیس

 

آکروپولیس

 
 
چشم‌انداز آکروپولیس آتن.

آکروپولیس (Acropolis؛ به یونانی قدیم: بلندشهر یا دژشهر). در شمال شرقی پارتنون در آتن، پایتخت یونان و در مرتفع‌ترین نقطه دشت و ۱۵۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار دارد. مجموعه تاریخی آکروپولیس برای مردم یونان یک نماد ملی است بر همین اساس هر شهر یونان باستان دارای آکروپولیس معادل دژ یا قلعه مستحکم بوده‌است. این مجموعه با دقت و ظرافت بسیار دقیق هندسی و ریاضی ساخته شده‌است.

آکروپلیس شهر آتن

آکروپلیس آتن معروف به آکروپلیس، به معنای شهر مرتفع یا صخره مقدس که در یونان و تمام دنیا فراوان است. اگر چه آکروپلیس‌های دیگری در یونان قرار دارد، اهمیت این آکروپلیس آنقدر زیاد است که نام آکروپلیس به عنوان اسم خاص مربوط به همین مکان است. آکروپلیس رسماً به عنوان بنای برجسته در میراث فرهنگی اروپا در ۲۶ مارس ۲۰۰۷ (۶ فروردین ۱۳۸۶) به ثبت رسیده‌است. آکروپلیس بر روی یک تپه سنگی صاف که دارای ۱۵۰ متر ارتفاع از سطح دریاست در داخل شهر آتن یونان بنا گردیده‌است. قبلا این بنا به نام «سکروپیا» مشتق از نام افسانه‌ای مرد ماری، به نام ککروپس یا سکروپس اولین پادشاه آتن نامیده می‌شد.

تاریخچه

شغل ابتدایی بشر

اولین دست ساخته بشر مربوط به بخش میانی دوران نو سنگی در بالای این تپه‌است، مدارکی نیز درباره امکان وجود ساکنینی در بنای آتیک (اتاق کوچک زیر شیروانی) وجود دارد مه مربوط به آغاز دوران نوسنگی - هزاره ششم پیش از میلاد می‌باشد. اطلاعات مشکوکی نیز حکایت کننده آن است که یکی از اهالی «مای سنی» که با ایجاد بناهای پادشاهی برای خود و خانواده و پایه گذاری آیین دینی و ایجاد معابد، تعدادی کارگاه و سکونت دادن به گروهی از مردم عادی در این مکان یعنی بالای این تپه تشکیلاتی راه انداخته‌است. این مجموعه با دیواره‌ای قطر ۴٫۵ تا ۶ متر محصور گردیده بود که دروازه مایل با جان‌پناه و برخی را که از دست راست وارد شوندگان غریبه را آویزان می‌نمود و بنابراین وسایلی برای دفاع به شمار می‌رفت. در بخش شمالی دو راه پله‌ای تنگ با شیب زیاد بود که در بین صخره ایجاد شده بود. هومر مورخ یونانی به این محکم سازی ساختمانی به نام «خانه‌ای قوی ارچ توس» اشاره می‌نماید. این در زمانی بود که زلزله در ضلع شمال شرقی شکافی ایجاد کرد که تا بخش خاکی زمین ادامه یافت و در آن آب جمع می‌شد. در این بخش پله‌هایی استادانه ساخته شد و به عنوان بخش محافظت شده آب آشامیدنی در دوران‌مای سنین استفاده می‌شد که در اعصار بعد از ارزشی برخوردار نبود.

دوران‌های تاریک و نامعلوم

طرف غربی پارتنون در آکروپلیس آتن.

احتمال می‌رود که آکروپلیس مؤثر از انهدام قصرهای مای سنی‌ها باشد، زیرا در این بنا هیچ اثری از آتش‌سوزی و تخریب عمده یک بنای ساخته آن زمان وجود ندارد. بر اساس عقیده ساکنین آتن این منطقه در مقابل تهاجم «دوریان»ها با موفقیت دفاع کرد. اطلاعات باستانی زیادی در مورد موقعیت ساختمان روی این صخره وجود ندارد، غیر از آن که آکروپلیس یک بار توسط کایلون در شورش کایلونی‌ها و دو بار توسط پیسی استراتوس فتح شد که این عملیات طی سلطه یافتن با کودتا محقق گردید. با این حال به نظر می‌رسد که دیوار ۹ دروازه‌ای یا «انه آپیلون» در اطراف بزرگ‌ترین چشمه یعنی «کلپسیدرا» در پای شمال غربی ساخته شده بود. در آغاز همان «پیسی استراتوس» بود که مرزی را برای آرتمیس (الهه ماه و شکار) بنا نمود.

آکروپلیس باستانی

یک معبد قابل ملاحظه مقدس به نام «آتنا پولیاس» (بانوی محافظ شهر) در سده ششم قبل از میلاد مسیح بنا گردید. این ساختمان سنگ آهکی دوریسی که از آن آثار مقدس فراوانی به جا مانده‌است به نام معبد «ریش آبی» معروف گردید، که وجه تسمیه آن وجود ستون مجسمه سه گانه انسان و مار بوده‌است که ریش‌های آن رنگ آبی سیر داشته‌اند. موضوع این که این معبد جانشین یک معبد قدیمی شده‌است یا صرفاً مکان مقدس و یا قربانگاه بوده به درستی معلوم نیست. ۶ قرن قبل از میلاد مسیح معبد دیگری به نام آرکایوس نائوس (معبد قدیمی) ساخته شد. تصور می‌رود که بناهای «دورپ فلد» متعلق به این معبد باشد که به افتخار پولیاس مقدس ساخته شده بود بلکه به خاطر آتنا پارتنون مقدس ایجاد گردیده بود و لااقل در حد قدمت معبد ریش آبی وجود داشته و مشخص نیست که این معابد چه مدت باهم وجود داشته‌اند. امروزه گفته می‌شود که معبد ریش آبی با معبد بزرگ‌تر و از جنس سنگ مرمر به نام «پارتنون قدیمی» جانشین شده و بنای آن پس از پیروزی ماراتون در ۴۹۰ قبل از میلاد مسیح آغاز شد. برای وفق دادن آن باید گفت که بخش جنوبی قله از بقایای قدیمی پاکسازی شده و تعداد ۸۰۰۰ بلوک سنگ دو تنی از جنس آهک در بنای «پیرائوس» به کار رفت. شالوده آن در بعضی نقاط ۱۱ متر عمق داشت و بقیه با خاک برای تثبیت دیوار پر شد. دروازه «مای‌سنی‌هاً تخریب گردید وبنای»پروپیلون قدیم" جانشین شد که یک بنای ستون‌دار بود و هدف آن به جای موارد دفاع، به جشن‌ها و مراسم اختصاص داشت. گفته می‌شود که بنای قدیمی پارتنون با حمله ایرانی‌ها در۴۸۰ قبل از میلاد مسیح ناتمام مانده، در جنگ تخریب و به آتش کشیده و غارت و چپاول شد (ولی در حقیقت چنین نبوده). به همراه آن تخریب آرکائوس نئوس و عملاً تمام تشکیلات بالای صخره از این اقدام بی‌بهره نماندند. پس از جنگ‌های ایرانیان، آتنی‌ها به منطقه نظم دادند. ابتدا طی مراسمی اشیاء مقدس و هنری باقیمانده و غیر قابل استفاده را دفن کردند. بازمانده حمله ایرانیان بعدها به عنوان باارزش‌ترین گنجینه باستانی از خاک بیرون آورده شد و در دوران‌های مختلف مورد حفاظت قرار گرفتند.

برنامه ساختمان پریکلس

تصور شكل اصلی آکروپلیس در یک نقاشی 1846 توسط لئو ون کلنز

در عصر طلایی آتن(۴۳۰ تا ۴۶۰ قبل از میلاد مسیح) اکثر معابد بزرگ با مدیریت پریکلس بازسازی شدند. «فی‌دیاس» مجسمه ساز بزرگ، ایکتینوس و کالی کراتس از معماران معروف و مسئول تجدید بنای ساختمان‌ها بوده‌اند. در طول قرن ۵ قبل از میلاد آکروپلیس شکل نهایی خود را پیدا کرد. پس از پیروزی «اوری مدون» در سال ۴۶۸ قبل از میلاد، «سیمون» و «تمیستوکلز» بازسازی دیوارهای بخش جنوبی و شمالی را به عهده گرفتند و پریکلس امر ساختن پارتنون را به «ایکتینیوس» و «فی‌دیاس» واگذار نمود. در ۴۳۷ قبل از میلاد مسیح منیکلز ساختمان «پروپیلاآ» را آغاز نمود که دارای ستون‌های مرمر بوده و بخشی از آن بر روی بنای دیکتاتور آتن «پی‌سیس‌تراتوس» ساخته شد. این بنای ستون دار در حدود سال ۴۳۲ قبل از میلاد به پایان رسید و شامل دو بال بود که بخش شمالی گالری نقاشی و در بخش جنوب این ساختمان معبد دارای سر ستون «معبد آتنا نایک» بوده‌است. پس از جنگ پلوپونزی، ساخت معبد در زمان صلح «نیسیاس» معبد در سال‌های بین ۴۲۱ و ۴۱۵ قبل از میلاد به پایان رسید.در همین دوران ساختمان «ارکتیوم» که مجموعه‌ای از معابد «آتناپولیاس»، «پوسیدون»، «ارکتئوس»، «سکروپ»، «ارس»، «پاندروسوس» و «آنگاروس» که با نام «کورپورک» بود آغاز گردید. بین معبد «آتنا نایک» و «پارتنون»، معبد «برارونیون» قرار گرفته که الهه‌ای به شکل خرس است «زوآنون» یک الهه‌است که مجسمه آن ۴ قرن قبل از میلاد مسیح ساخته شده‌است. در پشت راهروی «فیدیاس» یک مجسمه عظیم برنزی از «آتنا پروماکوس» (یعنی جنگجوی خط اول) در سال‌های ۴۴۸ و ۴۵۰ قبل از میلاد ساخته و نصب شده‌است. پایه آن ۱٫۵متر و کل ارتفاع آن ۹ متر است.

بقایای باستان‌شناسی

ورودی آکروپلیس دروازه‌ای به نام «پروپیل‌آ» می‌باشد. ته طرف جنوب ورودی یک معبد کوچک از «آتنانایک» قرار دارد. یک مجسمه برنزی از آتنا که توسط «فی‌دیاس» تراشیده شده در مرکز کار گذاشته شده‌است. در مرکز آکروپلیس پارتنون یا معبد «آتنا پارتنوس» قرار دارد. در بخش شرق و شمال پارتنون معبدی به نام «ارکتیوم» واقع شده و جنوب سکو که فرم دهنده بالای آکروپلیس است بقایای تئاتر روباز به نام «تئاتر دیونی سوس» ساخته شده‌است. چند صد متر جلوتر، «تئاتر هرودس آتیکوس» قرار گرفته که بخشی از آن مرمت شده‌است.

سایت پلان آکروپلیس آتن، بقایای بزرگ باستان شناسی نشان داده می‌شوند

 

اهمیت فرهنگی

هر چهار سال یک بار آتنی‌ها یک جشنواره به نام «پاناتنی‌آ» برگزار می‌کنند که با بازی‌های المپیک معروف رقابت می‌کند. در طول جشنواره، یک حرکت دسته جمعی از میان آتن به آکروپلیس بالا می‌رود و وارد پارتنون می‌شود (به همان شکلی که روی کتیبه‌ای که روی قسمت داخلی پارتنون نشان داده‌است). در آنجا، یک لباس بلند بافتنی پشمی (پپلوس) به طور رسمی روی فیدیاس عاج بزرگ فیل و تندیس طلایی از آتنا قرار گذاشته شده.

 نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

جرایم شهری

 

تاثیر محیط بر جرائم شهری: با تاکید بر محله ی کوی 13آبان شهر ری

36729324-mini.jpg

  مقدمه:
با توجه به  رشد روز افزون جمعیت شهری در تمام دنیا و به تبع آن افزایش معضلات و مسائل شهری ،آسیب شناسی مسایل شهری و  رشته هایی که معضلات شهری را مورد مطالعه قرار می دهند،اهمیت فوق العاده ای پیدا می کنند. از آنجا که شهر هم شامل ابعاد فیزیکی ،کالبدی است و هم ابعاد فرهنگی-اجتماعی

،پس مسایل شهری هم به دو دسته ی کلی مرتبط با دو عامل فوق تقسیم می شوند ،از جمله موضوعات زیر را در بر میگیرد:
ریخت شناسی یا خصوصیات مرفولوژیک شهر،زیبایی شناسی شهر،آلودگی و مسایل بهداشتی،زباله های شهری،مساله ی آب و فاضلاب،مسکن،راه ها و خیابان هاو...بطور کلی مسایلی که با محیط مادی در ارتباطند.
دسته ی دوم مسایلی هستند که مربوط به روابط انسان ها با یکدیگر و با محیط زندگی(محیط مادی)می شوند،از جمله بافت فرهنگی مناطق شهری،بیکاری،جرایم شهری،تفاوت های طبقاتی،قومیت هاو....از این دسته هستند.
برای ارتقا ی سطح زندگی شهری  از رویکرد توسعه ی پایدار که تمام ابعاد زندگی فرد را در بر می گیرد،غلبه بر مسایل شهری و مدیریت آنها با توجه به جمعیت روز افزون شهرها،راهبرد ضروری جهان امروز است.

طرح مساله:
از آنجا که رویکرد محوری در حوزه ی مدیریت شهری، امروزه رویکرد مشارکت مردمی و محله محوری است ،در ایران هم این دیدگاه هر روز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است و شهرداری های کشور تاکید عمده ای بر این مساله دارند.در این نوشتار نیز واحد بررسی محله است و تاثیر بافت فرهنگی محله از جمله فاکتور های اصلی است که تاثیر آن بر جرایم شهری در نظر گرفته شده است.به دلیل جابجایی گسترده ی افراد میان شهرها و حتی در درون یک شهر و در واقع جابه جایی افراد میان محله های شهری که موجب ایجاد بافت های ناهمگون در محلات می شود،به نظر می رسد بررسی بافت محله از مسایل ضروری در بحث جرایم در سطح مناطق شهری می باشد.در ایران هم به دلیل رویکرد تمرکزگرای دولت و عدم توجه به توسعه ی مطلوب مناطق روستایی و تخریب روز افزون  روستاها و مواجهه ی آنها با بیکاری گسترده،میزان بالایی از مهاجرت به شهرها به خصوص کلانشهر تهران را می بینیم.به دلیل پایین بودن نسبی اجاره به و قیمت مسکن در نقاط پیرامونی شهر تهران مهاجران تازه وارد اغلب در این نقاط ساکن می شوند و همین تنوع قومی ،فرهنگی افراد را در مناطق پیرامونی موجب می شود.به باور نگارنده همین تنوع فرهنگی در محله های مناطق پیرامونی شهر تهران می تواند منشاء جرم خیزی این محلات شود.بدیهی است که عوامل دیگری نیز چون فقر،پایین بودن سطح سواد و آموزش،بیکاری و فقدان امکانات و...می توانند عوامل دیگری باشند که در میزان جرایم در این محلات موثر هستند.
در این نوشته برای تبیین ارتکاب به جرم از نظریات اکولوژیکی جرایم شهری استفاده شده است که علل ارتکاب به جرم را در محیط زندگی فرد جستجو می کنندو صرفا" به دیدگاه های روانشناختی اکتفا نمی کنند.
در این راستا ،ابتدا درباره ی این نظریات توضیحاتی ارائه داده و در پی آن درباره محله ی 13 آبان شهر ری و مسایل مربوطه به شرح می پردازیم.لازم به ذکر است که روش استفاده شده در این نوشتار شامل روش میدانی و مشاهده ی مشارکتی و همچنین روش کتابخانه ای است.
مفاهیم کلیدی:
جرم/جرایم شهری/ اکولوژی/آسیب های شهری / شهر / بی سامانی اجتماعی / محله / حاشیه نشینی و...
تعریف بی سامانی اجتماعی(نظریه ی فرعی):
طبق نظر شاو و مک کی به وضعیتی اطلاق می گردد که در آن نهادها و سازمانهای اجتماعی مانند مدرسه، خانواده و پلیس در حل مشکلاتی که اجتماع با آن مواجه است توانایی خود را از دست می¬دهند یا به عبارتی به وضعیتی اطلاق می¬شود که مکانیزم کنترل اجتماعی تضعیف می¬گردد (جنسن).      
                                           

نظریات اکولوژیکی جرایم شهری(نظریه ی اصلی):
"در اکولوژی شهری به هنگام مطالعه انواع جرائم دو نظریه بیش از همه مورد توجه قرار می گیرد :
1- نظریه تاکید بر مکان ویژه و یا بخش مرکزی شهر که در آن ها میزان جرائم بیش از سایر مناطق شهری است و به موازات دور شدن از بخش مرکزی شهر از رقم جرائم کاسته می شود، در پاره ای موارد قابل انتقاد است چرا که هم اکنون میزان جرائم در حومه های بعضی از کشور ها برابر میزان جرائم شهری گزارش می شود.
2- نظریه محیط مساعد که در جستجوی یافتن ارتباط میان محیط زندگی مساعد جهت ارتکاب به انواع جرائم است در این نظریه همه شرایط محیطی در رابطه با انواع جرائم مورد بررسی قرار می گیرد و تاکید بر مناطق ویژه شهری مثل بخش مرکزی شهر ها چندان مورد توجه نیست-نگرش های اکولوژیکی جرایم شهری،مجله ی علمی الکترونیکی کائسنا،پرهیزگار".
در سال های اخیر سه نظریه اکولوژیکی بیش از همه طرفدار داشته است:
1- "پیدا کردن رابطه میان جرائم و عوامل اجتماعی: این عوامل عبارتند از : تحصیلات، اجاره خانه، میزان تراکم جمعیت، اقلیت های قومی در شهر ها، غیر استاندارد بودن عوامل محیط زندگی، میزان متولدین خارجی
2- تجزیه و تحلیل اکولوژیکی از محیط فقر که امروزه طرفدارانی دارد در این نظریه به مطالعات آماری بعنوان شاخص های مناطق ناسالم شهری بکار گرفته می شود که خانه های ناسالم ، بیکاری و فقر در رابطه با میزان و رشد جرائم مطالعه می گردد.
3- نظریه طبقه بندی واحد های مسکونی : این نظریه میگوید میزان جرائم میان اجاره نشینان بیشتر از مالکین واحد های مسکونی است که بیانگر تفاوتهای اجتماعی – اقتصادی میان طبقات مختلف در جامعه شهری است. این نظریات اساس اکولوژی فضای زندگی را تشکیل می دهند . برخی از محققین نیز به هنگام مطالعه پراکندگی جغرافیایی جرائم در داخل شهر ها مشخصات محلات و مناطق داخلی شهر ها را مورد بررسی قرار می دهند که از آن جمله است : مشخصات فیزیکی محله، کیفیت دستیابی به واحد های مسکونی و ساختمان ها، عبور مجرمین از خیابان ها و مسیر های معین شهری، درجه انعطاف افراد در برابر مجرمین و درجه عکس العمل ساکنین محلات نسبت به جرم و عملکرد قانون. در مطالعه اکولوژی اجتماعی خشونت های شهری مشخصات مناطق داخلی شهرها به ویژه میزان درآمد، از هم پاشیدگی خانواده ها، وضع نا سالم محیط محله و خانه ، سطح تحصیلات ، مهارتهای شغلی و حرفه ای، میزان بیکاری، نسبت مردان مجرد، نسبت مادران کارگر و سرپرست خانواده، تراکم شدید افراد در اتاق مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. البته در اغلب موارد همه عوامل گفته شده در رابطه با هم عمل می کنند-همان".
اغلب اکولوژیست ها به هنگام مطالعه خشونت های شهری همه جرائم را در شش گروه طبقه بندی می کنند:
1- خشونت های مربوط به برخورد با پلیس
2- نزاع های داخلی میان اعضای خانواده، همسایگان، مالک و مستاجر
3- نزاع و حمله در خیابان ها
4- نزاع و برخورد در اماکن عمومی
5- تجاوزات جنسی
6- برخورد های خاص متفاوت
(همان)
داده ها درباره ی محله ی "کوی 13آبان":
.ابتدا شاخص های آماری این محله را ارائه می دهیم:

جمعیت کل محله: 31512                                                            تعداد خانوار:6944
جمعیت زنان: 15252                                                                   جمعیت مردان:16260
جمعیت شاغل:7531                                                                   جمعیت بیکار:556
جمعیت با سواد: 25000                                                              جمعیت بی سواد:3566
جمعیت متاهل:15602                                                               جمعیت مجرد:11061

محله ی 13 آبان از لحاظ جمعیت،سومین محله ی شهرری است و به دلیل جمعیت زیاد مسائل و معضلات متعددی دارد.این محله به شکل فعلی اش در سال 53-54 در زمان شاه ساخته شد برای اسکان حلبی نشین ها و زاغه نشین ها ی آن زمان.از لحاظ کالبدی محله در دو طرف یک خیابان اصلی شرقی-غربی با کوچه های منظم ساخته شده است.یعنی بخشی از محله در شمال خیابان اصلی و بخش دیگر در جنوب آن قرار دارد.کوچه ها تقریبا" شبیه هم است و فرم معماری خانه ها نیز یکسان است و از نمای یکسان نیز برخوردار است.ساکنین محله را به 4 دسته ی کلی می توان تقسیم کرد:
دسته ی اول ساکنین قدیمی این محله هستند که در همان ابتدای ساخت محله،از مناطق حلیبی آباد و زاغه نشینی(اسکان غیر رسمی)به این منطقه منتقل شده اند و بخشی از آنها هنوز در این محله ساکن هستند.
دسته ی دوم افرادی هستند که از نقاط محتلف شهر و یا شهرهای اطراف به دلیل پایین بودن اجاره بها و یا قیمت مسکن به این منطقه آمده اند و اغلب مستاجر هستند و چند سال یکبار جابجا می شوند و افراد جدیدی به جای آنها وارد منطقه می شوند.
دسته ی سوم افغانی هایی هستند که در کارگاه ها و یا کارخانه های اطراف مانند کهریزک و..کارگرند و در این منطقه ساکن اند،البته دلیل پایین تر بودن اجاره ها شامل این دسته هم می شود به علاوه اینکه محل کار آنها نیز نزدیک این منطقه است.
دسته ی چهارم که به نوعی مساله سازترین گروه در این منطقه هستند بین افراد دیگر به کولی ها یا غربتی ها معروف هستند.این دسته که سبک زندگی خاص خود را دارند،مساله ی زیادی برای محله درست می کنند.

مردم محله ی 13 آبان عموما" از لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی ندارند و به طور کلی این محله محله ای فقیر نشین است به  جز دسته ی چهارم که به شرح آن خواهیم پرداخت.جرایم و آسیب های اجتماعی در محله وجود دارد که بارزترین آنها عبارتند از اعتیاد، فروش مواد مخدر،چاقو کشی ، سرقت ، نزاع های محلی و...
خانه های ساخته شده در این محله(در سال 53) دارای گاراژ 80 متر هستند که بخشی از آن حیاط است و دو اتاق دارد که فضای محدودی دارد،بسیاری از خانه ها در این محله به همین شکل قبلی وجود دارند ولی بسیاری دیگر نیز خانه ها را تغییر شکل داده اند و یا تبدیل به آپارتمان کرده اند.ولی کسانی که توان مالی برای بازسازی نداشته اند در همان خانه ها زندگی می کنند.برخی از خانواده های افغانی که وضعیت بدتری دارند حتی 30 نفر در یک خانه زندگی می کنند.عموما" هم تعداد افراد خانواده زیاد است و معمولا" 6-9 نفر در خانه ها زندگی می کنند.دسته ی چهارم موسوم به کولی ها سبک زندگی خاص خود را دارند.اغلب آنها به مشاغل غیر رسمی مشغولند و شغل اصلی آنها قاچاق کالا و اجناس و فروش آنها به شکل دست فروشی در سطح شهر تهران است.فروش مواد مخدر و مشروبات الکلی در میان آنها رایج است و اکثرا" زناان و بچه ها کار می کنند و مردان آنها بی کار هستند.اغلب آنها و ضع مالی خوبی دارند قریب به اکثریت آنها خانه های خود را به آپارتمان های 4-5 طبقه تبدیل کرده اند و حتی مثلا" 4چندین آپارتما ن در یک کوچه به یک  خانوار تعلق دارد.هرگز خانه هایی را که می خرند نمی فروشند بلکه تلاش دارند تا خانه های بیشتری بخرند.زندگی درونی و بیرونی آنها کاملا" متفاوت است.وسایل داخل  خانه های آنها کاملا"جدید و متناسب با مد روز است اما وقتی از خانه های خود خارج می شوند ،پوشش آنها معمولا" به نوعی است که وضعیتی کاملا" متضاد با وضع مالی واقعی آنها را نشان می دهد. برخی از آنها حتی در نقاط مرفه نشین شمال تهران خانه ی جداگانه ای دارند و زندگی و خانواده ای کاملا" متفاوت با محله ی آبان دارند.این گروه در سطح محله بسیار پرخاشگر هستند و اغلب این روش را برای رفت و آمد در محله و ارتباط محدود خود با دیگران بر گزیده اند.
بیکاری در محله زیاد است و امکانات رفاهی ،بهداشتی،آموزشی نسبت به جمعیت محله محدود است و کیفیت مطلوبی هم ندارد.

تحلیل داده ها:
همانطور که پیشتر اشاره کردیم ،نظریات اکولوژیکی جرایم شهری ریشه ی جرایم را در محیط پیرامون و محل زندگی افراد می دانند.دیدیم که در محله ی آبان  عوامل زیادی وجود دارد که زمینه ی ارتکاب به جرم را فراهم کند:بیکاری،فقر،سطح پایین آموزش،بی سوادی و...که البته همه ی اینها به نوعی با شرایط نامطلوب اقتصادی ارتباط دارند.شاید بتوان فقر را مهمترین عامل شمرد اما مسئله دیگری که به نظر نگارنده در محله مشاهده می شود و بسیار مهم است تنوع فرهنگی افراد در منطقه است که خود می تواند عامل مهمی در تبیین جرایم افراد محله باشد.در میان افراد کوی آبان فقدان هویت محله ای و احساس تعلق به محله بسیار بر جسته است.البته اگر دقیق تر بررسی شود و شاخص هایی برای این احساس تعلق در نظر گرفته شود این مساله روشن تر خواهد شد که البته مستلزم کار میدانی گسترده تری است از آنچه که پیشتر انجام گرفته است.
شاید افراد دسته ی اول به دلیل سکونت طولانی مدت در این منطقه و بخصوص اینکه اولین کسانی بودند که در این محله ساکن شده اند،می توانستند به یک هویت محلی دست یابند اما این جا به جایی بسیار در محله که در دسته ی دوم وجود دارد(مستاجرینی که به طور  موقتی به محله می آیند) و همچنین ورودد بیگانگان(افغانی ها و کولی ها)شاید به نوعی مانع شکل گیر چنین هویتی شود.زیرا گروه دوم که بطور گذرا به این محله نگاه می کنند و خود را متعلق به محله نمی دانند و به محض اینکه کمی در سطح درآمدشان رشدی به وجود بیاید از محله خارج می شوند.دسته ی سوم نیز که افغان ها هستند کاملا" یک دیگری بیگانه محسوب می شود و افراد فاصله ی خود را با آنها حفظ می کنند و تا آنجا که ممکن است با آنها وارد تعامل نمی شوند و از آنها دوری می کنند.بخصوص در کودکان این بیگانه ترسی بیشتر است و به ویژه به دلیل نگاهی که در این سالها بطور کلی در کشور ما نسبت به افغان ها وجود داشته است،این بیگانه ترسی تقویت می شود.
اما دسته ی سوم که خیلی بیشتر بیگانه محسوب می شوند و افراد به شدت از آنها دوری می کنند و البته خود افراد دسته ی چهارم نیز خواهان این ترس هستند یعنی به نوعی در سطح محله و با افراد دیگر رفتار می کنند که از خود تصویری خشن ارائه دهند و در نتیجه افراد محله به دلیل ترس از ایشان در مقابل آنها نیایستند و در مقابل کارهای اینها واکنش نشان ندهند،در نتیجه کولی ها آزادانه در محله زندگی کنند و هیچ کس جرات نکند به آنها اعتراض کند.حتی در محله دعواهای شدیدی به راه بیاندازند و یا شب ها قمه کشی کنند و یا افراد ی که به الکل آلوده اند در کوچه فریاد بزنند و ایجاد ترس کنند.در این حالت افراد دیگر از محل دور می شوند و به شدت احساس نا امنی می کنند.
بدیهی است که با چنین شرایطی و وجود دو گروه که از نظر سایرین بیگانه اند و دلایلی برای ترس از ایشان وجود دارد،افراد احساس امنی ندارند چه رسد به اینکه با گرئه های دیگر وارد تعامل شوند.پس هر گروه در این محله هویت جداگانه ای برای خود تعریف می کند،سبک زندگی خاص خود را دارد،ارزش های فرهنگی و نظام های معنایی متفاوت با دیگری دارد ،فرزندان خود را بر اساس ارزش های خود تربیت می کند.پس روشن است که در چنین شرایطی افراد کوچکترین ارتباطی با هم برقرار نمی کنند.
" بی ثباتی  یاتحرک مسکونی در انگونه محله ها دیده می شود. گردش جمعیت در این منطقه بسیار بالا است و  بسیاری از ساکنین مناطق مداوم در حال تغییر و جابجایی هستند. هیچ کس تمایل ندارد در این نوع از اجتماعات سرمایه گذاری کند زیرا اغلب افرادی که در آن زندگی می¬کنند تمایل دارند آن را به سرعت ترک کنند(اوکانر).
ناهمگنی قومی/نژادی، نژادها، فرهنگها و زبانهای متفاوت در منطقه انتقالی از عواملی هستند که جدایی و تمایز افراد از یکدیگر را تشدید می¬کند و باعث کاهش کنش متقابل افراد با یکدیگر می¬شود. این شرایط باعث می¬شود که زمینه مشترکی برای سهیم شدن وجود نداشته باشد و افراد در انزوای از یکدیگر باشند و نتوانند از مکانیزمهای کنش جمعی برای حل مشکلات خود استفاده کنند-همان "                                                         
این افراد با این هویت تکه تکه چطور می توانند به محله ی خود احساس تعلق داشته باشند و در این راستا به مشارکت و همکاری مشترک مبادرت ورزند.در این محله هموره وجود دیگری بیگانه که باید از آن پرهیز شود سایه افکنده و بطور متقابل در همه ی گروه ها نسبت به یکدیگر وجود دارد.به نظر می رسد همین ادغام ناپذیری گروه ها در هم و حتی عدم امکان نزدیک تر شدن آنها به هم مساله ی اصلی این محله باشد.ضمن اینکه فقر نیز همواره به عنوان عامل اساسی دیگر حضور پررنگی دارد.
" جمعیت در این مناطق دچار فقر شدید هستند و وضعیت آنها به گونه¬ای است که تنها در حد معیشت قادر به تامین خود هستند. آنها در این آرزو به سر می¬برند که هر چه زودتر این منطقه را ترک کنند. فقر سه مشکل با خود به همراه می¬آورد: بیماری، خرابی و ویرانی، و  تضعیف اخلاقی. فقر به خودی خود عامل بزهکاری نیست بلکه شرایطی را به وجود می¬آورد که بزهکاری را تسهیل می¬کند.-همان".
در اینجا توجه به بحث شاو و مک کی در باره ی بی سامانی اجتماعی نیز مهم است:
"شاو و مک کی برای اینکه دلایل بالا بودن نرخ بزهکاری را در مناطق خاصی از شهر توجیه کنند از نظریه بی هنجاری اجتماعی استفاده کردند. به نظر آنها بی هنجاری اجتماعی را نمی¬توان در سطح فردی جستجو کرد بلکه واکنش عادی افراد عادی در مقابل شرایط غیر عادی اجتماعی است. آنها بی سامانی اجتماعی را به وضعیتی اطلاق می¬کردند که در آن نهادها و سازمانهای اجتماعی مانند مدرسه، خانواده و پلیس در حل مشکلاتی که اجتماع با آن مواجه است توانایی خود را از دست می¬دهند یا به عبارتی به وضعیتی اطلاق می¬شود که مکانیزم کنترل اجتماعی تضعیف می¬گردد-جنسن".. "نابسامانی اجتماعی فرآیندی را به وجود می¬آورد که موجب کاهش کنترل رسمی(پلیس) و غیر رسمی (خانواده و محله)  می¬گردد که خود زمینه پیدایش بزهکاری و  باندهای تبهکاری را فراهم می¬آورد که در نهایت منجر به ایجاد سنت بزهکاری و انتقال آن از نسلی به نسل دیگر می¬گردد که  شاو و مک کی آن را انتقال فرهنگی نامیده-اند- تحلیل اکولوژیک بزهکاری،معظمی"
همانطور که شاو و مک کی می گویند در یک جامعه ی بهنجار نگرش ها و ارزش ها از جمله ارزش های تربیتی کودکان هم سو هستند و در نهادهای غیر رسمی و انجمن های داوطلبانه نمود پیدا می کنند و افراد را کنترل می کند.اما در محله هایی مانند محله ی مورد نظر ما اصولا" همکاری های مشترک شکل نمی گیرد ،نهادهایی مانند انجمنن اولیائ و مربیان،هر چند با تلاش هایی که در چند سال اخیر انجام شده،موفقیت هایی هر چند جزئی حاصل شده است.
نظام های اخلاقی متضاد از دیگر ویژگی ها ی بی هنجاری اجتماعی است که در این محله به خوبی دیده می شود." از ویژگیهای بی هنجاری اجتماعی وجود نظامهای متضاد اخلاقی است به طوریکه در کنار نهادها و سنتهای متعارف و متداول که در کل جامعه حاکم است، بزهکاری به عنوان روشی برای زندگی و روشی که در رقابت با روش متعارف است بسط و توسعه یافته است. در برخی گروهها ثروت و پرستیژ از طریق نمایش مهارت و شجاعت در فعالیتهای بزهکارانه به دست می¬آید در حالیکه در برخی گروههای دیگر که در مجاورت و همسایگی اینها قرار دارند ممکن است هر گونه توسل به این روشها برای متمایز کردن خود از دیگران با مخالفت و عدم تایید مواجه -شود. از شواهد موفقیت در دنیای بزهکاران لباسها و خودروهای بسیار شیک است که نشان دهنده موفقیت آنها در مسیر و حرفه¬ای است که انتخاب کرده¬اند،  در حالیکه ارزشهای از دست رفته و خطرات بسیار فراوانی که در این مسیر وجود دارد هرگز به طور آشکار و واضح برای جوانان نشان داده نمی¬شود-همان".مساله ی فوق در مورد کولی ها و سبک زندگی آنها صادق است.
"کودکانی که در چنین جوامعی زندگی می¬کنند بجای آنکه از الگوی رفتاری هماهنگ و متعارفی بهره گیرند، در معرض معیارها و اشکال متفاوت رفتاری قرار می¬گیرند، و بیش از یک گونه نهاد اخلاقی و آموزشی در اختیار آنان قرار داده می¬شود. یک کودک ممکن است در معرض یک نظام رفتاری متعارف و یا نظامی از فعالیتهای مجرمانه قرار داشته باشد. به همین سان که او می¬تواند در فعالیتهای مجرمانه مشارکت کند این توانایی را هم دارد که در فعالیتهای متعارف شرکت کند  و یا میان این دو در نوسان باشد-شاو و مک کی".
راهکار:
از آنجا که در تحلیل نهایی می توان فقر و تنوع قومی-فرهنگی را در کوی آبان عمده ترین عوامل جرم خیزی در این منطقه بر شمرد ،بدیهی است که اقدامات در جهت رفع این دو می تواند در کاهش میزان جرم در منطقه موثر باشد.همانطور که تحقیقات کاربردی در این زمینه نیز نتیجه ای نزدیک به این گرفته اند.
"دکتر شیده نوپرست جامعه شناس می گوید : شواهد و نتایج تحقیقات کاربردی کاملاً منطبق با مباحث جامعه شناسانه و روانشناسانه است. یعنی محیط می تواند در یک فرد به ویژه یک نوجوان تأثیر گذاشته و او را از یک فرد بزهکار و خشن به فردی با شخصیت متفاوت تبدیل کند. البته ممکن است در برخی موارد این خشونت بروز کند اما میزان آن به نسبت گذشته بسیار پایین خواهد آمد. همچنین تزریق پول و ایجاد تسهیلات ویژه برای خانواده های فقیر و حاشیه نشین شهر می تواند از میزان گرایش آنان به جرم بکاهد. این ایجاد تسهیلات اگر در راستای ایجاد اشتغال برای آنان باشد تأثیر عمیق تری خواهد داشت-روزنامه ی اعتماد".
در مورد مساله ی تنوع قومی –فرهنگی و فقدان هویت محلی شاید اقداماتی در این جهت که این چهار گروه در محله را از راه شناخت نزدیک تر از هم به یکدیگر نزدیک کند،موثر واقع شود.برنامه هایی که افراد را در تماس بیشتر با یکدیگر قرار دهد تا افراد شناخت بیشتری نسبت به یکدیگر پیدا کنند،چرا که بخشی از بیگانه ترسی می تواند ناشی از عدم شناخت صحیح باشدکه این نیز به نوبه ی خود ناشی از عدم تماس و تعامل است.
البته همانطور که پیشتر ذکر شد اقداماتی در این زمینه انجام شده است و به پیشرفت هایی نیز رسیده است.محله ی کوی آبان در سال های اخیر هدف یک پروژه به نام پروژه ی شهر سالم قرار گرفت که هدفش ارتقاءشاخص های توسعه ای در همه ی ابعاد اعم از مادی و انسانی بود.این پروزه نتایج خوبی در این محله بدست آورد و توانست مشارکت مردمی را تا حدی جلب کند.
" در بین محله های شهرری ، کوی 13 آبان با توجه به معضلات و مشکلات اجتماعی و فرهنگی خاص خود ، از محروم ترین محله ها در آن موقع جهت اجرای پروژه انتخاب گردید.
در پروژه شهر سالم به دو اصل ویژه و اساسی توجه خاصی می شود ؛
 1- هماهنگی و همکاری بین بخشی و 2- جلب مشارکت مردمی .
این دو اصل زیر بنای تحقق پروژه شهر سالم و تضمین کننده سلامت پایدار در هر جامعه ای تلقی می شود. پس از اجرای پروژه بر اساس اصول و مبانی علمی آن در کوی 13 آبان ، در اجلاس سالانه شهر های سالم جهان در پکن در سال 1376 ، پروژه شهر سالم تهران به عنوان یکی از هفت پروژه موفق شهرهای سالم جهان معرفی گردید. در این پروژه برای اولین بار تجربه آموزش چهره به چهره در ایران به نمایش گذاشته شد و موفقیت هایی را بدست آورد-سایت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران".

منابع:
1)سایت مطالعات شهری،مقاله تحلیل اکولوژیک بزهکاری،میترا معظمی
2)مجله ی الکترونیکی علمی کائسنا،نگرش اکولوزیکی به جرایم شهری،سعید پرهیزگار
3) سایت معاونت امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران
4)سایت شهرداری تهران
5)روزنامه ی اعتماد

6)McKay, C. and Shaw, H. (1962), “Ecological analysis of delinquency in Chicago"                             
7)jensen, G. F. (2003), “Social organization theory”, in: Wight, R. A. (ed.), Encyclopedia of Criminology. New York: Fitzroy Publishers.                                                                                   
8)o'conner T. (2006), “Social disorganization theories of crime”.
 

آسیب شناسی شهری

آسیب شناسی مدیریت شهری
 
 
بررسی های تاریخی نشان می دهد که سابقه شهرنشینی و مدنیت در ایران یکی از طولانی ترین سوابق شهرنشینی در جهان می باشد که این موضوع بیانگر قدمت دانش و تجربه مدیریت شهری در سرزمین کهن ایران است.

بررسی های تاریخی نشان می دهد که سابقه شهرنشینی و مدنیت در ایران یکی از طولانی ترین سوابق شهرنشینی در جهان می باشد که این موضوع بیانگر قدمت دانش و تجربه مدیریت شهری در سرزمین کهن ایران است.

اما با وجود چنین سابقه درخشانی، تصویر وضع موجود سیستم مدیریت شهری در ایران، تصویری مغشوش و نامتعادل بوده که علی رغم تغییرات حاصله در مقتضیات زندگی امروزی، پیچیده شدن مسائل شهری و گسترش حیطه وظایف و مسئولیت های شهرداری ها، هنوز هم قانون مصوب 1334 به عنوان قانون اصلی در شرح وظایف شهرداری ها تلقی می گردد.

امروزه شهرداری در ایران به جای آنکه سازمانی فرابخشی باشد تبدیل به سازمانی شده که با از دست دادن تدریجی بخشی از وظایف و اختیارات خود، وظایف بدون متولی و یا وظایفی را که اصطلاحا ( بر زمین مانده اند) بر عهده گرفته و توافقی هم در خصوص محدوده وظایف مذکور با سازمان های ذیربط دولتی بدست نیامده است.

از سوی دیگر روز به روز توقعات عمومی و حتی انتظارات مسئولین دولتی از شهرداری رو به افزایش است چون در جامعه مدنی، نهادهایی که موجودیت خود را از آراء و تمایلات مردم کسب می کنند باید به نمایندگی از مردم نقش موثری در اداره امور ایفا نمایند.

به واسطه وجود شورای شهر، مردمی و غیر دولتی بودن مهمترین ویژگی شهرداری ها به شمار می رود اما به دلایل فراوان سیستم مدیریت شهری و شهرداری ها در ایران تا کنون انتظارات به حق مردم را محقق نساخته است.


برخی از عوامل موثر در ضعف عملکرد شهرداری ها به شرح ذیل است:
1: نامشخص بودن جایگاه اصلی شهرداری ها به عنوان سازمانی مردمی و فرابخشی در نظام مدیریت شهری به دلیل وجود ابهاماتی در نحوه تعامل، هماهنگی و ارتباط آن با سازمان ها و ادارات متعلق به نظام اداری مرکزی.

2: عدم تطابق بین وظایف و مسئولیت های متنوع شهرداری ها با مجموعه امکانات و اختیارات قانونی آن ها.

3: عدم تطابق بین ساختار سازمانی و شرح وظایف شهرداری ها با پدیده ها، مشکلات و مقتضیات زندگی مدرن امروزی.

4: یکسان بودن شرح وضایف شهرداری ها در سراسر کشور بدون توجه به تنوع و تفاوت اساسی بین مردم جوامع گوناگون شهری در ایران.





عناصر موثر در مدیریت شهری

الف) شهرداری:
شهرداری به عنوان مهم ترین عنصر مدیریت شهری از جایگاه خاصی در نظام ساز مان های اداری کشور برخوردار است. شهرداری به لحاظ حقوقی و اداری جزء موسسه های عمومی محسوب می شود.
با این مفهوم شهرداری یک نهاد عمومی اما غیر دولتی است که اقتدار و رسمیت آن ناشی از رای مردم یا نمایندگان مردم است و در قلمرو وظایف خود بایستی دارای استقلال عمل باشد.

اما با این حال در ایران هیچ گاه شهرداری ها به طور کامل از این استقلال قانونی برخوردار نبوده و علاوه بر آن قوانین موجود ( از جمله ماده 53 قانون تشکیلات شورای اسلامی) موجب شده شهرداری ها به شدت تحت کنترل و نظارت وزارت کشور و سازمان ها و مقامات محلی تابع آن مانند استاندار و فرماندار باشند که وجود چنین روابط و دیدگاهی نسبت به شهرداری، اصلی ترین عامل در نقض اختیارات و مسئولیت های آن است.


ب) عناصر موثر در مدیریت شهری در سطح ملی و منطقه ای
در کشورهایی با ساختار حکومتی تمرکزگرا مانند ایران، دولت مرکزی در اداره امور محلی نقش گسترده ای را به صورت مستقیم و غیر مستقیم ایفا می کند و در این راه بخش عمده ای از امور محلی را به صورت متمرکز در اختیار سازمان های تابعه اش قرار می دهد و در این چهارچوب عناصر ملی موثر در مدیریت شهری عبارتند از:

وزارت کشور: مهم ترین عنصر ملی در مدیریت شهری و شهرداری های ایران وزارت کشور است که خود یکی از علل عدم استقلال شهرداری ها در نوع ارتباط آن ها با این نهاد است.

شهرداری ها در ایران از بدو تاسیس به عنوان شعبه های تابعه وزارت کشور محسوب گردیده و علاوه بر مقامات این وزارتخانه مانند وزیر کشور، معاون هماهنگی امور عمرانی، دفتر فنی و اداره کل شهرداری های وزارت کشور، تابع استانداری به عنوان موثرترین سازمان در مدیریت شهری در سطح منطقه ای نیز بوده است.

وظایف وزارت کشور در قبال شهرداری ها بر اساس قوانین و آئین نامه ها، بسیار گسترده و متنوع است که برخی از مهمترین آن ها عبارتند از:

1: نظارت بر جرای کلیه قوانین، آئین نامه ها و مقررات مربوط به شهرداری ها
2: تعیین نیازمندی های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه ای و محلی و تشخیص اولویت آنها
3: تصویب برنامه های عمرانی و نوسازی شهرداری ها
4: تصویب محدوده خدماتی شهرداری ها و حریم شهرها
5: صدور حکم انتصاب شهرداران

 
2) وزارت مسکن و شهرسازی
رابطه وزارت مسکن و شهرسازی و سازمان مسکن و شهرسازی به عنوان سازمان محلی آن با شهرداری را میتوان در محورهای زیر بررسی نمود:

1: پیشنهاد و تهیه طرح توسعه شهری و نظارت بر حسن اجرای برنامه های مصوب توسعه شهری توسط شهرداری.
2: اجرای پروژه های عمرانی دولتی با اعتبارات ملی در شهرها.
3: تهیه، تصویب و ابلاغ معیارها، ضوابط و آئین نامه های شهرسازی.


ج) عناصر محلی موثر بر مدیریت شهری:
مدیریت شهری در سطح محلی را می توان به عنوان مجموعه ای از عناصر رسمی و غیر رسمی تعریف کرد که اداره امور شهر بر عهده داشته و یا در آن موثرند. مهم ترین نهاد محلی شورای اسلامی شهر می باشد که بر اساس قانون اساسی حق دخالت در اداره امور شهر و نظارت بر حسن انجام وظایف مدیران محلی را دارد.

جزیره کیش

 

جاذبه های توریستی کیش

بيشتر ديدنيهاي كيش شگفتيهاي است كه طبيعت درطي سالهاي متمادي بوجود آورده وبا دست بشر تغييراتي درآنها ايجاد شده‌است.

يكي از شگقتيهاي كيش ، سواحل آن است كه واقعا زيبا است و كمتر نقاطي در دنيا مي‌توان يافت كه از لحاظ طبيعي اين قدر ديدني باشند ، عمق كم آب ، به دليل شفافيت و زلالي آب كف دريا تا عمق چند متري قابل مشاهده است و به صورت اكواريوم طبيعي است.

 

سواحل ماسه‌اي ، اسكله تفريحي ، جاده كرانه كه دور تا دور جزيره كشيده شده است ، پيست دوچرخه سواري به طول حدود 70 کيلومتر كه تاپاسي از شب دوچرخه سواران در آن به ورزش مفرح دوچرخه سواري مي‌پردازند ،ايستگاههاي اجاره دوچرخه ، مجموعه ورزشي المپيك با انواع زمينهاي ورزشي ، فوتبال ، تنيس ، استخر، واليبال ، بسكتبال ، شطرنج ، اسكواش ، و مجموعه ورزشي با انواع بازيهاي بيليارد و بولينگ از جمله مكانهايي است كه مسافران از آنها لذت مي‌برند.

پارك ساحلي ، پارك پرندگان ، پارك آهوان كه تعداد زيادي آهو وپرندگان در فضاي طببعي زندگي مي‌كنند و پارك وحش كيش ، پارك دلفينهاو بازيهاي زيباي آنها از جمله ديدنيها در كيش است كه مسافران حاضر به چشم پوشي و نديدن آنها نيستند.

بازارهاي كيش نيز جذابيتي خاص دارند و معمولا مسافران در طول روز دراين بازارها وقت خود را صرف مي‌كنند و شب هنگام در كنار ساحل به ديدن مناظر طيبعي و زيباييهاي دريا و ورزشهاي دريايي و دوچرخه سواري مي- پردازند.

محيط آرام و بدون ترافيك كيش يك ويژگي ديگر اين جزيره است كه هواي بدون آلودگي و پاك را به ريه مردم مي‌فرستد.

در جزيره كيش هيچ توقفي وجود ندارد ، ميادين وچهارراه‌ها فاقد چراغ قرمز توقف است ، به همين دليل سيستم حمل و نقل در كيش روان و با آرامش توام است ، در حداقل زمان ممكن مي‌توان از اين طرف جزيره به آن طرف ديگر رفت.

استفاده از كمربند ايمني ، رعايت سرعت مجاز و علايم رانندگي در كيش لازم و اجباري است و با متخلفان بشدت برخورد مي‌شود.

خيابانها وبولوارهاي كيش نيز به طرز زبيايي ساخته شده‌اند وبانخل‌هاي زينتي وگلهاي رنگارنگ جذابيتي خاص به اين جزيره بخشيده‌اند.

 

ساحل کیش

زمین در ساحل ماسه ای کیش ، از جنس مرجان بوده و در زیر نور خورشید ، درخششی نقره فام دارد. پدیده ای که در سطح جهان بی همتاست. کیش دریای آبی رنگ شفاف و روشنی دارد که باعث می شود کف آن از سطح دریا هم پیدا باشد. کارشناس محیط زیست این خاصیت را به وجود مرجان ها در پیرامون جزیره نسبت می دهند و معتقدند که مرجان ها به صورت طبیعی موجب تصفیه آب و شفافیت و زیبایی سواحل جزیره هستند. کیش به نسبت وسعت خود دارای یکی از وسیع ترین ساحل هاست و در دنیا کمتر ساحلی را می توان یافت که در وسعت سواحل کیش قابل استفاده باشد و مسافران بتوانند با آرامش و دور از غوغاهای سواحل معروف در آن به استراحت بپردازند.

در ضمن علاقمندان به ماهیگیری می توانند در سواحل جنوبی و غربی جزیره به صید بپردازند. ترکیب اینها با یکدیگر ، سواحل کیش را به یکی از جذابترین سواحل جهان تبدیل کرده است.

 

شهر زیرزمینی کاریز

قنات کیش بیش از 2500 سال قدمت دارد و از آب شیرین قابل شرب ساکنان جزیره را تامین می کرده ولی اکنون به یک شهر زیر زمینی شگفت انگیز بدل شده که بیش از 10000 متر مربع وسعت دارد.

کارگزاران با تجربه آن زحمت تمام طراحی های آن را کشیده و می کوشند تا در پروژه بازسازی قنات کیش که اکنون کاریز کیش خوانده می شود ضمن حفظ بافت تاریخی آن کاربری های جدیدی از این شهر زیر زمینی بدست آورند . شهر زیر زمینی کاریز در فاز یک خود به قسمتهای زیر تقسیم و قابل بهره برداری خواهد بود.

غرفه های صنایع دستی ایران و جهان ، رستوران سنتی و جدید ، موزه سالن آمفی تئاتر سالن کنفرانس ، گالری های هنری .

شهر کاریز در عمق 16 متری زیر زمین قرار دارد. سقف آن هشت متر ارتفاع و بیشتر سقف آن مملو از سنگواره ، صدف و مرجانهایی است که با نظر کارشناسی 270 تا 570 میلیون سال قدمت دارد و تک تک آن شناسایی و دارای شناسنامه رسمی است. کارگزاران شهر زیر زمینی بر این باورند که دو ویژگی کاریز را در فهرست ابنیه جهانی در خواهد آورد.

اول اینکه کاریز در دل تنها جزیره مرجانی دنیا واقع است. دوم آنکه تنها بنایی است  که سقف مملو از صدفها و مرجانهای طبیعی است. صدفها و مرجانهایی که برای بازدید آنها دو راه وجود داشته ، بازدید از موزه های طبیعی یا غواصی در آبهای آزاد و اکنون کاریز فصلی جدید و استثنایی در ÷یش روی تمامی دوستداران طبیعت گشوده که بی واسطه خواهند توانست از بزرگترین مجموعه مرجانی بازدید کنند.

در خاتمه گفتنی است که خاکهای برداشت شده از کاریز دارای خواص درمانی زیادی است که در " گل درمانی " استفاده های فراوان خواهد داشت. این امر همراه با خدمات گوناگونی همچون تاسیس مراکز اقامتی ، تجاری و تفریحی در زمینی معادل 60000متر مربع در روی زمین کاریز احداث خواهد گردید. زمین سطحی کاریز به پارک وسیعی بدل خواهد شد که دارای دو تپه مرتفع خواهد بود. این په ها از خاکهای برداشت شده زیر زمین ساخته شده و به چم انداز بی نظیر جزیره کیش دل خواهد شد.

 

شهر باستانی حریره

 

 

بقایایی در مرکز ساحل شمالی جزیره قراردارد ، به احتمال بسیار قوی به دوره ساسانیان و اوایل دوره اسلامی بر می گردد . این بقایا در وسعتی بالغ بر سه کیلومتر مربع ، بازگو کننده این مطلب است که روزگاری شهری بزرگ و اباد در این منطقه وجود داشته و جمعیت کثیری را در خود جای می داده است.

 

آن چه امروز از این شهر بر جای مانده حجمی از معماری شهری است اما کمتر و به ندرت طاق ها و پوشش ها و سقف ها سالم برجای مانده است جز پاره ای موارد که پوشش های طاقی شکل سنگی از گزند تخریب در امان مانده است.

 بقایای شهر حریره در امتداد ساختمانهای بندرگاه و دفاتر آن ، قابل دیدن است. طبق نظر سازمان میراث فرهنگی ، شهر حریره هشتصد سال قدمت دارد.

 

کشتی یونانی

 

 

 کشتی یونانی جاذبه توریستی دیگری از جزیره کیش است . در یک روز گرم تابستان ، چهارم مرداد سال هزار سیصدو چهل و پنج هجری شمسی ، بومیان جزیره کیش کشتی عظیمی را دیدند که در ساحل هزار و سیصد و بیست و دو شمسی توسط شرکت ویلیم همیلتون با هفت هزار و شصت و یک تن وزن و صد وسی و شش متر طول در بندر گلاسکو ساخته شده بود که ابتدا " شیپور امپراطور " ، " ناتور الیست " ، " سیروس فارس " ، " سیروس فارس" ، "همدان " و بعد "کولائف" ، نام گرفت. تماشای غروب خورشید در پشت " کشتی یونانی " فراموش نشدنی است.

 

روستاي باغو

 

باغو از آبادي‌هاي قديمي كيش است كه در جنوب غربي جزيره قرار دارد در حال حاضر، اين آبادي جز چند خانوار دامدار، سكنه ديگري ندارد. در بين بوميان، حاصلخيزي اين منطقه زبانزد است

دراين منطقه بيشه انبوهي از انواع درختان بومي به چشم مي‌خورد كه در آن ميان، مجموعه درختان كهنسال لور زيبايي چشمگيري دارد. به منظور گسترش امكانات تفريحي و توسعه فضاي سبز در جزيره و بهره‌برداري از زيبايي‌هاي طبيعي روستاي باغو كه از خاكي مستعد برخوردار است «پارك دليران» با وسعت 60 امكانات تفريحي و توسعه فضاي سبز در جزيره و بهره‌برداري از زيبايي‌هاي طبيعي روستاي باغو كه از خاكي مستعد برخوردار است «پارك دليران» با وسعت 60 هكتار در اين منطقه احداث شده است

 

 

نمايشگاه خزندگان

در اين نمايشگاه بيش از يكصدگونه خزنده از خانواده مارسانان به نمايش گذاشته شده است. مارهاي عظيم بوا، پيتون آفريقا و آمازون، سوسمارايگوانه ماداگاسكار، عقرب سياه امپراتور آفريقا، مارپرنده تايلند، عنكبوت هاي بزرگ و پرنده خوار برزيلي نمونه‌هايي از اين گونه خزندگان هستند. علاقمندان به بازديد از نمايشگاه مي‌توانند به كانون هنر واقع در جنب پارك آهوان مراجعه كنند. اين نمايشگاه در آينده نزديك به سالن مخصوصي در پارك آهوان منتقل مي شود. در كانون هنر امكانات وسيع ديگري براي برپايي نمايشگاه‌هاي اختصاصي هنري تدارك ديده شده است كه در اختيار هنرمندان داخلي قرار مي‌گيرد

 

 

ورزش هاي دريايي در كيش

 

يكي از امتيازات كيش، سواحل زيبا و آرام آن است و تقريبا همه نقاط آن در سرتاسر جزيره براي شنا و انواع ورزش هاي دريايي مساعد است.

 در سال هاي اخير براي استفاده هر چه بهتر از اين موقعيت طبيعي، تمهيدات جدي انديشيده شده است.

وجود سوابق طولاني و تاريخي مردم اين ديار در صيد مرواريد وارج و منزلت دريا و دريانوردي در فرهنگ مردم خطه جنوب ايران در كنار موقعيت مساعد طبيعت و دريا در كيش موجب شده است كه برنامه توسعه ورزش هاي دريايي با سرعتي به مراتب بيش از آن چه انتظار مي رفت مورد استقبال واقع شود و با موفقيت به مرحله اجرا درآيد.

 هم اكنون در كيش علاوه بر امكانات پراكنده در سرتاسر سواحل جزيره، دو مجموعه كامل با انواع تجهيزات و وسايل پيشرفته براي تفريح و ورزش هاي دريايي در اختيار علاقمندان قرار دارد.

 

 

 

 ماهيگيري تفريحي در كيش

 

گستردگي سواحل، درياي زلال و آرام وگرماي مهربان آفتاب جنوب در محيط آرام و بي سروصداي جزيره، شرايط مطلوبي را براي علاقمندان به ماهي گيري در كيش فراهم آورده است.

 ماهيگيري در سرتاسر سواحل جزيره (به غيراز منطقه اسكله تفريحي) آزاد است و علاقمندان مي توانند با استفاده از وسايل ساده ماهيگيري با قلاب هاي معمولي كه تهيه آن ها از فروشگاه هاي ورزشي كيش امكان پذير است، ساعاتي را به اين تفريح لذت بخش بپردازند.

 

 مسير ويژه دوچرخه سواري

 

يكي از طولاني ترين و زيباترين مسيرهاي دوچرخه سواري كشور در جزيره كيش قرار دارد. سرتاسر اين مسير 75 كيلومتري كاملا مستقل از مسيرهاي اتومبيل رو بوده و بخش اصلي آن به موازات جاده جهان، در حاشيه نوار ساحلي احداث شده است.

در ايستگاه‌هاي ويژه به علاقمندان دوچرخه كرايه مي‌دهند. اين ايستگاه‌ها در بخش‌هاي مختلف جزيره مانند اسكله تفريحي و جنب بازار مرجان وجود دارد و به وسيله بخش خصوصي اداره مي شود.

طبيعت بكر جزيره در بخش هاي جنوبي و غربي جزيره با چشم اندازهاي زيبايي از دريا، سواحل، بوستان ها، نخلستان ها و پوشش گياهي در دسترس همگان است. حركت با دوچرخه در مسير ويژه، اين امكان را به گردشگران مي دهد كه با سرعت كم و در سكوت اين چشم اندازهاي طبيعي را تماشا كنند

 

اسكله تفريحي

 

 اسكله تفريحي مجموعه‌اي است كه امكانات تفريحي از قبيل جت اسكي، قايق هاي پدالي (با ظرفيت چهارنفر)، قايق هاي ماهيگيري، قايق هاي پارويي، سه چرخه هاي آبي، امكانات غواصي و قايق هاي كف شيشه‌اي كه گردشكران از آن براي تماشاي دنياي شگفت انگيز آبزيان زيباي خليج فارس استفاده مي كنند.

 مجموعه اسكله تفريحي كه در مجاورت چند مجموعه تفريحي ديگر قرار گرفته است بسيار مورد استقبال گردشگران و خانواده ها قرار مي گيرد.

 

پلاژها

 

 سواحل كيش برخلاف بسياري از سواحل دنيا كه از ماسه خاكستري پوشيده شده است، پوشش مرجاني دارد رنگ نقره فام مرجان ها در پرتو آفتاب از درخشندگي خيره‌كننده اي برخوردار است. آب دريا در سواحل كيش شفاف و زلال، كف آن تا عمق چند متري به راحتي قابل رويت است. در اين سواحل پلاژهايي ويژه بانوان و آقايان و يا خانواده ها ساخته شده است و مكان مناسبي براي اسكان موقت گردشگران و ساكنان كيش است.

پلاژ بانوان

 پلاژ بانوان در سواحل شمالي جزيره روبه‌روي مخابرات احداث شده است. وسعت آن حدود 15 هزارمترمربع است. اين پلاژ علاوه بر امكاناتي چون دوش آب شيرين، سايه‌بان و نورپردازي مناسب، سالن بدن سازي هم دارد و زيرنظر مربيان اداره مي‌شود. علاوه بر آن مربيان شنا و نجات غريق ايمني خاطر استفاده كنندگان از پلاژ را فراهم كرده است. پلاژ بانوان كيش به علت موقعيت مكاني مناسب و دسترسي آسان و داشتن امكانات لازم، با استقبال زيادي روبه‌رو است

پلاژ آقايان

اگرچه براي آقايان شنا در اغلب سواحل جزيره آزاد است، اما به دليل وجود امكانات مناسب براي شنا در باشگاه دريايي، استقبال از اين مكان بيشتر است. پلاژ آقايان در شمال شرقي جزيره قرار دارد و دسترسي به اين مركز با وسيله نقليه عمومي هم امكان‌پذير است. آموزش شنا در اين پلاژ هم به صورت انفرادي و هم به صورت گروهي انجام مي‌شود و نجات غريق‌ها در تمام وقت اداري حضور دارند. دوش هاي آب شيرين و بوفه از خدمات اين مركز هستند.

سواحل اين پلاژ ماسه أي است و عمق آن نيز به تدريج افزايش مي يابد و امكان مناسبي را براي شنا در عمق هاي مختلف پديد مي آورد. امكان انجام تفريحات دريايي چون جت اسكي، اسكي روي آب، پاراشوت، قايق هاي بادباني و غواصي در مركز تفريحات دريايي و محل پلاژ به جذابيت اين پلاژ افزوده است. نورپردازي مناسب در پلاژ نيز به گونه‌اي است كه شب ها نيز مي توان شنا كرد. راه اندازي سالن‌هاي بدن‌سازي، ژيمناستيك و اتاق ماساژ، از طرح هاي آتي در اين پلاژ است.

 

 

 

  درخت لور

 

  درخت لور

 درختان محلی جزیره ، بعنوان گنجینه های طبیعی ، جذاب و زیبا هستند. درخت لور یا انجیر معابد ، معروفترین درخت جزیره است. این نوع درخت در نواحی جنوبی ایران رشد می کند. پوست کهنسال درخت لور و برگها و ریشه هایش که از بدنه اصلی آن آویزان هستند، آن را از سایر انواع درختان متمایز می سازد. این درختان ریشه هایشان طوری رشد می کند که مانند چتری بر روی زمین سایه می افکند و ممکن است تا چند صد سال عمر کنند.

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

 

 

 

کراچی

کراچی

 

مختصات: شرقی′٣٦°٦٧ شمالی′٣٦°٢٤ / خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار خطای عبارت: عملگر < دور از انتظار / خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «�»;خطای عبارت: نویسه نقطه‌گذاری شناخته نشده «�» (نقشه)

کراچی
Location of Karachi.png
مشخصات شهر
نام رسمی کراچی
مساحت ۳٬۵۲۷ (کیلومترمربع)
جمعیت ۱۲٬۴۶۱٬۴۲۳ (آمار سال ۲۰۰۸)
استان سند
تعداد شهرک ۱۸
شهردار مصطفی کمال
امور اداره شهر نسرین جلیل
ناحیه زمانی ۵+(از گرینویچ)
پیش شماره ۰۲۱
وبسایت www.karachicity.gov.pk

کراچی(دربارهٔ این پرونده آوا ) بزرگ‌ترین شهر جمهوری اسلامی پاکستان و مرکز استان سند این کشور است. این شهر در ناحیه جنوب شرقی پاکستان بر کرانه دریای عرب واقع شده و در شمال غربی دلتای سند قرار گرفته‌است. طبق آمار منتشره از سازمان ملل متحد، جمعیت کراچی در سال ۲۰۰۵ میلادی ۱۱٬۸۱۹٬۰۰۰ نفر بوده‌است که از این لحاظ پرجمعیت‌ترین شهر پاکستان و سیزدهمین شهر پرجمعیت جهان محسوب می‌گردد.

لقب این شهر «شهر قائد» است که منظور از قائد، محمدعلی جناح بنیانگذار پاکستان است. کراچی مرکز مالی و بازرگانی و بزرگ‌ترین بندر پاکستان است.


فهرست مندرجات

مبارزه با گسترش سریع

بدلیل اینکه کراچی با بیشترین فشار توسعهٔ شهرها در جهان مواجه‌است، مبارزه با گسترش آن ضروری به نظر می‌رسد. این شهر هم اکنون بسیار گسترش یافته و به کلانشهری بسیار شلوغ با ترافیکی سنگین و هوایی آلوده تبدیل شده‌است. در این شهر فقر بیداد می‌کند و بسیاری از مردم شبانگاهان در خیابان‌ها و کوچه‌ها می‌خوابند. این‌ها مشکلاتی است که باید برای به دست آوردن شهری آرام و زیبا آن‌ها را برطرف کرد. شهر کراچی چهارمین شهر غیر قابل زیستن در جهان و جزء ۱۳۲ شهر بزرگ و صنعتی جهان به شمار می‌آید.


جمعیت

جمعیت شهر کراچی مانند بسیاری از شهرهای دیگر پاکستان در ابتدا کم بود و پس از این که به پایتختی پاکستان برگزیده شد، جمعیتش چند برابر شد. همان طور که در جدول پایین می‌بینید، جمعیت این شهر از حدود ۵۷ هزار نفر در سال ۱۸۵۶ میلادی به حدود ۱۲٫۵ میلیون نفر در سال ۲۰۰۸ رسیده‌است. یعنی در طی ۱۵۲ سال بیش از ۱۲ میلیون نفر به جمعیت این شهر (عمدتا به دلیل مهاجرت) افزوده شده‌است. نتیجه این مهاجرت‌های بی‌رویه چیزی جز آوارگی میلیون‌ها تن از مردم شهر به دلیل نداشتن مسکن در خیابان‌ها و کوچه‌ها نیست.

نمودار رشد جمعيت در كراچى
سال جمعیت
۱۸۵۶ ۵۶٬۸۷۵ نفر
۱۸۷۲ ۵۶٬۷۵۳ نفر
۱۸۸۱ ۷۳٬۵۶۰ نفر
۱۸۹۱ ۱۰۵٬۱۹۹ نفر
۱۹۰۱ ۱۳۶٬۲۹۷ نفر
۱۹۱۱ ۱۸۶٬۷۷۱ نفر
۱۹۲۱ ۲۴۴٬۱۶۲ نفر
۱۹۳۱ ۳۰۰٬۷۹۹ نفر
۱۹۴۱ ۴۳۵٬۸۸۷ نفر
۱۹۵۱ ۱٬۰۶۸٬۴۵۹ نفر
۱۹۶۱ ۱٬۹۱۲٬۵۹۸ نفر
۱۹۷۲ ۳٬۴۲۶٬۳۱۰ نفر
۱۹۸۱ ۵٬۲۰۸٬۱۳۲ نفر
۱۹۹۸ ۹٬۲۶۹٬۲۶۵ نفر
۲۰۰۸ ۱۲٬۴۶۱٬۴۲۳ نفر


جغرافیا

کراچی شهری در جنوب استان سند است که در سواحل جنوبی این استان و در ساحل دریای عرب واقع شده‌است. مساحت این شهر ۳٬۵۲۷ کیلومتر مربع می‌باشد که شامل قسمت بزرگی از جلگه و اطراف جلگه‌است و با تپه‌هایی در شمال و غربش، شهرنشینی پراکنده را به وجود آورده‌است. دو رود وجود دارد که در همهٔ فصل‌های سال جاری هستند و از ابتدا تا انتها شهر را می‌پیمایند. یکی رودخانه مالیر است که از شرق به سوی جنوب و مرکز شهر کراچی و دیگری رودخانه لیاری است که از شمال تا جنوب و غرب شهر جریان دارد. بندر کراچی با داشتن ماسه سنگ‌های ساحلی در جنوب غرب شهر از بسیاری از طوفان‌ها و سیلاب‌ها در امان است. جزیره‌ای با نام مانورا در حومه کراچی وجود دارد که صدف خوراکی و تخته سنگ‌های فراوان دارد.


آب و هوا

قرار گرفتن کراچی در ساحل، این شهر را به داشتن یک نسبت معتدل آب و هوا با پستی سطوح تبدیل کرده‌است و میانگین بارش در این شهر در سال به نزدیکی 4/25 سانتی متر می‌رسد. اکثر اوقات به دلیل وزیدن باد موسمی در ماه‌های ژوئیه و اوت هوا معتدل می‌شود. در این شهر زمستان‌ها، معتدل و تابستان‌ها، گرم هستند. هرچند به دلیل قرار گرفتن در مجاورت دریا، رطوبت هوا، آب و هوا را یکسان نگه می‌دارد و هوای معتدل را به سوی یک منطقه نزدیک، مرتفع و خنک در دریا می‌برد. بادهای شمالی گرمای هوا در ماه‌های تابستان را تغییر می‌دهند. دمای هوا از 30 درجه در آوریل به 44 درجه در اوت می‌رسد. ماه‌های زمستان(نوامبر تا فوریه) معمولاً بهترین زمان برای دیدن از کراچی هستند. ماه‌های ژوئیه، دسامبر و ژانویه آب و هوای خوش دارند و هوا در هنگامی که جمعیت زیاد می‌شود، ابری می‌گردد. گروه‌هایی در اطراف صندوق‌های صدقه حلقه می‌زنند تا بار دیگر به این مکان زیبا بیایند. گردشگران و مهاجران از کراچی در این ماه‌ها دیدن می‌کنند.

درجه گرما (1931-2002) ژانویه فوریه مارس آوریل مه ژوئن ژوئیه اوت سپتامبر اکتبر نوامبر دسامبر سالیانه
حداکثر (°C) 32.8 36.1 41.0 44.4 47.8 47.0 42.2 41.7 42.8 43.3 38.5 34.5 47.8
حداقل (°C) 0.0 3.3 7.0 12.2 17.7 22.1 22.2 20.0 18.0 10.0 6.1 1.3 0.0


شهرهای خواهر

کراچی امروزه دارای پنج شهر خواهر است:


نگارخانه


منبع

جستجو در ویکی‌انبار در ویکی‌انبار منابعی در رابطه با کراچی موجود است.

مادر شهر

 

مادرشهر

- مادرشهر مکانی است که در آن حداقل۵۰۰ هزار نفر در فاصله زمانی ۴۵ دقيقه تا مرکز شهر زندگی کنند.

با توجه به تعاريف فوق، در بسياری از کشورها، مبنای شناخت مادرشهرها از شهرهای معمولی، ميزان جمعيت است، چنانکه در ايالات متحده، بعد از سال ۱۹۶۰، شهرهايی که حداقل ۵۰ هزار نفر جمعيت داشت بعنوان مادرشهر (متروپليتن) خوانده می شد.

 

عده ای از محققان شناخت مادرشهر را با جمعيتی حدود ۵۰ هزار نفر گمراه کننده می دانند و حداقل جمعيت را برای آن ۳۰۰ هزار نفر در نظر ميگيرند.

 

همانگونه که از مطالب بالا فهميده ميشود، جمعيت تنها ملاک لازم برای تعريف مادر شهر نمی باشد. چه بسا که شهری با ۵۰ هزار نفر جمعيت در آمريکا بخاطر شرايط خدماتی، زيرساختي، دسترسی و ... کارکردهای متفاوتی بدست آورده و تبديل به مرکزی فعال در زمينه های اقتصادی و اجتماعی-خدماتی گردد و نقش يک مادر شهر را بازی کند. ليکن در مقابل شهری با جمعيت ۳۰۰ هزار نفر و بيشتر وجود داشته باشد، ليکن به علت عدم وجود زيرساختهای مناسب، وسايل ارتباطی و همچنين عدم تنوع فعاليتها و محدود بودن حيطه عملکردی آن، بصورت يک شهر منزوی درآمده و نقش يک شهر معمولی را بازی کند.

 

بنابراين در شناخت مادرشهر علاوه بر عامل جمعيت بايد حيطه عملکردی شهر و همچنين ارتباطات خارجی شهر را با نواحی پيرامونی در نظر گرفت تا بتوان در مورد آن قضاوت کرد و از آن بعنوان مادرشهر ياد کرد.

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

مدیریت

مدیریت یعنی کار کردن با افراد و گروهها برای رسیدن به مقاصد سازمان. وظایف مدیریت عبارتند از برنامه‌ریزی، سازماندهی، نظارت و انگیزش. تمامی این وظایف برای مدیریت شهری نیز متصور است. مدیریت شهری باید برای شهر برنامه‌ریزی کند، فعالیتهای شهر را سازمان دهد، بر فعالیتهای انجام شده نظارت کند، حتی برای انجام بهینه امور، انگیزش لازم را در سازمان مدیریت شهری و سایر سازمانها و شهروندان ایجاد نماید. به نقل از پاول‌هوس و کنت ایچ بلانچارد: معمولاً مدیریت شهری به عنوان زیر مجموعه‌ای از حکومت محلی تعریف شده و شهرداری‌ خوانده می شود. همچنین مدیریت شهری به مثابه نظامی است که دارای ورودیها و خروجیهای مشخصی باشد.

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

رویکردهای مهم مدیریت شهری

مدیریت شهری

 

 

در کشورهای مختلف و در تمدن های گذشته تنوع زیادی از پدیده کار و فرهنگ آن مشاهده می شود. در میان رومیان باستان کار فقط کار یدی تعریف می شود و آن هم تنها برای بردگان مناسب بود. سپس در عصر فئودالی با تغییر در برداشت از مفهوم کار انگیزه ها منوط به تعهد و سوگندی شد که نسبت به ارباب ارائه می شد. در واقع برای اولین بار نیروی کار با صاحب کار براساس یک ارزش تعریف شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

مدیریت شهری

● مفهوم کار در مدیریت شهری

در کشورهای مختلف و در تمدن های گذشته تنوع زیادی از پدیده کار و فرهنگ آن مشاهده می شود. در میان رومیان باستان کار فقط کار یدی تعریف می شود و آن هم تنها برای بردگان مناسب بود. سپس در عصر فئودالی با تغییر در برداشت از مفهوم کار انگیزه ها منوط به تعهد و سوگندی شد که نسبت به ارباب ارائه می شد. در واقع برای اولین بار نیروی کار با صاحب کار براساس یک ارزش تعریف شد. سپس در عصر بورژوازی و با جایگزینی تدریجی انرژی های دیگر به جای کار یدی انسان، در مفهوم کار تغییرات وسیعی پدید آمد. ابتدا با به وجود آمدن نوع بدوی اتوماسیون، کار اجتماعی به صورت بدوی پدید آمد و دولت تجلیگاه و مرکز نظم جامع نیروی کار شد، اما در عصر حاضر با توسعه تکنولوژی و تقابل تحول و نوآوری آن با ثبات و تمرکز شدید دولت نشان داد که نیروی کار نمی تواند به ساخت های بیش از اندازه متمرکز برای رشد خود اعتماد کند، زیرا عواملی نظیر انگیزه، تکنولوژی و توزیع نظم همراه و همسو حرکت نمی کنند. آنچه در فرآیند سنتی تعریف مفهوم کار به چشم می خورد این است که محاسبه ارزش اطلاعات متبلورشده در کار نادیده گرفته شده، زیرا کار را نیرویی می دانند که در یک دامنه تغییر (x) عمل می کند. «W=F.x» در این فرمول نمی توان ارزش اطلاعات متبلورشده را در تحول حاصل از کار و در خود کار به دست آورد. در حالی که از نگاه جدید، کار عبارت است از انرژی هدفداری که موجب تغییر از حالت A به B می شود که هر سیستم سه جزئی (جرم، انرژی و اطلاعات) از جمله سیستم مدیریت شهری برای مقابله هژمونی آنتروپی فزاینده درونی و خارجی خود به آن نیازمند است تا بتواند به بقا و تکامل خود ادامه دهد. در این تعریف عامل اطلاعات به مفهوم جدید کار وارد شده است. به بیان دیگر x یعنی شاخص تغییر مکان تابعی از تاثیر اطلاعات مصرف شده در جریان کار است. براساس این تعریف به هر مقدار که انرژی اطلاعاتی به کمترین مقدار خود می رسد مقدار انرژی فیزیکی به کار گرفته شده بیشتر می شود و در این شرایط هرچه بیشتر کار انجام دهیم نتیجه معکوس می گیریم؛ چیزی که متاسفانه در طول تاریخ مدیریت شهری ما کم و بیش حاکم بوده است. در واقع مدیر شهری یا شهردار موفق کسی است که ساعات بیشتری در دفتر کارش حضور دارد و شب و روز نمی شناسد و کار فیزیکی و یدی بیشتر انجام می دهد. چنین است که یک مدیر شهری موفق یا یک شهردار منطقه موفق کسی است که همیشه گوش به بی سیم و یا برق اتاق کارش شبانه روز روشن باشد. در حالی که مفهوم جدید کار در حوزه مدیریت شهری امروزی عبارت است از تعادل میان انرژی و اطلاعات، به تعبیری کار را می توان کاربرد اطلاعات در انرژی (هدف در انرژی) تعبیر کرد که در سه دسته کار سخت افزاری (با اطلاعات کم)، کار سخت افزار ـ نرم افزاری (با اطلاعات متوسط) و کار نرم افزاری (با اطلاعات زیاد) متبلور می شوند. موضوع نوع اول کار افزایش تولید و سود، موضوع کار از نوع دوم فزونی نظم و قدرت و موضوع نوع سوم کار افزایش دانش و علم است که البته در حوزه مدیران شهری ما بیشتر بر نوع اول کار تمرکز شده است و دو نوع دیگر کمتر مورد نظر قرار می گیرد. اگر بخواهیم تعریف جامع تری از کار ارائه دهیم می توان گفت که کار، سیاست و فرهنگ همگی از یک مقوله هستند، تنها اشکال آنها متفاوت است زیرا کار، مکانیسمی از آرایش محدود انرژی و اطلاعات در محدوده ای خاص است که هدف محدود و مشخصی ندارد. سیاست نیز از همین آرایش بهره می برد با این تفاوت که شکلی عام تر دارد و وابسته به قدرت متمرکز است و سرانجام نوع بسیار عام و جالب ترکیب انرژی و اطلاعات را فرهنگ می نامند که نظم خودجوش و پذیرفته شده اجتماعی است. به زبانی دیگر کار تجلی سیاست و سیاست تجلی فرهنگ است، البته در بهینه ترین و بهترین شرایط اجتماعی، بنابراین کار انرژی هدفداری است که کالا تولید می کند. سیاست انرژی هدفداری است که نظام محدودی در یک حوزه جغرافیا به وجود می آورد. فرهنگ انرژی هدفداری است که نظام اجتماعی را به مقوله آگاهی اجتماعی متصل کرد و خالق هنر است. لذا محدوده کار یک کارگاه و حوزه مدیریت آن، محدوده فعالیت سیاسی یک دولت و نظم اجتماعی و محدوده فرهنگ به قلمرو تکامل تمامیت اجتماع و پویای آن مربوط است. بنابراین در یک سیستم مدیریت شهری موفق و مولد کار تولیدی، کار سیاسی و کار فرهنگی در یک جهت قرار می گیرند، گرچه پیچیدگی خاص خود را دارد، اما هم راستا هستند. در مدیریت شهری ما حلقه گمشده کار معطوف به پژوهش، اطلاعات و دانایی است. اهمیت این حلقه از آن جهت است که کار معطوف به پژوهش دائما در حال تغییر آرایش انگیزه های خود از دانی به عالی است. فرمول کار یدی + کار فکری به عنوان نیروهای انسانی طراح و ماشین ساز ضرورت توسعه منابع انسانی مدیریت شهری است، زیرا این نیروها امکان تحقق عملی یک اندیشه را فراهم کرده و با جذب اندیشه های مختلف نوین، قدیم و آرایش آنها به صورت طراحی جدید و اجرای آنها برای اولین بار اندیشه یا اندیشه های نوین حاصل از پژوهش را به عمل آورده و تجربیات جدیدی را به مدیریت شهری می بخشند. در واقع کارآفرینان خلاق یک جامعه شهری این دسته از نیروها هستند. یک کارآفرین متکی به منابع اقتصادی را تاجر، یک کارآفرین متکی به منابع سیاسی را سیاستمدار و یک کارآفرین متکی به منابع عملی را طراح و ماشین ساز می نامیم. معمولا یک کارآفرین کمپلکس قدرت استفاده از همه منابع فوق را برای گسترش محیط کار خود دارد.

● مدیریت شهری در اروپا

سه عامل مدیریت برنامه ریزی، اجرای برنامه های مدیریت شهری، نظارت و ارتقای برنامه های مدیریت شهری مهمترین اصول الگوی مدیریت شهرهای کشورهای اروپایی است. توسعه برنامه های مدیریت شهری در گرو تلاش و ممارست شهرها در جهت پیشرفت و رفاه منابع انسانی میسر می شود که از نظر کارشناسان آسیایی مدیریت شهری، این اقدامات شامل جذب مشارکت های دولتی، بهره وری اقتصادی، حفظ تساوی و عدالت اجتماعی، کاهش فقر و بهبود شرایط زیست محیطی است که در سایه استفاده بهینه و توزیع عادلانه منابع امکان پذیر خواهد بود. مدیریت شهری طی سه مرحله از آغاز سال ۱۹۸۶ میلادی تاکنون دستخوش یک سری تغییرات بنیانی شده به طوری که در مرحله اول برنامه مدیریت شهری در سال های (۱۹۸۶ ۱۹۹۱) شکل گرفته است. این برنامه ها برروی تحقیقات کاربردی برروی چهار موضوع مدیریت اراضی، امور مالی و مدیریت شهری، زیرساخت ها و محیط زیست شهری با هدف توسعه راهبردهای عملی و ابزارهای کاربردی مدیریت شهری در سطح جهانی متمرکز شده بود. اهداف این مرحله در خصوص چگونگی استفاده از این راهبردها و ابزارها در جهت ارتقای کارآیی و سطح تولیدات، ابتدا به صورت منطقه ای و سپس بسط آن به تمام کشورهای جهان بوده است. در مرحله دوم مکانیزم اساسی به سطح کارآیی و تولیدات از قبیل تشکیل هیات کارشناسان منطقه و تاسیس کارگاه ها و همایش های مشاوره ای در سطح کشوری می پرداخته که به منظور معرفی این خط مشی ها و ابزارهای کاربرد به کل کشور، معطوف می شده به صورتی که ساختار این برنامه ها تمرکززدایی و واگذاری مسوولیت انجام این فعالیت ها به ادارات منطقه بوده است. درمرحله بعدی مدیریت شهری به منظور ایجاد و تحکیم کارآیی دولت، بانک ها و مراکز تامین اعتبار در جهت مرتفع ساختن معضلات شهری اختصاص یافته است و در مرحله آخر (۲۰۰۱ ۲۰۰۴)، در ادامه مرحله سوم بیش از پیش بر فعالیت ها و اقدامات دولتی که شرایط زندگی قشر مستمند و کم درآمد جامعه شهری را متاثر می ساخت، متمرکز شده بود. هم اکنون این برنامه ها به زمینه هایی خاص مانند کاهش سطح فقر در شهرها، مدیریت محیط زیست شهری، جذب مشارکت های دولتی و حل معضل ایدز و اعتیاد در جامعه شهری می پردازد به طوری که هم اکنون این برنامه ها در ۲۱ شهر در آسیا در حال اجرا شدن است.

● اصول مدیریت شهری

در الگوی مدیریتی در اروپا سه عامل مدیریتی برنامه ریزی، اجرای برنامه های مدیریت شهری، نظارت و ارتقای برنامه های مدیریت شهری ذکر می شود و ویژگی های خاصی برای یک مدیریت مطلوب شهری نیاز است که این ویژگی ها شامل داشتن اطلاعات لازم در زمینه سیستم شهری، سازمان های مربوطه و روند فعالیت ها را شامل می شود. همچنین باید توجه داشت که بخش خصوصی، گروه های فشار و عامه مردم می توانند در بهبود مدیریت شهری سهیم باشند و با استفاده از این مشارکت ها می توانند به بودجه لازم جهت ارتقای وضعیت اقتصادی دست یابند به طوری که این عملکرد ها می توانند شهرواندان، محیط زیست شهری و ظرفیت کارآیی و تولیدات شهر را تحت تاثیر قرار دهند. در اروپا تاکید بر این است که سیستم های شهر به طور کامل مورد ارزیابی قرار گیرد. نوع مدیریت شهری که در اروپا مورد استفاده قرار می گیرد می بایست با چرخه زندگی شهرنشینی، که افزایش و کاهش رشد محیط زیست نشانگر آن است، سازگار باشد. شهرهایی که به لحاظ فیزیکی و اقتصادی توسعه یافته هستند نیاز به شیوه مدیریت شهری متفاوت نسبت به شهرهای عقب مانده و دچار نقصان هستند. به عنوان مثال بسیاری از شهرها نتوانسته اند به توازن عرضه و تقاضا در تولیدات و خدمات شهری برسند. در این موارد شهرهای اروپایی وضعیت بازارهای شهری مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. با این روش تقاضا برای تولیدات خدمات شهری و عرضه مایحتاج شهروندان به توازن می رسد. از موارد دیگری که در مدیریت شهری اروپا مدنظر قرار می گیرد می توان به وضعیت حمل و نقل شهری، مدیریت اراضی، اقتصاد شهری و منطقه ای،سازمان دهی کارآیی و حجم تولیدات در کلان شهر ها اشاره کرد.

● سیر مدیریت شهری در ایران

فعالیتهای شهرداری را به شکل نوین بی تردید باید مربوط به دوره بعد از مشروطیت دانست. این دوران با تصویب قانون بلدیه در دوره اول مجلس شورای ملی به سال ۱۲۸۶ هـ.ش، آغاز گردید. نخستین شهرداریی که براساس قانون جدید تأسیس شد، شهرداری تهران بود که با تشکیلات جدید در همان سال (۱۲۸۶) تقریباً بلافاصله پس از تصویب قانون پایه گذاری شد و با تشکیلات جدید آغاز به کار کرد. پس از آن تا سال ۱۳۰۴، یعنی آغاز سلطنت پهلوی اول، مجموعاً ۱۶ شهرداری ایران تأسیس شد.

قانون بلدیه (۱۲۸۶ هـ . ش.) با عدم موفقیت روبه رو شد. برخی از بخشهای آن به طور کلی به مرحله اجرا در نیامد و برخی دیگر به صورتی ناقص تحقق پیدا کرد و با مشکلاتی روبه رو شد. علت آن بود که نه مردم و نه دولت، هیچ یک از آمادگی لازم برای تحقق این قانون برخوردار نبودند. همراه و مقارن با تصویب قانون بلدیه سال ۱۲۸۶ هـ . ش . قوانین دیگری نیز به تصویب رسید: ابتدا قانون انجمنهای ایالتی و سپس قانون تشکیل ایالات و ولایات و دستورالعمل حکام. اما دلایلی چند جریان عادی و تکامل تدریجی حرکت به سوی شکل گیری نظام دموکراتیک را متوقف کرد یا با مشکلات فراوان مواجه ساخت.

در دوره سلطنت رضاخان، تأسیس شهرداریها تسریع یافت، به طوری که تا پایان سلطنت وی، بالغ بر ۱۳۶ شهرداری تأسیس شد. شهرداریها در این دوره ، سازمانی کاملاً دولتی بودند. در سال ۱۳۰۹ ، قانون بلدیه لغو شد و قانون جدیدی تصویب شد که به موجب آن تأکید بر وابستگی انحصاری شهرداریها از حیث مالی و به تبع آن اداری و اجرایی به دولت و بودجه ملی ـ دولتی بود.

در دوران سلطنت پهلوی دوم نیز تغییراتی در قوانین اداره شهرها به وجود آمد. در سال ۱۳۲۸ قانون جدیدی تصویب شد که در شرایط تعیین شهردار، حقوق و مزایای او و همچنین واگذاری برخی اختیارات تازه به انجمنهای شهر تغییراتی ایجاد شده بود . در سال ۱۳۳۱ در لایحه الحاقی به قانون سال ۱۳۲۸، اختیارات انجمنهای شهر و قدرت مردم افزایش یافت.

از سال ۱۳۳۲ به بعد، بنا به دلایل سیاسی، تغییراتی در قانون سال ۱۳۳۱ ایجاد شد که در نهایت منجر به کاهش قدرت مردم شد. علاوه بر این، در دوران قبل از انقلاب، دو قانون نوسازی و عمران شهری و تأسیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران تصویب شد که به موجب ماده ۷ قانون اخیر، شهرداریها مکلف به اجرای مصوبات این شورا بودند.

در زمان قبل از انقلاب، در بسیاری از شهرهای ایران از جمله تهران، انجمن شهر تشکیل شد، لکن چون اعضای این انجمنها بیشتر از طبقات ذی نفوذ و یا کسانی بودند که دولت و رژیم گذشته به آنان اعتماد داشت، این انجمنها نتوانستند منشأ اقدامات مؤثری شوند. شهرداران در واقع مدیر مطلق العنان شهر بودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با توجه به تغییر بنیادین نظام سیاسی کشور، بر اداره شورایی کشور (در سطوح مختلف کشوری، استانی، شهری و روستایی) در قانون اساسی تأکید ویژه ای شده، به طوری که یک فصل از قانون اساسی به شوراها اختصاص یافته است.

مطابق اصل ۱۰۰ قانون اساسی (برای پیشبرد سریع برنامه های اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، بهداشتی، فرهنگی، آموزشی) و سایر امور رفاهی از طریق همکاری مردم با توجه به مقتضیات محلی اداره امور هر روستا، بخش، شهر، شهرستان یا استان با نظارت شورایی به نام شورای ده، بخش، شهر، شهرستان یا استان صورت می گیرد که اعضای آن را مردم همان محل انتخاب می کنند.

در سطح شوراها، شورای اسلامی شهر جایگزین انجمن شهر شد و وظایفی که بر عهده این انجمن بود، برعهده شورای اسلامی واگذار گردید. براساس لایحه (تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخابات شهرداران)، انتخاب شهردار بر عهده شورای اسلامی شهر و صدور حکم آن در شهرهای با جمعیت کمتر از دویست هزار نفر برعهده استاندار و در شهرهای بزرگتر برعهده وزیر کشور گذارده شد. مسایل و مشکلات ناشی از جنگ تحمیلی هشت ساله مانع از تحقق شورای اسلامی شهر گردید.

در سال ۱۳۷۵ ( قانون تشکیلات، وظایف و انتخابات شوراهای اسلامی کشور و انتخاب شهرداران) به تصویب مجلس شورای اسلامی و سپس تأیید شورای نگهبان رسید و در تاریخ ۱۱/۴/۷۵ برای اجرا از طرف رئیس جمهور به وزارت کشور ابلاغ شده است.

این قانون دارای پنج فصل و نود و چهار ماده و پنجاه و یک تبصره می باشد. فصل اول این قانون تشکیلات شوراها را مورد بررسی قرار میدهد. فصل دوم درخصوص انتخابات (شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان)، و فصل سوم درخصوص وظایف شوراها (برحسب سطح تشکیلاتی در روستا، بخش و شهر) می باشد. فصل چهارم درخصوص رسیدگی به تخلفات است، و بالاخره فصل پنجم سایر مقررات را مورد بررسی قرار میدهد.

در مجموع، در فاصله سالهای ۱۳۵۸ تا سال ۱۳۷۵، تعداد ۱۶۷ شهرداری جدید در کشور تأسیس شده است. در سال ۱۳۷۵ تعداد شهرداریهای کشور به ۶۵۰ شهرداری رسید. تحولات مهم این دوره کاهش حمایتهای مالی دولت از شهرداریها می باشد، به طوری که شهرداریها مجبور به اتکا به منابع داخلی شده اند

● تاریخچه طرح های شهری ایران

قبل از تهیه طرحهای شهری به شکل متداول کنونی ، طرح پیشنهادی شهر همدان، به عنوان اولین طرح شهری ، توسط کارل فریش ، مهندس چرم ساز، تهیه و به وزارت داخله پیشنهاد شد و در آبان ماه سال ۱۳۱۰ به تصویب وزارت داخله رسید. همچنین در سال ۱۳۲۴ ، بخش شهرسازی و طرحریزی در سازمانی موسوم به « سازمان اصل چهار ترومن» در ایران تشکیل شد و مسئولیت آن برعهده چند مهندس شهرساز، از جمله دکتر تورسن و مهندس گیبس ، نهاده شد. این عده نیز برای اولین بار مطالعات و طرحریزی سه شهر شیراز، اصفهان و سنندج را به زبان انگلیسی تهیه کردند (سعیدنیا، ۱۳۷۸).

علاوه بر این ، سربازان گروه صلح با امضای قراردادی بین هیئت عمران بین المللی آمریکا و وزارت کشور در دهه ۳۰، به ایران آمدند و در وزارت کشور مشغول به کار شدند و برای بیشتر شهرها، طرح شبکه بندی و گذربندی تهیه کردند (سعیدنیا ، ۱۳۷۸).

طرحهای شهری با کیفیتی که در حال حاضر در کشور متداول است، از ابتدای برنامه سوم عمرانی کشور (۱۳۴۶ـ۱۳۴۱) آغاز شد. در سالهای اول اجرای برنامه عمرانی سوم، قرارداد تهیه طرح جامع بین سازمان برنامه و بودجه و تعدادی از مشاوران منعقد گردید. تا اینکه در سال ۱۳۴۳ وزارت آبادانی و مسکن و به دنبال آن شورای عالی شهرسازی تأسیس شد و نظارت در کار تهیه طرحهای جامع شهرهایی که قرارداد آنها قبلاً منعقد شده بود به عهده دبیرخانه شورای عالی شهرسازی محول شد و پس از مدتی عقد قراردادهای جدید در این مورد به دبیرخانه مذکور واگذار گردید (وزارت مسکن و شهرسازی، ۱۳۶۱).

اولین طرحی که به تصویب شورای عالی شهرسازی رسید، طرح جامع بندرلنگه بود که در سال ۱۳۴۵ تصویب شد. پس از آن در سال ۱۳۴۶، طرح جامع شهرهای بندرعباس، تهران، تبریز، قزوین و رشت به تصویب رسید. در سال ۱۳۴۷ نیز طرح جامع شهرهایی چون بندرانزلی ، همدان، اهواز، بابل و بابلسر به تصویب رسید و روند تصویب طرحها در شورای عالی شهرسازی همچنان ادامه یافت ، به طوری که تا پایان سال ۱۳۷۸، ۲۱۹ طرح جامع شهری به تصویب رسید. (وزارت مسکن و شهرسازی، ۱۳۷۹).

● مدیریت شهری یا مدیریت پروژه

در ابتدا بهتر است به تعریفی از مدیریت شهری بپردازیم. مدیریت شهری یعنی کار کردن با افراد و گروهها برای رسیدن به مقاصد سازمان, این مقاصد شامل وظایفی که عبارتند از برنامه ریزی و سازماندهی, نظارت و انگیزش می باشد در این راستا مدیریت شهری به بیان ساده باید برای شهر برنامه ریزی نماید. فعالیتهای شهر را سازمان و سامان و بر نحوه انجام خدمات شهری نظارت نماید و حتی برای انجام بهینه امور انگیزش لازم را در سازمان مدیریت شهری و سایر سازمانها و شهروندان ایجاد کند. معمولا مدیریت شهری به عنوان زیر مجموعه ای از حکومت محلی تعریف شده و شهرداری خوانده می شود. مدیریت شهری به مثابه نظامی است که دارای ورودیها و خروجیهای مشخصی است که کنترل کننده آن شخصی بنام شهردار می باشد, که مسئول اجرای بهینه خدمات شهری با بهره گیری از کلیه امکانات و منابع مالی و انسانی است.

شاید ساختار سازمانی و نحوه اجرای این خدمات نیازمند بحث افزونتری باشد. لذا بهتر است به تعاریفی که از شرح وظایف ذکر گردید اکتفا نمود. مدیریت شهری در شهر ایلام سالهاست که با حواشی متعددی روبرو است و عملکردهای بسیاری از مدیران شهری (شهرداران) خود بیانگر این تغییرات است. بافت شهری ایلام و تشابه و تضاد آن با بخشداری برره از جهاتی قابل تامل است. بخشداری برره بسیار متفاوت با شهر ماست در مقایسه ای کوچک برره با شخصیتهای مشخص و تعریف شده در انجام وظایف حال بصورت درست یا نادرست سعی در بیان واقعیات جامعه بصورت یک طنز اجتماعی داشت که به طنز سیاسی مبدل شده بود ولی در شهر ما با شخصیتهای نامشخص و متضاد و عموما مخالف در تصمیم گیری شهری و مدیریت شهری و عدم انجام شرح وظایف مشخص شده که نظم در ساختار شهری را به یک آرزو مبدل و بیانگر این موضوع است که طرح و نتایج مطلوب و سازنده که مرتفع کننده مشکلات شهری و شهروندی باشد در تصمیم گیری شهری کمتر بچشم می خورد . و تنها شباهت شاید همان نام بخشداری باشد که بیشتر به شهر ایلام می خورد و علت ساختار و معماری شهری و نحوه ارائه خدمات شهری است که شباهت زیادی به یک بخش در نما پیدا کرده است و اما حال دیگر در مورد بخش ها چه قضاوت نمود و چه نامی بر آنها نهاد بماند!

بالا خره بازی شهر نیز به نتیجه رسید و پرتلاش ترین و موفق ترین شورای شهر کشور انتخاب شد که بی شک شورای شهر ایلام است که با برکناری دومین شهردار و ثبت رکورد استیضاح سعی در ایجاد فضایی مناسب و اقداماتی بی نظیر در پویایی و زیباسازی شهر را دارند!

اتفاقات و تصمیماتی که پشت درهای بسته شورای شهر صورت می گیرد مطمئنا بصلاح شهر وشهروندان آن است! ویک شهروند حق شهروندی اوست که نداند در مورد شهرش چه تصمیمی گرفته اند!! در این مجال نه در مقام نصیحت و نه در جایگاه یک مسئول, تنها بعنوان یک شهروند که حق شهروندی خود می داند که نظراتی را که ممکن است هر فردی دراین جامعه شهری ایلام, از کودکی دبستانی که شهرداری را بهتر از مدیران مدیریت شهری (شورای شهر و شهردار) می شناسد تا مردم فهیمی که به فعالیتها وتصمیم گیری های شهری عادت کرده اند بهتر بتواند بازگو نماید اشاره می کنم, سخن با تصمیم گیران و تصمیم سازان مدیریت شهری بالاخص شهردار آینده است که تمامی فعایتها به نام او انجام و اتمام می پذیرد و همه یک فرد را مسئول بی برنامه گی یا برنامه ریزی شهری میدانند. شاید با چند پرسش بتوان گوش شنوایی پیدا و پرتغال فروش را یافت!

آیا باز هم تعبیر خواب اعضای شورای شهر و یا شهردار منجر به تدابیر هوشمندانه شهری می شود ؟

آیا مدیریت شهری (شهردار) آینده نیز سعی در اجرای بهینه خدمات شهری دارد یا باز هم ابقای خود در جلسات استیضاح را به هر ارزش و بهایی می خواهد؟

آیا می توان دید که دیگر کارگران با بیلها و کلنگها در کوچه ها و خیابانها نباشند؟

آیا می توان هماهنگی لازم بین ادارات را جهت نصب وکانال گذاری انشعابات آب وفاضلاب و برق و تلفن و اخیرا گاز را تنها با یک نامه بعمل آورد؟

آیا بودجه مالی جهت انجام آسفالت آنهم از نوع مرغوب که فناوری تولید آن در مراحل صادرات است تامین اعتبار گردیده است؟

آیا مشکل ترافیک شهری با هماهنگی یا عدم هماهنگی راهنمایی و رانندگی و دوراندیشی در نحوه ومکانهای عبور و مرور کما فی سابق حل می گردد؟

آیا با سازمان گردشگری یا همان ایرانگردی و جهانگردی در مورد نحوه ورود و جذب و بازدید گردشگران داخلی و خارجی از چاله اسکندرون های کوچه و خیابانها هماهنگی صورت پذیرفته است؟

آیا جداول و تیرهای بتنی در اشکال و طرحهای مختلف جهت سد معبر و بروز تصادفات درون شهری به تعداد و در اندازه های مختلف وجود دارد؟

آیا برای تعریض خیابانهای پرتردد شهر باز هم به ارائه طرح عقب نشینی بدون جلب رضایت ساکنانش می اندیشید؟

ای کاش همه شهروندان ایرانی همانند شهروندان ایلامی کم توقع و صبور و محجوب باشند و آنگونه نباشد که با کوچکترین بی برنامه گی در خدمات شهری معترض گردند؟ شاید مدیریت شهری از جایگاه شهروندی مطلع نیست و برنامه های اتخاذی شاید در تخصص مدیریت شهری نباشد؟! شاید هم تخصص دوستان در احداث سدها و بندهای انحرافی است و به اشتباه در امور شهری وارد شده اند و مسئولین خبره سد سازی کشور باید بیایند و از تجارب این دوستان استفاده نمایند! و یا مدیران شهری و اعضای شورای شهر سایر استانها باید بیایند و دوره های آموزشی آنهم بصورت فشرده و با عناوینی همچون (تعیین خیابانهای پرترافیک جهت ایجاد بندها و سدهای انحرافی با هدف افزایش تصادفات شهری و جلوگیری از عبور تانک در شهر – نحوه تعیین نوع رنگ جداول خیابانی و مکانیابی و نصب تیرهای بتنی –نحوه عملکرد و چگونگی تغییر کاربری اراضی شهری –بررسی روشها و مفاد استیضاح و عزل شهردار – نحوه شناسایی و مرمت چاله اسکندرونهای شهری) را بگذرانند! جهت دوری از تمام مواردی که شهر را دچار بازی شهر می نماید می توان پیشنهاد نمود شهردار آینده از افکار خلاق و جوان و اساتید و کارشناسان مجرب و کارامد در زمینه مدیریت و توسعه و معماری شهری بهره گیرد و بداند نگاشت این گفته ها و نوشته ها که دیدگاه دلسوزانه و منتقدانه دارد سعی در ارائه راهکارهای مناسب در شروع یک تصمیم گیری علمی و پرهیز از فعالیتهای ناسودمند و روزمره و تکراری داشته و بیانگر نقش و مشارکت تمامی اقشار این جامعه در ترسیم نمایی شهری از این برره است!

در پایان با احترام به شخصیتهای اعضای شورای شهر امید است دیدگاه مدیران شهری هماهنگ تر و علمی تر شده و اندیشیدن در تصمیم گیری را مقدم بر مصلحت اندیشی نمایند .

ودر صورت لزوم موارد ومشکلات شهری را در گزارشاتی هفتگی از رسانه و یا سیما به اطلاع مردم و مدیران ارشد استان برسانند

● چالش های و ضرورت های مدیریت جامع شهری

در نظام مدیریت مردمی هدف این است که همه حضور داشته باشند. همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود در این امر مشارکت کنند.

کلان شهرها پدیده ای جهانی است. این پدیده زمانی که جامعه صنعتی مرحله گذر را طی می کرد به نرمی و آهستگی با انفجار فضایی پیش رفته است.

پدیده کلان شهرها در جوامع درحال توسعه با فقر، جمعیت، سوداگری تازه به دوران رسیده، همراه است.

ناپایداری اجتماعی و فرهنگی نشان در اعتیاد فساد خیابان خوابی فرهنگ نوکسیه گی، مصرف گرایی، تخریب روابط اجتماعی و از میان رفتن هویت دارد.

افزایش اهمیت گردشگری داخلی و خارجی، توسعه بی سابقه بازارهای مالی، سرعت بیشتر در رشد سرمایه گذاری خارجی، رشد شتابان بازرگانی بین المللی، افزایش ارزش و سهم بخش خدمات نسبت به بخشهای کشاورزی و صنعت،همه از دگرگونی ساختار جهان نشان دارند.

مهمترین چالشهای پایداری کلانشهر تهران، ایجاد اشتغال، درآمد متناسب با افزایش جمعیت، تامین زیرساختها، خدمات رسانی شهری، آلودگی محیط زیست و منابع طبیعی است.

باتوجه به تخصصی شدن حوزه های مختلف مدیریت و نیاز جامعه به متخصصین مجهز به دانش علمی در حوزه های مربوطه، اولین همایش مدیریت جامع شهری با همکاری معاونت توسعه مدیریت شهری در تالار حرکت تهران برگزار شد.

در این همایش که گروهی از اقتصاددانان، مدیران مسایل شهری، معماران و جمعی از دست اندرکاران شهرداری تهران حضور داشتند؛ مواردی چون پایداری شهر تهران، الزامات مدیریتی آن، علل ناپایداری در شهر تهران، ناپایداری اجتماعی و فرهنگی تهران و جهانی شدن تهران و چالشها و ضرورتها موردبحث و بررسی قرار گرفت.

آقای دکتر احمد کاظمیان عضو هیات علمی همایش پیرامون پایداری شهر تهران و الزامات مدیریتی آن صحبت کرد. او تاکید کرد که مدیریت شهری درصورتی می تواند موفق باشد که از پایین ترین سطح تا بالاترین سطح در آن مدیریت کلان شهری، مدیریت شهری مناطق شهری نواحی شهری و محلات شهری به عنوان لایه های سیاستگذاری و تصمیم گیری وجود داشته باشد. در شهر تهران سطوح اول و آخر مفقوده هستند واخیراً نظام سطح چهارم درحال شکل گرفتن است و این نقص بزرگی در مدیریت شهر تهران است. در دنیا نظام مدیریت شهری به سمت تلفیق هرچه بیشتر حرکت می کند. در این زمینه دو مدل ارائه شده است. دریک طیف حکومت شهری

مطرح شده است و در طیف دیگر مدیریت مردمی شهرها. به عبارتی بحث مشارکت ازنظر کیفیت و کمیت مطرح است. در نظام مدیریت مردمی، هدف این است که همه حضور داشته باشند، همه عناصری که در مدیریت شهری موثر هستند باید بتوانند به سهم خود در این امر مشارکت کنند ازجمله عناصر دولتی، محلی، بخش خصوصی و... به این منظور باید شرایط زیر مهیا باشد:

مشروعیت مدیریت شهری

شفافیت

پاسخگویی و محاسبه پذیری

پوشش دهی به همه اقشار مشاغل و غیرمشاغل شهری

سخنران تاکید کرد که درحال حاضر با نظام مطلوب مدیریت شهری فاصله زیادی داریم. ولی به هرحال باید به تدریج به سوی آن پیش رفت که در این راستا اقدامات و راهکارهای زیر باید تحقق یابد:

۱ ) توزیع مجدد قدرت

۲ ) ضرورت توانمند سازی شوراها و شهرداری ها

۳ ) بسترسازی فرهنگی برای مدیران و کارکنان و سپس برای شهروندان

● علل ناپایداری شهر تهران

مهندس احمد سعیدنیا، استاد دانشگاه تهران در بخش دیگری از همایش علل ناپایداری در شهر تهران را موردبررسی قرار داد و در سخنان خود گفت، سخن از آرمان شهری است که در آن توسعه پایدار و مدیریت جامع اعمال می شود. ما در جامعه ای زندگی می کنیم که چشم انداز آینده مان باید در چارچوب توسعه پایدار پیش برود. درحالی که مسایل موجود، پذیرفتنی نیست. آنچه ضد برنامه توسعه و ضد توسعه پایدار عمل می کند، چیزی جز اقتصاد سیاسی نیست. درحال حاضر ما وارد عرصه ای شده ایم که در آن سرمایه داری وابسته وجود دارد. چون در مرحله گذر از فلاحتی به صنعتی سیر می کنیم، تمام نیروها دست اندرکارند تا تمام انتظامات قدیم را برهم بزنند، تا شرایط نوین حاکم شود. بدین جهت در شرایط متلاطم به سر می بریم. راهکار پیش روی ما خروج ازاین مرحله گذر است. ما در مرحله گذار چاره ای نداریم جز تحمل مشکلات و تنگناها و با راه حل یابی برای مسایل کوچک این مراحل را باید طی کنیم.

کلانشهرها پدیده ای جهانی است این پدیده زمانی که جامعه صنعتی مرحله گذر را طی می کرده به نرمی و آهستگی با انفجار فضایی پیش رفته است. اما این پدیده در جوامع درحال توسعه با فقر، جمعیت و سوداگری تازه به دوران رسیده (اتلاف منابع) همراه است. پس چیزی جز به هم ریختگی و بی انتظامی ملاحظه نمی شود. سرگذشت تهران نشان می دهد که درعین حالی که جمعیت به آن هجوم آورده، تمام عواملی که پشتیبان توسعه هستند را از میان بــرداشته اند. زمین منابع طبیعی آب خاک هوا و حتی میراثها و ابنیه ها را مورد تجاوز قرار داده اند و به عبارتی تمام عوامل پشتیبان را خود جمعیت مصرف می کند. اما واقعاً راه حل چیست؟ نظریه سازان اقتصاد سیاسی معتقدند راه حلی جز اصلاح سیستم اجتماعی حکومتی نیست. این سیستم بیشتر باید دموکراتیزه و مردمی شود یعنی همان راهی را که غرب طی کرد، طی کند.

آقای دکتر پرویز پیران، عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به ابعاد ناپایداری اجتماعی فرهنگی شهر تهران پرداخت. وی گفت ما در شرایط عادی نیستیم و صحبت از راهکار است. برای اینکه راهکار به نتیجه برسد باید پیش شرط هایی تحقق پیدا کند. از انقلاب مشروطیت تا به حال با دو مساله حل نشده زیر روبرو هستیم:

۱ ) مسایل سیاسی را باید حل کنیم و قواعد پایداری برای مسایل سیاسی تدوین کنیم. این موضوع سیاسی نیست، بلکه فرایندی استراتژیک است. جامعه باید از جامعه احساسی به سوی جامعه عقلانی حرکت کند. در جامعه ما همیشه با فرد مبارزه شده است و خردستیزی یکی از ویژگیهای تاریخ ما است.

۲ ) مساله رانت خواری که از قدیم مطرح بوده است و مانع از رشد متخصص می شوداز بین برود. درنتیجه این عمل، متخصصین از صحنه کنار می روند و کسانی در صحنه می مانند که از دانش علمی به دور هستند.

وی افزود، تا این پیش شرط ها اتفاق نیافتد، صحبت از راههای عملی به عملیاتی شدن نمی رسد. وی جایگاه مقوله پایداری را به عنوان راهبرد در سطح کلان عنوان کرد، اما راه اجرایی آن را در سطح خرد برشمرد.

دکتر پیران نشانه های ناپایداری اجتماعی و فرهنگی را در مواردی چون اعتیاد، فساد، خیابان خوابی، قطبی شدن شدید طبقاتی، فرهنگ نوکیسه گی (مصرف گرایی در شرایط فقدان)، تخریب روابط اجتماعی، تبعیض و نابرابری، از میان رفتن هویت، یکسان سازی، فقدان محدودیت چشمگیر فرهنگ سازی و بحران نسل سوم (جوانی) برشمرد.

وی راه حل را در پدیدآمدن حرکتهای اجتماعی از گروههای هدف عنوان کرد و تاکید کرد که نسخه های قدیمی و دولتی دیگر کارساز نیست. باید سازمانهای مشارکتی در واحد محله شکل بگیرد و عزم ملی با حرکتهای اجتماعی پیوند بخورد. منابع دولتی در خدمت و تسهیل کننده این حرکت ها باشد. باید ایده، فکر و برنامه توسط خود مردم تولید شود و حکومت به صورت تسهیل کننده در کنار این قضیه باشد.

● جهانی شدن تهران؛ چالشها و ضرورتها

آقای دکتر مظفر صرافی عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی نیز یکی دیگر از سخنرانان این همایش بود که به بررسی جهانی شدن تهران و ابعاد آن پرداخت. او گفت شهر برای پایداری خود به منطقه پشتیبان حیاتش وابسته است و پایداری کلانشهر (کلان شهر) به منطقه بزرگتر و روابط گسترده تری وابسته است. در این صورت توسعه کلان شهرها به روال کنونی در میان مدت به ناپایداری دیگر مناطق و در درازمدت به ناپــایداری زمیــن می انجامد. این آرمان شهر پایدار نه در طبیعت بکر، بلکه از دل شهرهای موجود باید شکوفا شود. از این رو وقتی پدیده ها را درون کلان شهر جستجو می کنید، جدا از اتفاقاتی نیست که در جهان رخ می دهد. افزایش اهمیت گردشگری داخلی و خارجی، توسعه بی سابقه بازارهــای مــالــی، سرعت بیشتر رشد سرمایــه گذاری خارجی نسبت به

بازرگانی بین الملل، رشد شتابان بازرگانی بین کشورها با سلطه خدمات تخصصی و افزایش ارزش و سهم بخش خدمات نسبت به بخشهای کشاورزی و صنعت همه از دگرگونی ساختار جهان نشان دارند.

درحال حاضر کلان شهرهای جهانی، مرکز بسیار متمرکز فرماندهی و اتصال به اقتصاد جهانی، مکان تولید و نوآوری ها در صنایع و خدمات پیشرو، مکان کلیدی برای زمین، سرمایه و خدمات تخصصی بسیار بالا و بازار سهم محصولات و نوآوری های ارائه نشده هستند. در این شرایط مهمترین چالشهای پایداری کلانشهر تهران، ایجاد اشتغال و درآمد متناسب با افزایش جمعیت، تامین زیرساختها و خدمات رسانی شهری، آلودگی زیست محیطی و منابع طبیعی و دو سطحی شدن شهر و گسست کالبدی است. وی مهمترین ضرورتهای پایداری کلانشهر تهران را در اشاعه مدیریت راهبردی با نگرش جهانی و ملی، ایجــاد مدیریت واحد شهری و یکپارچه منطقه ای، برقراری نظام اداره نوین کلان شهری، حمایت از تواناسازی اجتماعات محلی، کسب موقعیت جهانی و گسترش تولید فراملی، پیشتازی توسعه ملی و پیوند با اقتصادهای منطقه ای، مشارکت با دولت ملی در سیاست گذاری های کلان شهری و کاهش فــاصله عینی و ذهنی جهانیان با تهران برشمرد.

● رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهری

هر پدیده ای در جامعه ، یک وجه اجتماعی و فرهنگی دارد. چون هر جا انسان ها کنار هم قرار می گیرند و اجتماعی را شکل می دهند، در اثر کنش و تعاملات متقابل، وجوه مختلف اجتماعی و فرهنگی خود را نشان می دهند.

در میان اجتماعات انسانی، شهر را می توان با توجه به تراکم جمعیت، سرعت و پویایی فعالیت ها، تخصص گرایی و تقسیم کار اجتماعی متمایز دانست. ساختار ارگانیکی شهر به گونه ای است که سطح مراودات اجتماعی بسیار پر حجم اما سطحی، گذرا، ناپایدار و نسبتا رسمی است و بیشتر از آن که هنجارهای سنتی شکل روابط بین شهرنشینان را تعیین کند این قانون و هنجارهای رسمی است که بر روابط اجتماعی سنگینی می کند. چنین فضایی موجب می شود تا روابط بین مردم ساکن در شهر (در مقایسه با جوامع کوچک روستایی) از عمق و کیفیت کافی برخوردار نباشد. در نتیجه خلاء های عاطفی و ضعف در هویت جویی افزایش می یابد و نیاز به تعلق اجتماعی کمتر تامین می شود. در چنین شرایطی انسان شهرنشین در تکاپوی رفع نیاز به تعلق اجتماعی و هویت یابی، توسعه روابط اجتماعی را دنبال می کند. اما آن چه تلاش او را می تواند تا حد زیادی خنثی کند بافت و ساختار و کالبد و شکل انجام فعالیت در شهر است که سطح ارتباطات و تعاملات اجتماعی شهرنشینان را محدود می کند. حال اگر در برنامه ریزی شهری و مدیریت شهری بتوان به گونه ای این بافت و ساختار و فعالیت ها را تنظیم کرد که به توسعه تعاملات و ارتباطات عمیق و کیفی کمک کند، طبعا بیشترین کمک به ارتقاء حس تعلق اجتماعی ، هویت یابی و تامین نیازهای عاطفی شهروندان شده است.

از آن جا که نگاه انسانی به شهر و شهروندان می طلبد که آسایش و تامین نیازهای روحی و اجتماعی شهرنشینان مورد توجه باشد، ضروری است که برنامه ریزی و مدیریت شهری با رویکردی فرهنگی و اجتماعی مترصد توسعه سطح روابط و مناسبات انسانی در شهر باشد.

برخی از موانع ساختاری شهر که مانع از توسعه سطح روابط و تعاملات اجتماعی عمیق می شوند عبارتند از :

ـ بافت و معماری غلط بناها ، میادین، خیابان ها، و بازار

ـ طراحی غلط و استقرار ناصحیح بخش های مختلف مسکونی، تجاری، اداری و فرهنگی

ـ آشفتگی ظاهری در منظر و مرآی شهر به نحوی که این آشفتگی بصری در روح و روان شهروندان تاثیر منفی به جای می گذارد.

از جمله راه هایی که می توان این وضعیت را اصلاح کرد، پیوند زدن بین جنبه های زیباشناختی، فرهنگی و هنری با وجوه مختلف زندگی جمعی است مثلا تبدیل گذرگاه های پیاده به باغ راه ها، ارایه جلوه های بصری بدیع و چشم نواز بر دیوارها و بناهای شهر، توسعه فضای سبز، ایجاد فرصت های جمعی برای گذران اوقات فراغت از جمله سالم سازی و مناسب سازی بوستان ها و پارک ها برای حضور خانواده ها، اصلاح شکل استقرار واحدهای مسکونی، تجاری، اداری به گونه ای که شهر را در دسترس و دریافت خدمات را آسان سازد.

باید در نظر داشته باشیم که سازه های شهری و نیز فعالیت های اجتماعی در شهر، باید به گونه ای با مقتضیات فرهنگی و اجتماعی پیوند داشته باشند که آرامش درونی و ذهنی شهروندان را دچار آشفتگی نسازند.

با این مقدمه بد نیست نگاهی داشته باشیم به دو رویکرد در مدیریت شهر: رویکردی که شهرداری را صرفا سازمانی خدماتی می داند و رویکردی که از شهرداری به عنوان نهادی اجتماعی انتظاری بالاتر دارد و علاوه بر ارایه خدمات شهری توقع دارد شهرداری بین کالبدشهر، فعالیت های شهری و شهروندان ارتباطی منطقی و متناسب ، با نگاهی فرهنگی و اجتماعی داشته باشد. به طور مثال اگر از زاویه فرهنگی و اجتماعی به احداث یک میدان نگاه نکنیم، کاربری میدان را محدود به کارکرد ترافیکی آن خواهیم کرد و درباره آثاری که این میدان در شکل گیری اجتماعات مردمی در میان و اطراف آن خواهد داشت برنامه ریزی نمی کنیم و بعدا باید به فکر رفع و رجوع تبعات اجتماعی آن از جمله شکل گیری مزاحمت ها و ناهنجاری باشیم. همین مثال در مورد احداث پل ها و بزرگ راه ها و سایر بناهای شهری مصداق پیدا می کند.

حال آن که رویکرد اجتماعی و فرهنگی از ما می خواهد که کالبد و ساختار شهر را اساسا با در نظر گرفتن کارکردهای فرهنگی و اجتماعی توسعه دهیم. یعنی از ابتدا اندیشه کنیم که چگونه می توان به موازات تامین نیازهای خدماتی شهروندان، نیاز آنها به رابطه اجتماعی، کمال و تعالی، آرامش روحی و روانی و معنوی را هم تامین نمود.

اگر برخی از کلان شهرهای جهان امروزه با تراکم معضلات اجتماعی، بزهکاری، تشویش ، خشونت، پرخاشگری، و آلودگی شناخته می شوند دلیل آن چیزی نیست جز غفلت از ابعاد و جنبه های فرهنگی و اجتماعی در فضای زیست شهری. و به همین خاطر تاکید می شود که در برنامه ریزی و مدیریت شهری بایستی در باره سازگار نمودن تغییرات تکنولوژیک با تغییرات اجتماعی و فرهنگی دغدغه دائمی داشت. به همین خاطر است در رویکرد اجتماعی و فرهنگی به مدیریت شهر تاکید می شود که هیچ توسعه و رشد کالبدی در شهر پذیرفته نیست مگر این که از قبل درباره ابعاد و آثار فرهنگی و اجتماعی آن فکر شده باشد.

● شهرداری و نقش آن در مدیریت شهری

کشور ایران به عنوان یکی از کشورهای پرجمعیت جهان طی سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۰ جمعیتش ۶/۳ برابر افزایش یافته در حالی که این رشد، برای جمعیت جهان کمتر از ۳/۲ برابر بوده است. رشد جمعیت شهری کشور طی همین مدت (۴۵ سال) بیش از هفت برابر بوده است، امروزه با افزایش جمعیت در شهرها شاهد بروز مشکلات عدیده ای هستیم که از جمله این مشکلات می توان به آلودگیهای صوتی، هوا و آب مشکلات حمل و نقل درون شهری، زاغه نشینی و ... اشاره کرد و اگر چاره ای اساسی اندیشیده نشود این مشکلات در زمینه زندگی شهری به صورت مسایلی حاد جلوه گری می کند. همچنین جمعیت پذیری شهرها به همراه مسایل اجتماعی ـ اقتصادی آنها، شکل کاملاً تازه ای از شهر، شهرنشینی و شهرگرایی بوجود آورده است که با آنچه در نیمه اول قرن بیستم در شهرها دیده می شد تفاوت بسیاری دارد. در حال حاضر با توجه به اینکه بخش عمده جمعیت کشور در شهرها ساکن هستند لزوم بکارگیری تدابیری موثر از سوی سازمانها و ارگانهایی که در مدیریت شهری نقش تعریف شده ای دارند احساس می شود، یکی از این نهادها که نقشی محوری در جهت بالا بردن کیفیت زندگی در محیط های شهری، فراهم نمودن امکانات، ارائه خدمات و ... را ایفا می کند شهرداری است و همانطوری که از تعریف شهرداری مشخص است (نهادی است غیردولتی که از محل عوارض و مالیات مردم اداره می شود) و یا اینکه شهرداری موسسه مستقل و عمومی است که به منظور اداره امور محلی از قبیل عمران و آبادی، بهداشت شهر، تامین رفاه و آسایش اهالی شهر و ... به عنوان زیستگاهی مطلوب تاسیس شده است. امروزه درکشورهای پیشرفته جهان وظایف شهرداری ها روز به روز گسترده ترمی شود و شهرداری ها به عنوان نهادی مدنی، محلی، عمومی و غیر انتفاعی وظایف بیشتری را بر عهده می گیرند وظایفی که بر دوش دولتها قرار گرفته به این نهادهای محلی واگذار می شود، این وظایف از حفاظت محیط زیست و میراث فرهنگی گرفته تا آموزش دفاع غیر نظامی و اداره تحصیلات غیر دانشگاهی را شامل می شود. گستردگی وظایف شهرداری ها در کشورهای توسعه یافته ناشی از نگرش نوینی است که به شهرداریها به عنوان سازمانهای مسئول در مدیریت شهری وجود دارد. در این مقاله سعی می شود چالشها، ضرورتها و مشکلات شهر ایلام در ارتباط با مسایل شهری و مرتبط با شهرداری (وضعیت پیاده روها، معابر شهری، کوچه ها و خیابانها، وضعیت حفاریهای صورت گرفته در سطح شهر و ...) تا حد امکان مورد بررسی قرار گیرد. یکی از مسایل مهم شهری وضعیت پیاده روهای سطح شهر می باشد، که طبق تبصره شش ماده ۹۶ قانون شهرداریها، معابر عمومی، میدانها و پیاده روها... درمالکیت شهرداری است و استفاده غیرمجاز از این اماکن تحت هر عنوانی ممنوع می باشد، همچنین با توجه به تبصره یک ماده ۵۵ همان قانون، شهرداری موظف است توسط نیروی انتظامی از استفاده های غیرمجاز از این اماکن جلوگیری کند، اصلاح معابر و پیاده روهای شهر از اولویت های مهم شهرداری برای پاسخگویی به نیاز شهروندان می باشد. بیشتر کارشناسان شهری معتقدند که یک پیاده روی مناسب آن است که دارای حداقل عرض مفید ۱۲۰ سانتیمتر، حداکثر شیب دو درصدی از کناره دیوار خیابان و حداکثر شیب طولی ۸ درصد و حداکثر شیب اتصال پیاده روهایی که اختلاف سطح دارند باید۳ درصد باشد. با این توضیح ما دو نمونه از پیاده روهای شهر ایلام را که در هسته مرکزی شهر واقع هستند را مورد بررسی قرار می دهیم. پیاده روهای شهر ایلام هیچ یک از مولفه های تعریف شده در نظام شهری را دارا نمی باشند به طور مثال چهار راه سعدی (خیابان تختی بطرف پاساژ تیمورپور و خیابان طالقانی) بعنوان مرکز شهر وضعیت تاسف باری دارند، سوالاتی که ما در پاسخ دادن به آنها عاجزیم و امید آن داریم که مجموعه شهرداری و شهردار محترم شهرمان بصورت منطقی به آن پاسخ دهند این است که آقای شهردار در چه ساعتی از روز می توان از پیاده روهای دو طرف خیابان تختی استفاده کرد؟ مجموعه شهرداری جهت پاکسازی افرادی که بعضاً با استفاده از وسایل نقلیه ضمن ایجاد ترافیک و آلودگی صوتی، با عرضه مواد غذایی به صورت فله ای و غیربهداشتی باعث شیوع بیماریهای عفونی می شوند تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟ آیا جمع آوری افرادی که با قیافه های حق به جانب (این افراد از دادن مالیات، اجاره مغازه ها، عوارض شهرداری و اتحادیه های صنفی، هزینه های آب و برق ... معاف هستند) بعضاً مشکلات اجتماعی را برای شهروندان ایجاد می کنند مشکل تر از تخریب ساختمانهای اقشار آسیب پذیر در حومه شهر است؟ علت سکوت ماموران شهرداری در مواجه با این افراد چیست آیا شهرداری این قسمت از پیاده روهای شهر را اجاره داده است؟ با توجه به وجود مراکز خدماتی و مرکزیت این نقطه از شهر (بار ترافیکی و تردد زیاد) آیا نصب میله ها جهت حرکت وسایل نقلیه عمومی، تنها چاره اساسی و برنامه اصولی است؟ آیا هزینه ترمیم پیاده روهای پاساژ تیمورپور تا پاساژ مرکزی (کمتر از دو کیلومتر که با پنج عدد سیمان و کمتر از ده متر موزاییک قابل حل می باشد) بیشتر از جابجایی تندیس سعدی است که هر چند وقت یکبار مکان آن تغییر می کند؟ آقای شهردار با توجه به اینکه ما در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران جانبازان زیادی را تحویل کشورمان داده ایم کدام یک از پیاده روهای سطح شهر شرایط لازم برای تردد این عزیزان را دارا می باشند؟

امروزه ما در سطح شهر با پیاده روهایی برخورد می کنیم که علاوه بر اینکه چهره شهر را زشت و نازیبا نموده اند برای همشهریان مشکلات عدیده ای را بوجود می آورند توجه شهرداری به پیاده روهای شهر می تواند مردم را به مشارکت بیشتر ترغیب کند، اما وضعیت نامناسب پیاده روها نشانگر بی توجهی به حقوق شهروندان است آقای شهردار تشدید ترافیک در چهار راه سعدی و خیابان طالقانی ناشی از وضعیت نامناسب پیاده روهاست چرا که مردم به این دلیل مرتب به محدوده سواره روها تجاوز می کنند. به نظرمی رسد شهرداری شهر ایلام از اهمیت و نقش مهم پیاده روها در مسایل شهری بنا به دلایلی غافل شده است. از مسایل و مشکلات دیگری که ما با آن روبرو هستیم وضعیت خیابانها و کوچه های سطح شهر بعد از انجام عملیات متعدد حفاری توسط ادارات و سازمانهای دولتی و یا شرکتهای پیمانکاری می باشد، از جمله این مشکلات وضعیت تاسف بار روکش آسفالت توسط شهرداری است (حداقل عمر آسفالت ۱۰ تا ۱۵ سال می باشد که متاسفانه در شهرمان این عدد بین ۱/۵ تا ۲ سال می باشد که این موضوع به علت استاندارد نبودن آسفالت، بی تجربگی آسفالت کاران و بعضاً استفاده از آسفالت کاران پشت بامی است) که علاوه بر هزینه های گزاف بازسازی مشکلات جانی و مالی برای مردم و وسایل نقلیه آنها به دنبال دارد. شهرداری می بایست به وضعیت کوچه ها و خیابانهایی که در اثر حفاری و کندن کانالهای متعدد، ناهمواریها و چاله هایی را بوجود آورده است سر و سامان بدهد، چرا که ادامه این وضعیت ناخرسندی و عدم رضایت مردم این مناطق را به دنبال دارد (در فصل بارندگی به علت جمع شدن آب در این چاله ها مشکلاتی از قبیل پرورش میکروب و انواع آلودگیها قابل مشاهده است) همچنین شهرداری باید هماهنگی و تعامل بیشتری با ادارات داشته باشد. بطور مثال ما شاهد این وضعیت هستیم که در یک خیابانی از طرف شرکت آب و فاضلاب جهت انجام خدمات، حفاری هایی صورت می گیرد، شهرداری نیز بنا بر وظیفه و خواست عمومی اقدام به ترمیم خیابان مورد نظر می کند (البته بعد از گذشت چند روز شاهد نشست خیابان و چاله های زیاد در نقاط ترمیمی هستیم) اما ارگانها و ادارات دیگری اقدام به انجام عملیات حفاری (لوله کشی گاز و ...) در فاصله کمتر از یک هفته در همان خیابان می کنند، این عدم هماهنگی بین سازمانها و شرکتها جهت ارائه خدمات باعث بروز مشکلات برای شهروندان شده است، با این وضعیت کمتر خیابانی در سطح شهر می توان پیدا کرد که عاری از دست انداز باشد. یکی دیگر از نیازهای اساسی در هر جامعه بحث سرویسهای بهداشتی جهت استفاده همشهریان، مسافران شهرهای همجوار و یا روستاییانی است که جهت انجام کارهای اداری و ... به شهر می آیند شهر ایلام با جمعیتی در حدود ۱۹۰۰۰۰نفر دارای یک سرویس بهداشتی در فاصله ۲۰۰ متری میدان ۲۲ بهمن می باشد (سرویسهای بهداشتی پارکهای کودک و ملت از لحاظ شهری جزء لاینفک پارکها می باشند) باید پذیرفت که تنها سرویس بهداشتی سطح شهر از لحاظ طراحی و مکان یابی در مجموعه فضای شهری دارای ایراداتی اساسی است. آیا شهردار محترم شهر ایلام تاکنون جهت نحوه نگهداری و رفع بوی بد و مشمئز کننده این سرویسها چاره ای اندیشیده است؟ به فرموده دکتر اسماعیل شیعه رییس دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه علم و صنعت ایران ضروری است سرویس های بهداشتی به گونه ای تعبیه شوند که دست کم در زیر زمین ساخته و یا تنها با یک فلش جهت آن نشان داده شود تا مواردی همچون سیما، چهره، نما، تیپولوزی بناها و پیشگیری از آلودگیهای محیطی رعایت شود، همچنین اکثر کارشناسان و برنامه ریزان شهری در مورد بناهای شهری اعتقاد دارند چون سرویس های بهداشتی را (شرمگاه شهری) می دانند ضروری است در جای پوشیده باشند و ضمن اینکه نیازی را مرتفع می کنند از شرم و حیای معماری ایرانی برخوردار باشند آیا با توجه به الگوهای مناسب در توسعه و طراحی فضاهای شهری بهتر نیست ورودی این سرویسها قسمت جنوبی آن باشد (با توجه به قرار گرفتن این سرویس در خیابان اصلی شهر بیشتر افراد از خیر رفع نیاز خود می گذرند). آیا با توجه به مبالغی که جهت استفاده از این مکان عمومی ازمردم دریافت می شود و مسئولان همیشه شعار شهر ما خانه ما را تبلیغ می کنند خریدن چند بسته دستمال کاغذی و چند عدد صابون و تمیز نگه داشتن آنها، درخواستی غیر معقول می باشد؟

با توجه به اینکه سرویسهای بهداشتی در طرحهای ثابت، پیش ساخته، موقت و قابل حمل و ... وجود دارد و یکی از نیازهای اساسی در هر جامعه شهری طراحی و تعبیه سرویس های بهداشتی در سطح شهر می باشد شهرداری شهر ایلام تاکنون چه اقداماتی انجام داده است؟ البته اگر همواره قفل نباشند و بتوان از آنها استفاده کرد؟ آقای شهردار مردم حق نظارت و مطالبه از شهرداری ( از این جهت که تامین کننده بودجه آن هستند) را دارا می باشند، شهروندان معمولاً عملکرد شهرداری را ارزیابی می کنند و اگر این ارزیابی مثبت باشد اعتبار نظام شهری افزایش می یابد برنامه هایی که توسط شهرداری اجرا می شود می بایست در تعامل و همخوانی با نیازهای جامعه باشد، چرا که خارج از انتظارات بحق شهروندان، مردم در برخورد با مجموعه شهرداری برخوردی منفعل و ناامید کننده ... خواهند داشت. درپایان انتظار می رود اعضاء محترم شورای شهر به عنوان نمایندگان و منتخبان مردم ضمن پرهیز از سیاست بازی و کارهای فرعی، مسئولیت خود در حیطه امور شهری را کم اهمیت قلمداد نکرده (طبق اصل ۱۰۳ قانون اساسی جمهوری اسلامی، استانداران، فرمانداران و سایر مقامات کشوری که از طرف دولت تعیین می شوند در حدود و اختیارات شوراها ملزم به رعایت تصمیمات آنها هستند) و در ارائه راهکارهای مناسب، ابلاغ و پیگیری آنها بعنوان مرجع و ناظر بر فعالیتهای شهرداری نقش برجسته تری ایفا نمایند، همچنین وعده ها و قولهایی را که در زمان انتخابات به مردم داده اند را فراموش نکرده و با توجه به نزدیک بودن آنها به اقشار جامعه در جهت رفع نیازها و مشکلات آنها و پاسخگو بودن به مردم جهت جلب اعتماد عمومی نهایت سعی خود را به کار گیرند. منابع در دفتر نشریه موجود است.

● جایگاه مدیریت کیفیت در مدیریت شهری

آیا وقتی سخن از شهر و مدیریت شهری می گوییم به تمام آنچه که شهر را می سازند و مفاهیمی که کیفیت مدیریت شهری را تبیین می کنند می اندیشیم یا مقصودمان از شهر همان خانه ای است که در آن زندگی می کنیم یا پیاده رویی که از آن عبور می کنیم؟ بی تردید وقتی سخن از شهر به میان می آید و بحث از کیفیت مدیریت شهری می شود مقصود همه آنچیزی که شهر را می سازد و همه آن ابزاری است که مدیریت شهری را شکل می دهد. در این راستا خالی از لطف نیست که نظر صاحبنظران کیفیت مدیریت شهری را مورد بررسی و مطالعه قرار دهیم.

تابلوها و علائم، این معلمان بی زبان که صبح تا شب برای ما به صورت رایگان آموزش می دهند، کلاس می گذارند تا به ما بفهمانند که راه راست کدام است. معلمانی که برخی از مواقع مورد اصابت شاگردان بی فرهنگ نیز قرار می گیرند و گاهی هم برخی از سارقان که به کاهدان می زنند، اقدام به سرقت آنها می کنند.

استفاده از تابلوها، علائم و نشانگرها در دنیای پیشرفته ارتباطات و کاهش عامل نیروی انسانی در راهنمایی مردم در اماکن مختلف مانند خیابانها، متروها، فروشگاه ها کاربرد وسیع تری یافته و حتی یکی از عوامل موفقیت مدیریت شهری به شمار می آید.

در دنیای با فرهنگ و متمدن امروزی برای هر سوالی نیازی نیست که وقت کسی گرفته شود، تمامی تابلوها و علائم همواره راهنما و معلم قشر عظیمی از کسانی هستند که سوالات متعددی دارند.

عبور از یک خیابان یکطرفه، دور زدن ممنوع، به سمت پمپ بنزین، تابلوهای نشانگر محدودیت سرعت همه و همه برای راحتی در زندگی شهری امروزه طراحی شده است، اما سوال این است آیا این علائم و نشانگرها دقت و صحت کافی دارند تا بتوانند نیازها را پاسخ داده و راهنمای اشتباهی برای دیگران نباشند.

با نگاهی کارشناسی و فراگیر و مدیریت کیفیت در بکارگیری این تابلوها متوجه این نکته می شویم که بین این علائم باید تعاملاتی برقرار باشد تا بتوانند به نحو ساده و راحت جوابگوی افراد مختلف باشد، تابلوها باید با یکدیگر حرف بزنند، همدیگر را پشتیبانی نمایند، برخلاف هم صحبت نکنند، علیه هم اقدام نکنند، در سطح یک شهر، یک فرودگاه، یک سازمان خدماتی که روزانه تعداد کثیری از مردم به آن مراجعه می کنند، بکارگیری تابلوها و علائم و هدایت صحیح یک مشتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است، در یک فرودگاه تابلوهای نشان دهنده صحیح هدایت کننده مسافر برای دریافت کارت پرواز و انتقال به سالن ترانزیت، یا تابلوها نشان دهنده محل نمازخانه یا سرویس های بهداشتی و طرز نصب آنها می تواند از نارضایتی تعداد کثیری از مردم جلوگیری کند. نصب اشتباه یک تابلو ممکن است مسافرین را اشتباهی به مسیرهای ناخواسته هدایت کند.

دریک بیمارستان بکارگیری خطوط رنگی و هدایتگر می تواند به راحتی بیماران و همراهان آنها را به بخش های مورد نظر هدایت نماید، برخی از بیمارستان ها برای این کار از خطوط رنگی درکف سالن ها یا درکناره دیوار استفاده می کنند و تنها کافی است بیمار با نگاه بر آنها مسیر خود را پیدا کند، حال سوال این است که اگر فردی نابینا باشد، چه کار می توان انجام داد و بیمار را چگونه می توان به بخش موردنظر هدایت کرد؟ در ژاپن برای این منظور از سرامیک های برجسته استفاده می شود و فرد نابینا کافی است برای پیمودن یک مسیر با پای خود کف سالن را لمس کند، البته این موضوع در اکثر اماکن عمومی ژاپن کاربرد دارد، از خیابانهای شهر، چهارراهها و متروها می توان نمونه ای از این معابر برای افراد نابینا نام برد.

همچنین بکارگیری صدای سوت در چهارراه ها برای اعلام قرمزبودن چراغ برای عابرین را می توان نمونه ای از علائم و اصوات نام برد که برای راحتی مردم طراحی می شود. در اکثر تقاطع ها و در کنار خطوط عابر پیاده در کشورهای توسعه یافته شاهد صدای نواختن زنگ ملایم در هنگام سبز شدن چراغ هستیم، با شنیدن صدای این زنگ ها عابرینی که نابینا هستند براحتی می توانند این مسیر را بپیمایند، حال در نظر بگیرید که برخی از عابرین بینای ما این اصل را رعایت نمی کنند!

از سوی دیگر می توان حدس زد که امکان خطا در نواختن اشتباهی این زنگ ها چه ضربه سنگینی را می توانند برای جامعه داشته باشد.

در یک شهر نیز علائم راهنمایی و رانندگی و طرز بکارگیری صحیح آنها نیز نقش موثری در کاهش حجم ترافیک دارند، محل نصب تابلوها از نکته های مهمی است که در برخی از موارد ضروری است. مسئولان محترم راهنمایی و رانندگی نسبت به این موضوع دقت بیشتری بخرج دهند، اکثر تابلوها در سرپیچ ها نصب شده اند آن هم بعد از پیچ، این موضوع منجر به ایجاد ترافیک در تقاطع ها و همچنین تصادف و در خیلی موارد عبور اشتباه از یک مسیر داشته و راننده برای ادامه مسیر خود مجبور به حرکت دنده عقب و برگشت به سمت تقاطع می کند. این موضوع برای خروجی های اتوبان همت به سمت مدرس شمال و جنوب بیشتر به چشم می خورد، در خروجی اتوبان همت و خروجی مدرس، زیر پل های فجر شاهد نصب تابلو مدرس شمال و جنوب هستیم، اگر راننده ای خطای چشم داشته باشد که نباید باشد و یا پشت سر یک اتوبوس قرار گرفته باشد، قادر نخواهد بود مسیر را تشخیص دهد و ناخواسته ممکن است مسیر را اشتباه برود، همچنین در برخی از خروجی ها شاهد نصب تابلوهای نشاندهنده زیادی هستیم که وقتی راننده به تقاطع نزدیک می شود باید در یک نگاه کوتاه و سریع تمامی تابلوها را مطالعه نماید. حال در نظر بگیرید در کنار این تابلوها، تابلوهای متعدد تبلیغاتی نیز وجود داشته باشد، در این صورت امکان تصادف را می توان پیش بینی کرد. این امر بویژه در فصول بارانی و برفی یا هوای مه آلود که دامنه دید کاهش پیدا می کند حادتر خواهد شد.

باید این واقعیت را در نظر داشت که پیچ ها و در محیط پرتردد و ترافیک امکان مطالعه این شعارهای پسندیده نخواهد بود و توصیه می شود در مسیرهایی از این شعارها استفاده شود که فاصله تابلو و راننده کافی بوده و فضای مناسبی وجود داشته باشد.

یکی دیگر از موارد مهم نام گذاری مراکز و اماکن عمومی است که می تواند نقش مناسبی در هدایت مردم داشته باشد اتوبان، بزرگراه، آزادراه و بکارگیری تابلوهای مناسب هرکدام و استفاده صحیح نام مناسب با فرهنگ ایرانی از مواردی است که باید بدان توجه کرد، با نگاهی به تابلوهای زردرنگ که نشان دهنده مترو است متوجه این نکته خواهیم شد که براستی این تابلو نشانگر مترو است، قطار زیرزمینی، قطار شهری یا کدامیک از اینها است، جالب است که بدانیم از زمانی که مترو در تهران راه اندازی شده است و تابلوهای نشانگر متروها نصب شده است هیچ گونه اسمی برای این مراکز انتخاب نشده است، روی تابلوها نوشته شده است ((به طرف ایستگاه متروی میرداماد)) یا به طرف ایستگاه حقانی و مانند اینها ولی گفته نشده است، به طرف ایستگاه میرداماد یا متروی حقانی، اگر هنوز بعد از گذشت چندین سال کلمه مترو انتخاب نشده است پس بهتراست این کار را بکنیم.

در اکثر کشورها از حرف بزرگM برای نشان دادن ایستگاه مترو استفاده می شود درحالی که در شهر تهران از آرم شرکت متروی ایران استفاده شده است و البته بیشتر شبیه لیفتراک است تا قطار.

باید این واقعیت را قبول کرد که سازمانها در قبال مردم مسوولیت دارند و به این دلیل است که استانداردهای مخصوص سازمان های مدنی دراکثر کشورها بکار گرفته می شود.

مسوولیت اجتماعی یک سازمان امروزه یکی از مهمترین استانداردهای مدیریتی است که سازمان های مرتبط با جامعه از آنها استفاده می کنند، البته ناگفته نماند که طرح تکریم ارباب رجوع چندسالی است توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی به دستگاه های دولتی ابلاغ شده است و برخی از سازمان ها در این زمینه قدم های مثبتی را برداشته اند. سخن آخر این که نگاه مدیریت کیفیت به تمامی عوامل ایجادکننده رضایتمندی مردم به عنوان مشتریان و بهبود مستمر آن نگاهی است که همه مدیران و کارشناسان سازمان ها می توانند با استفاده از آن به بهبود وضع شهری و مدیریتی جامعه خود بپردازند. امید است این رویکرد در کشور ما همه روزه با عمق بیشتر در سازمان های عمومی بتواند رضایتمندی جامعه را به همراه داشته باشد.

● معضلات شهرنشینی در ایران حاصل مدیریت شهری اقتدارگرا

عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت تهران در نخستین کنفرانس برنامه ریزی و مدیریت شهری در مشهد گفت : معضلات شهرنشینی حاصل مدیریت شهری اقتدارگر ا در سراسر کشور است .

دکتر مصطفی عباس زادگان افزود : به طور سنتی طرح های شهری در ایران شامل طرح های جامع و تفضیلی است که معمولا به طور کمی ، نیازهای آینده شهر را تامین می کند .

وی اضافه کرد : این طرح ها به دلیل سیر نزولی و اقتدارگرا بودن ، کمی و ایستایی و خشک بودن ، کیفیت لازم را ایجاد نمی کنند .

وی با بیان اینکه عدم مشارکت شهروندان در فرایند تهیه طرح و برنامه های مدیریت شهری ، میزان تعلق و تعهد آنان را تقلیل می دهد ، گفت : قانون گریزی و خراب کاری محیطی از جمله عکس العمل شهروندان در مقابل مدیریت اقتدارگرای حاکم بر جامعه است .

وی شهر را حاصل مدنیت نوع بشر و تجلی گاه تعاملات اجتماعی انسان ها دانست و تصریح کرد : روابط ساکنین شهر ، براساس آئین شهروندی شکل می گیرد و آئین شهروندی مثبت متاثر از خصوصیات مشترک و تجربیات مشترک اجتماعی و کالبدی است .

وی اظهار داشت : زمانی که معنای فضا در میان ساکنین یک شهر مشترک است ، آئین شهروندی شکل می گیرد و ارتباط مثبت با فضا برقرار کردن ، پیش نیاز زندگی مطلوب در شهر است .

دکتر اسماعیل شیعه از دیگر اساتید دانشگاه علم و صنعت نیز در ادامه با اشاره به تحولات مدیریت شهری در جهان گفت : استفاده از نقش ارشادی دولت ، نظارت بر قیمت زمین و مسکن ، تخصصی شدن مدیریت شهری ، اعتدال بخشی به برنامه های ساختاری شهرها ، گسترش فعالیت های شوراهای شهری و محلی و جلوگیری از زاغه نشینی و فقر شهروندان از جمله تحولات مدیریت شهری در جهان بوده است .

وی رشد بی رویه شهرها ، نابسامانی در کاربری اراضی ، عدم اجرای برنامه های رفاهی و عمرانی در مسائل مربوط به شهرداری ها ، عدم تخصص در شهرداری های سراسر کشور را ، از جمله چالش های مدیریت شهری در ایران دانست و تصریح کرد : پیدایش بافت های فرسوده ، یک دست ساخته شدن چهره شهرهای سراسر کشور و گسترش محله هایی که بی سامان و بدون تخصص شکل گرفته اند نیز از دیگر چالش های مدیریت شهری در ایران است .

وی با تاکید براینکه غیرمتخصصان شهرها را در دست گرفته اند ، گفت : زیباسازی که نمادی از هویت شهرهاست در سطح شهرها اجرا نمی شود .

وی با اشاره به سوابق جهانی مدیریت شهری نیز گفت : مدیریت شهری در جهان با نظارت بر ساخت و سازها ، مسکن ، فاضلاب ، عدم زاغه نشینی و حفظ انسجام اجتماعی و ... مشکلات را کاهش داده اند .

وی تمدن ساز بودن ، فقدان فقر ، عدم تضاد بین گروه های اجتماعی ، حفظ ارزش ها و سلوک اجتماعی را معیارهای یک شهر قابل زیست دانست و تصریح کرد : شهر و شهروندی که پشتوانه تمدنی ندارد ، فقط روزمرگی می کند .

حبیب الله آیت اللهی از دیگر اساتید برجسته دانشگاه علم و صنعت تهران نیز در ادامه گفت : شهرسازی و شهرنشینی و شهرداری (اداره شهر) یک هنر است که متاسفانه همیشه در ایران به مباحث مذکور از دیدگاه علمی نگریسته شده است .

وی مسئله اصلی مدیریت شهری را توجه به شهروندان ، آداب و سنن ، خاطرات ، نیازها و اعتقادات مذهبی آنان دانست و تصریح کرد : مدیریت شهری که باید با مردم باشد در ایران حذف شده است .

وی با بیان اینکه در سراسر جهان برنامه های شهری به وسیله متخصصان اجرا می شود ، گفت : متاسفانه در ایران برنامه های شهری توسط سیاست مداران اجرا می شود .

وی در خاتمه اظهار داشت : چون در ایران خودروها و خیابان ها بر شهروندان ترجیح داده شده است ، هویت محلات از بین رفته است .

● الگوهای مدیریت شهری

الگوهای مدیریت شهری در جوامع توسعه یافته و در حال توسعه متفاوت است و هر کدام از این جوامع، با توجه به نوع حکومت سیاسی حاکم بر خود، نوعی از شیوه های مدیریت شهری را در دستور کار دارند.

علی نوذرپور، رئیس هیأت مدیره جامعه مهندسان شهرساز می گوید: «الگوی مدیریتی متمرکز، مختص کشورهای در حال توسعه و شیوه مدیریت غیرمتمرکز ویژه جوامع توسعه یافته است. این دسته بندی با توجه به میزان اختیارات مدیران محلی و میزان وظایف آنها در نظر گرفته شده است. در هر کدام از این الگوها، شهروندان دارای نقش های متفاوتی هستند.»

● مدیریت شهری متمرکز

«در این الگو، دولت های مرکزی مستقیماً در اداره شهر دخالت دارند و وظایفی را که جنبه محلی دارد و از جنس تصدی گری است، خود دولت ها انجام می دهند.»

نوذرپور با بیان این مطلب می گوید: «این الگو مبتنی بر دیوان سالاری است و معمولاً دولت هایی از آن تبعیت می کنند که به طور وسیع به تلاش و کار مردم وابسته نیستند و هزینه های خود را از طریق منابع درآمدی ملی تأمین می کنند.»

رئیس هیأت مدیره جامعه مهندسان شهرساز می افزاید: «در الگوی مدیریت شهری متمرکز، مردم جایگاهی ندارند و نقش مردم در اداره شهرها کمرنگ است و نظر آنها در مسائل اساسی مثل سیاستگذاری و برنامه ریزی کمتر لحاظ می شود.»

وی تصریح می کند: «این الگو در حال حاضر از کشورهای اروپایی حذف شده است و جایگاهی در جوامع توسعه یافته ندارد.»

مهم ترین نقش مردم در الگوی مدیریت شهری، انتخاب اعضای شورای شهر است.

لطیفی در این باره می گوید: «مردم در این الگو نمی توانند، شهردار را به طور مستقیم انتخاب کنند. بلکه این شورای شهر است که شهردار را برمی گزیند.»

استاد دانشگاه علامه طباطبایی تصریح می کند: «به طور کلی، سه نوع شیوه انتخاب شهردار در دنیا وجود دارد. اول این که مردم به طور مستقیم و با رأی خود، شهردار را تعیین می کنند؛ مانند کشورهای فرانسه، بلژیک و برخی ایالت های آمریکا. در این شیوه، شهردار است که به انتخاب اعضای شورای شهر می پردازد. دوم این که شهردارها انتصابی هستند و زیر نظر وزارتخانه هایی همچون وزارت کشور فعالیت می کنند. این شیوه در برخی از کشورهای در حال توسعه رایج است و تا قبل از سال ۱۳۷۷ نیز در ایران اجرا می شد؛ به این صورت که شهرداری ها زیر نظر دفاتر فنی استانداری به کار خود ادامه می دادند. سومین شیوه انتخاب شهردار نیز این است که مردم با انتخاب اعضای شورای شهر، به آنها وکالت می دهند که شهردار را تعیین کنند.»

● مدیریت شهری غیرمتمرکز

در الگوی مدیریتی غیرمتمرکز، دولت به جز سیاستگذاری و برنامه ریزی و اموری همچون دفاع از سرزمین و تأمین امنیت مردم، وظیفه ای در قبال محله ها و شهرهای کشور ندارد.

نوذرپور در توضیح این الگو می گوید: «دولت فقط وظایفی را که جنبه حاکمیتی دارد، عهده دار است و بقیه وظایف را به شهرداری ها، بخش خصوصی و یا NGO ها واگذار می کند.»

وی می افزاید: «در این الگو، شهرداری ها به طور عمده وظایف محلی را برعهده دارند و حتی امور مربوط به گردشگری، توریسم، طرح های توسعه شهری، ساخت کتابخانه، ازدواج و طلاق به عهده آنهاست و هزینه های خود را از طریق عوارض و یا مالیات محلی تأمین می کنند البته دولت نیز تا حدی مسائل هزینه بر را تقبل می کند.»

● مردم در الگوهای مدیریت شهری غیرمتمرکز چه جایگاهی دارند

لطیفی در این باره می گوید: «این الگو مبتنی بر آرای مستقیم مردم است و مردم بر کار اعضای شورای شهر که در سطوح مختلف تصمیم گیری می کنند، نظارت دارند.» وی می افزاید: «مدیریت شهری به عنوان الگویی برای مدیریت و توسعه سکونتگاه های شهری اعم از شهرهای کوچک، بزرگ و مادر شهرها مطرح می شود. هسته فعالیت های بین المللی مدیریت شهری، برنامه مدیریت شهری است که به وسیله برنامه توسعه سازمان ملل بنیان نهاده شده است. این برنامه از سوی برخی دولت ها حمایت می شود و از سوی مرکز سکونتگاه های بشری که وابسته به سازمان ملل است، و نیز بانک جهانی با هدف کمک به شهرهای بزرگ و کوچک کشورهای در حال توسعه، در بحث رشد اقتصادی، توسعه اجتماعی و از بین بردن فقر به رسمیت شناخته شده است.»

● دوره های مدیریت شهری در ایران

در ایران، ۳ دوره مشخص در عرصه مدیریت شهری وجود داشته است.

لطیفی در این باره می گوید: «دوره اول از آغاز دوران شهرنشینی تا انقلاب مشروطه بود که مدیران شهری از سوی دولت ها تعیین می شدند و شهردارها با عناوینی همچون کلانتر و داروغه فعالیت می کردند. دوره دوم با انقلاب مشروطه آغاز می شود. در این دوره حرکت هایی به سوی حاکمیت شهری شکل گرفت و حکومت شهری به دست فراموشی سپرده شد.»

استاد دانشگاه علامه طباطبایی می افزاید: «دوره سوم با شروع انقلاب اسلامی آغاز شد. در دهه اول به علت رشد مهاجرت های اجباری و مسائلی همچون جنگ تحمیلی، الگوی خاصی در مدیریت شهری وجود نداشت. اما بعد از جنگ، سیاست های اقتصادی به سمت خصوصی سازی و آزادسازی حرکت کرد و در برنامه اول توسعه، دولت به شهرداری ها اجازه داد، خودشان تولید درآمد کنند و نخستین شهری که این حرکت را آغاز کرد، تهران بود.

در حال حاضر نیز بیشترین درآمد شهرداری های کشور ما از محل فروش تراکم ساختمانی و نیز عوارضی است که بابت ساخت وساز و تخلفات ساختمانی دریافت می شود.»

وی تصریح می کند: «البته هر چقدر شهرها کوچک تر باشند، نیاز بیشتری به کمک دولت دارند. در حقیقت، دولت در شهرهای بزرگ، خرج و هزینه کمتری صرف می کند.»

لطیفی می گوید: «مدیریت شهری ما به وحدت رویه ای نرسیده است که برنامه ها براساس آن طرح ریزی شود.»

استاد دانشگاه علامه طباطبایی این گونه توضیح می دهد: «با وجود ده ها میلیارد هزینه برای طرح جامع شهر تهران، شهرداری حاضر به اجرای آن نشده است و شهر تهران در حال حاضر، هیچ برنامه مدونی برای اجرا ندارد و دچار اداره روزمرگی شده است. هیچ طرح درازمدتی برای اداره تهران وجود دارد.»

وی می افزاید: «در تمام دنیا، کیفیت ساخت وسازها تحت مدیریت شهری است و نماسازی، قواعد خاص خود را دارد و از یک قانون مشخص پیروی می کند. در حالی که در تهران، هیچ گونه ضوابطی برای نماسازی شهری وجود ندارد و هر کسی ساختمان خود را تغییر می دهد.»

لطیفی درباره فاصله مدیریت شهری کشور ما با جوامع پیشرفته می گوید: «شاید در برخی محورها به آنها نزدیک شده باشیم ولی طبق شاخص ها و گزارش های سازمان ملل هنوز با کشورهای دیگر فاصله داریم.

 

گردآورنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

مدیریت شهری

مدیریت شهری

 


تعاریف مختلف و متفاوتی برای مدیریت، ارائه شده‌است که برخی از آنها، عبارتند از:

  • مدیریت، هماهنگ کردن منابع انسانی و مادی برای نیل به اهداف است.
  • مدیریت، انجام دادن کارها، به وسیله و از طریق دیگران است.

اگر مدیریت، به درختی تشبیه شود که شاخه‌های گوناگونی، مانند مدیریت صنعتی، مدیریت مالی و چون اینها، دارد، یکی از شاخه‌های جدید این درخت، مدیریت شهری است. روشن است که مشخصات و ساختار نهادهای قانونی اداره کننده شهر از کشوری به کشور دیگر تفاوت دارد و هر جامعه‌ای با توجه به ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی خود تعریف یا تلقی خاصی از مدیریت شهری دارد.

مدیریت شهری به زبان ساده تمامی مراحل پیاده سازی مدیریت در کالبد و اجتماع شهر است. شهر به عنوان پیچیده ترین مصنوع بشر نیازمند به مدیریتی با دارا بودن طیفی از ادراک از این پیچیدگی‌ها است.[نیازمند منبع]

معیار‌های شناسایی شهر از گونه‌های غیر خود به طور معمول، میزان جمعیت، شغل غالب مردم ساکن، وجود شهرداری و مواردی اینگونه بوده‌است. امروزه، شهرها از دو جنبه اهمیت یافته‌اند: یکی بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم، دیگری بعنوان عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامه ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌گردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد. [سعیدنیا، ۱۳۸۳، صص ۲۰ الی ۳۹]

ترکیب مدیریت و شهر مفهوم سازماندهی امور مربوط به برنامه ریزی، سازمان دهی، بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل در محدوده شهر را تداعی می‌نماید. مفهومی که در کشور‌های مختلف به دلیل ساختار‌های سیاسی و رویکرد‌های اقتصادی، نهاد‌های متفاوتی را با الگو‌های متفاوتی در خود درگیر دارد.

استرن (steren) در سال ۱۹۹۳ طی مقاله‌ای در نشریه شهرها(Cities)بیان می‌کند که اصول کلی برای فهم مدیریت شهری وجود ندارد و مفهوم اصلی این واژه بسیار گیج کننده‌است. مدیریت شهری با توجه به سلیقه‌ها، ادارک افراد و همچنین اقتضای سیاسی – اجتماعی زمانهای مختلف معانی متفاوت داشته‌است. چنانچه ما در زمان کنونی نیز این اختلاف معانی ومفهوم را کاملا شاهد هستیم.


از نظر بانک جهانی مدیریت شهری یک فعالیت شبه تجاری برای دولت هاست. به عبارت دیگرمدیریت شهری یعنی اداره امور شهری و کارایی بیشتر برای استفاده از وام‌های بانک جهانی می‌باشد. بعضی اوقات مدیریت شهری بعنوان ابزاری برای اجرای سیاستگذاریهای شهری در نظر گرفته می‌شود که به مفهوم علم اداره جامعه می‌باشد.[جلال نعمت اللهی]


 

مدیریت شهری در جهان معاصر

سازمان ملل متحد، برای ارتقای مدیریت شهری و ارتقای مردمسالاری، بر پاره‌ای از موضوعها و اولویتها تاکید ویژه دارد که عبارتند از:

  • بازنگری در جایگاه و کارکردهای دولت
  • تلاش برای تعیین راهبردهای شهر با مشارکت نهادها و شهروندان
  • شفافیت کارکرد مالی در تمام سطوح
  • جریان آزاد اطلاعات، به عنوان لازمهٔ شفافیت و مشارکت
  • تأکید بر جایگاه رهبری مدیریت شهری
  • وجود ضابطه‌های اخلاقی برای رفتار مدیریت شهری

برنامه ریزی اجتماعی، از دهه ۱۹۶۰ میلادی رواج یافت. در آن دهه، دولت و مدیران شهرهای بزرگ دریافتند که ناآرامی‌های اجتماعی مانند قومی، نژادی و طبقاتی؛ تهدیدی برای پایداری اقتصادی و سیاسی در شهرها است. از اینرو، مقوله برنامه ریزی اجتماعی، اقبال و رواج یافت. در واقع، برنامه ریزی اجتماعی، به عنوان نشانه‌ای از برابری طلبی و مشارکت جویی دولت و مدیران شهر، تفسیر شد. (رمضانی خورشیددوست، ۱۳۸۲، ۳۸ – ۴۱)

با این حال نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی [۱] به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و داراری اختیارات قانونی سرعت بخشید. در گام اخر تحلیل اندیشه‌های پوزیتویستی در مقابل تفکرات انتقادی و ساختگرایانه در حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی و شکست راه حلهای همسان در نقاط مختلف که از روی نمونه‌های غربی الگو برداری شده بودند (به عنوان نمونه طرحهای اقتصادی در امریکای لاتین) و تأکید بر حل مشکلات به صورت محلی در اهداف توسعه هزاره[۲] سبب تقویت بیش از پیش مدیریت شهری، علی الخصوص در کشورهای در حال توسعه شد.

 اهداف مدیریت شهری

  1. ارتقای شرایط کار و زندگی همه جمعیت شهر با توجه به افراد و گروه‌های کم درآمد
  2. تشویق توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار
  3. حفاظت از محیط کالبدی شهر[۲]

وظایف مدیریت شهری

یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید. از این رهگذر است که شهر می‌تواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بین الملل بهبود بخشد. بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیت‌ها و توانمندی‌های شهر و شهرنشینان است در حالیکه دومی بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها. بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعه‌ای شهر نشین خواهد بود. بنابراین، شهرها به جای این که مکان‌هایی بی ثمر برای سرمایه گذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

  1. آماده سازی زیرساخت‌های اساسی برای عملکرد کارآمد شهرها
  2. آماده سازی خدمات لازم برای توسعه منابع انسانی، بهبود بهره وری و بهبود استاندارد‌های زندگی شهری
  3. تنظیم فعالیت‌های تاثیرگذار بخش خصوصی بر امنیت، سلامتی و رفاه اجتماعی جمعیت شهری
  4. آماده ساختن خدمات و تسهیلات لازم برای پشتیبانی فعالیت‌های مولد و عملیات کارآمد موسسه‌های خصوصی در نواحی شهری
  5. برنامه ریزی استراتژیک[۳]


وظایف کنونی مدیریت شهری (صرف نظر از تنوع و اختلاف در نظامهای اجتماعی و سیاسی گوناگون)، تنها محدود به مواردی از قبیل برنامه ریزی، خدمات رسانی، مدیریت فرهنگ محلی، انجام پروژه‌های عمرانی و... نمی‌شود. بلکه جهت دهی فعالیتهای شهری و ترسیم چشم انداز شهر در راستای دستیابی به توسعه پایدار از جمله مهمترین وظایف مدیران شهری به شمار می‌رود. یک مدیر شهری باید بتواند در دنیای رقابتی نقاط قوت و ضعف شهر خود را شناخته و درصدد تقویت مزایای رقابتی آن برآید.

از این رهگذر است که شهر می‌تواند نقطه قابل اتکایی در شبکه جهانی شهرها بیابد و کارکردهای خود را در نظام سرمایه داری بین الملل بهبود بخشد.

بدین ترتیب «مدیر شهری» با «مدیر شهرداری» تفاوتهای بسیار دارد چه اینکه اولی مسئول ارتقای قابلیت‌ها و توانمندی‌های شهر و شهرنشینان است. در حالیکه دومی، بیشتر مجری است و پاسخگویی آن تنها محدود به نحوه عملکرد است و نه نتایج و پیامدها.

بسیاری، معتقدند که جامعه آینده، جامعه‌ای شهر نشین خواهد بود. بنابراین، شهرها به جای این که مکان‌هایی بی ثمر برای سرمایه گذاری اقتصادی یا تراکم کارگران بیکار با انبوه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی باشند؛ باید که به مراکز رشد و پویایی اقتصادی و اجتماعی، در چارچوب ملی، بدل شوند. این مراکز، باید که آفرینشگر فرصتهایی ارزنده برای رفاه و توسعه نه تنها جمعیت ساکن در آن، بلکه جمعیت تمامی کشور باشد.

امروزه، شهرها از دو جنبه اهمیت یافته‌اند: یکی بعنوان مرکز تجمع گروه عظیمی از مردم، دیگری بعنوان عمده ترین بازیگر نقش اقتصادی، در کل اقتصاد ملی. از اینرو، باید به مسائل و مشکلات آنها، توجه بیشتر و دقیق تر کرد. زیرا، در حالتی که برنامه ریزی دقیق و درست، سبب رشد اقتصادی، تثبیت سیاسی و افزایش مشارکت شهروندان درامور شهرها می‌گردد، شکست در حل مشکلات و مسائل شهری، سبب رکود اقتصادی، نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی، فقر، بیکاری و تخریب محیط زیست خواهد شد.[۴] [۵]

شهرهای بزرگ را می‌توان، یک سازمان بزرگ دانست. در این سازمان، مجموعه‌ای از نهادها و شیوه‌ها، در تعامل برای دستیابی به اهداف هستند. امروزه، مشارکت و تعامل، مفاهیمی محوری در مدیریت شهری اند. مدیریت شهری می‌کوشد تا بین نهادهای عمومی، خصوصی و مدنی، رقابت و توازن ایجاد کند. همچنین، می‌کوشد تا بین سه وجه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، تعادل و هماهنگی فراهم نماید تا زمینه‌های پیدایی شهر یکپارچه را فراهم کند.

مفهوم حکمرانی پیچیده ومناقشه برانگیز است. پیش از آنکه به حکمرانی خوب بپردازیم باید دید که حکمرانی چیست؟ از نظر برنامه توسعه سازمان ملل متحد حکمرانی عبارتست از ((استفاده از اختیارات قانونی در حوزه‌های سیاسی، اقتصادی و مدیریتی (اجرایی) برای اداره امور کشور در همه سطوح آن. حکمرانی در بر گیرنده سازو کارها، فرایندها و نهادهایی است که از طریق آنها شهروندان منافع خود را مطالبه می‌نمایند، حقوق قانونی خود را می‌طلبند و اختلافات خود را حل وفصل می‌نمایند.))[۴]

اضافه شدن لغت «خوب» سبب پیچیده تر شدن اوضاع می‌گردد. افراد، سازمانها، حکومتها و حاکمان حوزه شهری هر کدام با توجه به منافع و تجارب خود اقدام به ارائه تعریفی از حکمرانی خوب می‌نمایند. از دیدگاه کمیته اسکان سازمان ملل متحد، برنامه ریزی استراتژیک و فرایند تصمیم گیری فراگیر کلید‌های اصلی در حکمرانی خوب و پایدار در شهرها به شمار می‌روند. از نظر این کمیته: ((حکمرانی شهری مجموعه‌ای از افراد، نهادها، بخش عمومی و خصوصی است که امور شهر را برنامه ریزی کرده و اداره می‌نمایند. در واقع فرایندی مستمر از تطبیق و همسو سازی منافع متضاد و متفاوت افراد و گروههاست. این فرایند شامل نهادهای رسمی و غیر رسمی و نیز سرمایه اجتماعی شهروندان است. حکمرانی شهری پیوندی نا گسستنی با رفاه شهروندان دارد. حکمرانی خوب شهری باید شهروندان را در دسترسی به مزایای شهروندی یاری رساند.))

با این حال نقطه شروع مدیریت شهری به معنای نوین آن را بایستی در تحولات دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی جست. در این زمان و پس از دوره رکود نسبی دهه ۸۰ مضامین و مفاهیم جدیدی در ارتباط با نقش و وظایف دولتها به وجود آمد و دولت رفاهی که در دهه ۷۰ ناکارآمدی خود را در مواجهه با رخدادهای جاری در زمینه‌های فنی و اجتماعی نشان داده بود جای خود را به دولت حداقلی داد و دولتهای محلی در پرتو مدیریت نوین دولتی به توانمندساز بدل شدند. فرایند تمرکززدایی نیز در تبدیل مدیریت شهری به یک فعالیت قدرتمند و داراری اختیارات قانونی سرعت بخشید.

حکمرانی خوب دارای ۸ مؤلفه اصلی است. این مؤلفه‌ها عبارتند از مشارکتی بودن، اجماع محوری، پاسخگویی، شفافیت، مسؤلیت پذیری، کارایی و اثر بخشی، جامعیت و عدم تبعیض میان شهروندان و نهایتاً حاکمیت قانون. حکمرانی خوب تضمین کننده کمینه شدن فساد، احترام به نظر اقلیتها و اقشار آسیب پذیر در انجام تصمیم گیری است. همچنین حکمرانی خوب در قبال نیازهای کنونی و آینده جامعه مسؤل است حکمرانی خوب در حکم محور اصلی فعالیتهایی است که در جهت افزایش مصالح عامه جامعه صورت می‌پذیرند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد[۳] ویژگیهایی را برای حکمرانی خوب برمی شمارد که از آن جمله به موارد زیر می‌توان اشاره کرد:

مشارکت شهروندان در فرایند سیاستگذاری احترام به حاکمیت قانون که بسترساز مدیریت بی طرفانه و عادلانه امور است شفافیت، که زیربنای آن جریان آزادانه اطلاعات است پاسخگویی که بوسیله آن دولت، بخش خصوصی و دیگر نهادها و سازمانهای عمومی و خصوصی خود را در قبال آحاد مردم پاسخگو بدانند

برنامه ریزی شهری 2

برنامه ريزي شهري

به طور کلي از زمانيکه بشر براي شناسايي محيط اطراف و تسهيل در امر زندگي و رفع مشکلات و نيازهاي خود به تکاپو پرداخت در حقيقت دست به يک نوع برنامه ريزي زد . در حال حاضر نيز با توجه به وجود جمعيت رو به افزايش امروزي استفاده از منابع طبيعي و به کار گيري امکانات اقتصادي فيزيکي و اجتماعي به منظور رفاه و ارتقاء سطح زندگي بشري ،نياز به برنامه ريزي از جمله ضرورتهايي است که مي توان به وسيله آن دردستيابي به هدفها به موقعيتهاي  مطلوبي نائل آمد . در صورتيکه بخواهيم تعريفي کلي از برنامه ريزي داشته باشيم مي بايستي برنامه ريزي راعبارت از کوششي در جهت انتخاب بهترين برنامه ها در جهت رسيدن به هدفهاي مشخص بدانيم که ممکن است اين کوششها و برنامه ها تا مرحله نهايي هدف نيز پيش نرود بلکه گامهايي در جهت رسيدن به آن باشد

در رابطه با برنامه ريزي تقسيم بنديهاي مختلف صورت گرفته است برنامه ريزي را از نظر اجرا و سطوح برنامه ريزي مورد ارزيابي قرار ميدهيم 

برنامه ريز از نظر مدت اجرا 

برنامه ريزي بلند مدت : دوره اجرايي آن بين 10 تا 20 سال و گاهي 25 سال است . علت نياز به آن معمولا ايجاد يک چارچوب کلي و آينده نگرانه در زمينه مورد توجه برنامه است 

برنامه ريزي ميان مدت : که معمولا مدت اجراي آن 3 تا 7 سال مي باشد و گاه مي تواند به ده سال برسد و آن اجراي برنامه هايي است که در قالب برنامه بلند مدت و با هدفهاي کلي آن به مرحله اجرا در مي آيد . در برنامه ميان مدت رئوس برنمامه هاي ميان مدت به ترتيبي است که ببينيم راههاي رسيدن به اين هدفها کدامند

برنامه ريزي کوتاه مدت : مدت اجراي آنها بين 1 تا 2 سال است . اين نوع برنامه ها با توجه به برنامه هاي ميان مدت معين ميشوند. معمولا هر اندازه مدت اجرا برنامهکوتاهتر باشد ، اجرا آن برنامه ها در رابطه با واقعيات ، قابليت اجراء بيشتر و بهتري دارند

سطوح برنامه ريزي

برنامه ريزي از نظر سطوح به 4 دسته اصلي تقسيم ميشود که عبارتند از :

 سطح ملي يا کشوري

 سطح کلان مناطق مرکب از يک يا چند استان

سطح خرد مناطق يا يک يا چند شهرستان

سطح محلي يا شهر

در سطح محلي شهرداريها براساس طرح پيشنهادي وزارت کشور به امر تهيه و مديريت اجرايي برنامه هاي محلي خواهند پرداخت

امروزه شهرها به صورت مجموعه اي واحد هستند که مانند انسان داراي خصايص و ويژگيهاي زندگي است . شهرها پيوسته در حال تغيير و تحول با خود کمبودها ، مسائل و مشکلات ، محدوديتها و نيازهايي را به همراه دارند رفع کمبودها و نيازها و حل کردن مسائل و مشکلات ، با برنامه ريزي دقيق و اصولي شروع ميشود . بنابراين با پرداختن به کمبودها ، نيازها و محدوديتها و با توجه به مسائل و مشکلات ، هدف اساسي برنامه ريزي امکان تعيين و تبيين يافته ، شهررا در مسير حرکت مشخص قرار خواهد داد. از اين رو در فرآيند توسعه شهر ، لزوم جايگاه برنامه ريزي بيش از پيش احساس ميشود

هدف اصلي برنامه ريزي شهري : عبارت است از محيطي راحت تر ، بهتر ، آسانتر و موثر تر براي شهر نشينان برنامه ريزي شهري مجموعه گسترده اي از فعاليتهاي نظام مند است که به منظور نيل به اهدافي براي آينده شهر در نظر گرفته مي شود

نکته مهمي که در برنامه ريزي شهر ها اهميت دارد مساله آينده نگري است زيرا زندگي شهرهابدون ساز و کار هاي انتظام و قابل اجرا دچار هرج و مرج و آشفتگي خواهد شد. بنابراين برنامه ريزي شهري تلاشي به منظور انجام اعمالي است که نتايج آنها نظارت برشهررا براي حفظ منافع شهروندان و بهبود محيط آنها در پي دارد

وجود معضلات شهري امروزه احساس نياز به برنامه ريزي را بيشتر ميکند ودر چارچوب اين تفکر ، ايجاد تعادل ، تناسب و هماهنگي در بخشهاي مختلف شهر امکان پذير ميباشد . بنابراين برنامه ريزي شهري ، شهر و حيات شهر را به عنوان يک ساز و کار پويا ، هدف دار و زنده ياري مي رساند و در اين شرايط است که مديريت شهري با وجود برنامه آينده نگرانه شهري در مسير مناسب حرکت ميکند و مي تواند پاسخگوي دگرگونيهاي آتي شهر و خواسته ها و نيازهاي شهروندان باشد . در صورتيکه چنين اعتقادي به صورت راسخ وجود داشته باشد ، ميتوان با صحت و دقت وضع موجود را شناخت ، نيازها را در نظر گرفت ، اولويتها را ببيند و چشم اندازها را نيز ترسيم کرد با عنايت به اين نکته بايد بدانيم که

برنامه ريزي هنر درست فکر کردن درباره شهر خود است

با افزايش پيچيدگي مسائل امروزه شهرها و اينکه برنامه ريزي در شهر داريها فکر کردن درباره رشد و توسعه بهينه شهر است ، نياز به امر برنامه ريزي در جهترشد و توسعه مطلوب شهر ضرورت مي يابد . با ت.جه به اين ضرورت معاونت برنامه ريز و حمل و نقل و ترافيک در سال 87 در چارت تشکيلاتي شهرداري اروميه پيش بيني شده است . اين معاونت ابتدا در قالب گروه برنامه و بودجه شروع به فعاليت نموده و با انتصاب جناب آقاي پور صمد به معاونت اين حوزه ، فعاليت رسمي خود را بصورت رسمي آغازنموده است .

 

نویسنده و محقق:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی 

 

شهر و حقوق شهری

 

ابعاد حقوق شهری

1. حق بر شهر

�حق بر شهر� (Right to the City) بنیانی ترین مسأله حقوق شهری به شمار می رود. این ترم نخستین بار توسط هانری لوفور (Henry Lefebvre) مطرح و به عنوان یکی از اساسی ترین جنبه های نظری برنامه ریزی شهری تلقی شد و به طور خلاصه ناظر به حقوق شهرنشینان، فارغ از وابستگی یا تعلق [= تابعیت] سیاسی و فرهنگی است.

2. حقوق شهروندی

�حقوق شهروندی� (Citizenship Rights) گفتمانی نوین در حقوق بشر است که برای اولین بار در منشور حقوق بشر و شهروند فرانسه 1789 (The Declaration of the Rights of Man and of the Citizen, France) مطرح شد و روز به روز در حال بسط و گسترش است. حقوق شهروندی مربوط به آن بخش از حقوق عمومی و حقوق بشر است که حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان را از حیث تابعیت سیاسی شان به شهر، مورد شناسایی و محافظت قرار می دهد.

3. رژیم حقوقی مدیریت شهر

ساختار حقوقی اداره شهر، از اهمّ موضوعات مطروحه در زمینه حقوق شهری است. جنبه ها و ابعاد مسأله شناختی این قضیه بیشتر به ساختار و تشکیلات شورای شهر، شهرداری و سایر ادارات شهری و قوانین و مقرراتی است که بر آنها حاکم است. سپس، رابطه شهروندان از حیث حقوق و مسوؤلیتها در مواجهه با تشکیلات اداری شهر مطرح می شود. در همین راستا نحوه مشارکت جویی از شهروندان در اداره شهر، به نحوی که تأثیر مستقیمی بر �اداره خوب� شهر داشته باشد، مسأله مهمی است که باید به آن پرداخته شود.

4. حقوق شهرداری

شاید بتوان گفت قوانین و مقررات مربوط به شهرداری از پررنگ ترین بخشهای حقوق شهری است. اکنون یکی از مسایل اساسی شهرداری تهران، بحث اموال و مالکیت شهرداری است. در این رابطه اداره کل املاک و مستغلات شهرداری و نیز معاونت حقوقی مناطق به عنوان بخشهایی که هر روز با مسایل گوناگون روبرو هستند می تواند منبع مؤثری برای شناسایی و بررسی معضلات حقوقی شهر باشد. از سوی دیگر، بخش عمده مشکلات و مسایل شهرداران را موضوعاتی از قبیل تملک اموال و اراضی مورد نیاز شهر، قراردادهای شهرداری با پیمانکاران، تخریب ها و دعاوی مالکان علیه شهرداری و ... تشکیل می دهد. به نظر می رسد اگر مطالعه عمیق تری روی قوانین و مقررات شهرداری و سایر مقررات مربوط به مسایل زمین شهری و قوانین مالکیتی صورت بگیرد، با یافته های کارآمدی مواجه خواهیم شد. برای مثال قوانین متعارضی را خواهیم دید که به صورت سلیقه ای اعمال می شوند. صلاحیت محاکم برای رسیدگی به دعاوی شهری نیز از موضوعاتی است که می تواند به حل مسأله یادشده کمک کند. در راستای بحث حقوق مالکیت شهرداری، با دو موضوع عمده �نوسازی بافت های فرسوده� و �تخلفات ساختمانی� مواجه می شویم که از قرار معلوم، انبوه ترین بخش دعاوی حقوقی و پرونده های حقوقی شهرداری را تشکیل می دهند.

5. تخلفات و جرایم شهری

جرم شهری (Urban Crime) پدیده ای جرم شناختی و بیشتر اجتماعی است و خود را در اشکال گوناگونی از قبیل وندالیسم [= تخریبگری] نشان می دهد. اما بدین معنا نیست که پای حقوق به میان کشیده نشود. وقتی سخن از جرایم شهری می رود حقوق، قبای شهری بر تن می کند و با این جرایم برخورد می نماید. به همین منظور باید نظام حقوقی کیفری مناسبی برای جرایم شهری اندیشیده شود تا با تحمیل هزینه ها و جریمه های سنگین بر مجرمان، از ارتکاب و تکرار جرم پیشگیری به عمل آید. نهادهایی از جمله شهرداری نیز می توانند با استفاده از ابزارهایی مانند آموزش شهروندان، در پیشگیری از جرایم شهری نقش مؤثری ایفا نمایند. علاوه بر جرایم شهری، پاره تخلفات نیز هستند که در قالب قانون شهرداری پیش بینی می شوند و بارزترین نمونه شان، تخلفات ساختمانی است. کارگروه حقوق شهری بررسی ابعاد این مسأله را یکی از اولویت های خود می داند.

6. حقوق شهری یا حقوق شهرسازی و معماری؟

یکی از مسایلی که برنامه ریزان شهری، شهرسازان، معماران و دست آخر حقوقدانان روی آن اتفاق نظر چندانی نداشته و همواره بر سر تفکیک و تعریف این موضوع اختلاف نظر وجود داشته، اطلاق عنوان �حقوق� بر رشته های شهرسازی و معماری است. در همین ارتباط، برخی را نظر بر آن است که �حقوق شهرسازی� یا �حقوق معماری� و از این قبیل، عبارات صحیحی به لحاظ مفهومی نیستند و باید اینها را تحت عناوینی چون قوانین، مقررات و ضوابط شهرسازی و معماری آورد و آنچه از صحت برخوردار است، همان حقوق شهری است که می تواند در معانی عام و خاص به کار رود.

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

جرایم شهری

ترویج کنترل جرایم شهری 

جرم زاییده گریز ناپذیر جمعی شدن زندگی افراد انسانی است و چون بشر از همان ابتدا زندگی اجتماعی داشته ، بزهکاری نیز وجود داشته است. با پیشرفت جوامع و به وجود آمدن شهرها و روستاها ، بتدریج جرایمی به وقوع می پیوندد که به لحاظ نوع یا کثرت وقوع به یکی از اجتماعات شهری یا روستایی تعلق دارند. در این نوشتار به بررسی نقش نهادهای رسمی و غیر رسمی پیشگیری و حفاظت اجتماعی در جلوگیری از بزهکاری و ترویج فرهنگ کنترل جرایم در محیطهای شهری پرداخته می شود. به طور کلی مسأله مورد بررسی آن است که تا چه حد نظریات مختلف ارایه شده برای کنترل جرایم توانسته اند در قالب نهادهای پیشگیری و حفاظت اجتماعی اجرایی شده و دامنه و قلمرو بزهکاری در محیط شهری را محدود نمایند. در ضمن بررسی با ارایه الگوهای مناسب برای تحقق جرایم شهری و آثار آن به این موضوع می پردازیم که چگونه نها دهای پیشگیری در مفهوم عام آن می توانند فرهنگ کنترل جرایم شهری را ترویج نمایند تا از این طریق بتوان به نوعی پیشگیری پاید از بزهکاری شهری دست یافت.

● سرآغاز :

جرم در مفهوم عام زاییده اجتماع و از توابع زندگی اجتماعی است . اکنون تقریبا بر همگان ثابت شده که این پدیده با وجود کنترل های جدی در تمام جوامع در حال روی دادن است و اتخاذ سیاست های گوناگون کنترل اجتماعی تنها بر کاهش میزان، شدت یا آثار آ ن تأثیر خواهد داشت و منجر به حذف کامل مجرمان نخواهد شد. علت این امر، ساختار خاص جوامع و تضادهای اجتماعی است که ناخواسته منجر به شکل گیری زمینه های جرم می گردد.

تفاوت در ساختار و مسایل اجتماعی نیز فی نفسه منجر به ارتکاب جرایم گوناگون در مناطق مختلف می شود. برای مثال در مناطق شلوغ جرایمی چون سرقت، جیب بری و منازعه و در مناطق خلوت جرایمی همچون تجاوز ، ضرب و جرح و قتل شیوع بیشتری دارند.

جرایم شهری نیز با جرایمی که در مناطق روستایی یا نواحی خالی از سکنه ( بیابان ، جنگل و.. ) روی می دهند، از حیث نوع ، میزان و شرایط تفاوت دارند. بعلاوه ، نهادهای پیشگیری از جرایم شهری و روشهای معمول برای این امر نیز در مناطق شهری متفاوت از سایر نقاط هستند. ناآشنایی مردم با همدیگر ، نیازهای خاص مالی و پدیده هایی چون اعتیاد به مواد مخدر ، ارتباطات ویژه و امکانات خاص شهری نیز از جمله عوامل جرم ساز در شهرها هستد که بندرت می توان آنها را در مناطق روستایی مشاهده کرد، بنابرای روشهای پیشگیری خاص خود را می طلبند. به همین دلیل جرم شناسان در ارایه راهکارهای جلوگیری از جرایم در مناطق شهری ، تیوری هایی ارایه نموده اند که نمی توان آنها را در سایر محیطها به طور مطلق پیاده کرد و به دلیل در نظر گرفتن لوازم خاصی برای جرم یا جلوگیری از آن ، اختصاص به محیط شهری دارند.

در این نوشتار به بررسی تیوری های پیشگیری و نقش نهادهای پیشگیری از جرایم در جلوگیری از بروز آنها و ترویج فرهنگ کنترل جرایم شهری پرداخته می شود. بررسی موضوع با طرح مفاهیم و نظریه هایی امکانپذیر خواهد بود که در این زمینه شکل گرفته و به موازات نیازهای اجتماعی تغییر یا تعدیل گردیدها ند. نهادهای پیشگیری به ارگان های رسمی جلوگیری از جرایم اختصاص نداشته شامل نهادهای خود انگیخته اجتماعی یا گروه های غیر سازمانی محله های شهری که به طور نامحسوس در کنترل جرای شهری مؤثرند- نیز خواهد بود. در ضمن مباحث تلاش بر آ ن است تا الگوهای مختصر و مناسبی برای شرایط تحقق جرایم شهری ، دلایل اجتماعی رویداد جرایم شهری و نحوه پیشگیری از این جرایم ارایه گردد.

● کلیات :

به منظور بررسی موضوع ضرورت دارد، مفهوم جرایم شهری ، مفهوم پیشگیری از جرم و مفهوم نهادهای پیشگیری از جرایم مشخص گردد. این موارد را به ترتیب در 3 بند جداگانه مورد بررسی قرار می دهیم :

● مفهوم جرایم شهری :

تعریف جرم به فعل یا ترک فعلی که قانون برای آن تعیین مجازات کرده ( ماده 2 قانون مجازات اسلامی ) ، بدون توجه به این که آیا غیر اخلاقی ، سزاوار سرزنش ، منجر به خسارت خطرناک بوده یا نه ، اغلب تعریف قانونی از جرم به شمار می آید ( ویلیامز، 2001، ص 13) . جرم شناسان نیز ناسازگاری افراد را در اجتماع ، عمل ضد اجتماعی و جرم می دانند ( دانش ، 1366 ، ص 46). از دیدگاه جامعه شناسی به جرم بیشتر از آن حیث که تخلف از هنجارهای مقبول اجتماعی یا ارایه هنجارهایی مغایر می باشد، نگریسته می شود. تعریف علوم از جرم ، هر چه که باشد، در جرامی شهری جرم شناسی و جامعه شناسی به هم می رسند و متخصصان این دو رشته ، بدون این که عنصر قانون رانادیده بگیرند، به بررسی دلایل ارتکاب جرایم در مناطق شهری می پردازند.

بنابراین ، جرایم شهری جرایمی هستند که در محیط شهری روی می دهند. منظور از محیط شهری نیز همین مفهوم جغرافیایی و اجتماعی آن است و از این لحاظ شامل حومه شهر و اشخاصی که به طور غیر رسمی در حاشیه شهرها اسکان دارند نیز می گردد. در مورد معیار تمایز مناطق شهری ، برخی از محققان 3 معیار مهم اندازه ، تراکم و گوناگونی را مطر ح ساخته اند ( بوتوم و ویلز، 1995، ص 3) .

اندازه مهم است ؛ چون با افزایش جمعیت ، افرادی با همدیگر ارتباط پیدا می کند که هیچ گونه وابستگی به هم نداشته و نسبت به همدیگر غریبه محسوب می شوند. همین امر منجر به شکل گیری طبقات مختلفی ، از حیث اجتماعی ، میان مردم می شود.

تراکم نیز فی نفسه عامل آن است که جرایمی ارتکاب یابد که نظیر آن را در محیطهای غیر شهری نمی توان یافت. گوناگونی هم از این حیث که افرادی با ویژگی های مختلف فرهنگی ، اقتصادی ، اخلاقی و .. در کنار هم زندگی می کنند، تعیین کننده است؛ زیرا تمام این عوامل و تفاوت یا تبعیض در داشتن این ویژگی ها ، خود زمینه بروز جرایمی را فراهم می سازد که در محیط روستایی نمی توا ن این طبقه بندی ها و جرایم را تصور کرد.

ساختار جامعه شهری منجر به ارتکاب جرایمی می شود که نظیر آن را نمی توان در سایر نقاط دید. فعالیت های شهری بر خلاف روستاها به روزانه و شبانه ، صنعت و خدمات و انواع مختلف از این قبیل تقسیم بندی می شوند. بعلاوه شهرها دارای نقاط کور زیادی بوده و مستعد جرایم بیشتری نسبت به سایر نقاط هستند. اندازه محیطهای شهری و ناشناس بودن مردم برای همدیگر از جمله دلایل ایجاد دسته بندی های مختلف میا ن مردم در شهرهاست. از دید جرم شناسی، شهرنشینی منجر به ایجاد فرصتهای بیشتری برای ارتکاب جرم گردیده و فقدان یا ضعف کنترل های غیر رسمی اجتماعی ، زمینه را برای فعالیت های مجرمانه بیشتر فراهم می سازد.

الگوی زیر روابط یاد شده و تأثیر آن را در جرایم بخوبی نشان می دهد.

● مفهوم پیشگیری از جرم :

بدون ورود در تقسیم بندی های مختلفی که از پیشگیری از جرم ارایه شده ، می توان آن را به مجموعه اقدامات ، تدابیر و سیاست هایی که برای جلوگیری از جرم به کار گرفته می شوند، تعریف نمود. این تعریف بیانگر آن است که پیشگیری از جرم ممکن است در قالب اقدامات ( فعل ) باشد . مانند این که مجرما ن، مجازات شده و عامل عبرت دیگران باشند یا تدابیری برای پیشگیری اتخاذ شود. این تدابیر ممکن است در جهت تضعیف موقعیت بزهکاران بالفعل یا بالقوه ، تقویت موقعیت بزه دیدگان بالقوه ،تغییر شرایط ارتکاب جرم ( سخت یا پر خطر کردن ) ، تسهیل دستگیری مرتکب ( امکان ردیابی جرم ، فیلمبرداری از صحنه جرم و .. ) باشد . بدیهی است ، تدابیری که برای بعد از ارتکاب جرایم در نظر گرفته می شوند، در پیشگیری از جرایم بعدی یا تشدید یا نتایج همان جرم مؤثرند و به همین دلیل مطالعه آنها ضرورت دارد.

سیاست پیشگیری نیز به مجموعه رویه ها و خط مشی هایی اطلاق می گردد که اغلب از سوی دولتها و در موارد نادر توسط مؤسسات خصوصی غیر انتفاعی یا نهادهای بین المللی برای جلوگیری از ارتکاب جرایم ارایه می شوند.


روشنایی شهری11

طراحي فضاهاي شهري با روشنايي براي زندگي در شب.

کی از نقائص معماری و شهرسازی ما در این است که همه طراحی*ها با احتساب نور خورشید انجام می*شود، به عبارتی با تاریکی هوا تمامی*خلاقیت*ها و هنرهايی که برای آن کوشش شده، یکباره در تاریکی شب محو می*شود.زندگی شهری و بالطبع الزامات اقتصادی مرتبط با آن ایجاب می*كند که دامنه فعالیت*های انسانی از طول روز گذشته و تا پاسی از شب ادامه یابد. به این ترتیب کار و فعالیت شبانه به مرور به قسمتی از زندگی شهری تبدیل شده است.

تقریبا کلیه فعالیت*های شهری که قبلاً در روشنايي روز امکانپذیر بوده، اینک در شب و به کمک نور مصنوعی قابل اجرا است. به عبارتی الزامات شهرنشینی، شب را برای انسان تبدیل به روز کرده است و فضاهای شهری در این پدیده جایگاه خاصی را به خود اختصاص داده*اند.

شب هنگام فضاهای شهری مانند خیابان*ها، میادین، پارک*ها و... بطور فزاینده*ای به عنوان فضاهای زنده، متنوع و مملو از عبور و مرور مورد استفاده قرار می*گیرند. تغيیرات بنیادینی که فعالیت*های شبانه موجب آن شده*اند، تدریجاً سیمای خاصی را به محیط تحمیل می*کند که در صورت هدایت آگاهانه کیفیت زندگی شهری را بهبود می*بخشد.

فعالیت*های شبانه هنری و تفریحی نظیر سینما، کنسرت، تئاتر، رستوران*ها و همچنین پارک*ها و گردشگاه*ها بیشتر مدیون استفاده از نور مصنوعی هستند. از دیگر فعالیت*هاي شبانه می*توان به کارگاه*ها و کارخانه*ها و شیفت کار شبانه آنها اشاره کرد که در پرتو نور مصنوعی ممکن شده است.تاثیرات عمیق حاصله از این تحولات، معماران را بر آن داشت تا به ارزیابی مجدد از کار برد نور مصنوعی جهت تاثیر بر ادراک انسان و القای بهتر و دلنشین*تر هنر معماری به بیننده بپردازند.

تجربیات سال*های اخیر محققان به کمک دستاوردهای علمی*، پزشكی و تکنولوژیکی، موجب شد، ضمن ارتقای این زمینه پژوهشی، از حالت ابتدايي و اولیه آن که روشنايي تیر چراغ برق خیابان*ها است خارج و حضور هوشمندانه آن در معماری و شهرسازی گسترش یابد.

قابلیت استفاده از نور مصنوعی و تاثیر آن بر ادراک انسان را می*توان در دو مثال ساده یعنی نور چراغ راهنمايي و رانندگی در چهارراه*ها که هر رنگ تاثیر مشخصی مانند خطر، احتیاط و یا آسودگی را به راننده و عابر القا می* كنند و یا نور رنگارنگ لامپ*های مهتابی طباخی*ها به عنوان نشانه*ای که عابرین را از فعالیت خاصی در آن مکان آگاه می*سازد، مشخص كرد. با ذکر مقدمه فوق نحوه ارتباط عملی سیمای شهری در شب و مدل*سازی برای نور مصنوعی را در شهرسازی و معماری بررسی می*كنيم.

تا به حال سیمای شهری و هر آنچه در ارتباط با آن است با احتساب روشنايي روز و در محدوده زمانی تابش نور خورشید حضور خود را عیان می*کرده است، به عبارتی نور خورشید مانند ظرفی است که محتوای درون خود را شکل و شخصیت می*بخشد.

اما باید اذعان کرد که سیمای شهر در شب نیز روی دیگر سکه است که تا به حال به آن توجهی که درخور آن است، نشده است. برخی از شهرهای اروپايي در زمینه مدل*سازی سیمای شهری در شب پیشروتر از بقیه اند به طوری*که، بروشورها و پوسترهای تبلیغاتی آنها، تصاویری از زیبايي*های شهر را که در دل شب تلألو دلپذیری دارد، به نمایش گذاشته*اند. این اقدام زمانی امکان*پذیر شده که متخصصان توانسته*اند سیمای شهر را از دریچه شب ارزیابی كرده و برای آن طراحی منحصر به فردی انجام بدهند.

در آلمان در سالهای اخیر علاقه به این موضوع افزایش یافته است. شهرهايي نظیر فرانکفورت، لایپزیک، دوسلدورف و... دارای یک نظام سیمای شهری شبانه هستند، شهرهای پکن و شانگهای در چین برنامه*ریزی خود را در این زمینه به پایان رسانده*اند.

به کمک مدل*سازی موفق برای سراسر شهر، هریک از فضاها، عناصر و ... شهری برنامه خاصی برای نمایش آن در شب پیش*بینی شده و همچنین ارتباط آنها با یکدیگر تحت هدایت مدل فوق فراهم شده است. در بخش معماری نیز طراحی همزمان معماری و مدل*سازی نور، این دو را لازم و ملزوم یکدیگر می*سازد. نور، بخشی از مصالح ساختمانی می*شود و با حجم و بدنه و نمای ساختمان یک پیکر را می*سازند و هر کدام دیگری را تکمیل می*كند.

جدیدترین و معتبرترین تئوری*هايي که درباره نور و کاربرد آن در معماری و شهرسازی انجام گرفته، توسط دو نفر متخصص به نام ريچارد کلی و ویلیام لام است. این دو نفر در تلاشند ثابت کنند کاربرد نور مصنوعی و فواید آن برای انسان به مراتب بیش از آن است که از این پدیده فقط برای روشنايي خیابان*ها استفاده شود.

اولی جنبه*های مختلف عملکرد نور را به عنوان ابزار هادی اطلاعات بررسی می*كند در حالی*که دومی* ادراک انسان را به عنوان بستری جهت مدل*سازی و حل مسائل طراحی نور مصنوعی مورد توجه قرار می*دهد. بر اساس تجربیات علمی* به دست آمده از این گونه مطالعات و سایر بررسی*های علمی* و اجرايي بیشماری که انجام گرفته است، نور مصنوعي در معماری، شهرسازی و طراحی شهری، جایگاه ویژه*ای را به خود اختصاص داده است.

نماد، نشانه، گره، جداره، ساختمان*هاي ارزشمند، سيلوئت و ... هر آنچه در طراحي شهري بر آن تاكيد شده و پس از غروب آفتاب و با فرا رسيدن تاريكي، ممکن است در عملكرد آن اختلال به وجود آید، به كمك مدل*سازي نور مصنوعي كارايي خود را در طول شب نيز حفظ خواهد كرد.در شهرسازي نيز كاربرد نور مصنوعي در زمينه*هاي مختلف از جمله شناساندن؛ لبه*ها و مرز مناطق، نواحي، محلات و افزایش بار هویتی مراکز آنها، ميراث طبيعي و رود دره*ها، فضاهاي شهري (پياده*راه*ها، ميادين، مراكز خريد و...)، بافت*هاي كالبدي ارزشمند و ... در هنگام شب ممکن است.



موارد ذکر شده فوق در یک مثال عملی توضيح داده می*شود؛ مساجد، جایگاه ویژه*ای را در طرح*های تفصیلی تهران به خود اختصاص داده*اند؛ تفکری که شهردار تهران درسخنان اخیر خود به آن اشاره داشته و محله محوری را از برنامه*های اصلی شهرداری تهران دانسته*اند. به این ترتیب مسجد به عنوان مرکز ثقل محله، کلیه خدمات سطوح محله*ای را حول خود متمرکز خواهد کرد.

از طرفی فعالیت*های چندگانه مسجد به لحاظ انجام فرائض روزانه مذهبی و سایر مناسبت*های مذهبی- اجتماعی به گونه*ای است که این مکان معمولاً تا پاسی از شب محل مراجعه و رفت و آمد اهالی است. بنابراین مسجد پس از غروب آفتاب بایستی هویت خود را به عنوان یک مرکز مهم مذهبی– اجتماعی تاکید نموده، بدنه آن به عنوان نماد شهری به عابران معرفی شود و گلدسته*ها به عنوان نشانه، رهگذران را از فاصله دور راهنمايي كند.

این فرایند، با تاباندن چند نورافکن به ساختمان مسجد آن*طور که فعلاً رسم است میسر نیست، بلکه کلیه اقداماتی که برای مسجد در در چارچوب طراحی شهری در نظر گرفته شده، بایستی قابلیت*های آن در تاریکی شب نیز حفظ شود. این کار بایستی از بدو طراحی ساختمان به صورت طراحی توأمان معماری و مدل*سازی نور که دیگر جزء* مصالح مسجد محسوب می*شود، مورد توجه قرار گیرد.

نمایش خاص ساختمان، زوایا و گوشه*ها، تاکید بر قسمت*های مختلف نما، چگونگی نمایش خاص گلدسته*ها برای فواصل دور و... از جمله مواردی هستند که مدل*سازی نور در ارائه آن موثر و دخیل هستند

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی 

روشنایی شهری

طرح شبکه روشنایی شهری

 
هدف: فرآهم آوردن بستره ای جهت کنترل و برنامه ریزی روشنایی شهری به صورت محلی و مرکزی

استفاده از تکنولوژی LED در تجهیزات روشنایی شهری علاوه بر کاهش مصرف برق و صرفه اقتصادی، قابلیت های دیگری نیز ارمغان می آورد که از آن جمله میتوان به امکان آرایش پویا(Dynamic) نور محیط چه از نظر شدت نور، جهت تابش و حتی طیف رنگی آن اشاره نمود. جهت استفاده از این قابلیت ها نیاز است از سامانه های کنترلی جهت هدایت نور محیط بهره گرفت. در بسیاری از کاربردها سامانه های کنترلی قابلیت چند مرحله برنامه ریزی دارند. هر یک از سامانه ها تعداد معینی (در حدود 100 عدد) از تجهیزات روشنایی را کنترل می کنند. به این ترتیب می بایست یک منطقه شهری را ناحیه بندی نموده و در هر ناحیه سامانه کنترلی جهت هماهنگی و کنترل تجهیزات روشنایی مورد استفاده قرار داد. این سامانه از طریق BUS کنترلی با تجهیرات روشنایی، مرتبط می گردد. شکل زیر نحوه ارتباط این سامانه را با تجهیزات روشنایی از طریق BUS(گذرگاه) مربوطه نشان میدهد.

 

t1

هماهنگی و کنترل روشنایی به این صورت تنها در سطح یک ناحیه فراهم خواهد بود و جهت تعیین برنامه روشنایی نیاز است به صورت محلی  سامانه را برنامه ریزی نمود. در صورتی که  نیاز باشد هماهنگی در سطح وسیع تری صورت گیرد. می بایست بین سامانه های کنترلی نیز ارتباط برقرار شده و توسط سرور مرکزی این سامانه ها هماهنگ و برنامه ریزی گردند. به علت بعد مسافت و محدودیت های دیگر در محیط های شهری بهتر است از بستره مخابرات بی سیم کشور جهت این ارتباطها استفاده نمود. از جمله این بستره ها شبکه GSM (تلفن همراه) مخابرات و شبکه دیتا 802.16WIMAX  اشاره نمود. که اولی در سطح کشور و دومی در سطح شهری مطرح می باشد. شکل زیر نحوه آرایش و ارتباط چند سامانه کنترلی با یک آنتن WIMAX در سطح یک منطقه شهری را نشان می دهد.

t2

در این طرح کلیه سامانه های کنترلی به عنوان نودی از شبکه شناخته شده و قابلیت ارسال و دریافت اطلاعات را دارند. در نهایت سرور مریوطه هماهنگ کتتده سامانه ها در نواحی مختلف شهری خواهد بود. به این ترتیب کنترل تجهیزات روشنایی به صورت محلی توسط سامانه های کنترلی و هماهنگی سامانه ها به صورت مرکزی توسط سرور مربوطه صورت می گیرد. شکل زیر نمای جامعی از این شبکه را نشان می دهد.

t3

طرح فوق قابل استفاده برای مراکز تجاری ، اداری ، مجتمع های مسکونی و کارخانه ها نیز می باشد.

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

 

حمل و نقل

 
-->
اطلاعات بيشتر
تعاريف و اصطلاحات
تاريخچه
اثرات اقتصادي و زيست محيطي
 
   
   
اطلاعات مهم واردات خودرو
نياز و نكات رزيابي مصرف سوخت موتورسيكلتمهم در مورد اهاي وارداتي
اطلاعات مورد نياز جهت ارزيابي مصرف سوخت خودروهاي سواري و باري سبك وارداتي
اطلاعات مورد نياز جهت ارزيابي مصرف سوخت خودروهاي نيمه سنگين، سنگين و ماشين آلات وارداتي
 
   

 
   

 
   

 

 
     
 

بخش حمل و نقل با توجه به آمار و اطلاعات موجود يكي از بزرگترين بخش هاي مصرف كننده انرژي بوده و نيز عمده ترين مصرف كننده فرآورده هاي نفتي به شمار مي رود كه داراي رشد مصرف فزاينده اي نيزنسبت به سالهاي قبل مي باشد ، به طوري كه رشد مصرف ساليانه انرژي در اين بخش از 5/12 ميليون بشكه در سال 1346 ، به 273.79 ميليون بشكه در سال 87 (9/21 برابر) رسيده است. با توجه به فرصت هاي موجود جهت كاهش روند رشد بالاي مصرف فرآورده هاي نفتي در بخش حمل و نقل و افزايش كارايي در مصرف سوخت در بخش مذكور، مديريت بهينه سازي مصرف سوخت در بخش حمل و نقل، دراوايل سال 1380 در شركت بهينه سازي مصرف سوخت تشكيل و فعاليت خود را در پنج امور شامل امور بهبود روشهاي حمل و نقل، امور فناوري خودروهاي سبك، امور فناوري خودروهاي سنگين، امور بهبود و توسعه سوخت و امور تدوين استاندارد، تدوين معيار و مميزي مصرف سوخت آغاز نمود. محور اول فعاليت هاي مديريت بهينه سازي مصرف سوخت در بخش حمل و نقل در واقع كاهش روند مصرف فرآورده هاي نفتي در بخش حمل و نقل و نيز كاهش حجم آلاينده هاي توليدي ناشي از كاربرد سوخت در اين بخش و بعنوان هدف ثانوي بوده است.

 
     
  سهم هريك از بخش ها از مصرف كل فرآورده هاي نفتي در سال 87:  
  كل مصرف فرآورده هاي نفتي 555.47 ميليون بشكه معادل نفت خام كه سهم بخش حمل و نقل 47.24 درصد از آن مي باشد.  
 

 
     
  سهم هريك فرآورده هاي نفتي و گاز سبك در بخش حمل و نقل در سال 87  
 

 
   
  استراتژيهاي مديريت حمل و نقل شركت بهينه سازي مصرف سوخت به شرح ذيل مي‌باشد:  
     
 
1- كاهش مصرف سوخت در خودرو ها با تاكيد بر ساخت و كاركرد خودرو
2- ارتقاء كيفيت و كاركرد ناوگان حمل و نقل كشور
3- اصلاح و بهبود وضعيت ترافيك
4- اصلاح ، تكميل و بهبود در تدوين و اجراي قوانين و مقررات مرتبط
5- فرهنگ سازي، آموزش و اطلاع رساني
6- استفاده از سوختهاي اقتصادي و سالم تر
7- منطقي كردن سهم هر يك از مدهاي حمل ونقل از كل حمل و نقل كشور
8- بهينه كردن كيفيت سوختها و ساير فرآورده هاي نفتي مورد مصرف در خودروها و نحوه توزيع آنها
9- اصلاح و بهينه سازي شبكه راهها
 
     
  سياستهاي اجرايي بهينه سازي انرژي در بخش حمل و نقل  
 

 

 
 
تبيين خط مشي هاي بلند مدت، ميان مدت و كوتاه
تعيين اولويت ها و ارائه طرح ها و پروژه هاي قابل اجرا
تدوين معيارها، استانداردها و برچسب هاي انرژي
حضور در كارگروههاي مربوط به بخش حمل و نقل
حضور فعال و موثر در نهادها و ارگانهاي مرتبط با حمل و نقل
بررسي مصرف سوخت خودروهاي وارداتي
بررسي كيفيت و تعيين وضعيت سوخت هاي توليدي
بررسي وضعيت ناوگان خودرويي سبك و سنگين
بررسي وضعيت ترافيك در حمل و نقل درون و برون شهري
توجه به تركيب شيوه هاي حمل و نقلي مختلف
 
 

حمل و نقل شهری

مديريت پايدار حمل و نقل شهري و راهكارهاي آن

 

روند سريع توسعه شهرنشيني منجر به افزايش تقاضا براي زيرساختها نظير تأمين آب آشاميدني، شبكه برق و ايجاد امكانات حمل و نقل و .... گرديده است. عدم كفايت سيستم موجود يا مديريتهاي موازي در بخش مديريت ترافيك شهري موجب افزايش فاصله بين تقاضا و عرضه امكانات حمل و نقل گرديده است. ترافيك ، افزايش قابل توجه زمان جابه جائي، افزايش تصادفات، آلودگي صدا و نزديك شدن ميزان آلودگي هوا به مرزهاي تهديد سلامت انساني از تبعات سيستم حمل و نقل ناپايدار در مناطق شهري مي باشد. پايداري تنها با ايجاد تغييرات در طراحي، الگوهاي استفاده و مديريت وسايل نقليه حاصل نمي شود بلكه با يد تغييراتي در نحوة تفكر نسبت به شناخت و ارزشيابي راهكارهاي ممكن براي حل مشكلات حمل و نقل ايجاد گردد. يك سيستم حمل و نقل پايدار نيازمند فعاليتهايي بيش از كنترل آلودگي هوا، ترافيك يا كاهش مصرف سوخت است و بررسي ها نشان داده است كه هيچ راه حل منفردي براي حل مشكلات پيچيده حمل و نقل وجود ندارد و رفع. چنين مشكلي نيازمند يك سازوكار جامع ، پويا و قابل اطمينان است
مديريت پايدار حمل و نقل اثرات توسعه حمل و نقل را بر روي كارايي اقتصادي، موضوعات زيست محيطي، مصرف منابع، كاربري اراضي و عدالت اجتماعي مورد توجه قرار مي دهد و به كاهش اثرات زيست محيطي، افزايش بازدهي سيستم حمل و نقل و بهبود وضعيت زندگي اجتماعي كمك مي كند و هدف آن سيستم افزايش كارآيي و جابه جائي كالاها، خدمات و افراد با حداقل مشكلات دسترسي است . كه بدون سازماندهي مجدد استراتژيها، سياستها و برنام هها قابل دستيابي نخواهد بود واقعيت اين است كه وضعيت جابه جائي مردم در دنياي امروز نامطلوب است و بدون انجام اقدامات اصلاحي و پيشگيرانه بدون شك در آينده نزديك تبديل به يك بحران خواهد گرديد لذا هم كشورهاي توسعه يافته و هم در حال توسعه ناگزير به حركت بسوي مديريت پايدار حمل و نقل هستند و براي حل معضلات عديده ترافيكي در شهرها مي بايست مباني و اصول حمل و نقل پايدار را به عنوان مركز ثقل برنامه هاي آتي حمل و نقل مد نظر قرار دهند.

 

 

 

نویسنده ومحقق:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

سبز

 

 انتخاب و كاشت درختان و درختچه هاي زينتي

قسمت اول: گزينش محل مناسب و تشخيص نهال سالم

 

مقدمه: مهمترين مرحله در پرورش درختان و درختچه هاي زينتي، مرحله كاشت آن هاست. موفقيت در كاشت صحيح آن ها ميتواند رشد مناسب و استقرارشان را تضمين نمايد. با توجه به اين مطلب در ادامه راهنماي تصويري براي انتخاب درختان و درختچه هاي سالم و نحوه كاشت بهينه آن ها آورده شده است.

انتخاب محل كاشت:

هنگام انتخاب محل كاشت بايد مطمئن بود كه بهترين مكان ممكن را براي كاشت انتخاب كنيد. يكي از مهمترين نكات وجود نور كافي است. بسياري از درختان پهن برگ در مكان هايي كه سايه زياد دارند دچار ريزش برگ مي شوند. همچنين اين درختان در مكان هايي كه در معرض باد شديد باشد به سختي دوام مي آورند. در مناطقي كه نزديك به دريا و درياچه هاست، مناطقي را انتخاب كنيد كه از گزند بادهايي كه از سوي دريا مي آيند در امان باشد. زيرا ذرات نمك تا چند كيلومتر دورتر از ساحل نيز ميتوانند توسط باد حمل شوند و به برگ هاي درختان و درختچه ها آسيب رسانند. هرچند برخي از گونه ها اين شرايط را بهتر تحمل مي كنند و مي توانند به عنوان بادشكن مورد استفاده قرار گيرند. مطلوب آن است كه درختان در فاصله بسيار نزديك به ديوارها و ساختمان ها كاشته نشوند. زيرا از نور آفتاب و بارندگي طبيعي كمتري بهره مند خواهند شد و ريشه برخي از آن ها مانند صنوبرها، بيدها و اكاليپتوس مي تواند به تاسيسات و پي ساختمان ها آسيب رساند. استاندارد آن است كه آن ها حداقل به اندازه يك دوم ارتفاع نهايي زمان بلوغشان از هر بنايي فاصله داشته باشند. هنگام انتخاب مكان بايد مطمئن شد كه درخت در آينده به كابل ها ولوله هاي زير و بالاي زمين آسيب نمي رساند.

انتخاب درخت

درختان معمولاً به 3 حالت به فروش مي رسند. ريشه لخت، گوني پيچ و گلداني كه البته سوزني برگان و نخل ها معمولاً ريشه لخت به فروش نمي رسند. به هنگام خريد متوجه مي شويد كه درختان موجود سنين رشدي و اندازه هاي مختلفي دارند. درختان جوان معمولاً سريع تر از درختان مسن تر استقرار مي يابند، درحاليكه درختاني كه سن بيشتري دارند قوي تر هستند و سريعتر اثر خود را در منظر و باغ نشان داده و غالباً گران تر نيز هستند. به هر حال هر نوعي را كه انتخاب مي كنيد به موارد زير بايد توجه كنيد:

1. مطمئن شويد كه درخت قسمت هوايي و ريشه سالم و قوي داشته باشد و هيچ نشانه اي از آفت زدگي يا بيماري روي درخت يا درختچه مورد نظر نباشد.

2. شاخه ها و ريشه ها به خوبي توسعه يافته باشند و در اطراف ساقه توزيع شده باشند. شاخه ها نبايد خيلي بيشتر از ريشه ها باشند وگرنه ريشه ها توانايي جذب آب و عناصر غذايي را به اندازه كافي نخواهد داشت و درخت استقرار نمي يابد. براي مثال حجم قسمت هوايي گياهاني كه در گلدان كاشته مي شوند نبايد بيش از 4-3 برابر حجم گلدان خودش باشد.

3. از خريد درختان و درختچه هايي كه با وجود اندازه كوچك توليد گل يا ميوه كرده اند پرهيز كنيد. زيرا اين موضوع به قيمت ضعيف شدن ريشه ها تمام شده است.

درختان گلداني (پرورش يافته در گلدان)

اين درختان كه در داخل گلدان يا دبه هاي فلزي كاشت شده يا انتقال يافته اند فراوان هستند و در هر زماني از سال كه خاك يخ نزده باشد و يا هوا بسيار گرم نباشد قابل كاشت هستند. اين روش براي درختاني كه استقرار دشوارتري دارند (مانند بسياري از سوزني برگان و ماگنوليا) مناسب تر است زيرا صدمه كمتري به ريشه وارد مي آيد. قبل از خريد تعداد زيادي از درختان چند نمونه تصادفي انتخاب كنيد و در صورت امكان آن ها را از گلدان خارج كنيد تا بتوانيد ريشه ها را به خوبي ببينيد. درختاني كه ريشه به هم پيچيده دارند يا ريشه آن ها از گلدان خارج شده اند را خريداري نكنيد. اين درختان به خوبي مستقر نمي شوند. اگر موقعي كه درخت را از گلدان خارج مي كنيد كمپوست (يا ساير مواد آلي) به آن نچسبيده باشد آن را نخريد، چون سيستم ريشه اي آن ها به خوبي مستقر نشده است. گلدان بايد با سايز درخت تناسب داشته باشد. به عنوان يك تخمين بايد قطر يك گلدان حداقل يك ششم ارتفاع درخت باشد. بستري كه گلدان با آن پر شده است مهم است. درختاني كه داخل بستري حاوي خاك و مواد آلي كاشته شده اند بسيار سريعتر و بهتر از درختاني كه فقط در خاك معمولي داخل گلدان كاشته شده اند استقرار مي يابد و به اصطلاح مي گيرند.

درختان ريشه لخت

عمدتاً درختان خزان دار به صورت ريشه لخت به فروش مي رسند و هنگامي كه جابه جا مي شوند معمولاً خاكي در اطراف ريشه آن ها وجود ندارد. به محض قرار گرفتن ريشه ها در معرض هوا ريشه هاي كوچك تغذيه كننده خشك مي شوند. خزانه داران و نهالستان هاي معتبر معمولاً ريشه هاي زخمي و شكسته شده را پيش از فروش هرس مي كنند. توجه كنيد كه اين درختان موقعي خريد و كاشت مي شوند كه برگ هاي آن ها خزان كرده باشد. به عنوان مثال زبان گنجشك، صنوبرها و درختان ميوه معمولاً بصورت ريشه لخت به فروش مي رسند. مطمئن شويد ريشه هاي درختان مورد نظرتان به خوبي توسعه يافته باشد. ريشه ها نبايد داراي هيچگونه علائم خشكي، آفت و يا بيماري باشند. توجه كنيد كه درختاني كه مانند چوب چوگان هستند يعني ريشه ها فقط از يك سمت توسعه يافته اند را خريداري نكنيد. اين درختان به سختي مستقر مي شوند.

درختان ريشه پيچيده

اين درختان با كمي خاك در اطراف ريشه شان از داخل خاك خارج مي شوند و بي درنگ اين توپ ريشه اي در داخل گوني يا پوشش مناسب ديگري پيچيده مي شود. اين كار از خشك شدن ريشه جلوگيري مي كند. درختان خزان دار با ارتفاع بيش از 4 متر و بسياري از هميشه سبزها به وي‍ژه سوزني برگ ها و نخل هاي با ارتفاع 1/5 متر اغلب به اين صورت فروخته ميشوند. اين درختان نيز بهتر است در هنگام ركودشان (پاييز و اول بهار) كاشت شوند. مانند موارد قبلي هنگام خريد درختان به ريشه آن توجه كنيد. هيچ نشانه اي از خشك شدگي نبايد روي آن ها باشد

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

فضای سبز

  
فضای سبز شهری
طبيعت آموزگار خوبي براي تعالي و کمال انسانهاست با گياهان زيبا زندگي کنيد ورموز زندگي و رشد و نمو و تکثير آنها را تجريه کنيد يا تعويض خاک گلدان ها و شوره زدايي و آبياري به موقع و بالاخره تغذيه صحيح سرسبزي و خرمي گل و گياه محيط خود را ناظر باشيد.
هر روز چند دقيقه اي را صرف  نظافت برگها و حذف برگهاي پژمرده نموده و اصل مراقبت و مسئوليت را عملاً به کودکان خود بياموزيد با اهداء گل به مناسبت هاي مختلف به خويشان و دوستان خود بيانگر عاليترين عواطف و احساسات باشيد.
به اين ترتيب کم کم ذوق و شوق جامعه ايراني در زمينه فرهنگ استفاده از گل را پرورش داده و مطمئن باشيد زماني که به دنبال مفاهيم گوياي رد و بدل محبت ها هستيد گل اين هديه زيباي آفرينش به ياري شما خواهد شتافت.

 

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی


 
* پژوهشگران دانشگاه داکوتاي شمال  آمريکا با بررسي بيش ازده هزار نفر در طول يک سال دريافتند هرفرد 5 ثانيه پس از دريافت يک شاخه يا دسته گل و يا يک گلدان گل به عنوان هديه يکي از سه عکس العمل را بروز مي دهد:
لبخند حاکي از ادب ، احترام و تشکر
لبخند حاکي از دوستي و صميميت
لبخند هيجان زده همراه با عکس العمل يا کلامي خاص
·  ارتباط با طبيعت و لذا بردن از مناظر زيباي آن راهي ساده، اما مهم جهت کسب آرامش و تلطيف روح و روان آدمي است که در اين بين کاشت گل و گياه و يا دريافت هداياي مانند گل مي تواند بيش از هر چيز شادي و طراوت را به انسان هديه دهد. پژوهش ها نشان مي دهد خريدن گل، کاشتن گل و گياه و به طور کلي نگاه کردن به گل باعث برانگيخته شدن احساس شادي، آرامش و طراوت، مثبت انديشي و دوري از غم و اندوه مي شود. رنگ گل ها نکته بسيار پر اهميتي است، به طوري که گل هاي با نگ ملايم صورتِي، سفيد و بنفش و ... حس شخص را به سوي احساسات آرام سوق داده و گل هاي با رنگ هاي گرم و تند قرمز ، زرد، نارنجي و ... حس او را به سوي هيجان و سرزندگي پيش مي برد.

خدمات شهری

 خدمات شهری

- بررسي و شناخت وضعيت كمي و كيفي خدمات شهري ( شامل ميادين ميوه و تره بار ، پاركها و فضاي سبز ، مراكز بهداشتي عمومي شهري ، كشتارگاهها ، آرامستانها ، مراكز آتش نشاني و خدمات ايمني ،مراكز بازيافت مواد زائد جامد ،جمع آوري و حمل زباله ، پردازش و دفع نهائي زباله ، ساماندهي صنوف و مشاغل آلاينده شهري ، آراستگي و پيراستگي محيط شهري ، ماشين آلات و تجهيزات خدمات شهري ) و انطباق آنها با نيازهاي فعلي و آتي شهرها و شهروندان در شهرهاي مختلف كشور با هماهنگي مراجع ذيربط و همكاري شهرداريها

 -  شناخت مسائل و مشكلات مربوط به حفظ و نگهداري تاسيسات ، تجهيزات و ماشين آلات خدمات شهري موجود و نيازسنجي و امكان سنجي براي توسعه ماشين آلات و تجهيزات و يا ايجاد تاسيسات جديد با هماهنگي دستگاههاي ذيربط و همكاري شهرداريها و برنامه ريزي به منظور تخصيص و توزيع اعتبارات مورد نياز هر يك از بخش ها و مراكز مذكور در بند فوق
 
-  بررسي و شناسائي راههاي جلب مشاركت شهروندان و بخش هاي خصوصي و مردمي و هدايت و حمايت آنها در جهت سرمايه گذاري براي ايجاد و بهره برداري از تاسيسات ، تجهيزات و ماشين آلات خدمات شهري
 
- نظارت عاليه بر عملكرد اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي تاسيسات ، تجهيزات و ماشين آلات خدمات شهري شهرداريها از طريق دستورالعمل هاي نظارتي و ابلاغ آن به شهرداريها و اخذ گزارشات مربوطه و تجزيه و تحليل آنها در جهت بهبود روشهاي خدمات شهري
 
-  امكان سنجي و برنامه ريزي اسنفاده مشترك شهرداريهاي شهرهاي همجوار از امكانات خدمات شهري مشترك و سياست گذاري براي تجميع امكانات موجود و ارائه دستور العمل هاي اجرائي و ابلاغ به شهرداريهاي ذينفع
 
-  برنامه ريزي كالبدي و تعيين نقاط مناسب براي ايجاد يا توسعه تاسيسات خدمات شهري و هماهنگي جهت سرمايه گذاري مشترك شهرداريهاي ذينفع
 
-  بررسي و مطالعه مستمر در خصوص روش ها ، سازوكارها ، دانش فني ، تجهيزات و ماشين آلات پيشرفته و فناوري هاي نوين در عرصه ايجاد ، نگهداري و بهره برداري از تاسيسات خدمات شهري و برنامه ريزي براي تجميع امكانات موجود و انعكاس استفاده و هماهنگي هاي لازم بين شهرداريهاي ذينفع
 
- فراهم آوردن زمينه براي ايجاد اتحاديه هاي استاني و كشوري و واگذاري بخشي از وظابف دفتر در چارچوب اساسنامه اتحاديه ها
 
-  ارائه خطوط راهبردي در خصوص تهيه برنامه هاي بلند مدت ، ميان مدت و كوتاه مدت توسعه و نوسازي خدمات شهري
 
- حمايتهاي همه جانبه جهت دستيابي سازمان ها ، شركت ها و اتحاديه هاي خدمات شهري به تسهيلات ارزي و ريالي و همچنين وسايل ، ماشين آلات ، مواد اوليه و كالاهاي مورد نياز و ساير منابع پيش بيني شده در قانون
 
-  نظارت عاليه بر فعاليت سازمان ها ، شركت ها و اتحاديه هاي خدمات شهري در جهت اجراي صحيح قوانين و مقررات ابلاغي و برنامه هاي مصوب و ارزيابي مستمر عملكرد آنها
 
- بررسي و شناسائي نيازهاي آموزشي سازمان ها ، شركت ها و اتحاديه هاي خدمات شهري و اجراي دوره هاي مورد نياز از طريق دفتر ذيربط
 
-  ارائه خدمات و اطلاعات فني و تخصصي به سازمان ها ، شركت ها و اتحاديه هاي خدمات شهري با همكاري دفتر ذيربط
 
- طراحي و ساماندهي سيستم هاي نظارت و ارزيابي طرح ها و پروژه هاي خدمات شهري و پيشنهاد استقرار آنها در شهرداريها در تعامل و هماهنگي با ساير دستگاههاي مرتبط
 
- گردآوري و تدوين تجارب و شيوه هاي كاري شهرداريهاي مختلف كشور و شهرداريهاي ديگر ملل در زمينه نظارت و كنترل طرح ها و پروژه هاي خدمات شهري و اشاعه اين تجارب ميان شهرداريها
 
- توانمندسازي شهرداريها و ايجاد ظرفيت در آنها براي طراحي و اجراي سيستم هاي هدايت و كنترل طرح ها و پروژه هاي خدمات شهري با هماهنگي و در تعامل با دستگاههاي ذيربط
 
- تهيه و تدوين ضوابط و معيارهاي طراحي ، نگهداري و بهره برداري ازساختمانها ، تاسيسات ، تجهيزات و ماشين آلات خدمات شهري با توجه به ملاحظات اقليمي ، اجتماعي و اقتصادي شهرها و در هماهنگي با ساير مراجع ذيربط
 
- بررسي و به هنگام سازي كليه ضوابط و معيارها ، آئين نامه ها ، دستور العمل ها و همچنين مشخصات فني و اجرائي تهيه شده توسط دستگاههاي اجرايي در زمينه خدمات شهري با توجه به تحولات و نيازهاي فعلي و آتي شهري و پيشنهاد تهيه ضوابط جديد در زمينه هايي كه خلا آئين نامه اي احساس مي شود.
 
- شركت در كميسيون ها و جلسات تدوين ضوابط و معيارها و مشخصات طرح هاي خدمات شهري كه توسط سازمان و يا ساير دستگاههاي اجرائي برگزار مي شود.
 
- ارتباط مستمر با شهرداريها براي شناخت كاستي ها و نارسائي ها در قوانين و ضوابط نظام ساخت و ساز و هدايت و كنترل طرح هاي خدمات شهري و انعكاس به دستگاههاي ذيربط براي تهيه ضوابط و قانونمندي هاي جديد و مورد نياز
 
- پيگيري و نظارت مستمر بر حسن اجراي ضوابط ، معيارها ، آئين نامه ها و دستورالعمل هاي مربوط به پروژه هاي خدمات شهري كه توسط دستگاههاي اجرائي ذيربط تهيه گرديده اند.
 
- شركت در جلسات شوراها ، كميته ها و كميسيون هاي تخصصي مربوط
 
- تشكيل گروههاي مشورتي تخصصي ملي و استاني در راستاي انجام بهينه وظايف محوله در سطح كشور
 
- بهينه سازي تشكيلات ، وظايف و نيروي انساني سازمانهاي مرتبط با خدمات شهري و پيشنهاد اصلاح و بهبود آن به دفاتر ذيربط در سازمان
 
-  انجام امور محوله در چارچوب وظايف مربوطه
 
نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

شهر جدید

شهر جدید شهرهاي جديد عمدتاً شهرك‌هاي خوابگاهي هستند كه تنها وظيفه اسكان و حل مشكل مسكن كلان‌شهرها را به عهده دارند، ولي همچنان اشتغال مسئله‌اي است كه در كلان‌شهرها به آن پاسخ داده مي‌شود. تنها پيش بيني كه براي اشتغال در اين مناطق شده است كارگاه‌هاي كوچك صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي و مهمتر از آن اشتغال ناشي از ساخت و ساز شهرهاي جديد در طول مدت ساخت است، كه اين نوع اشتغال هم پايدار نيست تفاوت اساسي در ميان شهرهاي جديد در ايران و ديگر نمونه‌هاي ساخته شده در جهان، نحوه ارتباط و تعامل كلان‌شهر با شهرهاي اقماري خود است. اين امر به خصوص در اقتصاد شهر جديد بيشتر خود را نمايان مي سازد. آنچه كه تجربه هاي موفق دنيا در امر ايجاد شهرهاي جديد در برابر ديدگان ما مي گذارد متفاوت با سياست هايي است كه امروزه ما در ايران با عنوان سياست احداث شهرهاي جديد مي شناسيم. در انگلستان كه پيشرو ساخت و احداث شهرهاي جديد در دنيا است پويايي و استقلال اقتصادي براي شهر جديد و يا اقماري اولين نكته اي است كه در برنامه ريزي شهر به آن پرداخته مي شود. تجربه انگليس در ساخت شهرهاي جديد تا سال 1950 در بريتانيا 14 شهر جديد ساخته شد كه 8 شهر آن اطراف لندن براي اسكان و اشتغال ناحيه شهري لندن بود. اين تعداد در سال 1971 به 29 شهر و در سال 1973 به 33 شهر رسيد. اين شهرها براي اجراي سياست تمركززدايي، مراكز صنعتي، جذب سرريز جمعيتي از كلان‌شهرها، رشد و توسعه اقتصادي در ابعاد ناحيه‌اي ساخته شدند. آنچه كه به‌ويژه در لندن با عنوان ايجاد شهرهاي اقماري اتفاق افتاد، ايجاد تعدادي شهرهاي اقماري بودند كه تا حدودي نسبت به لندن از استقلال نسبي برخوردار بودند و پس از طي يك دوره جنيني(انكوباتوري)، از استقلال كاملي نسبت به لندن برخوردار ‌شدند. عملكرد مشابهي نيز بدين صورت در كشورهاي شوروي، هلند و به‌ويژه در فرانسه انجام شد. اين شهرهاي اقماري به لحاظ برخورداري از تمامي‌امكانات اوليه، تأسيسات مناسب خدماتي، اداري و تجاري كه يك شهر كوچك و يا متوسط به آن احتياج دارد، از جايگاه مناسبي قرار داشتند. همچنين ايجاد كارگاه‌ها و كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ در كنار اين شهر‌ها مشكل اشتغال را در شهرهاي جديد مرتفع مي‌كرد. مهمترين نكته در ويژگي‌هاي اجتماعي يك شهرجديد، ايجاد اشتغال و تنوع آن در شهر است. مسئله‌اي كه در شهرهاي اقماري لندن به آن كاملاً توجه شده است؛ به‌رغم آنكه براي لندن و شهرهاي اقماري آن تردد و سفرهاي روزانه به مراتب ساده‌تر از ايران است و لندن بيش از 14 خط راه‌آهن واصله به شهر دارد، اما با پيش‌بيني خروج صنايع و بسياري از كارگاه‌ها از لندن به سمت حومه و استقرار آن در شهرهاي اقماري اطراف، زمينه لازم براي خروج واقعي جمعيت از لندن را فراهم نمودند. اين در حالي است كه ساكنين شهرهاي جديد علاوه بر در امان بودن از پيچيدگي‌ها و معضلات و مشكلات كلان‌شهرها، به علت نزديكي و حمل‌ونقل آسان امكان دسترسي به شهرهاي بزرگ را نيز داشتند. اشتغال مهمترين مشكل شهرهاي جديد اما آنچه كه در كشور ما واقع شد، امري متفاوت با تجربه‌هاي موفق در دنيا بوده است. شهرهاي جديد عمدتاً شهرك‌هاي خوابگاهي هستند كه تنها وظيفه اسكان و حل مشكل مسكن كلان‌شهرها را به عهده دارند، ولي همچنان اشتغال مسئله‌اي است كه در كلان‌شهرها به آن پاسخ داده مي‌شود. تنها پيش بيني كه براي اشتغال در اين مناطق شده است كارگاه‌هاي كوچك صنعتي در شهرك‌هاي صنعتي و مهمتر از آن اشتغال ناشي از ساخت و ساز شهرهاي جديد در طول مدت ساخت است، كه اين نوع اشتغال هم پايدار نيست. صنايع كوچك نيز اگر امكان اجرايي شدن آن باشد، هرچند كه بتواند اشتغال را در شهر جديد تا حدودي تضمين كند، ولي نمي تواند اين امكان را براي شهر ايجاد كند تا رقابت با كلان شهر را از لحاظ اقتصادي داشته باشد. آن‌گونه كه تجربه نشان داده است كارگاه‌هاي كوچك نمي‌توانند سبب ساز پويايي اقتصادي در شهرهاي جديد شود و تعديل جمعيت به صورت موقتي پديدار مي‌شود و در نهايت اين امر به گونه‌اي پيش مي‌رود كه مشكلات كلان‌شهرها همچنان به قوت خود باقي است و مشكلات عديده جديدي نيز براي اين شهرهاي خوابگاهي كه شهرهاي جديد ناميده مي‌شود بوجود آورده است. رابطه كلان‌شهر با شهرهاي اقماري اطرافش در يك فرآيند نامناسب تعريف مي‌شود و به جاي آنكه كلان‌شهر به مانند يك مادر تلاش در جهت رشد و توسعه شهرهاي اقماري اطراف خود را داشته باشد و زمينه استقلال آن را فراهم نمايد تا در بلند مدت خود اين كلان‌شهر تبديل به قطب توسعه شود، با جذب نيروي انساني فعال به خود و عدم ايجاد فرصت‌هاي شغلي در شهرهاي اقماري، امكان تبديل شدن آن به يك محيط پوياي اجتماعي تحت عنوان شهر، را از شهرك‌هاي اقماري اطراف خود سلب مي‌كند و اين تعامل نادرست در سلسله مراتب بعدي نيز باعث پديد آمدن مشكلات ديگري مي‌شود. نويسنده: سيروس ظهير مالكي احداث شهرهاي جديد در كشورهاي مختلف جهان به عنوان يكي از ابزارهاي توسعه و تعادل بخشي فضايي و از جمله راه حل هاي مساله اسكان جمعيت شناخته مي شود. به بياني ديگر، شهرهاي جديد مجموعه هاي زيستي برنامه ريزي شده اي هستند كه آگاهانه در پاسخ به اهداف از پيش تعيين شده، احداث مي شوند. اين اهداف كه در نهايت خود، جست وجو گر بينش آرمان گرايانه اند، ايجاد سكونتگاه هاي جديد را عمدتادر پيرامون شهرهاي بزرگ مدنظر قرار مي دهند تا_ به نحوي بتوانند معضلات و فشار جمعيتي موجود در آن شهرها را كاهش دهند و به نوعي تعادل فضايي دست يابند. از زمان احداث نخستين سكونتگاه هاي شهري جديد در آستانه قرن حاضر مبتني بر انديشه هاي «ابنزر هاوارد» و توسعه باغ شهرهاي «ولوين» و «لج ورث» تاكنون در اهداف و گونه شناسي اين مراكز سكونتي، تحولات و دگرگوني هاي زيادي به وجود آمده است كه به نوعي، متاثر از راهبردهاي گوناگون توزيع جمعيت و مبتني بر گوناگوني سياست ها در توسعه شهري و برنامه ريزي منطقه اي بوده است، اما در مجموع، سياست هاي توسعه شهري دو هدف عمده را در احداث و برنامه ريزي شهرهاي جديد دنبال كرده است: نخست، بهبود وضعيت مناطق مادرشهري (متروپل) از طريق تمركززدايي و پخشايش جمعيت در پيرامون آن ها و ديگري توسعه شهري مناطق دور از شهرهاي بزرگ. در عين حال، تنوع ويژگي اهداف توسعه شهرهاي جديد را طي دوره هاي مختلف مي توان به شرح زير جمع بندي كرد: تفكر احداث آرمان شهرها در اين دوره كه مقارن با قرن 18 ميلادي است، توسعه بخش صنعت و رشد جمعيت، بحران زندگي در فضاهاي شهري را به تدريج شكل بخشيدند و در نتيجه اين بحران، تفكر و بينش احداث آرمان شهرها به وجود آمد. اين تفكر به تجزيه و تحليل مسايل شهرهاي موجود بر مبناي ارزش هاي صرف جامعه شناختي، استفاده از محيط كوچك شهري به عنوان جوامع زيستي، حاكميت مالكيت تعاوني بر اراضي و مراكز اقتصادي شهر و فقدان راه حل هاي مناسب براي حل بحران زندگي در شهرهاي بزرگ تاكيد داشت. تفكر احداث باغ شهرها بحران زيستي جوامع شهري در اوايل قرن بيستم، منشأ پيدايي و رونق تفكر احداث باغ شهرهاست كه به عنوان تفكري مسلط در اين دوره خودنمايي مي كند و تا آغاز جنگ دوم جهاني ادامه مي يابد. اين تفكر بر ارزش هاي اجتماعي آرمان شهرها، توسعه شهر بر مبناي مالكيت خصوصي به جاي مالكيت تعاوني، تعيين سازوكار مالي براي سرمايه گذاري دولت در احداث و توسعه باغ شهرها و نحوه برگشت سرمايه، محدوديت ظرفيت جمعيتي باغ شهرها و احداث باغ شهرها در حلقه پيرامون شهرهاي بزرگ بدون بررسي ارتباط متقابل آن ها تاكيد دارد. تفكر احداث شهرهاي جديد پس از جنگ خانمانسوز جهاني دوم در نتيجه آغاز بازسازي ويراني هاي جنگ و ضرورت تامين سكونتگاه هاي تخريب شده آوارگان نضج گرفت و به دنبال آن، نقش شهرهاي جديد به عنوان ابزاري براي سامان دهي مناطق شهري متراكم و به ويژه مراكز سياسي و حكومتي كشورها و توزيع متناسب جمعيت در محدوده پيرامون آن ها تعيين شد. در كشورهاي سوسياليستي به ويژه اتحاد جماهير شوروي سابق نقش شهرهاي جديد در كنترل رشد شهرهاي بزرگ و تمركززدايي از آن ها و همچنين تامين نقاط بهينه زيستي ديده شد و احداث آن ها در برنامه هاي آمايش سرزمين و برنامه ريزي فضايي در سطح ملي مطرح شد. شهرهاي جديد بعد از دهه 60 شهرهاي جديد از دهه 60 به بعد بيش تر از قبل به عنوان بخشي از سياست هاي توزيع و اسكان جمعيت و توسعه شهري در سطح ملي مورد توجه قرار گرفتند. نقش و اهداف شهرهاي جديد در اين دوره با وجود تنوع و تعدد آن در سه گروه عمده قابل جمع بندي است; نخست; نقش و اهداف اجتماعي آن به صورت توزيع جمعيت در مناطق مادر شهري و سامان دهي آن، دوم; نقش اقتصادي و يا تشويق توسعه مناطق كم تر توسعه يافته. سوم، نقش و اهداف سياسي يا ايجاد مراكز سياسي-حكومتي و اداري جديد به ويژه در كشورهاي در حال توسعه. در كتاب «برنامه ريزي شهرهاي جديد» اثر گيدئون گولاني مي خوانيم: «مساله ديگري كه اكثر شهرهاي جديد با آن مواجهند، ساختار اجتماعي-اقتصادي نامتعادل است. اكثر شهرهاي جديد دنيا عمدتاگروه هاي ميان درآمد را به خود جذب كرده اند و از اين زاويه همواره مورد انتقاد قرار داشته اند كه راه حلي براي مشكلات معاصر به ويژه گروه هاي كم درآمد ارايه نمي كند. اين انتقاد در مورد انگلستان حقيقت دارد.» در عين حال بايد توجه داشت كه «گيدئون گولاني» گزينه هاي الگوي اسكان در شهرهاي جديد را _بر اساس راهبردهاي تمركز و عدم تمركز دسته بندي مي كند و شكل مطلوب را تلفيقي از اين دو راهبرد با توجه به ويژگي هاي اقتصادي-اجتماعي وضعيت جغرافيايي كشورها اعلام مي كند. اهداف و نقش جمعيتي شهرهاي جديد طي چند دهه اخير در عرصه وسيع تري گاهي در سطح برنامه ريزي ملي مطرح بوده است. البته در برخي از شهرهاي جديدي كه به منظور تمركززدايي جمعيت احداث شده اند. اهداف اقتصادي نيز از نقش و عملكرد اصلي و تعيين كننده برخوردار است. در اين ميان، تعدادي از شهرها نيز با اهداف سياسي ايجاد شده اند. اما كمابيش از نقش و اهداف اجتماعي آن ها با اهميت بيش تري ياد مي شود و ضمن تاكيد بر زمينه هاي خودكفايي و تنوع اقتصادي شهر، به جنبه هاي اجتماعي و تاثيرات آن بر شكل گيري فضايي شهر توجه بيش تر ي مي شود و قشربندي اجتماعي و گروه هاي ساكن در شهر سهم چشم گيري را در تعيين نقش و عملكرد عمومي شهر ايفا مي كنند. نقش شهرهاي جديد و اهداف سياستگذاري آن در ايران در فرآيند برنامه ريزي و تصميم گيري احداث شهرهاي جديد، فكر ايجاد اين شهرها در ايران عمدتادر اثر رشد فزاينده مشكلات شهرهاي بزرگ كشور (تهران و ساير مراكز استان هاي بزرگ) و عدم توانايي آن ها در پاسخ به نيازهاي عمومي تمامي اقشار ساكن اين شهرها به وجود آمد. در اين زمينه، براساس سياست هاي وزارت مسكن و شهرسازي، به عنوان متولي برنامه ريزي توسعه شهرهاي كشور، برنامه ريزي احداث شهرهاي جديد با هدف توسعه اين شهرها در ابعاد مختلف جمعيتي، اقتصادي، كالبدي، زيست محيطي و تسهيلات و تجهيزات زيربنايي بعد از انقلاب طبق مصوبه هيات وزيران با شماره 10832 تاريخ 20 اسفند ماه سال 64 زمينه قانوني يافت. در تحقق اين مصوبه، اهداف كلان زير براي احداث شهرهاي جديد در كشور تعريف شد: - توزيع مناسب و برنامه ريزي شده جمعيت در منطقه شهري موردنظر از طريق هدايت سرريز جمعيت كلان شهرها به شهرهاي جديد. - تمركززدايي از كلان شهرهاي منطقه با انتقال برخي از وظايف آن به شهرهاي جديد به گونه اي كه اين شهرها بتوانند نقش حلقه پيوند ميان مراكز جمعيتي كوچك و كلان شهرها را بازي كنند. - پالايش محيط كلان شهرها و بهبود ارتقاي معيارهاي زيستي و خدماتي در آن ها. - جلوگيري از بالا رفتن بي رويه قيمت زمين و مسكن، ايجاد نواحي حاشيه نشيني و تخريب اراضي كشاورزي اطراف كلان شهرها. اهداف خرد احداث شهرهاي جديد نيز به شرح زير قابل توجه است: - جلوگيري از توسعه بي رويه و كلان شهر شدن شهر مادر. - انتقال كارگاه ها و صنايع مزاحم و بعضابدون مجوز از شهر مادر به شهر جديد به منظور هدايت و مديريت و كنترل خدمات مورد نياز اين صنايع كه اجراي اين هدف و انتقال واحدهاي توليدي مزاحم از بافت مسكوني شهر مادر كه در حال حاضر در اكثر شهرها مثل تهران مهم ترين مشكل به حساب مي آيد، بسياري از مسايل را حل خواهد كرد. - جذب سرريز جمعيت از طريق ايجاد كانون هاي اشتغال در شهر جديد. - جلوگيري از بالا رفتن بي رويه قيمت زمين در شهرهاي مادر و بورس بازي روي زمين به علت توسعه نامحدود شهرهاي مادر. - پالايش شهرهاي مادر به منظور سازمان دهي توسعه آن ها به صورت منفعل. - كاهش هزينه اياب و ذهاب از شهرهاي مادر به مناطق صنعتي اطراف آن ها و حذف زمان تلف شده كاركنان مناطق صنعتي مذكور و جابه جايي ساكنان به علت وسعت شهرهاي بزرگ (مادر شهرها.) - جلوگيري از ايجاد حاشيه نشيني در شهرهاي بزرگ. - سبك شدن بار ترافيك در داخل شهرهاي مادر. - احداث محل سكونت در نزديكي محل كار. - رعايت فواصل شرعي در اياب و ذهاب بين محل كار و سكونت. - استفاده از اراضي غيرزراعي جهت ايجاد شهرهاي جديد و جلوگيري از تخريب اراضي كشاورزي حومه شهرهاي بزرگ. - ايجاد اشتغال در شهر جديد و جلوگيري از خوابگاهي شدن آن. - تنزل بهاي تمام شده واحدهاي مسكوني به علت پايين بودن بهاي زمين با توجه به نسبت هزينه ساخت و قيمت زمين در شهرهاي بزرگ و در نتيجه، امكان صاحب مسكن شدن اكثر مردم. - جذب سرمايه هاي كوچك مردم از كارهاي واسطه اي به سرمايه گذاري روي مسكن و صنايع و كارگاه هاي توليدي به علت پايين بودن قيمت زمين و حذف سرقفلي هاي كلان در شهرهاي بزرگ. - كاهش هزينه هاي توسعه تاسيسات زيربنايي شهرهاي مادر. - آزاد شدن سطوح كارخانجات و كارگاه هاي مزاحم داخل شهرهاي مادر براي تاسيسات مورد نياز زيربنايي شهرها از قبيل فضاهاي سبز، آموزشي، خدماتي و ترافيكي. -جلوگيري از آلودگي محيط زيست در شهرهاي بزرگ كه در بعضي از شهرها از جمله تهران به صورت خطرناكي درآمده است. -احداث شهرهاي از پيش برنامه ريزي شده، متناسب با نيازهاي واقعي جامعه. -امكان كنترل كامل ساخت و سازها در شهرهاي جديد طبق ضوابط مطلوب مطالعه شده. -پالايش شهر از مشاغل كاذب و مخرب كه _با توجه به توسعه و رشد شهرهاي بزرگ اين قبيل مشاغل رو به ازدياد است. ايجاد سلسله مراتب شهري در برنامه ريزي شهرهاي جديد و نقش تمركززدايي آن ها به اين ترتيب، ملاحظه مي شود كه شهرهاي جديد، نه تنها با اهداف كلان خود، نقش اسكان سرريز جمعيتي شهرهاي بزرگ (مادرشهرها) را در كشور به عهده دارند، بلكه در نهايت برنامه ريزي بسامان بخشي و نظام دهي در محدوده اي وسيع تر از محدوده اراضي خود در منطقه شهري مادرشهرها و تمركززدايي از آن ها مي پردازد. به نحوي كه مي توانند به عنوان شهرهاي مياني نيز عمل كنند و در نظام اسكان، نقش نقاط ثقل واسط را ايفا كنند. در اين زمينه، يكي از ويژگي هاي عمده شهرهاي مياني اين است كه با پذيرش نقش «مركز» نسبت به پيرامون خود، در مقياس منطقه اي، نه تنها موجب رشد خود، بلكه باعث تثبيت بنيان هاي لازمه رشد در منطقه و توسعه حوزه نفوذشان مي شوند. به بياني ديگر، شهرهاي مياني با پذيرش سهم قابل توجهي از عملكرد شهرهاي مركزي در فواصل متناسب پهنه سرزمين، به مثابه وزنه هايي به دور از حوزه كشش و جاذبه شهر مركزي عمل مي كنند و از توانايي تثبيت مجموعه عوامل لازم براي شكوفايي مناطق سرزمين برخوردارند. البته بايد توجه داشت كه دامنه شهرهايي كه سطوح مياني از سلسله مراتب شهري را مي سازند در كشورهاي مختلف متفاوت است و به الگوي سكونت شهري، سطح توسعه يافتگي و ساختمان اقتصادي كشورهاي مختلف بستگي دارد. با وجود اين، شهرهاي مياني در تمامي كشورها، نقش رابط بين شهر مركزي با ساير نقاط زيستي كوچك منطقه را به عهده دارند و از نظر سلسله مراتب شهري منطقه، زنجيره ارتباطي شهرهاي گروه ماقبل و مابعد خود محسوب مي شوند. شهرهاي مياني، مجموعابه عنوان شهرهايي كه عدم تناسب ها در سازمان فضايي سرزمين را رفع مي كنند، فواصل غيرمنطقي و فيزيكي و رواني بين سطوح مختلف مراكز جمعيتي از لحاظ مقياس و عملكرد را كاهش مي دهند و موجب تمركززدايي از شهرهاي مركزي مي شوند، شناخته شده اند. اين ويژگي ها، در نهايت، موجب ايجاد و تثبيت نظام سلسله مراتب نقاط زيستي در پهنه سرزمين مي شوند و انتظام در سازمان فضايي منطقه را به وجود مي آورند. بديهي است چنين انتظامي در درجه اول بايد در سلسله مراتب شهري شهرها شكل بگيرد. در ايجاد اين انتظام، لازم است كه خدمات و مراكز مورد نياز جمعيت آتي شهر و ساير نقاط واقع در محدوده منطقه شهري آن به حد كافي منظور شود. در اين زمينه، خدمات و مراكز پيش بيني شده مورد نياز _نه تنها در سامان دهي فضاي شهر موثرند، حتي در انتقال برخي فعاليت ها از مادرشهرها به شهرهاي جديد نقش بسزايي دارند و مي توانند بخشي از وظايف و عملكرد مادرشهرها را به شهرهاي جديد تفويض كنند. يكي از وجوه تمايز عمدهشهرهاي جديد با شهرهاي موجود شكل گرفته در گذشته از نظر سلسله مراتب شهري اين است كه بافت شهرهاي موجود در بستر زمان با توجه به يكسري عوامل و نيازهاي دوره خود ايجاد شده است و ممكن است بنا بر نيازهاي موجود، استفاده از آن با مشكلاتي مواجه باشد و يا حتي در صورت نبود مشكلي در استفاده از آن، بايد توجه داشت كه به دليل تبعيت بافت هاي موجود از رشد خودرو آن ها، ايجاد انتظام شهري و اعمال اصول سلسله مراتب شهري در آن ها اگر مقدور نيز باشد، بالطبع به سهولت انجام پذير نخواهد بود. در حالي كه در برنامه ريزي شهرهاي جديد چنين شكلي حاكم نيست و ايجاد انتظام شهري و سلسله مراتب براساس چارچوب كلي برنامه ريزي انجام شده مي تواند تحقق پذيرد. در عين حال، در سازمان دهي شهرهاي جديد بسياري از عناصر شهرهاي قديمي وجود ندارد. سلسله مراتب خدمات و دسترسي هاي آن كاملامتفاوت از شهرهاي موجود است و حتي بسياري از عملكردهاي جديدي كه در شهرهاي قديمي موجود نبوده اند، در شهرهاي جديد قابل پيش بيني هستند. اين امر خود، موجب مي شود كه شهرهاي جديد از چهره و بافت متفاوت تري برخوردار شوند و ويژگي و نمود شهري متمايز شهري را ارايه دهند

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

برنامه ریزی شهرهای جدید

فصل اول :                              پيدايش و سير تحول شهرهاي جديد

 شهر جديد با حومه اختلاف اساسي دارد. حومه يك ناحيه مجزاي مسكوني است كه ساكنان آن براي كار به شهر دورتر رفت و آمد مي كنند؛ اما شهر جديد بايد همه عملكردهاي شهري را به اندازه معين داشته باشد.

مكتب اصلاح گرائي با تاكيد بر جنبه هاي حق شناختي ، معتقد به يافتن راه حلهائي براي رفع مشكلات شهري در چهار چوب جوامع صنعتي است. در اين مكتب عقيده بر آن است كه بهسازي و ساماندهي محيط شهري بايد از درون همين جوامع صورت پذيرد؛ بنابراين بر اصلاح تنگناها و عوارض نظام اجتماعي موجود، بدون نفي كليت آن تاكيد مي كند. اصلاح گرايان، زمين را ثروت و حومه مي دانند كه بايد براي زراعت و اشتغالات زراعي از آن استفاده شود. ويليام موريس و جان راسكين از بزرگان اين مكتب هستند.

مكتب شيكاگو، بين سالهاي 1883 و 1893 رشد كرد. پيروان آن بي نظمي جامعه صنعتي در اروپا را ناشي از كم بودن در شهر مي دانند، بدين ترتيب الگوي روستا- شهر را براي حل مشكلات شهري ارائه مي دهند و توجه به طبيعت را نيز در سطح وسيعي مطرح مي كنند. در اين مكتب توجه به اكولوژي يا محيط طبيعي اهميت ويژه اي دارد، به طوري كه محيط انساني در دل آن مطرح مي شود.

اين مكتب از دارونيسم اجتماعي، در زمينه رقابت ميان شركتها: بنگاههاي تجاري و خانواده ها براي دستيابي به نقاط مطلوب شهر بهره مي برد و علم اقتصاد را فقط اصل مسلم انسان براي بهره گيري بيشتر و با كوشش كمتر مي داند و براي تحقق اين هدف معتقد به عدم دخالت دولت در امور اقتصادي، نفع فردي و اجتماعي و اهميت صنعت است و نيز صنعت را منشأ ثروت مي داند.

مكتب مدرنيسم: اين مكتب به شهر حول محور مدرنيسم و قطع با گذشته و تاريخ و زمان نگاه مي كند و فقط و فقط به مسائل معماري مي پردازد. انسان در اين مكتب عنصري بي.لوژيك  و داراي عملكردهاي «سكونت، كار، رفت و آمد و اوقات فراغت» در يك ناحيه خاص است. در مكتب مدرنيسم، موقعيت، مكان ، فرهنگ و سنت جايگاهي ندارد. مدرنيسها معتقدند بايد از شهرهاي قديمي تمركز زدائي شود. بنابراين تراكم در نواحي خاص را پيشنهادمي­كنند. انان الگوهاي «شهر-پارك» «شهر- شيتي»طشهر عمودي»«عملكردگرائي« و «توليد انبوه» را در شهر ابراز مي دادند. اين گروه معتقدند زمين بايد ا هر كاربري آزاد شود و شهر در فضاي سبز به شكل عمودي يجاد شود. در اين مكتب به روابط اجتماعي در مقوله اوقات فراغت نگريسته مي شود.

 مكتب فرامدرنيسم : برنامه ريزان شهري نخستين كساني بودند كه مكتب مدنيسم را مورد انتقاد قرار دادند. آنان روياروئي با چهارچوب نظري مدرنيسم (مسكن، كار، رفت و آمد و اوقات فراغت)، مطالعات شهري را مطرح و شهرها را در قالب مفاهيمي چون خوشه هاي شهري، جابه جائي جمعيت و مسكن بررسي كردند.

به دنبال اين انتقادها، وان آيك نيز با طرح مباحث مردم شناسي و طراحي شهري و معماري از اين مكتب به دليل يكنواختي و بي هويتي كالبدي آن انتقاد كرد. در طرحهاي ديگر اين گروه، بر توپوگرافي و احياي بافتهاي موجود شهرها تاكيد خاص شده است، بدين ترتيب مكتب فرامدرنيسم پا به عرصه وجود گذاشت.

جنكس، مدنيسم را به دليل تك ظرفيتي و تهي بودن از سطوح معنائي يا مفاهيم ماوراي طبيعي سرزنش مي كرد. وي به جاي مدرنيسم، تركيبي از عناصر جديد و سنتي را با مفاهيم هنر بومي و هنر متعالي در ساخت و سازهاي شهر پيشنهاد مي كند.

مكتب فرهنگ گرائي : اين مكتب معتقد است كل يعني مجموعه شهر بر جز، يعني افراد غلبه دارد و مفهوم فرهنگي شهر بر مفهوم مادي آن مقدم است. در اين مكتب تفكر ناحيه بندي در شهر وجود ندارد. شهر فقط از طريق سازمانهاي اجتماعي- فرهنگي زنده است. برگشت به گذشته و توجه به زيباشناسي از مشخصات آن است. كاميلوسيت، هاورد، باركر و آنوين از صاحبنظران اين مكتب هستند.

از اين مكتب به علت ارزشگذاري بيش از حد به گذشته و اينكه زمان را قابل بازگشت و بازسازي مي داند، انتقاد شده است.

مكتب طبيعت گرائي:­مكتب طبيعت گرائي را گروهي همانند گدس، لوييزمامفورد و فرانك اويدرايت كه برنامه ريزان شهري ناميده مي شوند بنيان گذاتند.  چهارچوب نظري اين مكتب را آزادي انسان و رهائي از محيط مصنوع، استقرار در طبيعت، كمار بر روي زمين به عنوان اوقات فراغت و توجه به خانه، حفظ طبيعت، به كار گيري تكنولوژي و وجود نداشتن عملكردگرائي در شهر تشكيل مي دهد. گدس معتقد است هر شهر رشد طبيعي دارد و نيز از محيط طبيعي كه در آن به وجود امده جدائي ناپذير است. مامفورد شاگرد گدس، رشد شهرها را براساس جامعه شناسي زائيده از زيست شناسي مي داند. رايت الگوي شهر جديد گسترده و شهر ناپيدا را مطرح مي كند.

مكتب فلسفه گرائي : مكتب فلسفه گرائي، زيباشناسي و آزادي انسان را مطرح مي كند. و به تاثيرات صنعت و صنعتي شدن مي پردازد و معتقد است زندگي اجتماعي فداي صنعت شده و صنعت پريشاني مردم شهرها را نيز موجب شده است. فلسفه گرايان زندگي فن آوري را جز آزار براي انسانها نمي دانند و به صنعت حمله مي كنند. بنابراين انان به فرهنگ صنعتي جهان غرب و تاثيرهاي ناشي از آن در شهر حمله مي كنند. از بزرگان اين مكتب مي توان از ويكتورهوگو، جورج زيمل، اسوالد اشپنگلر و مارتين هايدگر نام برد.

 مكتب فن گرائي‌ : فن گرايان، شهرهاي آسما غزاش را مطرح مي كنند باچون معتقدند زمين بايد براي استفاده عموم آزاد شود و نيز حداكثر استفاده را بايد از فن آوري كرد. كشاورزي پيشرفته، حمل و نقل مكانيزه و شهرهاي زير دريائي از ايده هاي انان است.

از اين مكتب به علت سبب اختيار از انسان و نيز بي توجهي و نيز بي توجهي به شرايط اجتماعي و فرهنگي او انتقاد شده است.

مكتب امايش انساني : گروهي در رويائي با ديدگاه فن گرايان، نظريه امايش انساني يا شهر انسان را مطرح و به معماران، كه شهر را در تيول خود دارند حمله مي كنند. اين گروه معتقدند كه به شهرو ساخت بايد به صورت بين رشته اي نگريسته شود، بدين ترتيب برنامه ريزي شهري را مطرح مي كنند كه در ساخت شهر، بايد جغرافيدان، جامعه شناس، تاريخ شناس، روان شناس، اقتصاد دان و معمار با هم شركت داشته باشند و شهر را فقط معماران نسازند. اين گروه به نقش مطلق انسان در طبيعت اهميت مي دهند و معنقدند در تفكر معماران، انسان در نظر گرفته نمي شود. اين گروه مدرنيسم را زير سوال مي برند و شهر را مان فرهنگي مي دانند و معتقد به ناحيه شهري هستد. اين گروه مساله سرانه ها و معيارهاي مناسب زندگي را مطرح مي كنند. مهمترين نظريه پردازان اين مكتب، گدس، مامفورد و كوين لينچ هستند.

  نظريه توسعه پايدار : واژه توسعه پايدار را اولين بار به طور رسمي برانت لند در سال 1987 (1366) در گزارش «آينده مشترك ما» مطرح كرد. اين واژه در مفهوم گسترده آن به معني «اداره و بهره برداري صحيح و كار از منابع پايه، طبيعي، مالي و نيروي انساني براي دستيابي به الگوي مصرف مطلوب است ه با به كارگيري امكانات فني و ساختار و تشكيلات مناسب براي رفع نياز نسل امروز و آينده به طور مستمر و رضايت بخش امكانپذير مي شود.

نظريه توسعه پايدار شهري : در اين نظريه مضوع نگهداري براي حال و آينده از طريق استفاده بهينه از زمين و واردكردن كمترين ضايعات به منابع تجديدناپذير مطرح است.

نظريه توسعه پايدار شهري موضوعهاي جلوگيري از آلودگيهاي محيط شهري و ناحيه اي، كاهش ظرفيتهاي توليد محيط محلي، ناحيه اي و ملي، حمايت از بازيافتها، عدم حمايت از توسعه هاي زيات آور و از بين بردن شكاف ميان فقير و غني را مطرح مي كند. همچنين راه رسيدن به اين اهداف را با برنامه ريزيهاي شهري، روستائي، ناحيه اي و ملي كه برابر با قانون، كنترل نابرابريها و كنترل بيشتر شهر و روستاست مي داند. اين نظريه به مثابه ديدگاهي راهبردي، به نقش دولت در اين برنامه ريزيها اهميت بسياري مي دهد و معتقد است دولتها بايد از محيط زيست شهري حمايت همه جانبه اي كنند. اين نظريه، پايداري شكل شهر، الگوي پايدار سكونتگاهها، الگوي مؤثر حمل و نقل در زمينه مصرف سوخت و نيز شهر را در سلسله مراتب ناحيه شهري بررسي مي كند، زيرا ايجاد شهر را فقط براي لذت شهرنشينان مي داند.

نظريه باغشهر : او براي ساخت شهر زميني به مساحت 6 هزار ايكر (هر ايكر معادل 4047 مترمربع است) در نظر مي گيرد كه در هر هزار ايكر آن تاسيسات شهري احداث مي شود و بقيه زمين براي مصارف شهري به زير كشت مي رود كه آن را كمربند سبز مي نامد. او شكل كلي شهر را دايره فرض مي كند به شش محله، شش بلوار و به عرض 120 فوت تقسيم مي شود. بلوارها از مركز شهر منشعب مي شوند. در مركز شهر باغي است به مساحت پنج تا شش ايكر كه گرداگرد آن بناهاي عمومي مي مانند شهرداري، بيمارستان و غيره قرار دارد. برگرد ميدان اصلي شهر كه به چمن آراسته است، پاركي به مساحت 145 ايكر و برگرد اين پارك قصر بلورين قرار دارد. اين قصر براي خريد، پناهگاه، تفريح و نمايشگاه است. هاورد حد متوسط جمعيت اين شهر و روستاهاي اطراف آن را 32 هزار نفر بيان مي كند كه 30 هزار نفر در خود شهر و 2 هزار نفر در نواحي روستائي اطراف شهر ساكن مي شوند. از آن جا كه هاورد يك سيستم ناحيه اي باغشهر را پيشنهاد مي كند، طرح وي شامل يك مادر شهر با جمعيتي معادل 58 هزار نفر و تعدادي باغشهر در اطراف آن است، كه به وسيله وسايل نقليه سريع السير با يكديگر مرتبط مي شوند. اين باغشهرهاي اقماري با كمربند مزارع و پارك جنگلي از يكديگر و از شهر مركزي جدا مي شوند. اين شهرهاي اجتماعي چند مركزي كه مفهوم ناحيه چند مركزي جديد را داشتند، مي بايست نقش تمركز زدائي از شهرهاي بزرگ را به عهده بگيرند تا رشد كالبدي، اجتماعي و اقتصادي از شهرهاي برگ به باغشهرها انتقال يابد. اين شهرها بعداً شهر ناحيه ناميده مي شوند.

ص 25 نظريه شهركهاي اقماري : نظريه شهركهاي اقماري يك مرحله حد واسط ميان باغشهر و شهرهاي جديد است. اين ايده بر راهبرد گسترش سطوح ناحيه شهري تاكيد مي كند، كه در حقيقت ديدگاه ديگري از برنامه ريزي ناحيه اي است. اين نظريه به طور قابل توجهي به ديگاه گرائي گدس در پيش از جنگ جهاني اول دقيقاً به سياست شهرسازي منطقه اي ابر كدامي و ديگران در دهه 1920 مربوط مي شود. اما اين شهركهاي اقماري، اقتصادي و خودكفا نبودند و به مثابه عناصر كالبدي منفصل ظاهر شدند و خيلي كم پيشرفت كردند.

ص 26 نظريه واحدهاي همسايگي : كلارنس بري معتقد بود خدمات عمده و اساسي بايد در نزديكي خانه مسكوني مستقر شود و مسيرهاي دسترسي به خدمات نبايد خيابانهاي اصلي در قطع كند وي براي هر واحد حداقل يك دبستان، چند مغازه و چند قطعه زمين باي پارك و ورزش و براي محلات مسكوني پردرآمد علاوه بر خدمات بالا، يك كليسا،سالن اجتماعها، كتبخانه، باشگاه و استخر شنا در نظر گرفته بود. او معيار 10 هزار نفر جمعيت را براي يك واحد همسايگي پرتراكم بيان مي كند. لازم است گفته مي شود كه اتومبيل عامل قدرت بخشيدن به نظريه واحدهاي همسايگي و نيز محرك تفكيك شهرها به تعدادي از واحدهاي ساختاري بود كه يك نظام سلسله مراتبي شهري را به وجود مي آورند.

ص 28 نظريه شهر خطي : اسپنيارد آرتور سورياماتا در سال 1882 نظريه شهر خطي را كه مي بايست در اطراف مادريد احداث شود بيان كرد. وي معتقد بود ستون فقرات شهر را يك خيابان به عرض حداقل چهل متر تشكيل دهد تا در مركز آن مسيرهاي رفت و برگشت راه آهن احداث شود و در اين بافت، بلوكهاي ساختمان چهارگوش، نبايد بيش از يك پنجم زمين را اشغال كند. شهرهاي خطي ضمن توسعه طولي خود، سبب اتصال شهرهاي نقطه اي، رئوس خطي اضلاع مثلث شبكه را تشكيل خواهند داد، بدين ترتيب كليه مناطق روستايي با شبكه اي از مثلثها پوشيده مي شوند كه مناطق داخل مثلثها براي فعاليتهاي كشاورزي و صنعتي در نظر گرفته خواهند شد. در اين طرح تقسيم عادلانه زمين وجود دارد.

طرح سود يا فقط در زمين به وسعت 5 كيلومتر اجرا و بعداً با رشد مادريد مدفون شد.

ص 28 نظريه گارنيه : نظريه گارنيه يك سال پس از انتشار نظريه هاورد در زمينه طراحي يك شهر نمونه بيان شد. شهر جديد صنعتي وي، جمعيت بهينه اي معادل 35 هزار نفر داشت. اين تعداد مشابه تعداد جمعيت باغشهر هاورد است. هاورد در باغشهر خود فقط تعدادي از صنايع كوچك و متوسط را در  باريكه اي از پيرامون محلات مسكوني جا داده بود، اما گارنيه مجموعه صنعتي عظيمي را پيشنهاد مي كرد. مركز شهر جديد صنعتي به بناهاي عمومي مانند ادارات آموزشي، اداري، خدماتي و تفريحي اختصاص داشت و محلات مسكوني در اطراف آن قرار داشتند و بيش تر خانه هاي آن دو طبقه، جدا از يكديگر و محصور در باغچه هاي بدون پرچين بودند. در نظريه گارنيه كل شهر مانند پارك بزرگي است كه در هيچ جا، ديوار يا نرده اي آن را محدود نمي كند و شهر براساس عملكردهاي خاص، مكان يابي مي شود. وي صنايع مضر را در پيرامون و در فاصله اي دور از محدوده شهر قرار مي دهد. الگوي ساختمانهاي مسكوني در اين طرح نظير مجتمع هاي مسكوني مجهز به خدمات عمومي است. شهر جديد گارنيه دادگاه، مراجع قانوني، پليس، زندان و كليسا ندارد. در اين طرح كليه زمينها در اختيار شهرداري است و نيز تامين آب، نان، گوشت، شير و دارو به عهده تشكيلات شهرداري است. در طرح وي طبقات اجتماعي مطرح نيستند، بلكه اساس كار، انسان است.

ص  30 نظريه لوكوربوزيه : لوكوربوزيه به ديدگاه مدرنيسم گرايش داشت و جمله معروف «خانه ماشيني است براي زندگي در آن» را بيان كرد. وي همانند هاورد كلمه باغشهر را به كار برد، اما طرحهاي او با باغشهر هاورد متفاوت بود، زيرا مفهوم او از باغشهر، شهري با ساختمانهاي بلند و درختمهائي كه به شكل بلوكهاي بزرگ فضاهاي خالي را مي پوشاند بود. لوكوربوزيه، نظريه شهر معاصر، طرح همجواري و شهر درخشان را نيز ارائه داد. شهر معاصر وي مجموعه اي از 24 برج و هر برج داراي 60 طبقه است. تراكم آن معادل 30 هزار نفر در هكتار كه در مقايسه با محلات قديمي بسيار بالاست. فضاي ميان ساختمانها و باغهاي عمومي را خيابانهاي پهن پر كرده اند. در طرح همجواري او كه براي بازسازي شهر پاريس طراحي شده، در مجموع هجده برج در نظر گرفته شده بود. شهر درخشان وي عملكردهاي اداري، خدماتي، مسكوني، صنعتي، ساختمانهاي اداري 220 متري و خانه هاي نقشه دندانه اي پنجاه متر ارتفاع دارد. وي شانديگار پايتخت جديد ايالت پنجاب هند را طراحي كرد. در طرحها او نظريه هاي لوكوربوزيه به انسان توجهي نمي شود. زيرا وي در طراحي و ساخت شهرهاي جديد ارتفاعي ، هرگز از مردم نمي پرسيد كه آنان چگونه مي خواهند زندگي كنند.

ص 31 نظريه فرانك لويدرايت : فرانك لويدرايت نظريه «شهر پهندشتي يا شهر فردا» را براي تمركز زدائي از شهرهاي بزرگ ارائه كرد. اين نظريه امكان زندگي پراكنده را در خانه هاي ويلائي تك خانواري مطرح مي كند. در اين طرح محل كار در شعاع ده تا بيست مايلي از محل زيست (ده تا چهل دقيقه) قرار مي گيرد و ساكنان با استفاده از وسايل نقليه سريع السير (هواپيما، هليكوپتر و غيره) جا به جا مي شوند. نظريه رايت مانند بسياري ا آمانگرايان، عناصر شاعرانه روستا گرايانه دارد.

ص 35 شهر جديد به اجتماعهاي از پيش برنامه ريزي شده، جامعه اي خود اتكا، با جمعيت و مساحت مشخص، فاصله اي معين از مادر شهر، اهداف معين و برخوردار از تمام امكانات و تسهيلات لازم براي يك محيط مستقل گفته مي شود. الگوي اوليه شهرهاي جديد امروزي، بيشتر بر پايه نظريه باغشهر استوار است.

فصل دوم

گونه شناسي و طبقه بندي شهرهاي جديد

ص 39 شهرهاي جديد در چندين الگو طبقه بندي مي شوند كه مهم ترين انها عبارتند از

1)     شهرهاي جديد مستقل

2)     شهرهاي جديد اقماري

3)     شهرهاي جديد پيوسته

ص 39 شهرهاي جديد مستقل: شهرهاي جديد مستقل، اجتماعهاي برنامه ريزي شده اي هستند كه با اهداف بهره برداري از منابع طبيعي، انتقال مزاياي صنعتي و تغيير ساخت سياسي و خدماتي نواحي و كل كشور ايجاد مي شوند، زيرا هدف از ايجاد شهرهاي جديد مستقل در اصل ناشي از  «سياست تمركز زدائي » ملي و ناحيه اي و تعادل بخشي به نواحي مختلف كشور است. چگونگي مكان يابي يك شهر جديد مستقل بيشتر گزينشي است و اين انتخاب به عملكردهاي مشخص اقتصادي آن منطقه كه ناشي از نوع مواد اوليه آن است بستگي دارد. در واقع شهرهاي جديد مستقل، طيف گسترده و متنوعي از شهرهاي جديد را در بر مي گيرند كه با توجه به تنوع كاركرد و تاثيري كه در ارتباط با فضاهاي ناحيه اي مي گذارند، بايد طوري مكان يابي شوند كه اولاً با ناحيه اي كه در آن هستند پيوند منطقي داشته باشند، ثانياً فاصله انها از شهرهاي بزرگ بايد به اندازه اي باشد كه سفر روزانه از اين شهرها را به شهرهاي مجاور تشويق نكند. شهر جديد مستقل بايد اقتصادي قوي داشته باشد تا بتواند علاوه بر تامين شغل ساكنان خود، امكان كار را براي افراد ديگر نيز فراهم كند، به علاوه اين شهر بايد هويت خاصي براي ساكنان خود و ديگران داشته باشد تا بتواند به مثابه يك ناحيه ايفاي نقش نمايد.

ص 41 شهرهاي جديد اقماري : شهرهاي جديد اقماري، اجتماعهاي برنامه ريزي شده اي در درون حوزه كلانشهرها هستند كه با شهر مركزي پيوندهاي عملكردي مستحكمي را حفظ مي كنند. به همين سبب وجود ارتباطات مناسب امري حياتي است و زمان جابجايي نبايد از 30 تا 45 دقيقه تجاوز كند. وسعت اين شهرها بي ن 400 تا 6 هزار هكتار و بيش تر است. شهرهاي جديد اقماري از نظر شكل، تراكم و شيوه زندگي اصولاً تداوم الگوي سكونتي حومه نشيني به شمار مي روند. تراكم خالص اين سكونتگاه ها بين 12 تا 37 نفر در هكتار است. در اين شهرها نياز به ايجاد توازن در تامين مشاغل نيست. زيرا اين شهرها از بازار كار كلانشهر بهره مند مي شوند و نيز از نظر خدمات عمده به مغازه ها، تخصصهاي ويژه و تسهيلات فرهنگي و تفريحي همواره به شهر مركزي وابسته باقي مي مانند. اصول حاكم بر شهرهاي جديد اقماري تراكم زدائي است. بنابراين اصل، هر نقطه شهر اندازه بهينه اي دارد كه براي حفظ ان، اشتغال اضافي شهر بزرگ به جوامع جديد منتقل مي شود تا تمركز شهر بزرگ كاهش يا بدور شد آن مهار گردد. عموماً شهرهاي جديد اقماري كه براي جذب اضافي طراحي مي شوند شهرهاي خوابگاهي مي نامند ولي در اين شهرها غالباً نه فقط مسكن، بلكه تا حدودي شغل ساكنان خود را نيز تامين مي كند. گرچه شهرهاي جديد اقماري از نظر سياسي مستقل هستند، نتوانسته اند، چهارچوب جامعي براي زندگي  به وجود آورند. مشخصات شهرهاي جديد اقماري با شهركهاي حومه اي كه فقط سكونتگاه يا خوابگاه هستند تفاوت دارد. در شهرهاي جديد اقماري امكانات گسترده اي براي جذب نيروي كار حتي از شهر بزرگ وجود دارد. و با وجود وابستگي به مادر شهر، تا حدودي مستقل هستند، اما شهركهاي حومه اي بيش تر تامين كننده نيروي كار براي شهرهاي بزرگ هستند.

ص 43 شهرهاي جديد پيوسته : اين اصطلاح را هاروي پارلوف براي توصيف شهرهائي كه در محدوده شهرهاي موجود احداث مي شوند به كار برد. در واقع اين الگو در جوار مادر شهر و مجتمع هاي بزرگ براي رفع مشكل انباشتگي هاي مسكوني انها، ايجاد مي شود. بنابراين هدف از ايجاد آن ها، ساماندهي فضائي و تراكم زدائي از مادر شهر است.

اين الگو به دليل قرار گرفتن در محدوده ي شهرهاي بزرگ تراكم شديد جمعيتي دارد و خيلي سريع توسعه مي يابد (حدود 140 نفر يا بيش تر در هكتار) در توسعه اين شهرها مسائل اجتماعي و محيط پيرامون آن ها نيز نقش مهمي دارد نقش اين شهرها سرريز پذيري شهر بزرگ مجاور است.

ص 47 شهرهاي جديد صنعتي : معمولاً بدنبال دوره گذر از جامعه پيش صنعتي به صنعتي ايجاد مي شوند. اين شهرها معمولاً در نزديكي منابع مواد خام احداث مي شوند فاصله ي مطلوب بين ناحيه ي صنعتي و محل شهر جديد صنعتي حدود 10 تا 15 كيلومتر است و بين ناحيه مسوني و ناحيه صنعتي كمربند سبز ايجاد مي شود.

   برنامه ريزي شهرهاي جديد

ص 101 مهم ترين مشكلات شهرنشيني كشورهاي جهان سوم عبارتنداز :

1)     رشد بالاي جمعيت

2)     رشد بالاي شهرنشيني

3)     هجوم جمعيت به شهر اول و مادر شهرهاي ناحيه اي

4)     عدم تعادل و توازن ميان رشد جمعيت با رشد اشتغال

5)     وجود بيكاري بالا و حاشيه نشيني

6)     كمبود مسكن وساير خدمات رفاهي و زير ساخت هاي اصلي

7)     تمركز شديد جمعيت و اسكان در شهرهاي بزرگ

ص 102 پس از مطالعات مكان يابي، مكان شهر جديد، در محدوده هاي ناحيه شهري مشخص مي شود پس از مرحله ي مطالعه ي ناحيه ي شهري، مطالعات راهبردي شهر جديد شروع و پس از اين مطالعات طرح توسعه و عمران آن و آماده سازي زمين و طرح تفصيلي كه جزئيات اجرائي را توصيف مي كند انجام مي شود.

ص 102 مراحل تهيه طرح جامع شهرهاي جديد :

مراحله اول : تهيه طرح پايه ي آمايش سرزمين كه پايه ي اقدامات آمايش سرزمين است.

مرحله دوم : تهيه ي طرحهاي آمايش نواحي كه از بررسي نقش ناحيه در مقياس آن بدست مي آيد و جزئيات در سطح را مطرح مي كند اين طرح تصويري از توسعه يافتگي ناحيه در بلند مدت است.

مرحله سوم : تهيه برنامه هاي توسعه ي نواحي بر پايه ي طرح هاي آمايش كه شامل آن دسته از فعاليت هاي است كه در يك دوره ي معين برنامه براساس ناحيه از سرمايه گذارهاي محلي مي تواند اجرا شود مجموع برنامه هاي ناحيه، پس از هماهنگي هاي لازم مي تواند به عنوان برنامه توسعه اجتماعي – اقتصادي كشور مطرح گردد.

ص 106 استخوان بندي شهري، يعني مجموعه شهرهاي يك حوزه جغرافيائي كه داد و ستد خدماتي با يكديگر يا با روستاهاي پيراومون خود و گاهي با شهرهاي بيرون از حوزه خود دارند.

ص 108 منظور از مطالعه و برنامه ريزي محدوده ي راهبردي شهر جديد تعيين ميزان جمعيت آن در دوره هاي مختلف (دراز مدت، ميان مدت و كوتاه مدت) با توجه به ساختار اقتصاد محلي، محدوده كلي توسعه آن، اهداف كمي و ارائه سيماي كلي كالبدي آن است كه در نهايت براي دوره ي دراز مدت اجرا مي شود.

ص 110 طرح تفصيلي : طرح تفصيلي عبارت است از تنظيم و طراحي برنامه هاي مفصل و انجام اين طرح شامل چهار مرحله است ك

1-   بازشناسي

2-   تثبيت برنامه هاي و طرح هاي اجرائي

3-   تعيين و تشخيص اولويت ها

4-   انجام و اجراي محتواي طرح و كاربرد اراضي

اندازه نقشه ها در طرح تفصيلي معمولاً 1:500، 1:1000 ، 1:2000  است. سازمان مسئول طرحهاي جامع و تفصيلي شهر، شركت عمران شهر جديد است كه زير نظر وزارت مسكن و شهر سازي قرار دارد.

ص110 ساختار تشكيلاتي هر شركت عمران شامل چهاربخش است :

1-   تيم برنامه ريزي : اين تيم در شركت عمران از متخصص هاي ذيل تشكيل مي شود: برنامه ريز منطقه اي ، برنامه ريز بهداشت و رايانه و كارشناس محيط زيست، مسن، علوم سياسي و حمل و نقل.

2-   كميسيون مشورتي : اعضاي اين كميسيون را عموماً مردم ناحيه يا داوطلبان علاقمند به پروژه شهر جديد تشكيل مي دهند در مراحل شكل گيري شهر جديد، ساكنان آن نيز مي توانند عضو كميسيون شوند. شركت عمران در مواردي اعضاي اين كميسيون را انتصاب مي كند. اين كميسيون مي تواند در برابر تيم برنامه ريز نقش نظارتي يا واكنشي داشته باشد.

3-   هيأت مديره : اين هيات شامل صاحبان زمين، سرمايه گذاران، نمايندگان ناحيه و نمايندگان  تيم برنامه ريز است و هر گونه تصميمي را براي پروژه ي شهر جديد، بايد تائيد كند. هيات مذكور  وقتي كه شهرداري تاسيس شود منحل مي گردد.

4-   دايره ي ساخت و ساز :هيات مديره اين دايره را منصوب مي كند و طبق تصميم هاي اين هيات، تجهيزات لازم را براي ساخت و ساز شهر جديد دارد. دايره ساخت و ساز پس از تاسيس شهرداري مي تواند براي ادامه ي اجراي برنامه و يا ادراه كردن، مستغلاتي كه متعلق به شركت است باقي بماند.

ص 111 مهم ترين شاخص هاي مكان يابي شهر جديد عبارتنداز : شاخصهاي فيزيكي، اقتصادي- اجتماعي، منابع بالقوه محلي، محيط زيست، سياسي و تهيهي نقشه مبنا.

ص 111 مهم ترين شاخص هاي فيزيكي :

1-   شيب : معمولاً براي احداث شهرها در مطالعات مكان يابي آن ها، شيب تا 15 درصد در نظر گفته مي شود و در شيبهاي بالاي 15 درصد ساخت و سازي انجام نمي شود. زيرا ساخت شهرها در اين شيبها از نظر اقتصادي مقرون به صرفه نيست مناسبترين سيب براي شهر سازي، شيب 5/0 تا 6 درصد  است اما در شيبهاي تا 9 درصد نيز جمعيتهاي مسكوني و تاسيساتي و تجهيزات شهري ساخته مي شود.

2-   قابليت اراضي : اراضي درجه يك، دو و سه نسبتاً براي كشاورزي مناسب هستند و اراضي  درجه چهار به بالا براي احداث شهر انتاب مي شوند. براي درجه بندي اراضي مي توان از منطقه، عكسهاي هوائي و ماهواره اي گرفت سپس آن ها را به نقشه تبديل كرد.

3-   دسترسي مناسب به منابع آب: از آن جا كه توسعه شهري بدون وجود منابع آب كافي امكانپذير نيست. جاهائي كه منابع آب مناسب دارند را اراضي مساعد براي توسعه شهر مي شناسند در انتخاب مكان شهر بايد عامل حجم آبهاي سطحي و زير زميني نيز توجه داشت.

W=P(x+y)

W:كل آب استحصال شدني ناحيه يا شهر (به استثناي مصارف فضاي سبز)

P: (حداكثر جمعيت كه مي توانند در شهر جديد سان شوند)

X :مصرف سرانه شهري

Y:مصرف سرانه صنعتي جمعيت شهر در هر الگوي صنعت.

4-   آسيب پذيري : وضعيت مكان شهر را از نظر زلزله، گسل، آتشفشان، لغزش زمين، سيل و غيره بايد به طور دقيق مورد بررسي همه جانبه قرار داد ونيز نقشه هاي آسيب پذيري ناحيه را ترسيم نمود تا بتوان با توجه به شدت و ضعف درجه آسيب ، استحكام مناسبي براي ساخت و سازها در نظر گرفت.

5-   دسترسي : معمولاً سه نوع در يك سهر وجود دارد: دسترسي زير زميني براي تجهيزات عمومي و زير بنائي ، دسترسي روي زميني براي وسايط موتوري، آبي و راه آهن و بالاخره  دسترسي در فضا براي هواپيما و هليكوپتر. بيش تر عواملي كه موقعيت اين سه سطح را تعيين مي كنند به توپوگرافي يعني وضعيت خاك يا زمين (توان زمين براي تحمل حمل و نقل زميني) و وضعيت ژئولوژيكي (توانايي خاك براي تحمل ساختمانهاي زير زميني با در نظر گرفتن با درنظر گرفتن گسلها، لغزشها و شستها) مربوط مي شود همچنين حركت در بالاي زمين به وضعيت هوا بستگي دارد.

امكانات دسترسي به مكان شهر جديد، تعيين كننده ميزان تقاضاي مسكن در آن است. از آن جا كه شهركهاي جديد در نواحي دور دست احداث مي شوند اگر امكانات دسترسي كافي نداشته  باند براي تهيه كارگر و كالا در سالهاي اوليه مشكلاتي خواند داشت.

ص 115 شاخصهاي اجتماعي – اقتصادي :

اندازه شهر جديد پيشنهادي بر انتخاب محل، اثر مستقيم دارد، زيرا بر اين اساس مجري طرح مي تواند ميزان جمعيت را مشخص كند. همچنين قيمت مين در توسعه شهر جديد اثر مي گذارد و عواملي مانند تقاضاي زياد، مجاورت زمين با شاهراه ها و شبكه هاي ارتباطي و همچنين  دسترسي به آن ها باعث افزايش آن مي شود؛ بنابراين براي شهرهاي جديد بخصوص شهرهاي جديد سرريز كه به طور معمول در ناحيه شهري شهرهاي بزرگ مكان يابي مي شوند ميزان فاصله اهميت بسياري دارد.

ص 116 در تعيين مكان شهرهاي جديدي كه شركتهاي خصوصي احداث مي كنند بازاريابي مسكن عامل اصلي است كه آن هم بيشتر تحت تاثير مجاورت با شهرهاي بزرگ مي باشد.

 قيمت  مصالح ساختماني : كمبود مصالح بومي يا كمبود سيستم مناسب حمل و نقل عوامل بازدارنده در ايجاد شهر جديد در مكاني هستند.به طور كلي براي انتخاب مكان شهر جديد، بايد راهبرد كلي توسعه ناحيه اي را در نظر گرفت و در تمام جنه هاي توسعه براي جلوگيري از هئر رفتن پول، وقت و انرژي به آن توجه كرد.

ص 116 شاخص هاي محيط زيست : مكان  شهر جديد بايد امكان توسعه گوناگوني مناظر طبيعي و فضاي سبز را براي غني سازي شكل زندگي داشته باشد. همچنين چگونگي استفاده از آب و گياه در طراحي شهر مهم است و مي توان با استفاده از گياهان به زيبائي هاي محيط مصنوعي و طبيعي افزود و چشم اندازهاي متفاوتي ايجاد كرد. اين تفاوت باعث متمايز شدن يك محل از اطراف خود خواهد شد، بر اين اساس شهرهاي جديد امروزي با كمربندهاي سبز كه تركيبي از محيط روستائي شهري است طراحي شده اند (انگلستان) توجه به مسائلي چون برگشت هواي آلوده به سطح زمين (اينورژن) بخصوص اگر با آلودگيهاي صنعتي و موانع توپوگرافي همراه باشد، از تهويه جلوگيري مي كند و وضع نامطلوبي  را به وجود مي آورد، وجود نداشتن مرداب و محل دفن زابله در نزديكي هر شهر جديد و سرانجام وضعيت آب و هوائي آن مهم است. در بررسي وضعيت آب و هوائي بايئ توجه به جهت نورگيري آفتاب، ميزان بارندگي ، در جه حرارات و غيره داشت. به طور كلي توسعه نبايد باعث فرسايش خاك شود، گياهان و حيوانات را از بين ببرد يا گونه هاي جانوران غير بومي را به وجود آورد، تپه ها را بخراشد، آب و هوا  را آلوده سازد و مواد سمي را وارد محيط كند، به سخن ديگر توسعه بايد با حداقل اسيب به محيط زيست انجام شود.

ص 117 شاخص هاي تهيه نقشه مبنا : عكس هاي هوائي از هر مكاني بهترين منبع براي تهيه نقشه هستند كه از آنها مي توان كمك گرفت. نقشه مبناي ناحيه بايد جزئيات بالقوه تمام محدوده را به شعاعي بين پنج  تا پانزده كيلومتر نشان دهد، مقياس آن بايد حدود 1:1000  و فواصل خطوط منحني ميزان نيز بايد بين سه تا شش متر باشد. روي اين نقشه بايد موارد زير نشان داده شود:

1-   چگونگي گستردگي كليه آبهاي سطحي (رودها) و زهكشيها.

2-   تمام عوارض توپوگرافي و خطوط منحني ميزان

3-    تمام خطوط حمل و نقل ، سيستمهاي ارتباطي و زير بنائي

4-   كليه خطوط محدوده هاي سياسي و اداري

5-   كليه آثار آماري و خطوط نواحي رفت و آمد ماشينها

6-   كليه ساختمانهاي موجود و كاربري آنرا

7-   تمام نواحي جنگلي يا كشتزارها

8-   اسامي كليه نواحي و نقاط

جمعيتي نقشه مبنا براي محدوده شهر و زيمنهاي مجاور آن بايد پس از انتخاب نهائي مكان شهر جديد تهيه شود. اين نقشه  براي احداث و طرح جامع شهر جديد لازم است و بايد داراي مقياس 1:500 با خطوط ميزاني نزديك به 5/1 متر باشد اين نقشه شامل موارد زير است:

1-   تمام اجزائي كه درنقشه مبني ناحيه وجود دارد

2-   تمام عوارض توپوگرافي و خطوط منحني ميزان با فصله /1 متر

3-   تمام قطعات چهار گوش و شماره هاي آنها

4-   تمام عوارض فيزيكي منحصر به فرد سامل معادن، غارها، تونلها، نقاط جمع، پرتگاهها و فرو فتگيها.

ص 119  چهار چوب برنامه ريزي شهرهاي جديد : مهم ترين مسائل برنامه ريزي شهر جديد عباتنداز :

1-   پيش بيني جمعيت و اشتغال

2-   برنامه ريزي گروههاي اجتماعي  الگوي همجواري

3-   برنامه ريزي مسكن و خدمات

4-   برنامه يزي كاربري زمين

5-   برنامه ريزي تقسيمات كالبدي

6-   برنامه ريزي حمل و نقل و تاسيسات زير بنائي

7-   پيش بيني ميزان هزينه و چگونگي سرمايه گذاري

8-   برنامه ريزي پدافند

9-   مطالعات طراحي

10-      برنامه ريزي مديريت شهري.

ص 119 پيش بيني جمعيت و اشتغال : پيش بيني جمعيت و اشتغال در شهرهاي جديد معمولاً در چهارچوب اهداف كلي و در مقياس برنامه ريزي آمايش سرزمين و ناحيه انجام مي شود. در شهره ي جديد رسيدن به هدفهاي جمعيتي و اشتغال همواره لازم و ملزوم يكيدگرند؛ زيرا براي جذب جمعيت نياز به ايجاد اشتغال است و نيز ايجاد فعاليت هاي اقتصادي به جمعيت مشخصي نياز دارد. بنابراين در مراحل اوليه ايجاد شهر نياز به كمكهاي دولت بيش تر احساس مي شود.

هم چنين سياستهاوي كه در اين مرحله اتخاذ مي گردد براي ادامه حيات شهر سرنوشت ساز خواهد بود؛ زيرا زماني  شهر جديد مي تواند به طور متعدل به حيات خود ادامه دهد كه به جمعيت مناسبي برسد. پيش بيني جمعيت معمولاً در شهرهاي جديد كه پايه جمعيتي ندارند براساس برآوردهاي احتمالي و به روشهاي تركيبي انجام مي شود كه استفاده از نرم افزار هاي پيشرفته رايانه اي (نمونهPAS، Louts،people) اين پيش بيني را تسهيل مي مند. بهترين راه پيش بيني هاي جمعيتي و شاخصهاي مربوطه در گروههاي سني و جنسي به فاصله پنج سال به پنج سال است.

ص 123 برنامه ريزي اجتماعي و الگوي همجواري: پس از تعيين راهبردهاي اجتماعي بايد قشر بندي اجتماعي را تعيين كرد. براي اين منظور مي توان ابتدا گروهبندي اجتماعي مادر شهر و تغييرات آن در طي سهدهه برسي كرد سپس با توجه اين گروهبندي و تعداد جمعيتي كه از مادر شهر در شهر جديد اسكان مي يابند و نيز گروههائي كه از نواحي ديگر (ناحيه شهري، استان و خارج از استان) براي اشتغال و اسكان در شهر جديد مستقر مي شوند، قشر بندي اجتماعي را مشخص كرد. امروزه سه عامل شغل، تحصيلات و درآمد پايگاه اجتماعي افراد را مشخص مي كند كه مي توان با روشهاي يادشده به انضمام بررسي پرونده هاي متقاضيان مسكن، به اين تركيب اجتماعي دست يافت و اين تركيب بايد با حفظ هويت ايجتماعي و پايگاه افاد در واحد هاي همسايگي در محلات باشد. سطوح موردنياز مسكوني گروههاي اجتماعي در سه الگوي تراكم كم متراكم متوسط و تراكم بالا است كه سرانه زمين مسكوني حدود 28 مترمربع، تراكم مسكوني كل حدود 350 نفر در هكتار و تراكم ناخالص كل حدود 122 نفر در هكتار را در بر مي گيرد.

ص 124 برنامه ريزي مسكن : به طور كلي سياستهاي عمده اي كه در اين زمينه اتخاذ مي شوند عبارتند از :

1-   آماده سازي زمين براي اقشار كم در آمد و متوسط

2-   احداث واحدهاي مسكوني متنوع براي گروه هاي مختلف درآمدي و ابعاد متفاوت خانوارها

3-   ايجاد صندوق هاي مختلف وام  تسهيلات وام مسكن

4-   تشويق و ايجاد زمينه براي خنثي شدن مسكن و توليد مصالح

5-   تحقيق درباره مصالح و روشهاي ساخت مسكن بومي

6-   تشويق بخش خصوصي براي سرمايه گذاري در امر مسكن

7-   نظارت بر ساخت و ساز بهش خصوصي

8-   تامين كمكهاي فني

ص 125 برنامه ريزي كاربري زمين : منظور از نظام كاربري زمين، مشخص كردن نوع مصرف زمين در شهر جديد، هدايت ساماندهي فضاي شهر، تعيين ساختها و چگونگي انطباق آنها با يكديگر و با سيستمهاي شهري است. مساله نزديكي ساخت مسكوني و ساختهاي اشتغال و خدمات به يكديگر در نظام برنامه ريزي كاربري زمين است، زيرا توزيع متعادل و بهينه خدمات و محل اشتغال در شهر، موجب كاهش و رفت و آمد و سفرهاي كار و خدمات مي شود. همچنين همجواريهاي منطقي و مطلوب موجب فعالتر شدن محيط شهري و جلوگيري از ناامنيهاي اجتماعي و يا وجود فضاهاي بي روح و بدون استفاده در ساعات طولاني در روز مي گردد. به طور كلي توزيع كاربريها در شهر جديد براساس داده هاي مطالعات جمعيت و اشتغال از يك سو و تقسيمات درون شهري از سوي ديگر انجام مي شود.

ص 127 فرايند تديون كاربري اراضي شهر جديد در ايران طي سه مرحله انجام مي شود.

در مرحله اول دو دسته مطالعات پايه انجام مي شود.

1-   مطالعات راهبردي و ميداني كاربري اراضي در سطح شهرهاي كشور و ناحيه و شهرهاي جديد دنيا، كه با تلفيق و جمعبندي اين مطالعات، الگوي اوليه كاربري اراضي شهر جديد حاصل مي شود.

2-   مطالعاتي براي مشخص كردن جايگاه منطقي شهر جديد در ناحيه از نظر سلسله مراتب عملكردي، خدماتي، كاركرد و تعيين راهبردهاي جمعيتي اقتصادي وكالبدي كه با جمعبندي مطالعات راهبردي و طرحهاي تجديد نظر احتمالي انجام مي شود.

در مرحله دوم با مشخص شدن جايگاه منطقي شهر جديد در ناحيه و نيز راهبردهاي نهائي آن تقسيمات كالبدي شهر جديد ارائه مي شود و براساس اين تقسيمات كالبدي، به طور مشخص كاربريهاي خدماتي در سطح هر يك از سطوح تقسيمات كالبدي از محله تا شهر ارائه مي گردد. ميزان سرانه كاربري اراضي بخش مسكن شهر جديد با شناخت ويژگي هاي اجتماعي- اقتصادي ساكنان آيند و مطالعه الگوي مسكن در ناحيه راهبردي تدوين و ارائه مي شود. در اين مطالعه كوشش خواهد شد تا الگوي مسكن پيشنهادي براي شهر جديد بتواند در بازار مسكن ناحيه راهبردي رقابت كند.

در مرحله سوم با تلفيق كاربري اراضي حاصل از مطالعات مرحله دوم با توجه به وضع موجود كاربري اراضي در سطح شهرهاي ناحيه ايران، كاربري نهائي شهر جديد مشخص و ارائه مي شود. دوره هاي برنامه ريزي معمولاً 25 ساله است كه در پنج دوره پنجساله مي توان كاربريها را محاسبه كرد.

ص 129 برنامه ريزي تقسيمات كالبدي : يك شهر جديد از لحاظ تقسيمات كالبدي از سطوح زير تشكيل مي شود : 

1-   واحد همسايگي متشكل از 500-550 واحد مسكوني

2-   محله متشكل از 4-3 واحد همسايگي با 2500-1700 واحد مسكوني و جمعيتي بين 7 تا 9 هار نفر

3-   ناحيه متشكل از 4- محله با جمعيتي قريب 25 تا 30 هزار نفر

4-   شهر متشكل از 3 ناحيه با جمعيت حدود 80 هزار نفر

خدمات موردنياز شهر براساس موقعيت استقرار انها در زير تقسيمات فضائي شهر جديد به شرح زير خواهد بود :

1-   خدمات واحد همسايگي : اين دسته از خدمات شامل خدمات گذارن اوقات فراغت كودكان است كه فضاي سبز و بازي آنان را در بر مي گيرد.

2-   خدمات محله اي اين دسته از خدمات شامل خرده فروشي در حد خريدهاي روزانه، دبستان و پارك و محله خواهد بود. شعاع دسترسي به اين خدمات حداكثر 500 متر است و اهالي براي دستيابي به آن از دسترسي پياده استفاده مي كنند.

3-   خدمات ناحيه اي. اين دسته از خدمات شامل خدمات تجاري در حد رفع نيازهاي هفتگي و نيز خدمات گذران اوقات فراغت بزرگسالان است. براي دستيابي به اين خدمات با دسترسي پياده به شعاع 2500 متر و كمتر امكانپذير است.

4-   خدمات مركز شهر. اين دسته از خدمات شامل خدمات تجاري در حد رفه نيازهاي فصلي وسالانه شهروندان و نيز خدمات درماني، اموزشي سطح يك دبيرستان اداري و تفريحي است و دستيابي به اين خدمات با دسترسي سواره امكانپذير مي باشد.

5-   خدمات لبه شهر. اين دسته از خدمات مجموعه خدماتي را در برمي گيرد كه در سطح شهر و مناطق همجوار آن عملكرد خاصي دارد يا اينكه استقرار آن ها در مراكز شهر از نظر عملكرد شهري اختلال ايجاد مي كند، از اين رو در لبه شهر مستقر خواهد شد، مانند پاركهاي بزرگترمينالها، كشتارگاهها و غيره.

الف) آنكه عملكردي در مقياس شهر و فراشهري دارند.

ب) استقرار آنها در كنار بافتهاي مسكوني موجب خسارت و سلب آسايش و امنيت شهروندان خواهد شد، مانند استقرار مراكز سوخت رساني، پادگانهاي نظامي، گورستان و غيره.

برنامه ريزي حمل و نقل و تاسيسات زير بنائي ص 131

شهرهاي جديد در كاهش مشكلات حمل و نقل مادر شهر و شهرهاي بزرگ نقش عمده اي به عهده دارند.

در برنامه ريزي حمل و نقل اين شهرها، نوع وسيله نقليه بايد با توجه به اندازه شهر، وضعيت كالبدي آن، حفظ محيط زيست و صرفه جوئي زيرساختها تعيين شود، مثلاً براي جابه جائي در شهرهاي جديد با جمعيتي بين 200 تا 500 هزار نفر از اتوبوس و در شهرهائي با جمعيت بيش تز از قطارهاي سبك روي زمين استفاده مي شود. انواع وسايل حمل و نقل همگاني عبارتند از :

1) قطار سريع السير شهري (مترو) و قطار حومه شهري

2) قطار سبك شهري

3) اتوبوس شهري

4) اتوبوس خودكار

5) پياده روي متحرك

در كشورهاي مختلف اين وسايل با توجه به عملكرد آن ها، ميزان هزينه ها، زمان سفر، مصرف انرژي، چگونگي تاثير بر محيط زيست و ظرفيت آنها بررسي و انتخاب مي شوند. همچنين مطالعات گسترده اي براي احداث تاسيسات زير بنائي ديگر، مانند آب، فاضلاب، برق، گرما و سرما نيز بايد انجام شود. مثلاً در انتخاب محل تصفيه خانه فاضلاب بايد رعايت فاصله از نواحي مسكوني، جهت بادهاي غالب، راههاي دسترسي، وجود اراضي كافي براي توسعه ثقلي فاضلاب به حمل تصفيه خانه، دسترسي به آبهاي پذيره براي تخليه پساب انجام شود.

ص 133 پيش بيني ميزان هزينه و چگونگي سرمايه گذاري :

مهم ترين منبع سرمايه، زمين شهر جديد است كه مجري احداث شهر از آن استفاده مي كند، از اين رو واگذاري معقول زمين و چگونگي ارزش افزوده آن مهم است. در بسياري از شهرهاي جديد جهان قسمتهاي مرغوب زمين براي شركت عمران جديد به عنوان سرمايه حفظ مي شود. در واقع شركتهاي عمران شهرهاي جديد، بنگاههائي اقتصادي هستند كه توليد اصلي آنها زمين است، ولي بايد محصول خود را پس از در نظر گرفتن اهداف ملي، ناحيه اي، اجتماعي و زيست محيطي به گونه اي قيمت گذاري كنند كه به كمك بلاعوض دولت نياز داشته باشند.

ص 133 برآورد حجم سرمايه گذاري عمراني شامل چند كرحله است.

1- در اين مرحله ابتدا جمعيت شهر در گزينه هاي مختلف تا سال بهره وري كه معمولاً 25 ساله است، به فاصله 5 سال به 5 سال بررسي و نتيجه در جدولي آورده مي شود.

2- در اين مرحله حدود كلي سرانه ها و تراكم هاي پيشنهادي شهر جديد تهيه مي گردد. تراكم ها شامل مسكوني، تجاري، خدماتي، آموزشي، بهداشتي- درماني، اداري و انتظامي، كارگاهي، توريستي و تفريحي، فرهنگي، مذهبي، فضاي سبز، ورزشي، صنايع، حمل و نقل و انبار است براي تعيين سرانه ها و تراكم ها، سرانه هاي پيشنهادي و درصد كاربري به سرانه كل محاسبه مي شود. همچنين در اين مرحله تراكم خالص، تراكم ناخالص و ميزان كل مساحت شهر به هكتار در جداولي مشخص مي شود.

3- در اين مرحله برنامه زماني اجراي عمليات احداث شهر جديد، يعني درصدهاي جمعيت قابل استقرار، انبيه مسكوني و عمومي، پاركها و فضاي سبز، آماده سازي زمين، تاسيسات زير بنائي و كارگاه هاي شهري در هر دوره مشخص مي گردد.

4- در اين مرحله درصد و سطح كل انواع كاربريهائي كه در هر مرحله بايد ساخته شود و نيز مساحت هر كاربري به هكتار يا متر مربع مشخص مي شود. اعداد به دست آمده بايد در پنج جدول كه سطوح زير بناي شهر جديد را د رهر مرحله پنج ساله مشخص مي كند وارد شود.

5- اين مرحله برآورد قيمت هاست. در اين مرحله هزينه ساخت و ساز هر كاربري به قيمت پايه (معمولاً سال شروع ساخت و ساز) مشخص مي شود، مانند معابر درون شهري ، هزينه هاي اجرائي و تاسيسات زير بنائي و غيره. معمولاً هزينه هاي اجرائي تاسيسات زير بنائي (آب، برق ، گاز و فاضلاب) در دوره هاي پنجساله از نظر تامين و انتقال، توزيع، شبكه،تصفيه خانه و آبهاي سطحي قابل بررسي است.

6- اين مرحله شامل تعيين چگونگي تامين منابع مالي و هزينه هاي شهر جديد از طريق بخش عمومي (دولت) و بخش خصوصي (مردم و يا مشاركت بانگها) است.

ص 135 پدافند عامل، به كارگيري اقدامات آفندي و پاتك براي بازداشتن دشمن از دسترسي به منطقه با نيروي پدافند است و پدافند غير عامل، به كار بردن روشهائي است كه از اثار زيانهاي ناشي از اقدامات دشمن بكاهد يا آن را به حداقل برساند.

ص 135 تاسيسات و نهادهائي كه از ديد پدافند بررسي مي شود عبارتند است از :

پنگاهگاه، بيمارستان، انبار هاي سوخت، انبارهاي آب، جايگاه فروش فرآورده هاي نفتي (پمپ بنزين)، آتش نشاني، نيروي انتظامي، سازمان پدافند شهري.

ص 138 مطالعات طراحي

الف) معيارهاي محيطي :

1-   رعايت ويژگي هاي اقليمي و استقرار كاربريها و روابط آنها با يكديگر

2-   توجه به توپوگرافي و ويژگي هاي آن در استقرار كاربريها

3-   تحليل شيب اراضي و استقرار كاربريهاي همساز با آن

4-   بهره گيري از ديد و منظر در استقرار كاربريها

ب)معيارهاي منتج از عوامل اجتماعي و اقتصادي :

1- فراهم آوردن زمينه رشد و توسعه شهر جديد در هر مرحله ، زيرا ممكن است. مرحله اي از احداث شهر جديد به طور كامل انجام نشود.

2- رعايت سلسله مراتب دسترسي

3- رعايت تقسيمات كالبدي و سلسله مراتب توزيع خدمات محله اي در بخش طراحي

4- ايجاد تنوع در بافت شهر جديد

5- اقتصادي بودن طرح

ص 138 در طراحي شهرهاي جديد علاوه بر مسائل فوق چهر گروه، معيارهاي ديگر را نيز بايد در نظر گرفت:

الف) معيارهاي برنامه ريزي و طراحي :

1)   معيارهاي كلي برنامه ريزي و طراحي موارد انعطاف پذير در كالبد شهر

2)   پيش بيني توانائي رشد و توسعه شهر نيز پيش بيني و طراحي تقسيمات با توانائيهاي متوازن و همگون از نظر وسعت

3)   طراحي چگونگي توزيع خدمات در سطح شهر به شكل توازن

4)   طراحي شهر به گونه اي كه هر مرحله از توسعه از نظر ساختار و عناصر لازم شكلي كامل داشته باشد.

5)   در نظر گرفتن امكان رشد همزمان فعاليتهاي پايه شهر در طراحي

ب) نتايج ارزيابي الگوهاي كلاسيك شهري: مشابه ارزيابي اقتصادي – اجتماعي الگوهاي كلاسيك شهري، ارزيابي نيز از ديدگاه شهرسازي انجام مي شود و معمولاً اين نتيجه را به دست مي دهد كه شهرهائي با الگوي توزيع متوازن خدمات شهري، هماهنگي بيش تري با اهداف طراحي دارند و بين مناطق شهر تفاوت كمتر است. به علاوه اختلاف در هر منطقه سلسله مراتب منطقي دارد كه با اهداف جذب اقشار اجتماعي، مراحل توسعه كامل بودن شهر در هر مرحله تطابق بيش تري دارد. چگونگي توسع مي تواند پيوسته و يا غير پيوسته باشد.

در الگوي پيوسته، شهر مي تواند به شكل محور خطي، دو محور موازي يا سه محوري توسعه پيدا كند و تمركز آن به شكل متمركز ، متداخل و پراكنده است. در توسعه غير پيوسته شهري مي تواند به شكل دو قطبي با لگوهاي متمركز متداخل توسعه يابد.

ج) عناصر تعيين كننده مساحت شهر

1-   شبكه راههاي اصلي شهر‌(شطرنجي، شعاعي، گسترده و غيره)

2-   تقسيمات شهري (محله، ناحيه، منطقه و شهر)

3-   شكل مركز شهر (محورخدماتي با دو هسته متمركز و غيره)

4-   چگونگي و مراحل توسعه و مرحله بندي (خطي، دايره اي، مربعي و غيره)

5-   چگونگي ارتباط شهر با محيط اطراف

6-   فضاي سبز كاربريها (مرزبندي شهر به شكل لبه هاي مشخص با حريمهاي سبز، اراضي كشاورزي، آبها و غيره، ناحيه خدمات رساني روستائي و ناحيه خدماتي فراشهري.

7-   چگونگي توزيع تراكم در سطح شهر ( تراكم كم و متوسط در محلات اصلي شهر، تراكم متوسط در مراكز نواحي شهري و تراكم زياد در محدوده مرز شهر).

د )الگوي پايه طرح جامع پس از تعيين هر يك از عناصر ساختاري شهر، الگوي پايه طرح جامع شهر جديد تهيه مي شود. در طراحي شهر جديد بخشي از اهداف تعيين شده آن در ارتباط با محيط اطراف شهر و محدوده راهبردي آن است، از اين رو براي زمينه سازي در جهت تحقيق اين اهداف پيشنهاد هائي به اين شرح بيان مي شود.

- ايجاد نوار سبز حفاظتي در حاشيه شهر براي جلوگيري از آلودگي و تلطيف هواي شهر

- تقويت پوشش گياهي در اطراف شهر جديد

- ايجاد مزارع نمونه آموزشي

- مكان يابي گورستان، تصفيه خانه فاضلاب و مخازن سوخت در خارج از شهر جديد.

- تدوين ضوابط تفكيك آنها

- تدوين ضوابط براي چگونگي استفاده از زمين حوزه استحفاظي و نيز كنترل ساخت و سازها

- مقررات تفكيك اراضي مسكوني،تجاري، آموزشي، مذهبي، فرهنگي، پذيرائي، جهانگردي، درماني، تفريحي و اجتماعي، ورزشي و فضاي سبز.

ص 141 برنامه ريزي مديريت شهر جديد

مديريت شهر جديد شامل سازماندهي كلي شهر در مراحل مختلف برنامه ريزي، ساخت و اداره شهر پس از شكل گيري است كه بايد موارد زير را در راس اهداف خود قرار دهد :

- حداكثر مشاركت شهروندان در توسعه واداره شهر

- تامين استاندارد بالائي از خدمات اجتماعي و زير ساختها

- دسترسي متعادل همه شهروندان به تسهيلات شهري

- حفظ و هدايت نظام كاربري زمين براي حفظ منافع عمومي و حقوقي شهروندان

- توسعه و ارتقاي محيط طبيعي و تامين محيط مناسب اجتماعي

- تامين فرصتهاي مناسب اشتغال و سكونت شهروندان

ص 143 شركت عمران شهرهاي جديد شركتي است دولتي، وابسته به وزارت مسكن و شهرسازيو از نوع سهامي مدت نامحدود وظايف قانوني تفويض شده به اين شركت به شرح زير مي باشد.

- مديريت تهيه طرحهاي شهرسازي و معماري

- آماده سازي و ساير اقدامات اجرائي ساختماني لازم براي ايجاد شهرهاي جديد با خريداري و تملك طبق مقررات و قوانين جاري برحسب مورد.

- حفظ حقوق و اعمال مالكيت دولت نسبت به اراضي متعلق به دولت در محدوده هاي شهرهاي جديد

- مديريت عمليات اماده سازي و احداث بنا و تاسيسات شهر و خدماتي ، توليدي و تجاري در شهر جديد.

- مديريت بهره برداري و اداره تاسيسات ايجاد شده تا زمان تصدي سازمان هاي ذي ربط

- انواع مشاركت با اشخاص حقيق و حقوقي و تحصيل وام از موسسات اعتباري و پولي و سيستم بانكي

- عقد قرارداد براي استفاده از خدمات موسسات شركتهاي مشورتي خارجي با رعايت ضوابط و مقررات

- صدور مجوزها و ضوابط اعمال و استانداردهاي احداث و ايجاد تاسيسات وابسته به شهرهاي جديد براساس مقررات وزارت مسكن و شهرسازي

- مديريت فروش و نقل و املاك واحدهاي مسكوني و صنعتي، كارگاهي، تجاري ، خدمات و غيره طبق دستورالعمل هاي وزارت مسكن و شهرسازي

- اجراي ساير موارد ارجاعي و يا تفويض از طرف وزارت مسكن و شهرسازي براساس ضوابط موشوع اين شركت.

نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی کارشناس برنامه ریزی شهری

اراضی

برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري

مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

 

 

 

 

 

 

 

تعريف: برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري، ساماندهي مکاني و فضايي فعاليت‌ها و عملکردهاي شهري بر اساس خواستها و نيازهاي جامعه شهري است و هسته اصلي برنامه‌ريزي شهري را تشکيل مي‌دهد. به عبارت ديگر برنامه‌ريزي کاربري اراضي، علم تقسيم زمين و مکان براي کاربردها و مصارف مختلف زندگي است که به منظور استفاده موثر از زمين و انتظام فضايي مناسب و کارا صورت مي‌گيرد. در اين برنامه‌ريزي تلاش مي‌شود که الگوهاي اراضي شهري به صورت علمي مشخص شود و مکانيابي فعاليت‌هاي مختلف در شهر در انطباق و هماهنگي با يکديگر و سيستم‌هاي شهري قرار گيرد. تعاريف فوق را مي‌توان چنين خلاصه کرد:


برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري، مجموعه‌اي از فعاليت‌هاي هدفمند است که محيط مصنوع را سامان مي‌بخشد و در حد مقدور خواسته‌ها و نيازهاي جوامع شهري را در استفاده از اراضي فراهم مي‌آورد. (ص3)


 


اهداف برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري


 پس از شناسايي مسائل و مشکلات، تعيين اهداف بر اساس فرصتها و تهديدها مهمترين گام در برنامه‌ريزي است. در برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري اهداف به دو دسته تقسيم مي‌شود: کلان و خرد.


الف) اهداف کلان: اهداف ايده‌آل و مطلوب بلند مدت، کيفي و مبهمب هستند که ار ارزشها و آمال جامعه نشات مي‌گيرند. بر يان اساس، اهداف کلان در برنامه‌ريزي کاربري اراضي شامل موارد جدول زير است.


 




















نوع اهداف


موارد عمده


1. اهداف زيست محيطي


پيشگيري از تخريب زمين، حفظ پيوند شهر و طبيعت، توسعه منابع، حفظ منابع تاريخي و فرهنگي، گسترش فضاي سبز، مکانيابي صنايع و خدمات مزاحم، ايمني از سوانح


2. اهداف اقتصادي


استفاده بهينه از زمين، پيشگيري از سوداگري زمين، تعديل حقوق مالکيت، استفاده از اضافه ارزش زمين در جهت منافع عمومي


3. اهداف اجتماعي


کاهش نابرابري در استفاده از زمين، افزايش تسهيلات و خدمات عمومي، گسترش فضاهاي جمعي، بهسازي بافت‌هاي قديمي، زيباسازي محيط شهري، تقويت هويت محله‌اي، اعتلاي کيفيت کاربري‌ها و غيره


4. اهداف کالبدي-فضايي


توزيع متعادل کاربري‌ها، پيشگيري از تداخل کاربري‌هاي ناسازگار، حفظ تناسب در توسعه عمودي و افقي، تشويق تنوع و اختلاط کاربري‌ها، حفظ تناسب ميان توده‌ و فضا، تدوين استانداردهاي مناسب کاربري و غيره


 


ب) اهداف خرد يا ويژه: اين اهداف وسيله‌اي براي دستيابي به اهداف کلان و نقطه‌اي است که براي دستيابي به آن کوشش‌هاي برنامه‌ريزي شکل مي‌گيرد. اهداف خرد يا ويژه در برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري عبارتند از:


1. کارايي: اين هدف از طريق تشخيص مناسب‌ترين نوع استفاده از يک قطعه زمين، که بيشترين فايده را با کمترين هزينه به دست مي‌دهد، حاصل مي‌شود و به واسطه همين امر توسعه شهر به صورت منطقي و با رد نظر گرفتن رفاه عمومي صورت مي‌گيرد و سلامتي مردم نيز تضمين مي‌شود و با مکانيابي منابع آلوده ساز در خارج از منطقه شهري از آثار آلودگي‌هاي مختلف شهري و کانون‌هاي آلوده‌ساز جلوگيري مي‌گردد.


2. برابري: هدف برنامه‌ريزي کاربري زمين از برابري اين است که با کاربري صحيح و برنامه‌ريزي شده، دسترسي تمامي گروه‌ها را به تسهيلات مورد نياز و همچنين توزيع منافع حاصل از آنها را بطور برابر و متوازن براي گروه‌هاي مختلف جمعيت شهري فراهم آورد.


3. پايداري: پايداري در کاربري اراضي به اين معني است که از امکانات و توان بالقوه هر قطعه زمين چنان بهره‌گيري شود که اين توان نه تنها کاهش نيابد و از بين نرود، به طور مداوم بر ظرفيت و ايستايي آن افزوده گردد.


4. رفاه عمومي: يکي از عوامل مهم و موثر در تعيين اهداف برنامه‌ريزي کاربري اراضي شهري، ملاحظات رفاه عمومي است. عوامل تعيين کننده رفاه عمومي عبارتند از: الف)تندرستي، ب) ايمني، ج) آسايش د) امنيت.


در تامين تندرستي و ايمني جامعه به اين نکات توجه مي‌شود:


الف) در نظر گرفتن تمهيداتي در برابر بيماريهاي مسري و حفاظت مراکز بهداشتي


ب) برخورداري از روشنايي مناسب و تابش خورشيد و حفظ زيبايي متعادل


ج) محاظت در برابر آلودگي (آلودگي آب و هوا، صدا و غيره)


د) ايجاد فرصتهايي براي زندگي خانوادگي


عوامل تعيين کننده ديگر مانند آسايش و راحتي، بيانگر دسترسي آسان ساکنان به خدمات و امکانات شهري است. هدف سازگاري و امنيت نيز با جنبه‌هاي ادراکي محيط شهري يا دلپذير بودن محيط شهري با کار و زندگي و اوقات فراغت و تلاش براي رفع مخاطرات محيط طبيعي و مصنوع در مکان گزيني فعاليت‌هاي مختلف ارتباط دارد. (ص 4)


اراضی

خبر  

تدوين نخستين بانك اطلاعاتي كاربري اراضي شهري

اين طرح ابتدا در ناحيه يك منطقه شش تهران اجرا مي‌شود، كه از شمال بلوار كريم‌خان زند، از شرق خيابان شهيد مفتح، از جنوب خيابان انقلاب و از غرب، خيابان فلسطين را در بر مي‌گيرد. پس از آن اين طرح براي ساير مناطق تهران تدوين خواهد شد


 

 

 

 

 


 
نبود اطلاعات مدون از كاربري زمين‌ هاي شهري در تهران همواره روند برنامه‌ريزي‌هاي شهري را با بحران مواجه كرده است و در اين ميان كاربري‌هاي فرهنگي به نفع كاربري‌هاي تجاري قرباني شده‌اند. مسئولان و برنامه‌ريزان تهران در اقدامي كارشناسي در حال تدوين نخستين بانك اطلاعاتي تعيين كاربري اراضي شهري هستند تا از ادامه تغيير كاربري زمين‌هاي تهران در فرآيندي ناشناخته و حساب‌ نشده جلوگيري كنند.
مهندس «مهدي پورپيكري» مسئول تدوين اين بانك اطلاعاتي گفت: «با تدوين اين بانك، مجموعه اطلاعات موجود از نوع كاربري زمين در تهران مدون شده و چشم‌اندازي روشن‌تر از وضعيت پايتخت را ترسيم مي‌كند.»
وي افزود: «اجراي اين طرح موجب بازگشت هويت اجتماعي و فرهنگي به شهر شده و امكان تهيه طرح‌هاي شهرسازي منطبق با استانداردهاي جهاني را فراهم مي‌كند.»
به گفته پورپيكري مراحل مطالعاتي اين طرح از اسفند 83، به پيشنهاد شركت پردازش شهرداري تهران و از سوي قطب علمي شهرسازي دانشگاه تهران آغاز شده است. اين طرح ابتدا در ناحيه يك منطقه شش تهران اجرا مي‌شود، كه از شمال بلوار كريم‌خان زند، از شرق خيابان شهيد مفتح، از جنوب خيابان انقلاب و از غرب، خيابان فلسطين را در بر مي‌گيرد. پس از آن اين طرح براي ساير مناطق تهران تدوين خواهد شد.
همچنين علي طيبي، از ديگر كارشناسان طرح بانك اطلاعاتي اراضي شهري، گفت: «اين طرح، از پروژه جهاني Land Base Classification Standard) LBCS) انجمن برنامه‌ريزان آمريكا الگوبرداري شده است و در حال حاضر در مرحله ساخت است.»
وي بومي كردن مفاهيم اين طرح را حائز اهميت دانست و افزود: «با توجه به تفاوت‌هاي فرهنگي و اجتماعي زندگي ايراني و آمريكايي، جايگزين مفاهيم بومي به جاي مفاهيم غيربومي و تعريف كاربري‌هايي در اين طرح، كه در جامعه غربي وجود ندارد، يكي از مهم‌ترين فعاليت‌هايي است كه پس از ترجمه و بررسي طرح انجام شد.
چنان چه طيبي مي‌گويد: «در نقشه‌هاي تهيه شده، علاوه بر تعيين تعداد طبقه‌هاي هر ساختمان، كاربري هر قسمت اعم از اداري، تجاري، مسكوني، بهداشتي، نظامي، فضاي سبز، تفريحي و فرهنگي، تاسيسات و تجهيزات شهري و ساير كاربري‌ها با رنگ‌بندي‌هاي ويژه مشخص شده است.»
وي هويت طرح را پروژه‌اي پژوهشي دانست و افزود: «اين اقدام براي نخستين بار در ايران با هدف تعميم و اجرا در كل كشور، با همكاري گروهي 30 نفره از دانشجويان شهرسازي دانشگاه تهران صورت گرفته است.

جغرافی

 

رشته جغرافيا

 

 

 

 

 

 

 

موضوع اين رشته تحصيلي:
جغرافيا در مقطع کارشناسي در چهار شاخه اصلي جغرافياي طبيعي، جغرافياي انساني، کارتوگرافي و جغرافيا سياسي - نظامي ارائه مي شود و هر يک از گرايشهاي جغرافياي طبيعي و انساني داراي گرايشهاي متعددي هستند. البته تفاوت هر گرايش با گرايش ديگر تنها در 8 واحد تخصصي است و به همين دليل بسياري از دانشگاهها در دفترچه راهنماي آزمون سراسري، گرايشهاي موجود در دانشگاه خود را ذکر نکرده و تنها به شاخه هاي اصلي جغرافيا که در آن دانشگاه تدريس مي شود، اشاره نموده اند.

شاخه جغرافياي طبيعي:
جغرافياي طبيعي علمي است که محيط طبيعي و تاثير عوامل و عناصر محيطي بر زندگي و فعاليت انسان را مطالعه مي کند. اين علم در مقطع کارشناسي داراي دو گرايش ژئومورفولوژي و آب و هواشناسي است.

گرايش ژئومورفولوژي:
ژئومورفولوژي بيشتر به پديده هاي سطح زمين توجه دارد يعني، ريخت يا چهره زمين را مطالعه مي کند. به همين دليل اين علم ارتباط نزديکي با زمين شناسي دارد و تحت تاثير يافته هاي علم زمين شناسي است. چرا که ريخت يا شکل ظاهري زمين، تبلور اتفاقات درون زمين مي باشد. البته زمين شناسي بيشتر به اعماق و لايه هاي دروني زمين مي پردازد اما ژئومورفولوژي فرآيندهاي بيروني يا سطحي زمين را مطالعه مي کند.

دروس تخصصي گرايش ژئومورفولوژي:
ژئومورفولوژي مناطق شهري، نقشه ها و نمودارهاي ژئومورفولوژي، هيدرولوژي کاربردي، کاربرد ژئومورفولوژي در برنامه ريزي شهري و منطقه اي، تفسير نقشه (توپوگرافي و زمين شناسي)، پايان نامه.

گرايش آب و هواشناسي( اقليم):
رشته آب و هواشناسي فرآيندهاي حاکم در داخل جو از جمله انرژي و توزيع آن در سطح سياره زمين، حرکات جو و قانونمندي هاي حاکم بر اين حرکات و تاثير اين فعاليت ها بر روي زيست و فعاليت انسان ها، جانداران و محيط بي جان سياره زمين را مطالعه مي کند.
اين گرايش بيشتر مسائل آب و هوا و تاثير عناصر و عوالم اقليمي در فعاليت انسان و مسائل بهره برداري از زمين مثل کشاورزي مطرح مي شود.

درس هاي اين رشته در طول تحصيل:
دروس مشترک بين شاخه هاي جغرافيا:
جغرافياي آبها، جغرافياي خاکها، جغرافياي زيستي، آب و هواي ايران، ژئومورفولوژي ايران، منابع و مسائل آب ايران، اصول و روشهاي برنامه ريزي ناحيه اي، مباني جغرافياي جمعيت، مباني جغرافياي روستايي، مباني جغرافياي اقتصادي: کشاورزي، مباني جغرافياي اقتصادي: صنعت، حمل و نقل و انرژي، جغرافياي سياسي، مباني جغرافياي شهري، جغرافياي کوچ نشيني، پژوهش ميداني در جغرافيا ( روش تحقيق عملي)، زمين در فضا، رياضيات، آمار و احتمالات1، منابع و مآخذ جغرافياي ايران، فلسفه جغرافيا و جغرافياي کاربردي، تاريخ علم جغرافيا، کارتوگرافي(نقشه کشي)، نقشه برداري( نظري و عملي)، نقشه خواني، روش تحقيق: نظري، اصول سنجش از دور، کاربرد عکسهاي هوايي و ماهواره اي در جغرافيا، آمار و احتمالات :2 کاربرد آمار در جغرافيا، کامپيوتر در جغرافيا، مباني علم جغرافيا، زمين شناسي براي جغرافيا، مباني اقليم شناسي، آب و هواي کره زمين، مباني ژئومورفولوژي: 1 ساختماني، مباني ژئومورفولوژي:1 ديناميک.

دروس اصلي مشترک بين گرايشهاي جغرافياي طبيعي:
جغرافياي قاره ها، جغرافياي کوارترنر، زمين شناسي ايران، مسايل جغرافيايي مناطق خشک ايران، حفاظت خاک، جنگل ومرتع و مسايل آن در ايران، جغرافياي ناحيه اي ايران، متون جغرافياي طبيعي به زبان خارجي، جغرافياي انساني ايران(1): (جمعيت - اقتصادي)، جغرافياي انساني ايران (2): ( شهري - روستايي)، نقشه برداري تکميلي، مباني محيط زيست، ژئومورفولوژي اقليمي، کاربرد جغرافياي طبيعي در برنامه ريزي شهري و منطقه اي، ( با تاکيد بر ايران).  

شاخه کارتوگرافي:
کارتوگرافي هنر، علم و فن تهيه انواع نقشه براي استفاده در ساختار اقتصادي، فرهنگي، دفاع ملي، روابط بين الملل، تعليم و تربيت، جهانگردي و موارد متنوع ديگر است. يعني يک جغرافيدان به ياري نقشه اطلاعات دقيقي درباره موقعيت ها و پراکندگي ها به دست مي آورد.
حال با توجه به اين که ما صدها نوع نقشه داريم، مشخص است که تهيه يک نقشه نياز به مهارتي خاص دارد که اين مهارت را دانشجوي رشته کارتوگرافي به دست مي آورد.

دروس پايه و اصلي:
رياضيات، سنجش از راه دور، ژئومورفولوژي ايران، جغرافياي آبهاي ايران، منابع و مآخذ جغرافياي ايران، متون جغرافيايي به زبان خارجي، جغرافياي خاکها، جغرافياي نظامي ايران، مباني جغرافياي سياسي، فلسفه ي جغرافيا، زمين در فضا، زمين شناسي براي جغرافيا، مباني آب و هواشناسي، جغرافياي آبها، ژئومورفولوژي عمومي، جغرافياي زيستي، کاربرد آمار در جغرافيا، جغرافياي اقتصاد عمومي، جغرافياي جمعيت، جغرافياي روستايي( عمومي و ايران)، جغرافياي شهري( عمومي و ايران).

دروس تخصصي:
آمار و احتمالات، کامپيوتر، فيزيک نور، کليات جغرافياي جهان، تئوري خطاها، فتوگرامتري، تفسير عکس، هيدروگرافي، نقشه برداري، کارتوگرافي رياضي، کارتوگرافي موضوعي، عکاسي و فن چاپ، گرافيک، اردو نقشه برداري هيدروگرافي، پروژه کارتوگرافي، کارتوگرافي کامپيوتري، جغرافياي خليج فارس، ژئودزي عمومي، نجوم ژئودزي، کارتوگرافي.

شاخه جغرافياي انساني:
جغرافياي انساني به عنوان يکي از شاخه هاي مهم علوم جغرافيا در دو گرايش جغرافياي شهري و روستائي در دانشگاهها و موسسات آموزش عالي کشورمان ارائه مي شود.

گرايش جغرافياي شهري
جغرافياي شهري به مطالعه مسائل مهمي از جمله گسترش شهرها، مسائل اقتصادي و جمعيتي شهرها و همچنين بحث روز جغرافياي شهري يعني توريسم مي پردازد.
بررسي نحوه اشغال فضا، نوع تمرکز و پراکندگي مشاغل نيز در يک شهر و همچنين چگونگي جابجايي از محل کار به سکونت، ارتباط شغل و مسکن و تاثيرات متقابل و چند جانبه اي که ميان اين متغييرها برقرار است، در جغرافياي اجتماعي شهرها بررسي مي شود.

دروس تخصصي گرايش جغرافياي شهري:
اقتصاد شهري، شهرها و شهرکهاي جديد، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، اصول و روشهاي برنامه ريزي شهري، برنامه ريزي شهري در ايران، کارگاه برنامه ريزي شهري و منطقه اي(روش تهيه تفسير طرحهاي شهري و منطقه اي)، پايان نامه.

گرايش جغرافياي روستايي:
اين گرايش به بررسي رابطه شهر و روستا، برنامه ريزي و توسعه روستايي، نوسازي و آينده روستاها، روستاهاي آينده، علل و عوامل مهاجرت روستانشينان، بهداشت و اوقات فراغت روستائيان، حفظ محيط زيست، نحوه حمل و نقل، کيفيت زندگي و وضعيت اقتصادي روستاها مي پردازد.

دروس تخصصي گرايش جغرافياي روستايي:
اصول و روشهاي برنامه ريزي روستائي، اقتصاد روستائي، روابط متقابل شهر و روستا با تاکيد بر ايران، برنامه ريزي روستائي در ايران، کارگاه برنامه ريزي روستائي:( روش تهيه و تفسير طرحهاي روستائي)، پايان نامه.

گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري:
گرايش جغرافيا و برنامه ريزي شهري تلاش مي کند تا با توجه به عوامل انساني و طبيعي موجود در هر شهر، براي مسائل جمعيتي، اقتصادي، زيست محيطي آن برنامه اي بينديشد تا مطابق اين برنامه مهندسين معمار، عمران، سازه و تاسيسات، بخشهاي مختلف شهر را طراحي کرده و يا مشکلات شهر را حل نمايند.

بحران زباله

بحران زباله در انتظار دومين شهر پر تراكم كشور

مهندس عبدالاحد ملکرئیسی




: زندگي اجتماعي، شهرنشيني و افزايش جمعيت مانند برخي جوامع ديگر نتايج وعوارض خاص‌خود رادارد. بسيلري از كساني كه تا چند سال پيش تنها به دستاوردهاي مثبت آن اشاره مي كردند اينكه با نتايج ناهنجار آن به ويژه معضل آلودگي مواجه شدند. توجه جدي به محيط زيست و عوارض زير بنايي‌كه آلودن آن در پي دارد در پي افزايش روز افزون جمعيت شهري و صنعتي شدن در چند سال گذشته جدي تر و همه جانبه تر شده است .
يكي از نشانه هاي اين توجه، استانداردهاي ويژه محيط زيست است كه در زمينه هاي گوناگون تدوين شده است كه متاسفانه در برخي موارد شاهد عدول از اين استانداردهاي مشخص شده هستسم .
محيط زيست يكي از بالقوه ترين عرصه هاي نو آوري است و مي تواند در آينده يكي از بازيگران اصلي عرصه هاي راهبردي در كشور باشد . امروزه توجه به حفاظت از محيط زيست به عنوان اصلي مهم در توسعه پايدار در ميان جوامع مطرح مي شود و به جد مي توان گفت: حفاظت از اين ميراث طبيعي يكي از اصول اساسي در بقاي زندگي بشر و استفاده از مواهب خدادادي به شمار مي رود.
از اين رو روند رو به رشد جمعيت در استان مازندران  وموقعيت جغرافيايي مناسب آن در كشور و همچنين هجوم سالانه حدود 15 ميليون از شهروندان ايراني به اين استان به عنوان توريست باعث گرديده تا روز به روز ميزان مواد زائد شهري افزايش يافته و معضل دفع اين مواد زائد را حادتر ومشكل تر نمايد.
عدم دفع بهداشتي ومناسب مواد زائد مي تواند ضمن از بين بردن مناظر وطبيعت زيباي استان، جنگلها ومنابع طبيعي را تخريب ومنجر به آلودگي هوا، آبهاي سطحي وزير زميني وبه طور كلي سلامت اكوسيستم آبي وخشكي را تهديد و نهايتا سلامتي وبهداشت جامعه را به خطر جدي مواجه سازد . متاسفانه در دو دهه ي گذشته به دليل پايين بودن جمعيت، جنگلها واطراف رودخانه ها محل دفن زباله انتخاب شده بود، ولي امروز به دليل افزايش چشمگير جمعيت شهري، روستايي عليرغم اينكه اين گونه روشها با شرايط زيست محيطي مغايرت دارد دفع غير بهداشتي زباله ها همانند گذشته در شهرهاي استان مازندران ادامه دارد .
از آنجايي كه اين استان در مناطق ساحلي شمال كشور قرار دارد وسطح آبهاي زير زميني آن بالا است و نظر به اينكه نحوه نامناسب اسكان جمعيت ورشد وتوسعه فعاليتهاي كشاورزي و تا حدي صنعتي، كليه اراضي مناطق مختلف استان را تحت پوشش قرار داده از طرفي داراي منابع طبيعي بسيار غني وبا ارزش است و اين مساله ضروري است تا پس از مطالعه و بررسي كامل ، مناسب ترين و اقتصادي ترين روش جمع آوري دفع زباله هاي شهري مخصوصا زباله غير بهداشتي وخطر ناك را تعيين كرد  اما نه تنها درمركز استان مازندران مشكل دفع بهداشتي زباله هاي آن همچنان ادامه دارد، اين مشكل به ديگر شهر هاي پر جمعيت استان مازندران نيز سرايت كرده است .
اين در حالي است كه مدير كل محيط زيست استان مازندران چندي پيش در كنفرانسي خبري طرح بازيافت و كمپوست را بهترين گزينه براي حل  معضل زباله استان دانست و افزود: در سفر رياست جمهوري 5 ميليارد تومان براي ساماندهي زباله شهري وروستايي به مازندران اختصاص يافت. اشرفي پور همچنين از توجه به احداث 8 كارخانه كمپوست دركارگروه پسماند استان خبر وداد وافزود: براي تحقق آنها به اعتباري بالغ بر 24 ميليارد تومان نياز است . وي در اين ارتباط خاطر نشان كرد : تاكنون 7 منطقه در كارگروه مديريت و پسماند استان به تصويب رسيده و در حال عملياتي شدن است .
مدير كل حفاظت محيط زيست استان مازندران با بيان اينكه ميزان توليد روزانه زباله در مازندران دو هزار و ‪۵۰۰ تن است ، اعتبار مورد نياز براي مديريت پسماند استان را 40 ميليارد تومان عنوان كرد وافزود : 16 ميليارد تومان از اين اعتبار تنها براي تجهيز ناوگان حمل ونقل زباله ها واحداث مراكز بارگيري زباله ها نياز است .
افزايش جمعيت، درآمد سرانه ، پيشرفت تكنولوژي وبالا بودن استاندارد وزندگي توليد پسماندها را در اين گونه شهر ها  به طور چشمگيري افزايش داده است و در حال حاضر به يك اپيدمي در استان مبدل گشته است .
به دليل عدم مديريت مناسب در برخي از اين شهرها، تنها به تهيه زمين و تخليه زباله ها اكتفا شده كه متاسفانه در ادامه اين گونه تصميمات غير كار شناسي با توليد آلودگي هاي بعدي از قبيل بوي تعفن، آلودگي هاي آب وخاك وآبهاي سطحي وزير زميني، انتقال عوامل بيماري، انتشار گازهاي گلخانه اي متان و بروز حوادثي از قبيل انفجار مي تواند فجايع زيست محيطي را در پي داشته باشد.
معضل دفع زباله در مركز استان مازندران كه به مثنوي هفتاد من كاغذ تبديل گشته قلم را از نوشتن باز مي دارد، اما اين بار فاجعه ي زيست محيطي در يكي از شهرهاي پر تراكم كشور در حال وقوع است و طبق معمول مسئولان با سهل انگاري به راحتي بدون آنكه فاجعه اي زيست محيطي در حال روي دادن است از كنار آن مي گذرند. شهرستان قائمشهر با وسعتي بالغ بر 5/458 كيلو متر مربع با 300 هزار نفر جمعيت، 93/1درصد از مساحت استان مازندران را به خود اختصاص داده است. قائمشهر با 7 دهستان و 146 آبادي داراي سكنه از جنوب با شهرستان سوادكوه، از شرق با جويبار وبابلسر واز شمال با بابل هم مرز است .
اين شهرستان داراي دو مركز شهري قائمشهر وكياكلا و دو بخش مركزي وكياكلا است، كه در بخش مركزي 117 روستا ودر بخش كياكلا 33 روستا را در خود جاي داده است. شهرستان قائمشهر كه زماني صوت كارخانجات نساجي آن در كشور معروف بود امروز درپي تعطيلي بسياري از اين واحد ها به دليل عدم مديريت صحيح و افزايش چشمگير بيكاري، تنها به دليل تراكم بالا پس از پايتخت در كشورزبان زد است. قائمشهر با ميانگين تراكم جمعيت  644 نفر در هر كيلومتر يه گفته ي برخي از مسئولان شهرستان قائمشهر دومين شهر پر تراكم كشور محسوب مشود .
اين ميزان تراكم شهرستان قائمشهر در حالي است كه ميانگين تراكم در هر كيلومتر در كشور 43 نفر است . قائمشهر با حدود 300 هزار جمعيت روزانه 130 زباله شهري در آن توليد مي شود و متاسفانه كليه اين زباله ها به صورت غير بهداشتي در محدوده اي از يك روستا دفع مي شود . انتخاب زمين مورد نياز مناسب براي دفن زباله هاي شهري، مهمترين عمل در دفن بهداشتي محسوب ميشود كه بايد با دقت كافي و همكاري ادارات وموسساتي چون حفاظت محيط زيست، بهداشت محيط، سازمان آب منطقه اي، سازمان جهادكشاورزي ومنابع طبيعي و نيز با تشريك مساعي شهرداري ها انجام شود .
محل دفن بهداشتي زباله بايد حداقل به مدت 25 سال محاسبه شده ودر جهت  توسعه شهر نباشد، اين امر هم از نظر ايجاد ترافيك ناشي از رفت وآمد كاميونهاي زباله كش وهم از نظر مسائلي كه در اجراي عمليات در محل دفن مورد توجه است حائز اهميت است . يك كارشناس مسائل زيست محيطي در اين باره گفت: انتخاب نوع زمين براي طراحي دفن بهداشتي زباله و عمليات بهره برداري ونيز ابزار نياز تاثير بسيار مستقيمي در اين مورد دارد .
اين كارشناس توجه به بهداشت و سلامت عمومي، سطح زمين مورد نياز، تپوگرافي منطقه، مطالعات هيدرولوژي وزمين شناسي جايگاه، قابليت دسترسي به خاك پوششي مناسب، قابليت دسترسي به محل دفن، فاصله شهر تا محل دفن، رعايت جهت بادهاي غالب، زهكشي محل دفن، هزينه ها واستفاده هاي آتي از زمين  وتوجه خاص به هر طرح جامع توسعه شهري را از مهمترين فاكتورهاي انتخاب محل دفن زباله عنوان مي كنند و در اين جا اين سوال مطرح مي شود كه مسئولان شهرداري قائمشهر و متوليان اين امر تا چه حد اين فاكتورها را رعايت كردند؟ قرار گرفتن اين محل در داخل روستايي كه تعداد زيادي خانوار در آن سكونت دارند، نزديكي به يك مركز دانشگاهي ويك مركز دانش آموزي استعدادهاي درخشان، عدم دفن زباله وانباشته شدن آن،  نزديكي به كشتارگاه و زمينهاي زراعي عدم رعايت فاكتورهاي فوق را ثابت مي كند .
اصول بهداشت وبهسازي محيط شهري ايجاب مي كند كه زباله ها در حداقل زمان از منازل و محيط زندگي انسان دور شده ودر اسرع وقت دفع گردد. اهميت دفع بهداشتي زباله ها موقعي بر همه روشن خواهد شد كه خطرات ناشي از آنها به خوبي شناخته شود . زباله ها نه فقط باعث توليد بيماري، تعفن وزشتي مناظر مي گردند بلكه مي توانند به وسيله  آلوده كردن خاك، آب وهوا خسارات فراواني را به بار آورند.
به همان اندازه  كه تركيبات زباله  مختلف است خطرات ناشي مواد تشكيل دهنده آن نيز مي تواند متفاوت باشد . وجود باكتري ها در اين مواد زائد به سادگي مي تواند موجب بروز بيماريهاي گوناگوني گردند مخصوصا  اينكه در اين مواد آلوده انواعي از باكتري هاي مولد وبا، تيفوس وكزاز صريح شخيص داده شده است .
اين در حالي است كه بسياري از خانواده ها به همراه فرزندان خردسال خود از فرط تنگ دستي به محل دفن زباله در قائمشهر روي مي آوردند وبه تفكيك زباله هاي تر وخشك مي پردازند و نكته ي قابل تاملي ديگر اين است كه اين افراد مي گويند مسئولان شهرداري قائمشهر تا چندي پيش بابت حضور آنها در اين مكان و جداسازي زباله ها به صورت ماهانه مبلغي گزاف دريافت مي كردند.
بنا به اظهارات برخي از اهالي اطراف آن روستا كاميونهاي زباله كش به صورت روزانه مواد زائد را از سطح شهر به اين منطقه مي آورند وتنها به تخليه زباله هاي جمع آوري شده در ميان ديگر زباله ها اكتفا مي كنند . به دليل حجم بالاي زباله هاي انباشته شده بر روي هم، كوهي از زباله كيلومتر ها به چشم مي خورد كه متاسفانه بوي تعفن ومشمئز كننده ي اين زباله ها چشم هر بيننده اي را نسبت به ديدن سر سبزي هاي اطراف اين محدوده مي بندد. متاسفانه مسئولان شهرداري تنها به پاشيدن آهك در اطراف اين كوه زباله اكتفا مي كنند .
وجود شعله هاي آرام آتش كه موجب توليد گاز متان ودي اكسيد كربن مي كند  هر لحظه امكان انفجار اين محدوده را افزايش مي دهد.  عدم وجود تابلوي راهنما در ابتداي اين روستا مبني بر مشخص كردن محل دفع زباله كه مسئولان شهرداري حتي اين زحمت را نيز به خود نداده اند وتنها از انباشت زباله در ابتدا واطراف ورودي اين محل مي توان پي برد كه در اين محل زباله دفع مي شود. نزديكي محل دفن زباله شهرستان قائمشهر با زمينهاي زراعي اين منطقه خود نكته اي است كه متاسفانه از ديد متوليان آن خارج مانده است .
فاصله كم اين محدوده با زمينهاي زراعي به گونه اي است كه برخي از مواد زائد وپسماندها از طريق شيرابه هاي آب به داخل اين زمينها كه به كشت برنج اختصاص داده شدند مي ريزند. يك كارشناس كشاورزي با بيان اينكه زباله هاي شهري كه خود تركيبي از مواد زائد وپسماندهاي آلوده است گفت: در آخرين مرحله دفع به خاك ويا آب منتقل مي شود.
وي اظهار داشت: كالاهاي مصنوعي  كه از مواد پلاستيكي ساخته شده اند پس از استعمال به صورت مواد زائد تجزيه نشدني در زباله انباشته و در خاك باقي مي مانند. اين مواد خود خلاء در تبادل آب وهوا وديگر عكس العمل هاي فيزيكي وشيميايي خاك به وجود مي آورند. اين كارشناس كشاورزي خاطر نشان كرد: مجاورت ويا احطه شدن ريشه گياهان به وسيله مواد پلاستيكي و آلوده در خاك سبب نرسيدن آب و غذا به ريشه گياهان شده و در طول زمان در اطرلف ريشه حرارت، رطوبت وخواص شيميايي كاملا غير متعادلي به وجود مي آورند كه موجب ضعف رشد ويا خشكي گياه مي شود . قائمشهر از جمله شهرهاي استان مازندران  به شمار مي رفت كه قرار بود كارخانه كمپوست در آن احداث شود .
رئيس شوراي شهر اين شهر ستان در 23 آبان ماه سال گذشته در گفتگويي با يكي از نشريات محلي از تصويب اين طرح در شوراي شهر قائمشهر وانعقاد قرارداد با موسسه بازيافت مازندران خبر داده بود . كميل گوران كه هم اكنون هم به عنوان رئيس شوراي شهر قائمشهر ابقاء شده است پيش بيني اعتبار براي ساخت كارخانه كمپوست را در قائمشهر 25 ميليارد ريال عنوان كرده بود و حتي از رفع موانع زيست محيطي و پرداخت سهم شهرداري جهت شورع اين پروژه خبر داده بود.
اين در حالي است كه پس از گذشته 10 ماه از اعلام آن خبر هيچ خبري از كارخانه كمپوست در قائمشهر نيست . رئيس شوراي شهر قائمشهر يكي از دلايل تاخير در عملياتي شدن اين كارخانه را عدم بازگشايي جاده منطقه مورد نظر(شال بكوشت) جهت احداث اين كاراخانه عنوان كرد وافزود: شهرداري موظف بازگشايي وهموار كردن جاده در اين منطقه بوده كه متاسفانه پيمانكار انتخاب شده از سوي شهرداري بر اساس برنامه زمان بندي شده عمل نكرد . گوران خاطر نشان كرد: بر اساس دستور العمل هاي موجود  شهرداري ها رسما نمي توانند نسبت به ساخت كارخانه كمپوست اقدام كنند واين امر بر عهده موسسه بازيافت در استانها قرار داده شده است .
اجراي طرح تفكيك زباله از مبدا به عنوان طرحي نوين در كاهش آلودگي هاي زيست محيطي ، كاهش حجم  زباله از طريق جدا سازي و بازيافت مواد، خالص سازي  زباله ها براي توليد كمپوست ،  افزايش چرخه توليدو در نتيجه جلوگيري از هدر رفتن سر مايه هاي ملي است . اين طرح در حال حاضر براي اولين بار در دو شهر مازندران در حال اجرا است .
با توجه به  اينكه شهرداري ها در راستاي ساماندهي دفع بهداشتي زباله موظف به اجراي طرح تفكيك زباله از مبدأ هستند اما در مراسم آغاز به كار طرح تفكيك زباله از مبدأ در قائمشهر خبري از آقاي شهردار و حتي اعضاي شوراي شهر نبود و تنها مسئول روابط عمومي شهرداري و مسئول خدمات شهري شهرداري در اين مراسم حضور داشتند.
مجري طرح تفكيك زباله از مبدا در استان مازندران با بيان‌اينكه بازيافت پسماند حجم مواد زايد را كاهش مي دهد افزود: متاسفانه به دليل برنامه ريزي نادرست ، پسماندها كه مواد با ارزشي  براي بازگشت به چرخه توليد  هستند به ميزان زيادي دور ريخته مي شوند. جهانگير فتحي آگاهي از ارزشهاي بازيافت را موجب صرفه جويي انرژي، كاهش آلودگي محيط زيست ، اثرات مثبت اجتماعي ، اقتصادي و حفاظت از منابع طبيعي و جلب مشاركت مردم در اين خصوص دانست .
وي اشتغال زايي ، جلوگيري از ايجاد آلودگي هاي زيست محيطي ، سهولت در توليد كود آلي  يا كمپوست از زباله تر، كاهش حجم و وزن زباله قابل دفن و صرفه جويي در هزينه هاي جمع آوري و حمل زباله را از ديگر مزاياي اجراي طرح بازيافت زباله عنوان كرد .
با توجه به بيان خطرات احتمالي اين مساله مسئولان شهرستان قائمشهر بايد به سرعت كارخانه كمپوست را در قائمشهر عملياتي كنند تا از فاجعه ي زيست محيطي ديگري جلوگيري شود .

آبشناسی

 

آب شناسی یا هیدرولوژی

تحقيق كننده مهندس ملکرئیسی





هیدروژئولوژی یا آب شناسی (Hydrologoy)
هیدرولوژی یا آب شناسی از دو کلمه Hydro به معنی
آب و Logos به معنی شناسایی گرفته شده است.
دید کلی
هیدرولوژی علمی است که در مورد پیدایش خصوصیات و نحوه توزیع آب در طبیعت بحث می‌کند ولی عملا واژه هیدرولوژی به شاخه‌ای از جغرافیای فیزیکی اطلاق می‌شود که گردش آب در طبیعت را مورد بررسی قرار می‌دهد. انجمن علوم و فنون ایالات متحده تعریف زیر را برای هیدرولوژی برگزیده است:هیدرولوژی علم مطالعه آب کره زمین است و در مورد پیدایش ، چرخش و توزیع آب در طبیعت خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آب ، واکنش‌های آب در محیط و ارتباط آن با موجودات زنده بحث می‌کند بنابراین ملاحظه می‌شود که هیدرولوژی در برگیرنده تمامی داستان آب است.

تاریخچه و تکامل آب شناسی
تا جایی که تاریخ نشان می‌دهد اولین تجارب آب شناسی مربوط به سومریها و مصریها در منطقه خاورمیانه است بطوری که قدمت سد سازی روی
رودخانه نیل به 4000 سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد در همین زمان فعالیتهای مشابهی در چین نیز وجود داشته است. از بدو تاریخ تا حدود 1400 سال بعد ازمیلاد مسیح فلاسفه و دانشمندان مختلفی از جمله هومر طالس ، افلاطون ، ارسطو و پلنی در مورد سیکل هیدرولوژی اندیشه‌های گوناگونی ارائه کرده‌اند و کم کم مفاهیم فلسفی هیدرولوژی جای خود را به مشاهدات علمی دادند.
سیر تحولی و رشد
· شاید بتوان گفت هیدرولوژی جدید از قرن 17 با اندازه گیریهای مختلف آغاز شد در این دوره پرالت ترانست مقدار بارندگی
تبخیر و صعود موئینه‌ای را در حوضه آبریز رودخانه سن اندازه گیری کند ماریوت با اندازه گیری سرعت و سطح مقطع جریان دبی رودخانه سن را در پاریس اندازه گیری کرد.
· در قرن 18 مطالعات تجربی در زمینه‌های هیدرولوژی شکوفایی خاصی را پیدا کرد. بر اساس این مطالعات بود که بسیاری از اصول هیدرولیکی پایه گذاری گردید. از آن جمله می‌توان وسایلی مانند پیزو ستروبرنولی ، لوله پیتر ، جریان سنج ولت من ، لوله بوردا ، و نظریه‌هایی مانند نظریه برنولی ، (فرمول شزی و قوانین دالامبرت را نام برد. از آن زمان به بعد هیدرولوژی از جنبه کیفی به کمی سوق داده شده و اندازه گیری بسیاری از پدیده‌های هیدرولوژی امکان پذیر گردید.
· قرن 19 را می‌توان دوره طلایی هیدرولوژی دانست در این زمان
زمین شناسی نیز به عنوان یک علم تکمیل کننده در آبهای زیرزمینی وارد گردید. قانون دارسی و فرمولهای دو پوئی- تیم (Dmpmit-Thiem) نمونه‌ای از پیشرفت‌های آبهای زیرزمینی همراه با هیدرولوژی می‌باشد. در زمینه هیدرولوژی آبهای سطحی نیز بخصوص به هیدرومتری توجه فراوانی مبذول گردید. فرمولهای فرانسیس در مورد سرریزها ، گانگیه (Gangmillet) کوته (kmtter) و مانینگ (Manning) درباره جریان آب در کانالهای روباز از جمله این مواردند.
· فعالیتهای دالتون در زمینه تبخیر نیز بسیار حائز نیز بسیار حائز اهمیت بود. گرچه قسمت اعظم هیدرولوژی جدید در قرن 19 پایه گذاری شد. ولی تا امروز هنوز هیدرولوژی علمی از تکامل زیادی برخوردار نبود.
· در اواخر قرن 19 و بخصوص در 30 سال اول قرن 20 صدها فرمول تجربی پیشنهاد گردید که می‌بایست ضرایب و پارامترهای آنها بر اساس قضاوت و تجربه بدست می‌آمده و برای حل این مشکل در بسیاری از کشورها موسسات و انیستیتو‌های تحقیقی در زمینه هیدرولوژی تاسیس گردید. در این دوره دانشمندان زیادی ظهور کردند از جمله می‌توان در سال 1932 شرمن (Sherman) نظریه روش هیدروگراف واحد برای تخمین رواناب پیشنهاد کرد.
· نظریه تیس (Thies) در حل مسائل مربوط به هیدرولوژی چاهها و روش پیشنهادی گامبل (Gammble) در سال 1941 برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها و روشهای انیشتین (Einstein) را در مطالعات رسوب رودخانه‌ها نام برد. و از سال 1650 به بعد روشهای نظری در هیدرولوژی بسیار معمولی گردید بطوری که اکثر فرمولها و روشهای تجربی در قالب ریاضی در رد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.




زیرشاخه‌های هیدرولوژی
هیدرومتئورولوژی (Hydrometeorology) یا آب و هواشناسی
کاربرد
هواشناسی را در مسائل هیدرولوژی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عبارت دیگر هیدرومتئورولوژی را می‌توان علمی دانست که درباره مسائل مشترک بین هواشناسی و هیدرولوژی بحث می‌کند.


لیمنولوژی
علم مطالعه آبهای داخل خشکی (دریاچه‌ها و برکه‌ها و ...) را لیمنولوژی (Limnology) گویند. در این رابطه خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، و بیولوژیکی آب توده‌های آب موجود در داخل خشکیها مورد مطالعه قرار می‌گیرد.
کرایولوژی
یخ شناسی یا کرایولوژی (Cryology) علمی است که در آن خصوصیات مختلف آب در حالت جامد (برف یا یخ) بررسی می‌شود. به زبان دیگر کرایولوژی علم یخ شناسی و بررسی یخچالهاست هرچند یخچال شناسی نیز امروزه خود علم جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهد.
ژئوهیدرولوژی (geohydrology)
به معنی هیدرولوژی آبهای زیرزمینی یا علم مطالعه آبها در زیر زمین است که در مقابل آن علم مطالعه آب در سطح زمین که هیدرولوژی آبهای سطحی گفته می‌شود قرار دارد. غالبا دو واژه ژئوهیدرولوژی و هیدروژئولوژی باهم اشتباه می‌شوند. اما در اولی تکیه بر هیدرولوژی و در دومی تکیه بر
زمین شناسی می‌باشد. در فارسی برای مطالعه آب در زیر زمین از واژه هیدروژئولوژی استفاده می‌شود.
پوتامولوژی
رودخانه شناسی یا پوتامولوژی (Potamology) مسائل مربوط به جریان آب در
رودخانه را مورد بررسی قرار می‌دهد در این رابطه تاکید بر جنبه‌های فیزیکی موضوع است تا بیولوژیکی آن.
هیدروگرافی
علم مطالعه وضعیت و خصوصیات فیزیکی آب بخصوص در رابطه با مسائل کشتیرانی را هیدروگرافی (Hydrography ) گویند. مطالعه جزر و مد در دریاهای آزاد و نوسانات سطح آب و نیز موج شناسی در قلمرو این علم قرار دارد.
هیدرومتری
آب سنجی که به آن هیدرومتری (Hydrometry) نیز گفته می‌شود. علم اندازه گیری آب و مسائل مربوط به آن می‌باشد، در واقع این علم سنجشهای مختلف مرکز آب ، مقادیر جریان و موارد مشابه به آن را در برمی‌گیرد.
اقیانوس سنجی
در علم اقیانوس سنجی (Oceanolography) خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی و دیگر ویژگیهای
اقیانوس و دریاهای آزاد مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این علم خود بخشی از دانش وسیع اقیانوس شناسی (Oceanology) به شمار می‌آید.




کاربردهای هیدرولوژی
· امروزه این علم در طراحی و طرز عمل سازه‌های هیدرولیکی نظیر سدهای ذخیره‌ای و انحرافی ، کانالهای آبیاری و
زهکشی و پل ، مهندسی رودخانه و کنترل سیلاب ، آبخیزداری ، جاده سازی ، طراحی تفرجگاه مسائل بهداشتی و فاضلاب شهری و صنعتی و زمینه‌های زیست محیطی بطور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ضرورت این علم (هیدرولوژی
هر سال به سطح خشکیهای کره زمین حدود 110000 کیلومتر مکعب آب بصورت نزولات جوی فرو می‌ریزد در عوض 70000 کیلومتر مکعب آن بصورت
تبخیر خارج می‌شود. تفاوت این دو رقم 40000 کیلومتر مکعب است که منابع تجدید شونده آب را تشکیل می‌دهند. مقدار سرانه آب تجدید شونده در سطح دنیا رقمی حدود 7400 متر مکعب در سال برای هر نفر است. اما این مقدار بطور یکنواخت تقسیم نشده است.متخصصان هیدرولوژی رقم 1000 متر مکعب در سال برای هر نفر را مرز کم آبی یک کشور تعیین کرده‌اند. این رقم در مصر 30 در قطر 40 در لیبی 160 در عربستان 140 متر مکعب در سال برای هر نفر برآورد شده است. همگی جز کشورهای کم آب محسوب می‌شوند. در ایران این سرانه 1500 متر مکعب در سال تخمین زده شده است. با این حساب نمی‌توان ایران را یک کشور کم آب تلقی کرد. یکی از راههای سازگاری با خشکی استفاده بهینه از منابع آب است. باید سعی کرد که تا حد امکان از ریزشهای جوی ، جریان آبهای سطحی و منابع زیرزمینی به نحو مطلوب استفاده شود و این کار عملی نخواهد بود مگر با شناخت پدیده‌های هیدرولیکی.




نحوه تشکیل رود
در ابتدای هر بارندگی آب باران بر اثر
تبخیر به اتمسفر باز می‌گردد. یا به داخل زمین نفوذ می‌نماید. ولی با افزایش سرعت و مدت بارندگی به تدریج در صدد تبخیر کاهش می‌یابد و بارش بیش از مقداری می‌شود که زمین قادر است جذب کند. در این موقع آب در سطح زمین جاری می‌شود. این آبها ابتدا بصورت قشر نازکی از آب و یا تعداد زیادی از جویبارهای بسیار کوچک و درهم جریان می‌یابند و سپس در مجاری معینی متمرکز می‌شوند. این مجاری شاخه‌های اولیه رود هستند. این شاخه‌ها مرتبا به هم می‌پیوندند و رودخانه اصلی را بوجود می‌آورند.
حوضه آبریز
به تمام منطقه‌ای که آب آن وارد یک رودخانه می‌شود، یا به عبارت دیگر به تمامی منطقهای که بوسیله یک رودخانه و شاخه‌های آن «
زهکشی» می‌شود، «حوضه آبریز» می‌گویند. خطی که حوضه‌های آبریز مجاور را از یکدیگر جدا می‌کند خط تقسیم نامیده می‌شود. در یک حوضه آبریز ، که یک سیستم زهکشی طبیعی است، مجاری زهکشی ، یا به عبارتی آبراهه‌های فراوان ، وجود دارد.
جریان رود
شکل جریان آب در رودخانه به دو صورت است. در بستر هموار و مستقیم و در سرعتهای کم ، مسیر هر ذره آب یک خط مستقیم است که به آن «جریان ورقه‌ای» یا خطی گفته می‌شود. در مقابل ، در بسترهای ناهموار و غیر مستقیم و در سرعتهای زیاد که ذرات آب در همه جهات با سرعتهای مختلف حرکت نموده و در هم تداخل می‌کنند، حرکت آب بصورت «جریان آشفته» است. در نزدیکی دیوارها و بستر رود ، به دلیل
نیروی اصطکاک ، جریان آشفته‌تر است. جریان متلاطم در تخریب دیواره و حمل ذرات نقش مهمی ایفا می‌کند. سرعت آب ، یعنی فاصله‌ای که هر ذره آب در واحد زمان طی می‌کند، در نقاط مختلف یک رودخانه در طول یا عرض و عمق آن متغیر است. از عوامل مختلفی که در تغییر سرعت جریان آب موثرند، می‌توان مقدار آب رودخانه ، شیب بستر رودخانه ، در مسیر دارای انحنا ، بیشتری سرعت از وسط به سمت دیواره مقعر متمایل می‌شود.

دبی رود
حجم آبی که در واحد زمان از مقطع عرضی یک رودخانه عبور می‌کند «دبی» رود خوانده می‌شود که معمولا آن را به متر مکعب در ثانیه بیان می‌کنند. مقدار دبی در واقع برابر است با حاصلضرب سرعت جریان آب در سطح مقطع رودخانه. دبی یک رودخانه در طول سال تغییر می‌کند و معمولا در بهار ، به علت ذوب یخ و زیاد شدن بارندگی و جاری شدن
سیلاب ، افزایش می‌یابد. در ایام گرما سال دبی رودخانه به حداقل می‌رسد. برای اندازه‌گیری دبی جریانهایی مثل رودخانه ، قنات و چشمه ، راههای مختلفی وجود دارد ولی معمولیترین آنها استفاده از «پروانه آبی» است. تعیین دبی عامل مهم در بررسی‌های آب شناسی از جمله برآورد زمان پر شدن یک سد یا مخزن ، تعیین احتمال وقوع سیل جهت طراحی سازههای مهارکننده و ارزیابی میزان فرسایش سطحی است.
رودهای دائمی و فصلی
رودخانه‌ها را از نظر تغییر مقدار آب در طول سال به دو دسته «دائمی» و «فصلی» تقسیم میکنند. در اقلیمهای مرطوب که مقدار بارندگی زیاد و
تبخیر کم است رودخانه‌ها از نوع دائمی هستند. آب این رودخانه‌ها در زمانی که بارندگی نیست از ذوب برف و یخ نواحی مرتفع و یا از ورود آبهای زیرزمینی به داخل آنها تامین می‌شود. در مقابل در مناطق خشک که مقدار بارندگی کم و تبخیر زیاد است رودخانه‌ها بیشتر موقتی و فصلی‌اند.این رودخانه‌ها بنابه شرایط ممکن است فقط در خلال بارندگی و کمی بعد از آن یا فقط در طول فصول مرطوب سال آب داشته باشند. معمولا در این مناطق سطح آب زیرزمینی پایینتر از آن است که بتواند رودخانه را تغذیه کند. دبی نه تنها در طول یک سال ، بلکه از سالی به سال دیگر ، نیز تغییر می‌کند و علت آن تغییر میزان بارندگی سالیانه است. هرچند سال یک بار ممکن است بر اثر سیلی عظیم و غیر متعارف دبی رود به مقدار بسیار زیاد افزایش یابد. در رابطه بین بارندگی و مقدار آب رودخانه و همچنین در تغییر مقدار آب در طول زمان ، عوامل متعددی دخالت دارند.



عوامل موثر در تغییر مقدار آب رودخانه در طول زمان
· شرایط اقلیمی :در آب و هوای گرم ، به علت بالا بودن
دما ، مقدار تبخیر بیشتر است و بنابراین مقدار کمتری از بارش در رودخانه‌ها جریان می‌یابند. به علاوه ، شدت بارندگی ، طول مدت بارش ، و نوع آن در مقدار آب رودخانه موثر است.
· جنس زمین :وضع
زمین شناسی ، به خصوص نوع مواد تشکیل دهنده زمین ، نیز بر مقدار آب رود تاثیر می‌گذارد. نفوذ آب به داخل زمین از تغییرات شدید دبی رودخانه جلوگیری می‌کند.
· توپوگرافی :شکل پستی و بلندیهای سطح زمین نیز در مقدار آب رودخانه تاثیر دارد. واضح است که در شیبهای تند ، جریان آب سریعتر از شیبهای ملایم است. در زمینهای هموار نیز تودههای آب ساکن ایجاد می‌شود که تبخیر و نفوذ بیشتر را به همراه دارند.
· پوشش گیاهی :مقدار پوشش گیاهی در یک
حوضه آبریز نیز در مقدار آب و تغییر آن در طول زمان موثر است. شاخ و برگ درختان ، قسمتی از آب باران را در خود نگه می‌دارد و باعث می‌شود که باران قبل از رسیدن به زمین به تدریج تبخیر شود. به همین جهت ریزش بارانهای خفیف و کوتاه در یک منطقه جنگلی ممکن است اصولا آبی را به رودخانه وارد نکند. به علاوه گیاهان باعث می‌شوند که آب باران فرصت و امکان بیشتری برای نفوذ به داخل زمین داشته باشد.

انرزی

 
 
 
انرژی افغانستان
 
 
وزير انرژي و آب كشور افغانستان در پنجمين اجلاس مركز منطقه‌اي مديريت آب شهري كه با حضور وزير نيرو امرور در تهران برگزار شد، گفت: همانطور كه مي‌دانيد آب منبع حيات و يك عنصر عمده در توسعه اقتصاد ملي و عرضه خدمات اجتماعي از جمله رشد صنايع، ميكانيزه شدن و توسعه زراعت، ايجاد اشتغال، كاهش فقر بهبود خدمات بهداشتي، رشد فرهنگ و ارتقاي سطح زند‌گي نقش مؤثر و تعيين‌كننده دارد. 
حاج محمد اسماعيل افزود: در جهان هم اكنون 2/1 ميليارد نفر فاقد آب شرب سالم مي‌باشند و در كشور ما تنها 31 درصد در شهرها و 20 درصد در روستاها به آب شروب سالم دسترسي دارند و باقي از آب غير بهداشتي استفاده مي‌نمايند.
وزير انرژي و آب كشور افغانستان همچنين گفت: كمبود آب آشاميدني با ازدياد نفوس، توسعه شهرها، صنايع و استفاده بيش از حد آب‌هاي زيرزميني رو به افزايش است. چالش ديگري كه در بخش آب افغانستان وجود دارد اين است كه در مناطقي با منابع كافي آب اراضي زراعتي كمتر موجود است و جاهايي كه اراضي قابل آبياري كافي وجود دارد، آب كافي در اختيار نيست. 
وي همچنين گفت: تغيير اقليم عامل ديگري است كه وقوع خشكسالي‌ها و سيلابها را با تكرار بيشتري شدت بخشيده است و گمان مي‌رود كه در دهه‌هاي آينده زيادتر گردد و باعث ايجاد خسارت هاي اقتصادي، اجتماعي و تراژدي‌هاي زيست‌محيطي شود. 
حاج محمد اسماعيل افزود: متأسفانه تنظيم و استفاده از منابع آب در افغانستان، در مقايسه با كشورهاي همسايه، حتي قبل از جنگ‌هاي تحميلي در سطح خيلي پايين‌قرار داشت و به علت عدم موجوديت ساختار‌هاي زير بنايي كافي و نهاد‌هاي تشكيلاتي مؤثر، تأمين آب كافي و مطمئن براي آشاميدن، زراعت و صنعت در سطح خيلي پايين قرار دارد و تعداد زيادي از شهرها و قريه‌هاي كشور بدون سيستم آبرساني و كاناليزاسيون مي‌باشند. 
شبكه‌هاي آبياري كه آب حدود 90 درصد اراضي زراعتي را تامين مي‌نمايد، نيز كاهش يافته و كار بهره‌برداري و حفظ مراقبت را براي كشاورزان مشكل ساخته است. لذا اين شبكه‌ها توانايي تأمين آب كافي و مطمئن را براي اراضي زراعي ندارند.
 وي اضافه كرد: جنگ‌هاي تحميلي اثرات منفي را در بخش آب كشور افغانستان ببار آورده است و در حدود 50 درصد تأسيسات منابع آب و شبكه‌هاي تنظيم آب در كشور از بين رفته است.
همچنين مقدار اراضي تحت آبياري از حدود 2/3 ميليون هكتار قبل از سال 1357 به حدود 8/1 ميليون هكتار كاهش يافته است و از جمله 9/7 ميليون هكتار اراضي قابل آبياري كشور در حال حاضر تنها 8/1 ميليون هكتار آن تحت آبياري قرار دارد. در حالي كه از جمله حدود 75 ميليارد متر مكعب منابع سطحي و زيرزميني سالانه كشور در حال حاضر فقط در حدود 23 ميليارد متر مكعب در سال استفاده مي شود. به منظور اصلاح و تغيير مثبت و سريع وضع موجود بخش آب، وزارت انرژي و آب افغانستان استراتژي‌هاي واقع بينانه را در پيش گرفته است. 
وي افزود: در قانون آب كشور افغانستان تأكيد عمده روي تأمين و توزيع آب شروب سالم براي مناطق شهري و روستايي است.
حاج محمد اسماعيل تصريح كرد: در جريان 4 سال كار روي بازسازي و اصلاح در حدود 1000 شبكه آبياري از جمله 18000 شبكه موجود در كشور، استفاده بهينه از آب در زراعت ارتقا يافته كه در نتيجه زمينه خوبي براي آبياري بيشتر از 200 هزار هكتار زمين قابل آبياري فراهم گرديده است.
وي افزود: در سال گذشته ما توانستيم به كمك و همكاري خيلي نزديك‌تر دفتر منطقه اي يونسكو در تهران كميته ملي‌ هيدرولوژي افغانستان را در چوكات پروگرام بين‌المللي هيدرولوژي ايجاد نماييم كه اين كميته در طول يك سال توانست تا اساسنامه را تنظيم نمايد و يك تعداد فعاليت‌ها را در ارتباط به اين كميته به انجام برساند. تقريباً در اين مدت اكثريت اعضاي آن در دوره‌هاي آموزشي، سمينارها، كارگاه هاي آموزشي و كنفرانس‌هاي بين‌المللي كه توسط يونسكو و يا كميته‌ي ملي هيدرولوژي كشور‌هاي مختلف گذاسته شد، شركت كردند. 
وي گفت: اين مسأله در ظرفيت‌سازي براي توسعه مديريت منابع آب، انتقال تجارب و تبادل نظر درباره مسايل مختلف مديريتي در كشور خيلي موثر واقع شده و همين اكنون اين كميته در تلاش راه‌اندازي دوره‌هاي آموزشي در بخش آب با همكاري يونسكو مي‌باشد.
وزير انرژي و آب كشور افغانستان نكاتي را در مورد پروژه‌هايي كه از طريق مركز مركز منطقه اي آب شهري در افغانستان ايجاد گرديده و يا در حال ايجاد مي باشدرا به شرح زير بيان كرد:
1. ماستر پلان يا طرح جامع مديريت آب در حوزه درياني كابل: اين پروژه تكميل گرديده است و هم اكنون به عنوان يك سند عمده در بخش آب اين حوزه مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 
2. بازسازي شبكه‌هاي هيدرولوژيكي: در اين پروژه قرار بود به تعداد 13 ايستگاه هيدرولوژيكي، 10 ايستگاه هواشناسي در نقاط مختلف كشور نصب گردد و 3 دوره آموزشي تدوين گردد. از جمله به تعداد 3 ايستگاه هيدرولوژيكي نصب، سيستم آلات 10 ايستگاه هواشناسي به كابل انتقال و به تعداد 3 دوره آمورشي تدوين يافت.  
3. احداث مركز تحقيقات آب در كابل: ساختمان اين مركز تكميل گرديده و كار روي تجهيز اين مركز در جريان است. قرار است دوره دوم آموزشي در آينده نزديك تدوين گردد.
4. تأمين آب آشاميدني به شهر زرنج در ولايت نيمروز كه شامل تمديد 5 كيلومتر لين انتقال به قطر 110 ملي‌متر، باز‌سازي مخزن ذخيره قبلي و 5 مخزن ذخيره جديد مي‌باشد، تكميل گرديده و آب در اين شهر جريان دارد.
وي در اين ارتباط پيشنهاداتي را از جمله موارد زير ذكر كرد:
1. فعاليت هاي انجام يافته در طول سال گذشته توسط اين مركز مثبت ارزيابي شده و تمديد آن براي يك دوره ديگر پيشنهاد مي‌گردد.
2. يك تعداد كارهاي مربوط به پروژه‌هاي افغانستان تا به حال تكميل نشده است، اميد است در تكميل آن جديت به خرج داده شود.
3. لازم است تا در پروژه‌هاي آينده براي افغانستان كه ممكن توسط اين مراكز ايجاد گردد، در انتخاب طرح و تطبيق آن نقش كليدي براي متخصصين كشور داده شود. 
4. تدوين دوره‌ آموزشي در طرح سد‌هاي كوچك، متوسط و نيز دوره آموزشي در مورد درياها هستيم كه اميد است اين مركز و يونسكو بتوانند اين تقاضا را فراهم نمايند.
5. سهم بيشتر براي متخصصين افغاني جهت اشتراك در كنفرانس‌ها، سمينارها و دوره‌هاي آموزشي داده شود، زيرا مدت زيادي است كه آنان از كارهاي عملي و امور آموزشي بدور بوده‌اند.
6. استادان و محققين عضو كميته ملي هيدرولوژي افغانستان آمادگي خويش را جهت پيش‌بردن امور تحقيقاتي در بخش آب را تحت حمايت يونسكو نموده‌اند كه اميد است در اين راستا با آنان همكاري و راهنمايي هاي لازم صورت گيرد.
7. داير نمودن دوره‌هاي آموزشي و تحقيقاتي در مسأله تغير اقليم، كنترل و مهار سيلاب‌ها، كاهش اثرات خشكسالي، معرفي تكنولوژي‌هاي معاصر و مناسب بخاطر حفظ و نگهداري آب در مناطق خشك و نيمه‌خشك، ارتقاي آگاهي ميرآب‌ها و بهبود وضعيت قنات‌ها.

آب


قرن 19 را می‌توان دوره طلایی هیدرولوژی دانست در این زمان زمین شناسی نیز به عنوان یک علم تکمیل کننده در آبهای زیرزمینی وارد گردید. قانون دارسی و فرمولهای دو پوئی- تیم (Dmpmit-Thiem) نمونه‌ای از پیشرفت‌های آبهای زیرزمینی همراه با هیدرولوژی می‌باشد. در زمینه هیدرولوژی آبهای سطحی نیز بخصوص به هیدرومتری توجه فراوانی مبذول گردید. فرمولهای فرانسیس در مورد سرریزها ، گانگیه (Gangmillet) کوته (kmtter) و مانینگ (Manning) درباره جریان آب در کانالهای روباز از جمله این مواردند.


فعالیتهای دالتون در زمینه تبخیر نیز بسیار حائز نیز بسیار حائز اهمیت بود. گرچه قسمت اعظم هیدرولوژی جدید در قرن 19 پایه گذاری شد. ولی تا امروز هنوز هیدرولوژی علمی از تکامل زیادی برخوردار نبود.


در اواخر قرن 19 و بخصوص در 30 سال اول قرن 20 صدها فرمول تجربی پیشنهاد گردید که می‌بایست ضرایب و پارامترهای آنها بر اساس قضاوت و تجربه بدست می‌آمده و برای حل این مشکل در بسیاری از کشورها موسسات و انیستیتو‌های تحقیقی در زمینه هیدرولوژی تاسیس گردید. در این دوره دانشمندان زیادی ظهور کردند از جمله می‌توان در سال 1932 شرمن (Sherman) نظریه روش هیدروگراف واحد برای تخمین رواناب پیشنهاد کرد.


نظریه تیس (Thies) در حل مسائل مربوط به هیدرولوژی چاهها و روش پیشنهادی گامبل (Gammble) در سال 1941 برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها و روشهای انیشتین (Einstein) را در مطالعات رسوب رودخانه‌ها نام برد. و از سال 1650 به بعد روشهای نظری در هیدرولوژی بسیار معمولی گردید بطوری که اکثر فرمولها و روشهای تجربی در قالب ریاضی در رد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

زیرشاخه‌های هیدرولوژی
هیدرومتئورولوژی (Hydrometeorology) یا آب و هواشناسی
کاربرد هواشناسی را در مسائل هیدرولوژی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عبارت دیگر هیدرومتئورولوژی را می‌توان علمی دانست که درباره مسائل مشترک بین هواشناسی و هیدرولوژی بحث می‌کند.

لیمنولوژی
علم مطالعه آبهای داخل خشکی (دریاچه‌ها و برکه‌ها و ...) را لیمنولوژی (Limnology) گویند. در این رابطه خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، و بیولوژیکی آب توده‌های آب موجود در داخل خشکیها مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

کرایولوژی
یخ شناسی یا کرایولوژی (Cryology) علمی است که در آن خصوصیات مختلف آب در حالت جامد (برف یا یخ) بررسی می‌شود. به زبان دیگر کرایولوژی علم یخ شناسی و بررسی یخچالهاست هرچند یخچال شناسی نیز امروزه خود علم جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهد.

ژئوهیدرولوژی (geohydrology)
به معنی هیدرولوژی آبهای زیرزمینی یا علم مطالعه آبها در زیر زمین است که در مقابل آن علم مطالعه آب در سطح زمین که هیدرولوژی آبهای سطحی گفته می‌شود قرار دارد. غالبا دو واژه ژئوهیدرولوژی و هیدروژئولوژی باهم اشتباه می‌شوند. اما در اولی تکیه بر هیدرولوژی و در دومی تکیه بر زمین شناسی می‌باشد. در فارسی برای مطالعه آب در زیر زمین از واژه هیدروژئولوژی استفاده می‌شود.

پوتامولوژی
رودخانه شناسی یا پوتامولوژی (Potamology) مسائل مربوط به جریان آب در رودخانه را مورد بررسی قرار می‌دهد در این رابطه تاکید بر جنبه‌های فیزیکی موضوع است تا بیولوژیکی آن.

هیدروگرافی
علم مطالعه وضعیت و خصوصیات فیزیکی آب بخصوص در رابطه با مسائل کشتیرانی را هیدروگرافی (Hydrography ) گویند. مطالعه جزر و مد در دریاهای آزاد و نوسانات سطح آب و نیز موج شناسی در قلمرو این علم قرار دارد.

هیدرومتری
آب سنجی که به آن هیدرومتری (Hydrometry) نیز گفته می‌شود. علم اندازه گیری آب و مسائل مربوط به آن می‌باشد، در واقع این علم سنجشهای مختلف مرکز آب ، مقادیر جریان و موارد مشابه به آن را در برمی‌گیرد.

اقیانوس سنجی
در علم اقیانوس سنجی (Oceanolography) خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی و دیگر ویژگیهای اقیانوس و دریاهای آزاد مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این علم خود بخشی از دانش وسیع اقیانوس شناسی (Oceanology) به شمار می‌آید.

کاربردهای هیدرولوژی
امروزه این علم در طراحی و طرز عمل سازه‌های هیدرولیکی نظیر سدهای ذخیره‌ای و انحرافی ، کانالهای آبیاری و زهکشی و پل ، مهندسی رودخانه و کنترل سیلاب ، آبخیزداری ، جاده سازی ، طراحی تفرجگاه مسائل بهداشتی و فاضلاب شهری و صنعتی و زمینه‌های زیست محیطی بطور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ضرورت این علم (هیدرولوژی)
هر سال به سطح خشکیهای کره زمین حدود 110000 کیلومتر مکعب آب بصورت نزولات جوی فرو می‌ریزد در عوض 70000 کیلومتر مکعب آن بصورت تبخیر خارج می‌شود. تفاوت این دو رقم 40000 کیلومتر مکعب است که منابع تجدید شونده آب را تشکیل می‌دهند. مقدار سرانه آب تجدید شونده در سطح دنیا رقمی حدود 7400 متر مکعب در سال برای هر نفر است. اما این مقدار بطور یکنواخت تقسیم نشده است.



دید کلی
هیدرولوژی علمی است که در مورد پیدایش خصوصیات و نحوه توزیع آب در طبیعت بحث می‌کند ولی عملا واژه هیدرولوژی به شاخه‌ای از جغرافیای فیزیکی اطلاق می‌شود که گردش آب در طبیعت را مورد بررسی قرار می‌دهد. انجمن علوم و فنون ایالات متحده تعریف زیر را برای هیدرولوژی برگزیده است:


هیدرولوژی علم مطالعه آب کره زمین است و در مورد پیدایش ، چرخش و توزیع آب در طبیعت خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آب ، واکنش‌های آب در محیط و ارتباط آن با موجودات زنده بحث می‌کند بنابراین ملاحظه می‌شود که هیدرولوژی در برگیرنده تمامی داستان آب است.

تاریخچه و تکامل آب شناسی
تا جایی که تاریخ نشان می‌دهد اولین تجارب آب شناسی مربوط به سومریها و مصریها در منطقه خاورمیانه است بطوری که قدمت سد سازی روی رودخانه نیل به 4000 سال قبل از میلاد مسیح می‌رسد در همین زمان فعالیتهای مشابهی در چین نیز وجود داشته است. از بدو تاریخ تا حدود 1400 سال بعد ازمیلاد مسیح فلاسفه و دانشمندان مختلفی از جمله هومر طالس ، افلاطون ، ارسطو و پلنی در مورد سیکل هیدرولوژی اندیشه‌های گوناگونی ارائه کرده‌اند و کم کم مفاهیم فلسفی هیدرولوژی جای خود را به مشاهدات علمی دادند.


سیر تحولی و رشد
شاید بتوان گفت هیدرولوژی جدید از قرن 17 با اندازه گیریهای مختلف آغاز شد در این دوره پرالت ترانست مقدار بارندگی تبخیر و صعود موئینه‌ای را در حوضه آبریز رودخانه سن اندازه گیری کند ماریوت با اندازه گیری سرعت و سطح مقطع جریان دبی رودخانه سن را در پاریس اندازه گیری کرد.


در قرن 18 مطالعات تجربی در زمینه‌های هیدرولوژی شکوفایی خاصی را پیدا کرد. بر اساس این مطالعات بود که بسیاری از اصول هیدرولیکی پایه گذاری گردید. از آن جمله می‌توان وسایلی مانند پیزو ستروبرنولی ، لوله پیتر ، جریان سنج ولت من ، لوله بوردا ، و نظریه‌هایی مانند نظریه برنولی ، (فرمول شزی و قوانین دالامبرت را نام برد. از آن زمان به بعد هیدرولوژی از جنبه کیفی به کمی سوق داده شده و اندازه گیری بسیاری از پدیده‌های هیدرولوژی امکان پذیر گردید.


قرن 19 را می‌توان دوره طلایی هیدرولوژی دانست در این زمان زمین شناسی نیز به عنوان یک علم تکمیل کننده در آبهای زیرزمینی وارد گردید. قانون دارسی و فرمولهای دو پوئی- تیم (Dmpmit-Thiem) نمونه‌ای از پیشرفت‌های آبهای زیرزمینی همراه با هیدرولوژی می‌باشد. در زمینه هیدرولوژی آبهای سطحی نیز بخصوص به هیدرومتری توجه فراوانی مبذول گردید. فرمولهای فرانسیس در مورد سرریزها ، گانگیه (Gangmillet) کوته (kmtter) و مانینگ (Manning) درباره جریان آب در کانالهای روباز از جمله این مواردند.


فعالیتهای دالتون در زمینه تبخیر نیز بسیار حائز نیز بسیار حائز اهمیت بود. گرچه قسمت اعظم هیدرولوژی جدید در قرن 19 پایه گذاری شد. ولی تا امروز هنوز هیدرولوژی علمی از تکامل زیادی برخوردار نبود.


در اواخر قرن 19 و بخصوص در 30 سال اول قرن 20 صدها فرمول تجربی پیشنهاد گردید که می‌بایست ضرایب و پارامترهای آنها بر اساس قضاوت و تجربه بدست می‌آمده و برای حل این مشکل در بسیاری از کشورها موسسات و انیستیتو‌های تحقیقی در زمینه هیدرولوژی تاسیس گردید. در این دوره دانشمندان زیادی ظهور کردند از جمله می‌توان در سال 1932 شرمن (Sherman) نظریه روش هیدروگراف واحد برای تخمین رواناب پیشنهاد کرد.


نظریه تیس (Thies) در حل مسائل مربوط به هیدرولوژی چاهها و روش پیشنهادی گامبل (Gammble) در سال 1941 برای تجزیه و تحلیل آماری داده‌ها و روشهای انیشتین (Einstein) را در مطالعات رسوب رودخانه‌ها نام برد. و از سال 1650 به بعد روشهای نظری در هیدرولوژی بسیار معمولی گردید بطوری که اکثر فرمولها و روشهای تجربی در قالب ریاضی در رد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

زیرشاخه‌های هیدرولوژی
هیدرومتئورولوژی (Hydrometeorology) یا آب و هواشناسی
کاربرد هواشناسی را در مسائل هیدرولوژی مورد بررسی قرار می‌دهد. به عبارت دیگر هیدرومتئورولوژی را می‌توان علمی دانست که درباره مسائل مشترک بین هواشناسی و هیدرولوژی بحث می‌کند.

لیمنولوژی
علم مطالعه آبهای داخل خشکی (دریاچه‌ها و برکه‌ها و ...) را لیمنولوژی (Limnology) گویند. در این رابطه خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، و بیولوژیکی آب توده‌های آب موجود در داخل خشکیها مورد مطالعه قرار می‌گیرد.

کرایولوژی
یخ شناسی یا کرایولوژی (Cryology) علمی است که در آن خصوصیات مختلف آب در حالت جامد (برف یا یخ) بررسی می‌شود. به زبان دیگر کرایولوژی علم یخ شناسی و بررسی یخچالهاست هرچند یخچال شناسی نیز امروزه خود علم جداگانه‌ای را تشکیل می‌دهد.

ژئوهیدرولوژی (geohydrology)
به معنی هیدرولوژی آبهای زیرزمینی یا علم مطالعه آبها در زیر زمین است که در مقابل آن علم مطالعه آب در سطح زمین که هیدرولوژی آبهای سطحی گفته می‌شود قرار دارد. غالبا دو واژه ژئوهیدرولوژی و هیدروژئولوژی باهم اشتباه می‌شوند. اما در اولی تکیه بر هیدرولوژی و در دومی تکیه بر زمین شناسی می‌باشد. در فارسی برای مطالعه آب در زیر زمین از واژه هیدروژئولوژی استفاده می‌شود.

پوتامولوژی
رودخانه شناسی یا پوتامولوژی (Potamology) مسائل مربوط به جریان آب در رودخانه را مورد بررسی قرار می‌دهد در این رابطه تاکید بر جنبه‌های فیزیکی موضوع است تا بیولوژیکی آن.

هیدروگرافی
علم مطالعه وضعیت و خصوصیات فیزیکی آب بخصوص در رابطه با مسائل کشتیرانی را هیدروگرافی (Hydrography ) گویند. مطالعه جزر و مد در دریاهای آزاد و نوسانات سطح آب و نیز موج شناسی در قلمرو این علم قرار دارد.

هیدرومتری
آب سنجی که به آن هیدرومتری (Hydrometry) نیز گفته می‌شود. علم اندازه گیری آب و مسائل مربوط به آن می‌باشد، در واقع این علم سنجشهای مختلف مرکز آب ، مقادیر جریان و موارد مشابه به آن را در برمی‌گیرد.

اقیانوس سنجی
در علم اقیانوس سنجی (Oceanolography) خصوصیات فیزیکی ، شیمیایی ، بیولوژیکی و دیگر ویژگیهای اقیانوس و دریاهای آزاد مورد مطالعه قرار می‌گیرد. این علم خود بخشی از دانش وسیع اقیانوس شناسی (Oceanology) به شمار می‌آید.

کاربردهای هیدرولوژی
امروزه این علم در طراحی و طرز عمل سازه‌های هیدرولیکی نظیر سدهای ذخیره‌ای و انحرافی ، کانالهای آبیاری و زهکشی و پل ، مهندسی رودخانه و کنترل سیلاب ، آبخیزداری ، جاده سازی ، طراحی تفرجگاه مسائل بهداشتی و فاضلاب شهری و صنعتی و زمینه‌های زیست محیطی بطور گسترده‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد.
ضرورت این علم (هیدرولوژی)
هر سال به سطح خشکیهای کره زمین حدود 110000 کیلومتر مکعب آب بصورت نزولات جوی فرو می‌ریزد در عوض 70000 کیلومتر مکعب آن بصورت تبخیر خارج می‌شود. تفاوت این دو رقم 40000 کیلومتر مکعب است که منابع تجدید شونده آب را تشکیل می‌دهند. مقدار سرانه آب تجدید شونده در سطح دنیا رقمی حدود 7400 متر مکعب در سال برای هر نفر است. اما این مقدار بطور یکنواخت تقسیم نشده است.


متخصصان هیدرولوژی رقم 1000 متر مکعب در سال برای هر نفر را مرز کم آبی یک کشور تعیین کرده‌اند. این رقم در مصر 30 در قطر 40 در لیبی 160 در عربستان 140 متر مکعب در سال برای هر نفر برآورد شده است. همگی جز کشورهای کم آب محسوب می‌شوند. در ایران این سرانه 1500 متر مکعب در سال تخمین زده شده است. با این حساب نمی‌توان ایران را یک کشور کم آب تلقی کرد. یکی از راههای سازگاری با خشکی استفاده بهینه از منابع آب است. باید سعی کرد که تا حد امکان از ریزشهای جوی ، جریان آبهای سطحی و منابع زیرزمینی به نحو مطلوب استفاده شود و این کار عملی نخواهد بود مگر با شناخت پدیده‌های هیدرولیکی.

 


 

هیدرولوزیک شهری

آسیب پذیری شهرهایی که در مجاورت دریاها واقیانوسها ی بیرونی هستند از نظر اب شیرین:در برخی از جاها بدلیل مجاورت با دریا آب را با دستگاه شیرین می کنند و می خورند و در اخر که می خوری احساس تلخی می کنی. در قشم اب شیرین کن داریم .

تذکر: دررابطه با مسایل هیدرولوژیک شهری در شکل وجود حال انکه در صورت بروز می تواند تیشه به ریشه شهر بزند:1- چگونگی تامین اب کافی2-چگونگی دفع فاضلاب

اگر قرار است شهر پایدار بماند باید این دو مسئله حل شود.

تذکر : راه حل آنتالیو در بسیاری از شهرهای بزرگ ایالت اتتاریای جنوبی کانادا روش خاصی برای دفع روانابهای ناشی از بارندگی بکار می برند وآن استفاده از پارکهای گود و فرو نشسته ای است که سیلابهای شهری به داخل انها هدایت میشود. استفاده از پارکها برای ذخیره موقت سیلابهای شهری اقدامات ایمنی را طلب میکنند شرایط و موقعیت این پارکها باتید از نظر فعالیت کودکان موقعیت مکانی مدارس وزمینهای بازی مناسب باشد. علاوه برآنباید عواملی چون امکان دسترسی به زمین وبهای آن و مسائل مر بو ط به زیبائی و منظر سازی مناسب پارکها را نیزدر نظر گرفت

شور شدن آب در اعماق زمین :مثال برای شهر مریدا مکزیک که حفر جاه بیشتر از 40 متر عمق ممنوع است زیراخطر شور شدگی دارد. 1 قسمت فشار آب در برخی از مناطق شهرها ومشکلات ناشی از آن است. مثلا کار نکردن لوله آبی مثلا محروم شدن از استحمام. آخرین بحران در آبادان بوداستقرارومکان یابی صنایع در کنار رودخانه ها :مثلادر کنار رئدخانه ها صنایع ایجاد ایجاد می کنند که مشکل حمل  و نقل تولیدات کمتر می شود.این خود به شهر اسیب می رساند. کاهش و کمبود آب در شهرهایی مانند پاریس یا شناخت گارد در آلمان که را از 150 کیلومتری می آورند. در مشهد انتقال آب شیرین از مخزن سد دوستی از 200 کیلومتری.،در تبریز از فاصله 180 کیلومتری از زرینه رود می اورند ،در زابل از فاصله 160 کیلومتری آب را تامین می کنند ،در آمریکا آب آلوده را به زمین تزریق می کردند که خود باعث زمین لرزه هایی با قدرت 4 ریشتری بیشتر شود.ما شهرنشینی کالبدی پیشرفته تری از شهر نشینی اجتماعی و فر هنگی داریم هنوز زمینه های قانون گریزی و قانون ستیزی زیاد داریم. شور شدن خاک و از بین رفتن تمدنهای دیرینه:بسیاری از تمدن ها در اثر شور شدن آب وخاک از بین رفته اند .

-      

شهری که ناسالم است آسیب پذیری آن قابل کنترل نیست مثلا یک دفعه 2روز مدارس بخاطر آلودگی هوا تعطیل شد.

شهر در جهان در حال توسعه –رابرت دهاتر وسری لوی ایوسن. ترجمه کیومرث ایران دوست ،میترا احمدی وسیاستهای خیابانی – آقای آصف بیات

جمعیت حاشیه نشینی مشهد بیشتر از جمعیت برخی از استانهاست .

3-آسیبهای هیدرولوژیای:موارد متعددی را شا مل می شود:

1-3-طغیان رودخانه های شهر:مثل طغیان کارون که حدود 460 میلی متر مربع در ثانیه دبی آن علت. اغلب شهر های ما متاثر رودخانه ها هستند مثلا در مشهد رودخانه کشف رود. در سال 66طغیان رودخانه شد در مشهد عده زیادی صدمه دیدند – در تبریز رودخانه مهران چای،در تهران چندین رودخانه و مسیلی از شهر عبور می کنند –رودخانه کز، رودخانه دربند، رودخانه وتنجک. اسیبهای ناشی از تند آبهای شهری هم  زیاد داریم. تعیین حریم وحصار می تواند این اسیب ها را کمتر کند. خود رودخانه های شهر اکوسیستم خاصی را برای آنها ایجاد کرده است. کانالها ومسیل ها حکم حمل زباله از شمال شهر به جنوب شهر را دارد. گرادایان آلودگی در رودخانه ها زیاد است.هر کسی سعی می کند آلودگی خودش را به رودخانه هدایت کند .در مشهد در روز حدود 10 تن زباله بیمارستانی داریم . گاها در آب آلوده سیب ،پرتقال،خیار ،هویج و... داریم

سازمان بهداشت جهانی در دهه 1990-180 گفته که بیشتر بیماریهای شناخته شده (80%)به آب مربوط است نفوذ رطوبت رودخانه هادر پی ساختمانها به ویژه در نواحی ساحلی آسیب دیگر در شهرها ی رودخانه کنار در مواقع اضطراری است مثلادر جنگ ایران و عراق گاها عراق پل ها را می زد .بنابراین سیستم شهر مختل می شد . در اهواز ما 7 پل داریم که تمام برای شهر حیاتی است.و یا زلزله اگر بیاید و پل ها خراب شود چطور می خواهند کمک رسانی کنند .در شوشتر دو وجود دارد که به آن شطیط می گویند که درمواقع جنگ و...

خطرات ناشی از احتمال بازگشت سیل:

یک نوع آسیب دیگر فرسایش رودخانه هاست .موقعی که رودخانه در جریان خودش مئاندر یا پیچان رود ایجاد می کند خود باعث تخریب است

آسیب های ناشی از نشست زمین نیز نوع دیگر از آسیب هاست که بر اثر بهره برداری زیاد از آب زیرزمینی وغیره انجام می گیرد .

آسیب های هیدرولوژیکی دیگر آلودگی آب زیرزمینی است .مثلا آلودگی آب زیرزمینی بر اثر چاههای جذبی ویا منتهی نمودن آب های آلوده به نوعی سفره های آب زیرزمینی. به نظر می آید که به طبیعت اگر فشار زیاد وارد کنیم پس گردنی می زند.

مشکل تامین آب در شهرهای حاشیه کویر و خطر شور شدن منابع آب :

شهرهای بیابانی با کمبود آب مواجه هستند .شهر های کویری با کمبود آب مواجه نیستند بلکه با شوری آب مواجه هستند.




 
 

انواع چرخ دنده

 

 
 

واع چرخ دنده ها

وقتی می خواهند یک چرخ دنده انتخاب کنند، به چند نکته اساسی توجه می کنند.
• اولین نکته نسبت چرخ دنده ها است. نسبت چرخ دنده ها قدرت و سرعت خروجی را تعیین می کند.
• نکته دوم شکل دنده هایی است که روی چرخ دنده قرار گرفته اند. چرخ دنده های قدیمی ظاهری شبیه شکل روبرو داشتند. چنین چرخ دنده ای برای کارهای ساده خوب است، اما وقتی بخواهیم در یک ابزار پیچیده از آن استفاده کنیم کارآیی چندانی ندارد.
اینجا نوبت به انتخاب نوع چرخ دنده ها می رسد. چرخ دنده ها انواع مختلفی دارند که هر یک از آنها برای شرایط خاصی به کار می رود.

چرخ دنده های ساده
این چرخ دنده ها ساده ترین چرخ دنده هایی هستند که دیده اید. آنها دندانه های مستقیم دارند و محور دو چرخ نیز موازی با یکدیگر قرار گرفته اند. گاهی تعداد زیادی از آنها را در کنار هم قرار می دهند تا سرعت را کاهش و قدرت را افزایش دهند. شکل 1
در تعداد زیادی از وسایل از این چرخ دنده ها استفاده می شود. مثلاً ساعت های کوکی، ساعت های اتوماتیک، ماشین لباسشویی، پنکه و ... . اما در اتومبیل به کار نمی آیند، چون سر و صدای زیادی دارند. هر بار که دندانه یک چرخ به دندانه چرخ روبرو می رسد، صدای کوچکی در اثر برخورد ایجاد می شود. می توانید مجسم کنید وقتی تعداد زیادی از این چرخ دنده ها با هم کار کنند، چه سر و صدایی راه می اندازند؟ تازه این برخورد ها در دراز مدت، باعث شکستن دندانه ها می شود. برای کاهش سر و صدا و افزایش عمر چرخ دنده ها در بیشتر اتومبیلها از چرخ دنده های مارپیچ استفاده می کنند.

چرخ دنده های مارپیچ
دندانه این چرخ دنده ها اریب است. وقتی یکی از آنها می چرخد، ابتدا نوک دندانه ها با هم تماس پیدا می کنند سپس به تدریج دو دندانه کاملاً در هم جفت می شوند. این درگیری تدریجی همان چیزی است که هم سر و صدا را کم می کند و هم باعث می شود که این چرخ دنده ها نرم تر کار کنند.  شکل 2
در ماشین تعداد زیادی چرخ دنده مارپیچ وجود دارد. به خاطر مایل بودن دندانه ها، هنگام درگیری نیروی زیادی به آنها وارد می شود. به همین علت در وسایلی که از چرخ دنده های مارپیچی استفاده می کنند بلبرینگ هایی تعبیه شده است تا این فشار را تحمل کند. اگر زاویه دندانه ها را به دقت تنظیم کنیم، می توان دو چرخ دنده را به دو محور عمود بر هم وصل کرد تا جهت چرخش 90 درجه تغییر کند.

چرخ دنده های مخروطی
این چرخ دنده ها بهترین وسیله تغییر جهت هستند. معمولاً از آنها برای تغییر جهت 90 درجه استفاده می شود، ولی می توان طراحی را طوری انجام داد که در زاویه های دیگر نیز کار کنند. شکل 3
دندانه های آنها ممکن است مستقیم یا پیچ دار باشد. اما اگر دندانه ها صاف باشد همان مشکل چرخ دنده های ساده را دارند. در دندانه های پیچ دار این مشکل برطرف شده است، ولی در هر دوی آنها باید محور چرخ دنده ها در یک صفحه قرار داشته باشد. شکل 4
گاهی می خواهیم محور چرخها در یک صفحه نباشند. در چنین شرایطی از چرخ دنده هایی مانند شکل روبرو استفاده می کنیم. شکل 5
در دیفرانسیل بسیاری از اتومبیلها از این چرخ دنده ها استفاده می شود. این طراحی امکان آن را ایجاد می کند که محور چرخ دنده بیرونی پایین تر از محور چرخ دنده حلقوی قرار داده شود. شکل روبرو محور بیرونی ورودی را نشان می دهد که در تماس با چرخ حلقوی قرار گرفته است. از آنجایی که محور محرک (Drive Shaft) ماشین به چرخ بیرونی متصل می شود، پایین آمدن چرخ بیرونی امکان پایین آوردن محور محرک را هم ایجاد می کند، پس می توان محور را پایینتر آورد و در عوض فضای بیشتری را به سرنشینان اتومبیل اختصاص داد.

چرخ دنده های حلزونی
این چرخ دنده ها زمانی مورد استفاده قرار می گیرند که بخواهیم تغییر زیادی در سرعت و یا قدرت ایجاد کنیم. معمولاً نسبت شعاع دو چرخ دنده 20:1 است و گاهی حتی به 300:1 و بیشتر نیز می رسد. شکل 6
این چرخ دنده ها یک خاصیت جالب هم دارند که در هیچ چرخ دنده دیگری پیدا نمی شود. چرخ بالایی (حلزون) می تواند به راحتی چرخ دیگر (چرخ دنده حلزونی) را حرکت دهد، ولی چرخ پایینی نمی تواند حلزون رابچرخاند. زاویه دنده های روی حلزون آنقدر کوچک است که وقتی چرخ پایینی بخواهد آن را بچرخاند، اصطکاک به حدی زیاد می شود که از حرکت حلزون جلوگیری می کند. این ویژگی به ما امکان استفاده از این چرخ دنده ها را در جاهایی که به یک قفل خودکار نیاز داریم می دهد. فرض کنید از این چرخ دنده در یک بالابر استفاده کرده ایم؛ وقتی موتور بالابر از کار بیفتد، چرخ دنده ها قفل می شوند و نمی گذارند بار پایین بیاید. معمولاً در دیفرانسیل کامیونها و خودروهای سنگین از این چرخ دنده ها استفاده می شود.

چرخ دنده شانه ای
این چرخ دنده ها برای تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی استفاده می شوند. یک مثال خوب برای این چرخ دنده ها فرمان اتومبیل است. فرمان، چرخ دنده ای را می چرخاند که با چرخ شانه ای در تماس است. وقتی شما فرمان را می چرخانید، با توجه به جهت چرخش فرمان، شانه به سمت چپ و یا راست حرکت می کند و باعث حرکت چرخها می شود. در برخی از ترازوها نیز برای چرخاندن عقربه از سیستم مشابهی استفاده می شود. شکل

عمران

 
 
عمران آب
 
 
 
 
نویسنده:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

 

 

 

 

 


 

یاد دارم که شبی در دل دال              بین فولاد و بتن گشت جدال
هر دو از خستگی و کار زیاد              بر فلک برده دو صد ناله و داد
بتنش گفت به صد خشم و خروش      ای تو زنازکی همچون دم موش
با چنین هیکل نازک که تراست          طاقت و تاب فشاریت کجاست
جمله نیروی فشاری به من است       زان مرا مانده و افسرده تن است
گفت فولاد که ای یار عزیز                 این چنین سخت تو با من مستیز
من و تو راحت و آسوده بدیم             هریکی در طرفی توده بدیم
روزی آمد بر ما صاحب کار                 با من و با تو چنین کرد قرار
که بیاییم و به هم در سازیم             کار او زود به راه اندازیم
او به ما وعده خوبی‎ها داد                وعده لطف و نکویی‎ها داد
گفت جای تو به بالا سازم                بهرت از چوب متکا سازم
گرچه اول بنهاد او دو سه بند             لیک برداشت پس از روزی چند
زان سپس ما بفتادیم به کار             من فتادم به کشش تو به فشار
بین کنون از چه در این حال شدیم     راست بشنو زمن، اغفال شدیم
 
این شعر در سال ۱۳۲۲ به‎وسیله مهندس اصغر جاویدان سروده شده است

منبع : تالار گفتمان ایران سازه


 

 


این موزه که شاید بزرگترین و مهمترین بنای خدماتی زیر آبی باشد، توسط Jacques Rougerie ، که تجربیات زیادی در رابطه با معماری زیر آب دارد طراحی شده است. این موزه در ساحل، نزدیک کتابخانه ی جدید اسکندریه ساخته شده، جایی که به علت زلزله هایی که در آن ناحیه به وقوع پیوسته، فرورفتگی ای مابین ساحل و خط باریکی از خشکی شکل گرفته است. در مصر باستان و درست زیر این فرورفتگی، کاخ یکی از فراعنه ی مصر قرار داشته که بر اثر همین زلزله ها ، همراه خشکی به زیر آب رفته است و این موزه برای نمایش آثار به جا مانده بنا شده است. این آثار شامل تعداد زیادی از سنگ تراشه ها، مجسمه هاو کشتی های شکسته ی یونانی و رومی است که در این محل غرق شده اند. همچنین بقایای یک فانوس دریایی که احتمال میرود همان فانوس اسکندریه باشد ( یکی از عجایب هفت گاهنه ی جهان ) نیز در این محل پیدا شده.

این یافته ها به علت احتمال آسیب دیدن، قابل جابجایی از آن محل نبودند، به همین علت بهترین راه برای حفظ و نمایش آنها ایجاد موزه ای در زیر آب ها بود. این موزه از ۴ المان بزرگ که از بادبان قایق های قدیمی مصری که روی رود نیل وجود داشته اند الهام گرفته شده شکل گرفته. در داخل موزه هم، به وسیله ی تونل های شفافی از جنس فایبرگلاس، این توانایی به تماشاگران داده شده تا آثار را به راحتی در زیر آب مشاهده کنند. عمقی که این تونل ها در آن قرار دارند، چیزی حدود ۵ تا ۶ متر است که در این عمق فشار زیادی به دیواره ها وارد نمی شود. این پروژه قرار است طی ۳ سال کامل شود.

 


 
 

 


مقاومت بتن به وسیله نسبت سیمان، ریز دانه و درشت دانه ، آب و افزودنی‌های متنوع كنترل می‌شود. نسبت آب به سیمان فاكتور اصلی برای تشخیص مقاومت سیمان می‌باشد. هرچقدر نسبت آب به سیمان كمتر باشد، مقاومت فشاری بتن افزایش می‌یابد. یك مقدار حداقل آبی برای فرایند‌های شیمیایی سخت شدن بتن مورد نیاز است، آب اضافی كارآیی بتن را افزایش می‌دهد (سهولت جریان یافتن بتن) ولی مقاومت را كاهش می‌دهد. مقدار كارآیی به وسیله آزمایش اسلامپ بدست می‌آید. یك قالب فلزی به شكل مخروط ناقص با بتن تازه پر می شود ، سپس قالب بالا كشیده می‌شود فاصله بین بالای بتن و جای قبلی آن قبل از برداشتن قالب اندازه‌گیری می‌شود. اسلامپ كمتر ، مخلوط محكمتر و كم كارآتری را ایجاد می‌كند. در ساختن ساختمان اسلامپ 75 الی 100 میلیمتر معمول است. تكان‌دادن مخلوط بتن كارآیی را بسیار زیاد بهبود می‌بخشد و حتی بتن خیلی سفت بدون اسلامپ هم می‌تواند ریخته شود.

اطلاعات مربوط به نسبتهای اختلاط بتن در استاندارد 211-1 ACI برای بتن با وزن معمولی موجود است. استاندادر 211 -2 برای بتن سبك سازه‌ای و استاندارد 211-3 برای بتن بدون اسلامپ. مقاومت عملی بتن در جا در سازه همچنین متاثر از مراحل ریختن بتن و نظارت آن می‌باشد.

مقاومت بتن در آمریكا با f’c نمایش داده می‌شود كه مقاومت فشاری به psi از آزمایش استوانه نمونه‌های با قطر 6 اینچ در ارتفاع 12 اینچ می‌باشد كه در 28 روز بعد از ساخته شدن مورد آزمایش قرار می‌گیرد. در قسمتهای مختلف دنیا ، واحد استاندارد آزمایش قالب‌های مكعب به ضلع 20 سانتیمتر است.

دانه و درشت دانه ، آب و افزودنی‌های متنوع كنترل می‌شود. نسبت آب به سیمان فاكتور اصلی برای تشخیص مقاومت سیمان می‌باشد. هرچقدر نسبت آب به سیمان كمتر باشد، مقاومت فشاری بتن افزایش می‌یابد. یك مقدار حداقل آبی برای فرایند‌های شیمیایی سخت شدن بتن مورد نیاز است، آب اضافی كارآیی بتن را افزایش می‌دهد (سهولت جریان یافتن بتن) ولی مقاومت را كاهش می‌دهد. مقدار كارآیی به وسیله آزمایش اسلامپ بدست می‌آید. یك قالب فلزی به شكل مخروط ناقص با بتن تازه پر می شود ، سپس قالب بالا كشیده می‌شود فاصله بین بالای بتن و جای قبلی آن قبل از برداشتن قالب اندازه‌گیری می‌شود. اسلامپ كمتر ، مخلوط محكمتر و كم كارآتری را ایجاد می‌كند. در ساختن ساختمان اسلامپ 75 الی 100 میلیمتر معمول است. تكان‌دادن مخلوط بتن كارآیی را بسیار زیاد بهبود می‌بخشد و حتی بتن خیلی سفت بدون اسلامپ هم می‌تواند ریخته شود.

اطلاعات مربوط به نسبتهای اختلاط بتن در استاندارد 211-1 ACI برای بتن با وزن معمولی موجود است. استاندادر 211 -2 برای بتن سبك سازه‌ای و استاندارد 211-3 برای بتن بدون اسلامپ. مقاومت عملی بتن در جا در سازه همچنین متاثر از مراحل ریختن بتن و نظارت آن می‌باشد.

مقاومت بتن در آمریكا با f’c نمایش داده می‌شود كه مقاومت فشاری به psi از آزمایش استوانه نمونه‌های با قطر 6 اینچ در ارتفاع 12 اینچ می‌باشد كه در 28 روز بعد از ساخته شدن مورد آزمایش قرار می‌گیرد. در قسمتهای مختلف دنیا ، واحد استاندارد آزمایش قالب‌های مكعب به ضلع 20 سانتیمتر است.


 
 

 

پیش تنیدگی روشی است برای مقاوم سازی بتن یا مواد دیگر که توسط رشته های فولادی با مقاومت بالا و یا میلگردها انجام می شود و بطور کلی به آن Tendon یا همان فولادهای پس تنیدگی گفته می شود.
کاربرد پیش تنیدگی در سازه های پارکینگ ها، ساختمان(آپارتمانها) و در دفاتر کار، دالهای بتنی روی زمین، پلها و ورزشگاه ها، حفاری های سنگ و خاک، تانکهای ذخیره آب و مواد شیمیایی و ... می باشد.
در بیشتر حالت ها سیستم پیش تنیدگی به عملیات اجرایی ساخت پروژه این امکان را می دهد در مواقع غیر ممکن ملزومات معماری طرح رعایت و محدودیت های موجود برطرف گردد.
اگر چه سیستم پیش تنیدگی در مراحل ساخت، سرهم کردن قطعات(مونتاژ)، برپاسازی و نصب در موقعیت به معلومات و دانش تخصصی و فنی نیاز دارد، مفهوم کلی کار به صورت زیر توضیح داده می شود :
اگر تعدادی بلوک چوبی که درون آنها سوراخی اجرا شده است و از میان سوراخ نوار لاستیکی عبور داده شود و دو طرف انتهای نوار لاستیکی را نگاه داریم، بلوک ها از قسمت پایین از هم جدا می شوند.
در این شرایط پیش تنیدگی توسط قرار دادن یک جفت مهره در دو انتهای نوار لاستیکی قابل شرح است بطوری که با پیچاندن مهره ها کم کم بلوکها در قسمت پایین به هم نزدیک شده و نهایتا به طور محکم به هم فشار خواهند آورد.
در این حالت اگر از دو قسمت انتهایی مجموعه را بلند کنیم این بار مجموعه بلوک ها از هم جدا نمی شود و بطور مستقیم و در کنار هم موقعیت خود را حفظ می کنند.
این نوار لاستیکی محکم شده در واقع همان Tendon  (فولادهای پس تنیدگی) در مقیاس واقعی می باشند که توسط وسایل مهاری گوه ای شکل در محل انتهایی بسته می شوند.

مزایای پیش تنیدگی
برای درک بهتر مزایای پیش تنیدگی دانستن اطلاعاتی از خواص بتن مفید خواهد بود. بتن در برابر فشار بسیار مقاوم است اما در برابر کشش ضعیف است. به عنوان مثال وقتی نیرویی کششی در مقطع آن عمل کند، ترک می خورد. به طور متداول در سازه های بتنی وقتی باری شبیه به خودرو در یک پارکینگ بر روی دال بتنی و یا تیرها قرار گیرد، تیر تمایل به انحنا و خم شدن دارد. این تغییر شکل خمیدگی باعث می شود پایین تیر اندکی دچار کشیدگی و ازدیاد طول شود.
معمولا همین مقدار اندک کشیدگی برای ایجاد ترک در بتن کافی است. میل گردهای تقویتی(bars ) فولادی به صورت مدفون در بتن به عنوان تقویت کشش برای محدود کردن عرض ترک قرار داده می شود. میلگردها در این حالت وقتی فقط به صورت مدفون در بتن قرار داده می شود به صورت نیروهای Pssive عمل می کند و تا زمانی که خیز در بتن به مرحله قبل از ایجاد ترک نرسیده است نیرویی را تحمل نمی کند.
اما Tendon یا همان فولادهای پیش تنیدگی به صورت نیروهای Active در سیستم عمل می کنند. در سیستم پیش تنیدگی فولاد به عنوان عامل مقاوم و موثر عمل می کند. به طوری که امکان بوجود آمدن ترک در بتن وجود نخواهد داشت.
سازه های پیش تنیده حتی اگر تحت بارگذاری کامل قرار گیرند، می توانند طوری طراحی شوند که کمترین خیز و ترک در سازه ایجاد شود.

کاربردها
تقریبا در تمام انواع سازه ها سیستم پیش تنیدگی کاربرد دارد.
در سازه ساختمان ها، پیش تنیدگی اجازه ایجاد دهانه آزاد بیشتر بین تکیه گاه ها می دهد. ضمنا ضخامت دالهای بتنی نیز کمتر، تعداد تیرها کمتر و لاغرتر و امکان ساخت اعضا سازهای چشمگیر و نمایشی از مزایای آن است. دال نازکتر به معنای استفاده کمتر از بتن می باشد به علاوه این که ارتفاع کلی ساختمان برای ارتقای کف تا کف یکسان نیست به ساختمانی که از سیستم پیش تنیدگی استفاده نشده کمتر می باشد.
بنابراین سیستم پیش تنیدگی باعث می شود وزن سازه به طور قابل توجهی نسبت به ساختمان بتنی معمولی با همان تعداد طبقات کاهش یابد. این موضوع باعث کاهش بار فندانسیون می شود و می توان مزیت اصلی آن برای نواحی لرزه خیز باشد. در مقایسه با ساختمان با شرایط مشابه یک ساختمان کوتاه به سیستم های مکانیکال کمتر و همچنین هزینه نمای خارجی کمتری احتیاج دارد. لذا صرفه اقتصادی نیز حاصل شده است. محاسن دیگر سیستم پیش تنیدگی این است که تیرها و دالها می توانند ممتد اجرا شوند. به عنوان مثال یک تیر تنها می تواند به طور ممتد از یک انتهای ساختمان به انتهای دیگر آن امتداد یابد. از نظر سازهای این حالت بسیار کارآمدتر از این است که یک تیر فقط از یک ستون به ستون بعدی امتداد داشته باشد.
پیش تنیدگی سیستم است که برای سازه های پارکینگ نیز استفاده می شود و علت آن این است که انعطاف پذیری زیادی برای طراحی ستون ها، طول دهانه آزاد و شکل رمپ به طراح می دهد. پارکینگ هایی که در آنها از سیستم پیشتنیدگی استفاده شده است هم می توانند به عنوان یک سازه مستقل باشند و هم به عنوان یک یا چند طبقه در یک ساختمان مسکونی و یا اداری قرار داشته باشند.
در نواحی که از خاک رس روان یا خاک هایی با ظرفیت باربری پایین می باشند، استفاده از دالهای روی زمین و یا فندانسیون های گسترده با سیستم پیش تنیدگی مشکلات ناشی از ترک و نشت های نامتقارن را از بین می برد.
این روش برای ساخت پل ها با شرایط مختلف هندسی نظیر انحناهای پل ها و پل هایی با ارتفاع اهمیت زیادی دارد. ضمنا روش پیش تنیدگی امکان ساخت پل ها با دهانه خیلی زیاد را بدون استفاده از تکیه گاه های میانی پل بوجود می آورد. در ورزشگاه ها نیز این سیستم باعث می شود دهانه های آزاد بزرگتری اجرا شود و در نتیجه امکان اجرای طرح های معماری زیبایی به وجود می آورد. این سیستم به عنوان مهاری نفوذ کننده در عمق خاک و سنگ نیز استفاده می شوند و به عنوان اعضا کششی برای نگاه داری دیواره های جانبی در سازه ها مانند دیواره راهها، تونل ها، دیواره حوضچه های خشک ساخت و تعمیر کشتی و به عنوان نگهدارنده کف سازه هایی که تحت اثر نیروی بالا برندگی قرار دارند( مانند سازه آبگیر) پروژه های پتروشیمی و پالایشگاه ها استفاده فراوان دارد. ضمن این که برای پایدار سازی شیب زمین ها و ترانشه ها نیز قابل استفاده هستند.
نمونه دیگر مصرف این سیستم در صنایع نفت و گاز و پالایشگاه ها مربوط به تانک های بتنی ذخیره گاز و میعانات گازی است که در آنها ضریب بالایی جهت اطمینان از عدم وجود ترک در سازه بتنی مطرح است. ضمن این که سازه تانک ذخیره سازی در راستای عمودی و افقی به زمین طوری دوخته می شود که ایمنی آن در مقابل هرگونه انفجار تضمین می شود.

 

واژگان فنی
فولادهای پیش تنیدگی(Tendon )
کامل کننده و قسمت اصلی مهاری ها میباشند که به صورت رشته کابل(stand ) فولادی با مقاومت بالای کششی (1770 N/mm2 ) با میلگرد هستند و در جاهایی که دارای پوشش هستند و در حالتی دیگر درون لوله محافظ قرار داده می شوند که اطراف آن را توسط گروت و یا پوشش محافظ گریس مخصوص جهت جلوگیری از خوردگی فولاد می پوشانند.
در حالت کلی دو نوع اصلی پیش تنیدگی وجود دارد:

1.       Unbonded

2.       Bonded(grouted)

در حالت Unbonded فولاد رشته ای  یا میله با بتن اطراف چسبندگی ندارد.
بیشتر سیستم های Unbonded به صورت تک رشته ای می باشند که در دال و تیرهای ساختمان ها، سازنده پارکینگ ها و دالهای روی سطح زمین از این سیستم استفاده می شود.
یک رشته کابل (Stand ) از هفت رشته سیم مفتول تشکیل می شود که با نوعی گریس جهت حفاظت خوردگی پوشیده می شود و کل مجموعه درون یک روکش پل یاتلین قرار گرفته است. در قسمت ابتدائی نیز از یک صفحه فولادی سوراخ دار به همراه گوه هایی فولادی دو تکه استفاده می شود و این گوه ها طوری طراحی شده اند که استرند را درون خود محکم نگاه می دارد.
در سیستم های Bonded دو یا چند استرند از درون یک مجرای محافظ فلزی یا پلاستیکی عبور داده می شود در حالی که این مجرا از قبل به صورت مدفون در بتن کار گذاشته می شود.
استرندها توسط یک جک کششی بزرگ مهار شده و کشیده می شوند. سپس مجرای لولهای(Duct ) توسط گروت که مادای بر پایه سیمان است پر می شود.
استفاده از این گروت هم باعث محافظت از خوردگی کابلهای فولادی می شود هم این که باعث انتقال نیروی کششی بین استرندها و مجرای لولهای (Duct ) شده و گیرداری طول مشخصی از (Lb ) Tendon را در محیط اطراف موجب می شود.
انکرهای خاک و سنگ نیز از نوع سیستم Bonded (گیرداری) هستند اما با قدری تفاوت در مراحل اجرای انکر گذاری به طوری که به وسیله دستگاه حفاری سوراخ مدنظر به همراه یک غلاف لولهای (Casing ) جهت جلوگیری از ریزش خاک و سنگ در محل ایجاد می شود.
این کار ممکن است در دیواره یک تونل و یا دیواره حایل شیت پایلی و توده خاک پشت آن انجام می گیرد. در درون Casing عبور داده شده و سپس عملیات تزریق گروت آغاز می شود. بعد از این که گروت به مقاومت مدنظر رسید عملیات کشش Tendon آغاز می شود.
در حالت پایدار سازی زمینه ای شیبدار (ترانشه ها) و یا دیواره تونل ها استفاده از انکر گذاری باعث نگهداری خاک سست و سنگ و پیوستگی آن دو با هم می شود، به طوری که وقتی عملیات خاکبرداری داخل آغاز می شود، فشار پشت توسط نیروی پیش تنیدگی انکر خنثی می شود و دیواره شیت پایل در محل خود استوار می ماند.
اعضا ضروری در پیش تنیدگی
در سیستم پیش تنیدگی اعضا ضروری متعددی وجود دارد. در ساختار Unbonded پوشش پلاستیکی به عنوان منفصل و جداکننده نیروی مهاری بین استرندهای پیش تنیدگی و بتن اطراف عمل می کند. چیزی که به عنوان ناحیه آزاد (LF ) مطرح می شود. این پوشش همچنین باعث محافظت از خسارت وارده به استرند با روش های مکانیکی می شود. به عنوان یک مانع عمل می کند که از نفوذ رطوبت و مواد شیمیایی به استرند جلوگیری می کند.
علاوه بر این پوشش، ماده محافظ استرند از نوع گریس مخصوص باعث کاهش اصطکاک بین استرند و پوشش پلاستیکی آن شده و حفاظت خوردگی مضاعفی ایجاد می کند. قسمتهای مربوط به مهار کردن و بستن (Anchor Head ) قسمت مهم دیگر است خصوصا در سیستم های (Unbonded ) بعد از این که بتن عمل آوری شد و به مقاومت لازم رسید گوه ها داخل پلیت مخصوص(Wedge Plate ) قرار داده می شود و استرندها کشیده می شوند. وقتی که جک کششی استرند را آزاد می کند، استرند به آرامی جمع می شود و گوه ها را به درون انکر می کشد و این عمل باعث ایجاد قفل شدگی محکم در استرند می شود.
بنابراین گوه ها نیروی موجود در Tendon را حفظ می کنند و آن را بتن محیط اصراف منتقل می کنند. در محیط های خورنده قسمت مهار کننده (anchorhead ) و دم های استرند های بیرون زده معمولا با یک پوشش کلاهک برای حفاظت بیشتر پوشانده می شوند.
ساخت
برای استفاده از مهاری های Unbonded  (بی قید) در ساختمان ها و دالها، آنها عموما در محلی پیش ساخته می شوند و به محل سایت(به صورت آماده جهت نصب) منتقل می شوند. سپس رشته های پیش تنیدگی به شکلی که در نقشه های نصب مشخص شده اند در محل قرار داده می شوند. در نقشه های نصب فاصله آنها از هم، شکل حرکتی آن در طول(ارتفاع هر قسمت آن از سطح قالب) و محل هایی که باید کشیده شوند، نشان داده می شود. سپس بتن ریزی انجام می شود و وقتی به مقاومت لازم بین 3000-3500 psi رسید، رشته ها کشیده شده و قفل می شود.
اصولا Tendon شبیه یک نوار لاستیکی تمایل به برگشت به حالت طول اولیه دارد در حالی که توسط قسمت مهارکننده(Anchor head ) از انجام آن جلوگیری می شود. در واقع رشته ها به طور دایمی تحت تنضش قرار دارند که باعث می شود نیروی فشاری در بتن ایجاد شود. این نیروی فشاری که از سیستم پیش تنیدگی حاصل می شود نیروهای کششی ناشی از بارگذاری را خنثی می کند. بنابراین ظرفیت باربری بتن و یا دیواره شیت پایل در سازه های دریایی(اسکله ها، حوضچه های خشک تعمیر کشتی) به طور قابل توجهی افزایش می یابد.
از آنجایی که بتن پیش تنیده در محل پروژه به صورت درجا ریخته می شود تقریبا هیچ محدودیتی برای شکل دادن وجود ندارد. نماهای سر در قوسی شکل، آرک ها و طرح های دالهای پیچیده اغلب نمادهایی از سازه های بتنی پیش تندگی هستند. پیش تنیدگی تاکنون برای استفاده در تعداد زیادی از پل هایی که به زیبایی طراحی شده، جهت استفاده قرار گرفته است.

اطمینان از کیفیت ساخت
مقدار فروش استرندهای پیش تنیدگی تقریبا در ده سال گذشته دو برابر شده از این رو صنعت پیش تنیدگی به سرعت در حال رشد است. در حال حاضر برای اطمینان از کیفیت ساخت، موسسه Tensioning institute آمریکا هر دو عامل کنترل اجرای دوره های آموزش نیروهای متخصص و ماهر را اجرا کرده است. با مشخص کردن این که شرایط کارگاه ساخت و متخصصان اجرایی با تایید و تحت گواهی PTI باشند



 
 
 

 

 

ژئوسنتیک ها موادی هستند که همگام با پیشرفت صنعت پتروشیمی با استفاده از انواع مختلف پلیمرها ساخته شده و استفاده از آنها به عنوان مصالحی جدید در رابطه با طرحهای آب و خاک مورد استقبال مهندسین و کارشناسان در بسیاری از کشورهای جهان قرار گرفته است. بطور کلی ژئوسنتیک عنوانی فراگیر برای توصیف صفحات نازک و انعطاف پذیری است که در داخل توده خاک و یا در ارتباط با مصالح خاکی با اهداف مختلفی همچون مسلح سازی، جداسازی ، عایق بندی رطوبتی، مهار فرسایش، ایفای  نقش صافی( فیلتر)، زه کشی و غیره مورد استفاده قرار می گیرند. در بسیاری از موارد، این ورقه ها ممکن است ترکیبی از وظایف مذکور را به عهده داشته باشند                 

 


 
 
 


مادیها

   روشهاي احياء و بازسازيهاي ماديها

روشهاي احياء و بازسازيهاي ماديها                      مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

ماديها شبكه اي هستند از يك اكوسيستم پويا و حيات بخش كه ساليان متمادي است در ستيز با ناهنجاريهاي اقليم خشك و كويري مبارزه مي كند اگر چه نفوذ خانه سازي و شهرسازي در درون اين شبكه تا حدودي از اقتدار آن كاسته ولي نتوانسته است موجب نابودي آنها را فراهم آورد و فرياد غريبانه آنها همچنان از فراسوي تاج درختان و كوچه باغهاي پر پيچ و خم و آشيانه پرندگان بگوش ابناء بشر و فرزندان اين آب و خاك ميرسد و هنوز هم هستند دستهايي كه به حمايت از اين فريادهاي غريبانه در تلاش و تكاپو باشند.

به منظور احياء سازي اين شبكه سبز نياز به انجام يكسري عمليات و اقدامات اساسي و زيربنائي مي باشد كه ذيلاً به اهم اين موارد اشاره ميگردد.

1- مشخص كردن حقابه و تنظيم تقويم آبياري

آنچه مسلم است عنصر اصلي و حيات بخش اين انهار سنتي آب است و به نظر نمي رسد در ضرورت مصرف آب در اين ماديها هيچ كارشناسي بتواند شك و ترديدي داشته باشد زيرا مصرف آب در اين ماديها چند منظوره بوده و تقريباً تمامي اهداف انسان را در مصرف آب تحقق مي بخشد كه از آن جمله مي توان به موارد ذيل اشاره نمود:

الف : تغذيه سفره آبهاي زيرزميني و به تبع آن افزايش توليدات زراعي و باغي

ب : احياء و توسعه فضاي سبز شهري

ج : تلطيف هوا و افزايش رطوبت نسبي در شهر

د : بهبود ميكروكليماي شهري براي جمعيت ساكن در شهر

هـ : حفظ معابر سبز به منظور تفريح و تفرج مردم

2- حفظ حريم قانوني انهار و ماديها

3- مراقبت و نگهداري مستمر از اشجار و درختان حاشيه ماديها

امروزه اشخاص متفاوت با ديدگاهها و منظورهاي متفاوت درارتباط با درختان رفتارهاي متفاوتي نشان مي دهند كه ديدگاههاي منفي گاهي خساراتي سنگين را ببار مي آورد كه از آن جمله مي توان به قطع شبانه درختان، سوزاندن درختان اشاره نمود در اين رابطه طرح ساماندهي ناژوان و صفه در ترويج فرهنگ حفاظت از درخت و تشكيل يگانه هاي حفاظتي و برخورد قانوني با متخلفين و انجام هرس شاخه هاي خشكيده و فرم دادن به درختان و همچنين دفع آفات و مبارزه شيميايي، مكانيكي و بيولوژيكي نقش مهمي را ايفا مي كند.

طول شبكه انهار ماديهاي 12 گانه سطح شهر اصفهان حدود 186762 متر بوده كه چنانچه عرض متوسط نهر يا مادي را با حريم و تاج پوشش درختان 20 متر در نظر بگيريم سطح فضاي سبز ارائه شده به شهر اصفهان از طريق ماديها حدود 370 هكتار برآورد مي گردد.

 بازسازي و عمران انهار و ماديها

 

 

بي توجهي به ماديها از جنبه هاي عمراني و آباداني قابل بررسي و كنكاوش مي باشد زيرا زمانيكه اراضي آبخور ماديها تبديل به ساخت و ساز گرديد و زارعين و كشاورزان حقابه سبز تبديل به بساز و فروش هاي شهري شدند بي توجهي گريبانگير ماديها گرديد و از آن پس بازسازي و لايروبي و اصلاح انهار به فراموشي سپرده شد. در حال حاضر به جز شهرداريها كه عمدتاً با هدف توسعه فضاي سبز و حمايت از اشجار و درختان كه گاه به عمران ماديها مي پردازند سازمان يا ارگان ديگري انجام چنين اموري را به دست نگرفته است.

در بيشتر مسيرها لازم است كه اقدامات زير انجام پذيرد.

الف : بازسازي سر دهنه ماديها

ب : اصلاح يا احداث آب بندهاي مناسب

ج : لايروبي و برداشتن موانع و انسدادها در طول مسير

د : بازسازي پل هاي آبگذر

هـ : ديواره سازي و اصلاح شيب هاي جانبي

و : واكاري نهال و درخت در مسيرهاي فاقد درخت

ز : رها سازي حريم قانوني ماديها

ح : مرمت و اصلاح معابر سبز و پياده رو و سواره رو در مسير ماديها

ط : حذف علفهاي هرز به منظور تسهيل در عمليات آبياري

ك : بازسازي شترگلوها در مقاطع عرض خيابانها و اتوبانها

ل : نصب كنترل دريچه و تقسيم آب

م : برقراري امكانات امنيتي و رفاهي و تفريحي در مسير ماديها

 اهداف و راهبردها و اهميت حفظ و بازسازي مادي ها در اصفهان

 

 

از آنجائيكه دشت اصفهان از شرايط همواري برخوردار بوده رسوبات دانه ريز و آبرفتي سيلسي و رسي اراضي حاصلخيز را تشكيل داده اند بر اين اساس تقدير چنين بوده كه اين دو عنصر پاك و مفيد يعني آب و خاك در اين خطه قرين يكديگر شده و پايه گذار تمدني كهن براي فرزندان اين مرز و بوم گردند.

بهرحال با مأنوس شدن آب و خاك در اين دشت عناصر ديگري نظير گياه و موجودات زنده به اين جمع پيوسته و زندگي آغاز گرديد انشعابات متعدد انهار كه گاهي تحت عنوان مادي شناخته مي شود ساده ترين و ارزانترين راه انتقال آب از رودخانه بر روي دشت بوده كه با عمل خاكبرداري و استفاده از نيروي انساني صورت گرفته و چنانچه انديشه را به ادوار گذشته، زماني كه شهر اصفهان بسيار محدود و كوچك و در حد يك روستا بوده است سوق دهيم ملاحظه خواهيم كرد كه هدايت يك نهر درون دشت هاي رسوبي و به زير كشت بردن آن اراضي كار چندان مشكلي نبوده است. بهرحال عملي شدن اين كار و تداوم آن منافع و محسنات ذيل را براي دشت اصفهان در برداشته است.

1- اين شبكه به عنوان يك سيستم پخش آب عمل كرده و نه تنها از هدر رفتن آب جلوگيري كرده بلكه باعث تقويت سفره هاي آب زيرزميني دشت شده بطوريكه هم اكنون با وجود حفر چاههاي عميق و نيمه عميق زياد درون دشت اين سفره هنوز از غناء خوبي برخوردار است.

2- پخش آب درفصول پر آب رودخانه موجب جلوگيري از تمركز آب و تخريب هاي احتمالي توسط سيلاب مي گردد.

3- با توجه به ناكافي بودن بارندگي در نواحي خشك و نيمه خشك و بالا بودن ميزان تبخير ساليانه از ميزان بارندگي كه باعث شور شدن خاكها و بالا آمدن املاح مي گردد عمل پخش آب توسط ماديها در دشت موجبات شستشوي مداوم اراضي و جلوگيري از شوري بيش از حد خاكهاي منطقه مي گردد.

4- با توجه به اينكه اكنون قسمتي از ماديها منشعبه از رودخانه در داخل ساخت و سازهاي شهري قرار گرفته حفظ اشجار موجود غرس نهالهاي جديد مي تواند به عنوان راهروهاي ريوي شهري محسوب شود و تأمين كننده بخشي از فضاي سبز مورد نياز شهروندان گردد.

5- از آنجائيكه شهر اصفهان در قلمرو اقاليم خشك و نيمه خشك جهان قرار دارد جريان آب در اين ماديها باعث افزايش رطوبت در محاوط مسكوني شده و ضمن تلفيق با فضاي سبز شرايط بهتري را براي محيط زيست شهري فراهم مي آورد.

6- انتقال آب از طريق ماديها بر روي اراضي زراعي نوعي آبياري محسوب شده كه نياز به هيچگونه انرژي و نيروي برق يا سوخت فسيلي و غيره نخواهد داشت و درآمد بيشتري براي كشاورزي عايد مي نمايد.

7- در صورت رعايت مهار هيدرولوژي شهري ماديها مي توانند از تجمع آب باران جلوگيري كرده و اين آبها را به سفره آبهاي زيرزميني هدايت كرده و از تبخير آنها جلوگيري به عمل آورند.

با اوصاف ياد شده و با توجه به مندرجات و اهداف طرح جامع اراضي ناژوان كه به حفظ و نگهداري و احياء و توسعه منابع موجود در گستره پارك ناژوان توجه نموده و اولويت عمليات عمراني را به مناطقي كه از لحاظ اجتماعي داراي مشكلات و تهديدهاي كمتر مي باشد داده است لذا واحد طراحي و عمران طرح ساماندهي ناژوان محدوده و حريم مادي عبدا… خان را كه در رينگ شفاف طرح قرار گرفته تحت عنوان طرح تفضيلي اجرائي بازسازي و اصلاح مادي عبدا… خان انتخاب و اهداف راهبردي را پياده مي نمايد.

هیدرودینامیک


شبيه سازي جريان در مسيل ها با استفاده از مدل هاي هيدروديناميك، بمنظور كنترل و مديريت سيلاب هاي شهري  

مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

 

چكيده
اخيراً بدليل اثرات مخرب ناشي از سيلاب در حوضه‌هاي شهري، گرايش زيادي به هيدرولوژي و چگونگي جمع آوري و انتقال رواناب ناشي از رگبار در مناطق شهري معطوف شده است. از آنجا كه مسيل‌ها يكي از مهمترين سازه‌هاي انتقال و توزيع جريان رواناب در سطح شهرها مي‌باشند لذا در اين تحقيق با استفاده از يك مدل هيدروديناميك به شبيه‌سازي هيدروليكي جريانات غيرماندگار ايجاد شده در يك مسيل پرداخته شده است. شبيه‌سازي‌ها براي دو گزينه مختلف با دبي‌هاي متفاوت ورودي به مسيل انجام شده و نتايج شامل منحني‌هاي دبي-زمان و عمق-زمان در چند نقطه كنترل ارائه و بحث گرديده‌اند.

واژگان كليدي: مسيل‌، مدل هيدروديناميك ICSS ، سيلاب شهري، جريان غيرماندگار

 

1- مقدمه
با توسعه روز افزون مناطق شهري و از بين رفتن اراضي كشاورزي مناطق غيرقابل نفوذ توسعه يافته، كه اين حالت موجب افزايش حجم و ارتفاع رواناب ناشي از بارش در حوضه هاي شهري مي گردد. جريان جاري شده در حوضه هاي شهري بدليل عبور از مناطق مختلف در سطح شهر داراي كيفيت نامناسب بوده و همراه خود مقدار زيادي آلودگي حمل مي نمايد. در صورت عدم تخليه(زهكشي) مناسب رواناب ناشي از بارش هاي شهري امكان بروز سيلاب در سطح شهر افزايش مي يابد. به دليل اثرات مخرب ناشي از سيلاب در حوضه هاي شهري چگونگي انتقال، مديريت و تخليه رواناب هاي ايجاد شده در سطح شهر مورد توجه محققين و سازمانهاي مربوطه از جمله شهرداري ها قرار گرفته است. كيفيت رواناب در حوضه‌‌هاي شهري بدليل آلودگي‌هاي ناشي از وسايل نقليه موتوري، ساختمان سازي، كودهاي شيميايي مربوط به فضاهاي سبز و ... بسيار نامناسب مي‌باشد. براي كاهش اثرات ناشي از كيفيت و كميت رواناب در حوضه هاي شهري، سازه هاي متعددي بكار گرفته مي شود. نوع، اندازه و چگونگي اين سازه ها به تناسب، اندازه و شدت رواناب و همچنين ميزان آلودگي تجمع يافته در اين مناطق بستگي دارد. مسيل ها
يكي از مهمترين سازه ها در جمع آوري، تخليه و انتقال رواناب هاي موجود در سطح شهر مي باشند. هدف از اين تحقيق، بررسي رفتار هيدروليكي جريان در مسيل‌ها با استفاده از يك مدل هيدروديناميك حل جريانات غيرماندگار، ارائه زمان بندي حركت امواج و تعين تغييرات عمق جريان در زمان در طول مسير با توجه به ورود رواناب مي باشد. از آنجا كه جريان در مسيل ها از نوع غيرماندگار بوده و با گذشت زمان و همچنين در طول مسيل بر حسب محل هاي ورود رواناب، پارامترهاي هيدروليكي جريان تغيير مي نمايند. بنابراين هيدروليك حاكم بر جريان در مسيل ها بسيار پيچيده بوده و بمنظور حل معادلات و تعيين پارامترهاي هيدروليكي از جمله زمان حركت امواج، ناچار به استفاده از مدل هاي هيدروديناميك مي باشيم. در اين تحقيق با استفاده از مدل هيدروديناميك ICSS به شبيه سازي جريان غيرماندگار پرداخته شده است.

2- هيدرولوژي جريان رگبار در حوضه‌هاي شهري
واضح است كه هيدرولوژي كاربردي در حوضه‌هاي شهري يك علم دقيق نخواهد بود، چرا كه توانايي ما براي فهم كامل روند هيدرولوژي در حوضه‌هاي شهري كامل نيست. بر عكس، مي‌توانيم فقط بر اساس اصول نظري پديده باران-رواناب را فرموله كنيم كه به خاطر عكس‌العمل‌هاي متقابل روي اجزاي مختلف در يك حوضه شهري، معادلات بدست آمده و شرايط مرزي كه بتوانند اين پديده را بشكل معادله درآورند، بسيار پيچيده مي‌باشند. چنين مدل‌هاي نظري به دو دليل عمده نمي‌توانند قابل كاربرد و تأييد در روند هيدرولوژي شهري باشند. اول اينكه توسعه و كاربرد اين نوع مدل‌ها بسيار مشكل و گران قيمت هستند. ثانياً در بيشتر حالات كيفيت اطلاعات قابل تطبيق با مدل نمي‌باشد. به خاطر اين دلايل،‌ غالباً مدل‌هاي تجربي براي مطالعه كردن بعضي اجزاي پديده باران-رواناب به كار گرفته مي‌شوند. اين كته نيز كاملاً واضح است كه بكارگيري مدل‌هاي تجربي، مختص مناطق خاصي است و اين مدل‌ها بدون توجه و نگرش دقيق نمي‌توانند در مناطقي با مشخصات ديگر به كار گرفته شوند.
تمام آبي كه بصورت بارش بر زمين فرو مي ريزد نيازي به جمع آوري و تخليه از طريق سيستم زهكشي ندارد. بخشي از اين آب بداخل خاك نفوذ كرده و بخش ديگري ممكن است در گودال ها و ديگر فرورفتگي ها جمع شده و نهايتاً تبخير گردد. نسبت آبي كه بر روي زمين جاري شده و بايد بوسيله سيستم زهكشي انتقال يابد را ضريب رواناب
مي نامند. ضريب رواناب بصورت زير به شرايط خاك، شيب زمين و نحوه استفاده از آن بستگي دارد:

1- شرايط خاك
آب در خاك هاي شني در مقايسه با خاك هاي رسي و يا زمين هاي سنگي راحتر و سريعتر نفوذ مي كند.
2- شيب منطقه
آب در زمين هاي با شيب تند، با سرعت بيشتري بسمت پايين حركت مي نمايد و در نتيجه نسبت به شرايط سكون و يا حركت آهسته اي كه در مناطق مسطح دارد، زمان كمتري براي نفوذ در اختيار خواهد داشت.
3- كاربري زمين
گياهان بخش قابل توجهي از آب را در خود نگه داشته داشته و نيز موجب سستي خاك مي شوند و به همين دليل فرآيند نفوذ آب در داخل خاك را تسهيل مي نمايند. در مقابل پشت بام ها و سطوح آسفالت شده از نفوذ آب به داخل خاك جلوگيري مي كنند. با اين ترتيب مي توان دريافت كه ضريب روان آب در مناطق داراي خاك رسي يا بافت سنگي، در مناطقي با شيبهاي تند و مناطق با تراكم ساختماني و پوشش گياهي كم، بيشتر از ديگر مناطق است.

2-1- محاسبه جريان سيلاب براي طراحي مسيل ها 
براي طراحي مسيل‌ها ابتدا ضروري است حداكثر جريان سيلابي كه بايد به وسيله مسيل انتقال يابد، محاسبه شود. حداكثر آبدهي از يك حوضه هنگامي اتفاق خواهد افتاد كه تمام حوضه در ايجاد رواناب شركت داشته باشد و تمام حوضه هنگامي در ايجاد رواناب شركت خواهد داشت كه قطره آب باران از دوردست‌ترين نقطه به انتهاي حوضه برسد(زمان تمركز). تعيين حداكثر جريان سيلاب شامل گام هاي زير مي باشد:
الف- تصميم گيري در مورد دوره برگشت مناسب.
ب- به دست آوردن حداكثر شدت باران (I) برحسب ميلي متر بر ساعت براي شرايط فوق.
ج- محاسبه مساحت حوزه آبريزي (A) كه بايد بوسيله زهكش پوشش داده شود(بر حسب هكتار).
د- تخمين ضريب روانابي براي حوزه آبريز مورد نظر .C
ه- محاسبه حداكثر جريان بر حسب مقدار آبي كه بايد در هر ثانيه زهكشي شود با استفاده از مقادير I ، A و C .
از آنجا كه هدف اصلي از اين تحقيق مطالعه و بررسي هيدروليك جريان در مسيل‌ها مي‌باشد، لذا مقادير پيك هيدروگراف‌هاي چند سيلاب‌ بعنوان ورودي در محل‌ انشعابات (محل ورودي‌هاي مسيل) در نظر گرفته شده است و در اينجا از تشريح جزئيات بيشتر در مورد چگونگي تعيين مراحل فوق خودداري شده است.

سیلاب شهری

مديريت سيلاب هاي شهري
نویسنده:مهندس ملکرئیسی

اخيراً بدليل اثرات مخرب ناشي از سيلاب در حوضه‌هاي شهري، گرايش زيادي به هيدرولوژي و چگونگي جمع آوري و انتقال رواناب ناشي از رگبار در مناطق شهري معطوف شده است. از آنجا كه مسيل‌ها يكي از مهمترين سازه‌هاي انتقال و توزيع جريان رواناب در سطح شهرها مي‌باشند لذا در اين تحقيق با استفاده از يك مدل هيدروديناميك به شبيه‌سازي هيدروليكي جريانات غيرماندگار ايجاد شده در يك مسيل پرداخته شده است. شبيه‌سازي‌ها براي دو گزينه مختلف با دبي‌هاي متفاوت ورودي به مسيل انجام شده و نتايج شامل منحني‌هاي دبي-زمان و عمق-زمان در چند نقطه كنترل ارائه و بحث گرديده‌اند.

واژگان كليدي: مسيل‌، مدل هيدروديناميك ICSS ، سيلاب شهري، جريان غيرماندگان

با توسعه روز افزون مناطق شهري و از بين رفتن اراضي كشاورزي مناطق غيرقابل نفوذ توسعه يافته، كه اين حالت موجب افزايش حجم و ارتفاع رواناب ناشي از بارش در حوضه هاي شهري مي گردد. جريان جاري شده در حوضه هاي شهري بدليل عبور از مناطق مختلف در سطح شهر داراي كيفيت نامناسب بوده و همراه خود مقدار زيادي آلودگي حمل مي نمايد. در صورت عدم تخليه(زهكشي) مناسب رواناب ناشي از بارش هاي شهري امكان بروز سيلاب در سطح شهر افزايش مي يابد. به دليل اثرات مخرب ناشي از سيلاب در حوضه هاي شهري چگونگي انتقال، مديريت و تخليه رواناب هاي ايجاد شده در سطح شهر مورد توجه محققين و سازمانهاي مربوطه از جمله شهرداري ها قرار گرفته است. كيفيت رواناب در حوضه‌‌هاي شهري بدليل آلودگي‌هاي ناشي از وسايل نقليه موتوري، ساختمان سازي، كودهاي شيميايي مربوط به فضاهاي سبز و ... بسيار نامناسب مي‌باشد. براي كاهش اثرات ناشي از كيفيت و كميت رواناب در حوضه هاي شهري، سازه هاي متعددي بكار گرفته مي شود. نوع، اندازه و چگونگي اين سازه ها به تناسب، اندازه و شدت رواناب و همچنين ميزان آلودگي تجمع يافته در اين مناطق بستگي دارد. مسيل ها
يكي از مهمترين سازه ها در جمع آوري، تخليه و انتقال رواناب هاي موجود در سطح شهر مي باشند. هدف از اين تحقيق، بررسي رفتار هيدروليكي جريان در مسيل‌ها با استفاده از يك مدل هيدروديناميك حل جريانات غيرماندگار، ارائه زمان بندي حركت امواج و تعين تغييرات عمق جريان در زمان در طول مسير با توجه به ورود رواناب مي باشد. از آنجا كه جريان در مسيل ها از نوع غيرماندگار بوده و با گذشت زمان و همچنين در طول مسيل بر حسب محل هاي ورود رواناب، پارامترهاي هيدروليكي جريان تغيير مي نمايند. بنابراين هيدروليك حاكم بر جريان در مسيل ها بسيار پيچيده بوده و بمنظور حل معادلات و تعيين پارامترهاي هيدروليكي از جمله زمان حركت امواج، ناچار به استفاده از مدل هاي هيدروديناميك مي باشيم. در اين تحقيق با استفاده از مدل هيدروديناميك ICSS به شبيه سازي جريان غيرماندگار پرداخته شده است.

 هيدرولوژي جريان رگبار در حوضه‌هاي شهري
واضح است كه هيدرولوژي كاربردي در حوضه‌هاي شهري يك علم دقيق نخواهد بود، چرا كه توانايي ما براي فهم كامل روند هيدرولوژي در حوضه‌هاي شهري كامل نيست. بر عكس، مي‌توانيم فقط بر اساس اصول نظري پديده باران-رواناب را فرموله كنيم كه به خاطر عكس‌العمل‌هاي متقابل روي اجزاي مختلف در يك حوضه شهري، معادلات بدست آمده و شرايط مرزي كه بتوانند اين پديده را بشكل معادله درآورند، بسيار پيچيده مي‌باشند. چنين مدل‌هاي نظري به دو دليل عمده نمي‌توانند قابل كاربرد و تأييد در روند هيدرولوژي شهري باشند. اول اينكه توسعه و كاربرد اين نوع مدل‌ها بسيار مشكل و گران قيمت هستند. ثانياً در بيشتر حالات كيفيت اطلاعات قابل تطبيق با مدل نمي‌باشد. به خاطر اين دلايل،‌ غالباً مدل‌هاي تجربي براي مطالعه كردن بعضي اجزاي پديده باران-رواناب به كار گرفته مي‌شوند. اين كته نيز كاملاً واضح است كه بكارگيري مدل‌هاي تجربي، مختص مناطق خاصي است و اين مدل‌ها بدون توجه و نگرش دقيق نمي‌توانند در مناطقي با مشخصات ديگر به كار گرفته شوند.
تمام آبي كه بصورت بارش بر زمين فرو مي ريزد نيازي به جمع آوري و تخليه از طريق سيستم زهكشي ندارد. بخشي از اين آب بداخل خاك نفوذ كرده و بخش ديگري ممكن است در گودال ها و ديگر فرورفتگي ها جمع شده و نهايتاً تبخير گردد. نسبت آبي كه بر روي زمين جاري شده و بايد بوسيله سيستم زهكشي انتقال يابد را ضريب رواناب
مي نامند. ضريب رواناب بصورت زير به شرايط خاك، شيب زمين و نحوه استفاده از آن بستگي دارد:

1- شرايط خاك
آب در خاك هاي شني در مقايسه با خاك هاي رسي و يا زمين هاي سنگي راحتر و سريعتر نفوذ مي كند.
2- شيب منطقه
آب در زمين هاي با شيب تند، با سرعت بيشتري بسمت پايين حركت مي نمايد و در نتيجه نسبت به شرايط سكون و يا حركت آهسته اي كه در مناطق مسطح دارد، زمان كمتري براي نفوذ در اختيار خواهد داشت.
3- كاربري زمين
گياهان بخش قابل توجهي از آب را در خود نگه داشته داشته و نيز موجب سستي خاك مي شوند و به همين دليل فرآيند نفوذ آب در داخل خاك را تسهيل مي نمايند. در مقابل پشت بام ها و سطوح آسفالت شده از نفوذ آب به داخل خاك جلوگيري مي كنند. با اين ترتيب مي توان دريافت كه ضريب روان آب در مناطق داراي خاك رسي يا بافت سنگي، در مناطقي با شيبهاي تند و مناطق با تراكم ساختماني و پوشش گياهي كم، بيشتر از ديگر مناطق است.

 محاسبه جريان سيلاب براي طراحي مسيل ها 
براي طراحي مسيل‌ها ابتدا ضروري است حداكثر جريان سيلابي كه بايد به وسيله مسيل انتقال يابد، محاسبه شود. حداكثر آبدهي از يك حوضه هنگامي اتفاق خواهد افتاد كه تمام حوضه در ايجاد رواناب شركت داشته باشد و تمام حوضه هنگامي در ايجاد رواناب شركت خواهد داشت كه قطره آب باران از دوردست‌ترين نقطه به انتهاي حوضه برسد(زمان تمركز). تعيين حداكثر جريان سيلاب شامل گام هاي زير مي باشد:
الف- تصميم گيري در مورد دوره برگشت مناسب.
ب- به دست آوردن حداكثر شدت باران (I) برحسب ميلي متر بر ساعت براي شرايط فوق.
ج- محاسبه مساحت حوزه آبريزي (A) كه بايد بوسيله زهكش پوشش داده شود(بر حسب هكتار).
د- تخمين ضريب روانابي براي حوزه آبريز مورد نظر .C
ه- محاسبه حداكثر جريان بر حسب مقدار آبي كه بايد در هر ثانيه زهكشي شود با استفاده از مقادير I ، A و C .
از آنجا كه هدف اصلي از اين تحقيق مطالعه و بررسي هيدروليك جريان در مسيل‌ها مي‌باشد، لذا مقادير پيك هيدروگراف‌هاي چند سيلاب‌ بعنوان ورودي در محل‌ انشعابات (محل ورودي‌هاي مسيل) در نظر گرفته شده است و در اينجا از تشريح جزئيات بيشتر در مورد چگونگي تعيين مراحل فوق خودداري شده است.

چابهار

 
       
 
 
 
     
   
 
   
 
       
   
 
 
     
 
     

قشم

 
   
 
 
   
 
     
   

کیش

 

کشمیر

 

کراچی

سوئیس

 

مادر شهر

 
شهرری مادر شهرهای جهان
702 x 600 - 304k - jpg
shahrerey.blogfa.com
شهرهاي آسيايي، بيادبترين شهرهاي جهان ...
420 x 315 - 50k - jpg
khabargozariha.blogfa.com
... و تورنتو مودب ترين شهرهاي جهان
400 x 302 - 49k - jpg
jalebastbedanid.blogfa.com
... شهرهای جهان برای زندگی است.
380 x 300 - 43k - jpg
irbest.ir
گرانترين شهرهاي جهان در سال 2008- ...
400 x 664 - 76k - jpg
www.boys-abadan.blogfa.com
شهرری مادر شهرهای جهان
220 x 160 - 96k - jpg
shahrerey.blogfa.com
More from www.abdulazim.com ]
... از زيباترين شهرهاي جهان را منتشر ...
316 x 415 - 29k - jpg
sirbe.blogfa.com
آلوده ترین شهرهای جهان:
800 x 566 - 96k - jpg
www.m4z.blogfa.com
شهر های جهان
560 x 373 - 52k - jpg
saramahmood.blogfa.com
... به صورت حوزههای مادر شهری منطقه ...
480 x 324 - 19k - jpg
urbangeographypnk.persianblog.ir
شوش از کهن ترین شهر های جهان و به ...
450 x 639 - 205k - jpg
kavehbahadori.persianblog.ir
شهرری مادر شهرهای جهان
220 x 160 - 88k - jpg
shahrerey.blogfa.com
... به وقت دیگر شهرهای جهان به شرح ...
563 x 737 - 92k - jpg
www.cloob.com
... مهمترين شهرهاي جهان باستان محسوب ...
480 x 480 - 63k - jpg
www.chn.ir
تهران یکی از نامطلوبترین شهرهای جهان ...
569 x 373 - 54k - jpg
rozanha.blogsky.com
اولین شهرهای جهان در5500 سال ...
500 x 333 - 57k - jpg
socialsciences.blogfa.com
شوش يكي از كهنترين شهرهاي جهان به ...
726 x 519 - 73k - jpg
osturebastan.blogfa.com
... بسیاری از شهرهای جهان فرصتی است ...
392 x 367 - 22k - jpg
hezarbareshgh.blogfa.com

معماری و جرایم

 

نقش معماری و شهرسازی در کاهش جرایم شهری

محقق:مهندس عبدالاحد ملکرئیسی

يكي از عوامل مؤثر در وقوع جرم، محيط اجتماع و زندگي است و بررسي موضوعاتي همچون كيفيت و نحوه معماري مسكن و چگونگي شهرسازي در جوامع و شهرهاي مختلف يك كشور و يا محله‌هاي متفاوت يك شهر مبين تأثيرگذاري محيط بر بزهكاري است.

نوع و كيفيت معماري و شهرسازي در كاهش يا افزايش وقوع جرايم تأثير بسياري دارد؛ هرچند در تصويب قوانين به اين موضوع توجه چنداني نشده است، به گونه‌اي كه امروزه درصد قابل توجهي از جرايم مخل نظم، امنيت و آسايش عمومي‌افراد ناشي از همين موضوع؛ يعني بي‌توجهي به معماري و شهرسازي صحيح و اصولي است و فقدان ضمانت اجرايي كيفري مؤثر در قوانين مربوط به شهرسازي و معماري مشكل را مضاعف نموده است.

در بررسي تاريخي موضوع آشكار مي‌گردد كه نقش معماري و شهرسازي در كاهش وقوع جرايم مورد توجه برخي قانون‌گذاران بوده است.به عنوان مثال، در قانون «حمورابي» كه مشتمل بر جرايم متعددي است، به اين موضوع پرداخته شده است.

ماده 22 اين قانون مقرر داشته بود:«اگر معماري براي كسي خانه‌اي بسازد و در اثر اهمال او _حتي بعد از چند سال_ خانه خراب شود و موجب مرگ صاحب آن گردد، سازنده خانه را بايد كشت؛ اما چنانچه خرابي خانه سبب مرگ پسر صاحبخانه شود، پسر سازنده محكوم به مرگ خواهد شد.»

اين ماده قانوني اگرچه داراي ايرادهايي از جمله مخالفت با اصل شخصي بودن مجازات‌ها و عدم تناسب مجازات با عمل ارتكابي است؛ اما بيانگر اهميت نوع و كيفيت معماري و نقش آن در جرايم (اعم از كاهش يا افزايش) در آن دوران بوده و نوعي عامل بازدارنده براي جلوگيري از اهمال معمار به شمار مي‌آمده كه خود باعث پيشرفت معماري و شهرسازي مي‌شود.

شهرسازي و نيز معماري ساختمان‌ها رابطه مستقيمي با جرم دارد.از اين روست كه برخي كشورها در حوزه معماري جنايي به گونه‌اي علمي عمل مي‌كنند و در طراحي ساختمان‌ها و شهرها توجه ويژه‌اي به اين موضوع دارند كه اين توجه سبب جلوگيري از بروز جرم و جنايت تا حد ممكن مي‌شود.

به عنوان مثال، اگر به آمار پرونده‌هاي وارد شده به مراجع انتظامي‌و قضايي مناطق جنوب و حاشيه تهران توجه كنيم، مي‌بينيم كه درصد قابل توجهي از جرايم ناشي از درگيري و نزاع ساكنان يك كوچه يا خيابان به واسطه نداشتن پاركينگ اختصاصي براي پارك وسيله نقليه و همچنين فقدان خيابان‌ها و كوچه‌هاي متناسب با استانداردهاي شهرسازي اصولي است و همين موضوع باعث بروز اختلا‌ف و درگيري و درنهايت وقوع جرايم و ايجاد اخلا‌ل در نظم اجتماعي مي‌شود.

احداث ساختمان‌هاي مسكوني در مكان‌هاي صنعتي و بازرگاني و به‌عكس، افزايش كارگاه‌هاي كوچك صنعتي و توليدي در محلا‌ت مسكوني نيز بالا‌ رفتن آمار وقوع جرايم را به دنبال دارد.

از طرفي، آپارتمان‌سازي به شيوه كنوني، بدون رعايت استانداردهاي اصولي مهندسي همچون عدم رعايت فاصله‌هاي ميان واحدها، اشراف ساختمان‌ها به يكديگر، مشاعات و ...به بسياري از اختلا‌فات موجود در مجتمع‌هاي مسكوني دامن زده است كه بايد با تصويب قوانين نظارتي و پيش‌بيني ضمانت اجراي كيفري مناسب، از بروز چنين بي‌احتياطي‌ها و بي‌مبالا‌تي‌هايي جلوگيري شود.

در حوزه شهرسازي نيز وضعيت ظاهري معابر شهري و فضاي سبز تأثير بسزايي در كاهش وقوع جرم دارد.خيابان‌هاي كم‌نور و يا تاريك، ساختمان‌ها و محله‌هاي مخروبه و خالي از سكنه و اطراف پل‌هاي بزرگ، زيرگذرها و حريم ريل‌هاي راه‌آهن، مكان‌هاي مناسبي براي افزايش و تشديد وقوع جرايمي چون قتل، تجاوزهاي جنسي، شرارت، تجمع معتادان و موارد مشابه است.با بررسي ميزان وقوع جرايم در ميدان‌ها و خيابان‌هاي اصلي شهر آشكار مي‌گردد كه به لحاظ وجود امكانات فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، انتظامي‌و مراكز كنترل و نظارت اجتماعي در اين بخش‌ها، درصد جرايم بسيار پايين‌تر از مناطق حاشيه‌اي ‌شهر مي‌باشد كه اين همان بوم‌شناسي جنايي است.

بر اين اساس مي‌توان گفت از آنجا كه كيفيت معماري و شهرسازي بر منش و خلق و خوي انسان‌ها تأثير فراواني مي‌گذارد، به نحوي كه افراد ساكن در يك شهر فاسد و منحرف امكان رشد و تعالي ندارند، از اين رو در طراحي شهرها و معماري شهري بايد به الگوهاي معماري اسلا‌مي‌و ايراني كه متناسب با خصوصيات اجتماعي و فرهنگي كشورمان هستند، توجه شده و در الگوبرداري از طراحي‌هاي ساير كشورها مراقبت شود كه از هويت اسلا‌مي‌خارج نگردد.

از اين رو ضروري است كه ميدان‌ها، بوستان‌ها، مجتمع‌هاي مسكوني، پايانه‌ها و ديگر مراكز براساس الگوهاي معماري اسلا‌مي‌و ايراني احداث شوند و در معماري شهري، از بوستان‌ها و ميدان‌ها تا خود شهر از جمله ساختمان‌هاي تجاري، مسكوني و اداري به نحوي عمل شود كه فضاي شهر نمادي از آموزه‌هاي اخلا‌قي و ديني باشد.در اين صورت است كه از وقوع جرايم تا حد بسياري كاسته شده و امنيت اجتماعي افزايش مي‌يابد.در حال حاضر تلا‌ش درجهت طرح چشم‌اندازي روشن براي مديريت شهري ضروري است.هرچند متأسفانه وضعيت مسكن در شهرهاي بزرگ به گونه‌اي است كه افراد بدون در نظر گرفتن ساير شرايط، صرفاً به تهيه مسكني مناسب براي خود مي‌انديشند؛ اما اين وظيفه مسئولا‌ن امر است كه با استفاده از نظريات كارشناسان سازمان‌هاي مختلف، مهندسان و حقوق‌دانان برجسته به تصويب قوانين متناسب اقدام نموده و به نقش مهم و كليدي معماري و شهرسازي در كاهش جرايم و افزايش امنيت اجتماعي بيش از پيش توجه نمايند.

رسانه ها و جرایم

استراتژی‌های رسانه ای برای بهبود تصویر نامطلوب شهری
نسخه مناسب چاپمهندس عبدالاحد ملکرئیسی
امروزه شهرها در تلاشند تا از خود تصویر مطلوبی برای سرمایه‌گذاران، مهاجران و گردشگران ایجاد کنند. رهبران و مسئولان بسیاری از شهرها براین اعتقادند که انگاره‌ها و کلیشه‌های ذهنی از شهر با اسم شهرها گره خورده است که این مسئله برای آینده شهر بسیار مهم و اساسی است. هدف این مقاله ارائه‌ی خلاصه مطالعات در مورد استراتژی‌های رسانه ای است؛ به‌طوری‌که تصمیم‌گیران محلی بتوانند این استراتژی‌ها را در رفع بحران‌های شهری به‌کار گیرند و تصویر منفی شهر را برطرف کنند. این مقاله ابتدا به بازاریابی شهری کلیشه‌ها و تصورات ذهنی‌،‌ مدیریت سیمای شهری و به‌کارگیری ابزار تکنیکی در انعکاس موفقیت‌آمیز پیام‌ها و عملکردها اشاره می‌کند.
حوزه‌ها و کاربردهای ارتباطات > روابط عمومی و تبلیغات

ترجمه: بهنام رضا قلی زاده

امروزه شهرها در تلاشند تا از خود تصویر مطلوبی برای سرمایه‌گذاران، مهاجران و گردشگران ایجاد کنند.

رهبران و مسئولان بسیاری از شهرها براین اعتقادند که انگاره‌ها و کلیشه‌های ذهنی از شهر، با اسم شهرها گره خورده است که این مسئله برای آینده‌ی شهر بسیار مهم و اساسی است. هدف این مقاله ارائه‌ی خلاصه مطالعات در مورد استراتژی‌های رسانه ای است؛ به‌طوری‌که تصمیم‌گیران محلی بتوانند این استراتژی‌ها را در رفع بحران‌های شهری به‌کار گیرند و تصویر منفی شهر را برطرف کنند. این مقاله ابتدا به بازاریابی شهری کلیشه‌ها و تصورات ذهنی‌،‌ مدیریت سیمای شهری و به‌کارگیری ابزار تکنیکی در انعکاس موفقیت‌آمیز پیام‌ها و عملکردها اشاره می‌کند.

ده استراتژی که برای رفع سیمای نامطلوب و تصورات ذهنی منفی از شهرها ارائه شده، عبارتند از:‌ تشویق برای بازدید از شهر، توجه به رویدادهای برجسته و مثبت شهری، تغییر خصوصیات منفی شهر به ویژگی‌های مثبت، تغییراسم، نشان و شعار slogan) ) شهرها، توجه زیاد به غرور محلی شهروندان، حل مشکلاتی که در نتیجه‌ی سیمای منفی و تصورات نامطلوب شهری ایجاد می‌شود،‌ انتقال پیام‌های ضد کلیشه، رد کلیشه‌های ذهنی در مورد شهر، اذعان بر وجود تصورات منفی از شهر و ادغام یا گسستگی مناطق جغرافیایی در برنامه‌های تبلیغاتی .

مقدمه :‌
در دو دهه‌ی اخیر خصوصاً در این دهه، رهبران و مسئولان محلی، برنامه ریزان شهری و تصمیم‌گیران در گوشه و کنار جهان در تلاشند تا بر موقعیت و جذابیت سیمای شهرشان بیفزایند. این افراد معتقدند که سیما و تصورات عمومی از شهرشان دلالت زیادی بر تصمیمات مخاطبان هدف دارد. مثل:‌ مردم شهرهای دیگر (که مهاجرت می‌کنند، بازدید می‌کنند و یا در آن شهر کار می‌کنند)‌، سرمایه‌گذاران یا مدیران اجرایی، کارخانجات یا ماشین‌های صنعتی،‌ کارآفرینان و مقاطعه کاران (که کارخانه‌ای را انتقال می‌دهند به جایی که اقدام به فعالیت تجاری کرده و یا به دنبال فرصت‌های تجاری جدیدی هستند)،‌

شهروندان خود شهر (اعم از اینکه در شهر اقامت می‌کنند یا شهر را ترک می‌کنند و شهر را به دیگران می سپارند،‌ ارزش واقعی ملکشان چقدر است، چه اندازه غرور محلی دارند) و تصمیم‌گیران ملی ( اعم از اینکه آیا برای شهر بودجه و منابع کافی اختصاص داده می‌شود، آیا به تأسیس مناطق صنعتی اقدام می‌شود یا نه).

جهانی شدن و رقابت فزاینده بین شهرها، مهاجرت،‌ سرمایه‌گذاری و مشاغل برون شهری را به دنبال داشته است.

بسیاری از شهرها در گوشه و کنار جهان دائم در تلاشند تا تصویر جذابی از خود به نمایش بگذارند. این تلاش‌ها به منظور رقابت موفق در جهت کسب اعتبار و موقعیت بین المللی صورت می‌گیرد که می‌تواند درجذب گردشگران، گردهم‌آیی‌ها و کنفرانس‌ها، رویدادهای ورزشی، کارآفرینان، صنایع، استقرار دفاتر مرکزی شرکت‌ها و سرمایه‌گذاری جهانی کمک کند.

با رشد آگاهی‌ها از اهمیت سیمای مثبت شهری، بسیاری از رهبران محلی به این اعتقادند که تصویر منفی جذابیت شهرشان را از بین می برد و شهر را از داشتن آینده ای روشن محروم می‌کند. ناکامی این رهبران محلی در حد گسترده‌ای است؛ زیرا آنان منکر وجود تصورات منفی شهرشان هستند و معتقدند که شرایط واقعی شهر،‌ از نظر آنان بهتر از آن‌ است که دیگران فکر می‌کنند. هدف این مقاله بررسی آثار و نوشته‌هایی در مورد استراتژی‌های رسانه ای است که تصمیم‌گیران محلی می‌توانند به کمک آن بحران تصورات منفی از شهر را خنثی کرده، جلوی این تصورات منفی را بگیرند. در مورد ارائه‌ی تصاویر مثبت و مطلوب شهری مقالات زیادی وجود دارد.

(Tilson and stacks ,1997,shont and Kim , 1998,Dunn etal . 1995,Hooper,2002, Baral ,2004.Fvisby,2002)
ولی این مقالات، از استراتژی‌های مختلف رهبران محلی در جهت تغییر تصاویر منفی شهری، مطالبی ارائه نمی‌دهد.

بحران‌های مرتبط با تصورات ذهنی منفی در مورد شهرها در هر زمانی ممکن است روی دهد. وجود این تصورات منفی بعضی اوقات نتیجه مشکلات تاریخی است؛ مثل نابودی شهرهای صنعتی، واقع شدن در حاشیه‌ی شهرها، بیکاری و گسترش جرایم. گاهی اوقات هم مربوط به این قبیل مشکلات است:‌ تضادها و درگیری‌های قومی و نژادی، حملات توریستی، تهدیداتی که متوجه گردش‌گران و جهان‌گردان می‌شود،‌ فجایع و بحران‌های همه‌گیر و مخرب، فجایع طبیعی مثل زمین لرزه‌ها و طوفان‌ها و رانش زمین و سیل‌ها .

به‌واسطه‌ی تمایل رسانه‌های ملی و بین المللی در تمرکز بر روی وقایع و رویدادهای خبری منفی، شهرها در طی یک بحران نسبت به مواقعی که بحران روی نمی‌دهد در کانون توجهات جهانی قرار می‌گیرند؛ به‌طوری‌که باعث می‌شود گردشگران و سرمایه‌گذاران از آمدن به شهر اجتناب کنند و این عامل باعث تشدید بحران می‌شود. مسئولان و رهبران محلی موقعی که با چالش روبرو می‌شوند امیدوار می‌شوند تا سیمای شهرشان را تغییر داده و تصورات منفی از شهر را بهبود بخشند. تجزیه و تحلیل چنین تحقیقی در گوشه و کنار جهان نشان می‌دهد، بعضی از رهبران محلی که به کمک فنون و استراتژی‌های مختلف رسانه‌ای، سیمای منفی شهرشان را تغییر می‌دهند.

بازاریابی شهری (City Markting)
بازاریابی محلی به دوران استعماری بر‌می‌گردد، یعنی زمانی که دولت‌ها تلاش می‌کردند تا مردم را در تصرف مناطق جدید متقاعد کند ((Gold,1994. مفهوم بازاریابی محلی (که بعضی‌ها تبلیغات محلی place promotion یا مدیریت شهری city menagement نیز می‌نامند) در طی دهه 1980 در شهرهای اروپایی توسعه پیدا کرد. در ایالات متحده این مفهوم خیلی زودتر از اروپا مطرح شده بود. (paddison ,1993) بازاریابی محلی در کتاب‌ها و مقالات به صورت‌های گوناگونی تعریف می‌شود. در جایی آمده است (2000short, )، تبلیغات محلی در‌برگیرنده‌ی ارزیابی و بازنمایی مجدد محل برای ساخت و عرضه‌ی تصویر جدید از مکان برای افزایش موقعیت رقابتی آنان در حفظ و نگهداری منابع است (p318 ). محققان اروپایی (vanden bergetal.as cited in paddisan,1993 ) در مورد تبلیغات بر جنبه‌های مختلف توسعه‌ی اقتصادی در حوزه بازار تأکید می‌کنند؛ به‌نحوی که نیازهای شهروندان، سرمایه‌گذاران و گردشگران را تأمین کند. این تحقیقات نشان می‌دهند که توجه و تأکید بر این جنبه‌ها به شهرها کمک می‌کند تا با شهرهای دیگر به رقابت بپردازند و از لحاظ سلسله مراتب شهری در موقعیت ممتازی واقع شوند. بر جنبه های کلی کار روی تصاویر شهری که کلید موفقیت برنامه‌های بازایابی است نیز تأکید می‌کنند. در هر حال بازاریابی شهری می‌تواند در خوشایند جلوه دادن و خلق هویت شهری نقش عمده‌ای بازی کند (Dunn,et.al,1995).

در این مورد دو دیدگاه نظری بر مطالعات تأثیرگذار است:‌ یکی از آنها به مدیریت و بازاریابی شهری و اقتصاد سیاسی متکی است که بر تغییر دولت شهر و ارتباط انجمن های تجاری در توسعه اقتصاد محلی تأکید می‌کند و دیگری بر موفقیت استراتژی‌های مخلتف بازاریابی تمرکز دارد.

کلیشه‌ها و تصورات شهری
تمام کوشش بازاریابی شهری بر بهبود سیمای شهرها و آگاهی‌های عمومی استوار است. کاتلر تصورات ذهنی در مورد محل را به عنوان «‌مجموعه اعتقادات، ایده‌ها و عقاید مردم و نگرش آنان در محل معین می‌داند» عوامل زیادی وجود دارند که بر سیمای شهر و آگاهی و تصورات مردم از شهر، تأثیر می‌گذارند که بعضی از این عوامل به خارج از شهر مربوطند از قبیل:‌ ویژگی‌های اهالی شهر،‌ قدرت سیاسی، تعداد جمعیت شهر، نرخ جرایم، وضعیت سیاسی و اقتصادی و شرایط استخدام، تعداد و خصوصیات مؤسسات ملی واقع در شهر، ‌پیشینه تاریخی و جغرافیای شهر، مجموع فیلم‌ها و سریال‌هایی که از طریق تلویزیون در مورد شهر به نمایش در آمده‌اند،‌تحت پوشش قرار گرفتن شهر در رسانه‌ها، ‌فضای شهر،‌ سرگرمی‌ها،‌ گردشگران،‌ ارزش‌های فرهنگی و ظاهر فیزیکی و نمای شهر (Avraham,2002,2003). ممکن است از روش‌های مختلفی در مورد ارزیابی تصویر شهری در بین مخاطبان و جمعیت هدف استفاده شود،‌ اما بهترین روش در این مورد بررسی نگرش‌ها،‌ استفاده از پرسش‌نامه‌های مختلف، گروه‌های متمرکز و مصاحبه‌های عمقی است.

کاتلر(1993) می گوید: تصویر شهری می‌تواند مثبت و جذاب، منفی، ضعیف (مکان‌های واقع در حاشیه شهر که توجه چندانی به این مناطق نمی‌شود) و ‌ترکیبی از تصویر مثبت و منفی یا متناقض ( در بین اهالی شهر تصویر مطلوبی دارد ولی در بین عده ای دیگر تصویر منفی و نامطلوبی از شهر وجود دارد) باشد. در مجموع سیمای شهری به دو نوع تقسیم می‌شود که عبارتند از: ‌ "سیمای قوی"‌ و "سیمای ضعیف"‌. سیمای غنی شهری این موارد هستند:‌ درباره‌ی این شهر آگاهی‌ها و اطلاعات زیادی وجود دارد، ‌منابع گوناگونی در این شهر موجود است و اهالی این‌‌گونه شهرها در حال گردش و رفت و آمد هستند. در مورد شهرهای باسیمای ضعیف، در مورد شهر و اهالی شهر اطلاعات اندکی وجود دارد و آنچه ما درباره این‌گونه شهرها می دانیم تنها از یک منبع اطلاعاتی به دست ما می رسد. (Elizur,1986)

ما می‌توانیم از دو نوع سیمای شهری دیگر نیز نام ببریم:‌"‌سیمای باز"‌و "‌سیمای بسته". سیمای باز آنهایی‌اند که یک یا چند ویژگی مشخصی دارند و سیمای بسته شهری، به تصورات کلیشه ای گویند که باورها و نگرشهای ذهنی درباره یک مکان به سختی تغییر می‌کنند.

در مورد شهر «شیکاگو»‌ می‌توان گفت که این شهر طی دهه‌های 1920و 1930 محل فعالیت تبهکاران بود. مسئولان ادارات مرکزی در شهر در مورد مهاجرت به این شهر از سراسر جهان شاکی بودند، چرا که شهر شیکاگو به مرکز جرم و جنایت تبدیل شده بود اما این شهر از نظر نرخ جرایم واقعی در بین شهرهای دیگر ایالات متحده آمریکا نرخ پایینی داشت (Tal,1993). ظاهراً بسیازی از مردم، شیکاگو را شهر تبهکاران می‌دانستند ولی چنین نگرشی امروزه تغییر یافته است. از طرف دیگر (1982) "برگس" (Burgess) خاطر نشان می‌کند که مسئولان شهری در انگلستان شمالی، بر این باورند که آنها باید هنوز هم با تداوم کلیشه‌های ذهنی که از قرن 19 در زندگی آنان مشکلاتی را ایجاد کرده دست و پنجه نرم کنند.

استراتژی‌های بازاریابی شهری و مدیریت تصاویر ذهنی از شهر
طبیعی است که بپرسیم مسئولان محلی در جهت بهبود سیمای شهر و ایجاد تصویر مثبت از آن چه گام‌هایی برداشته‌اند. باید بین تلاش‌های ناموفق در تغییر سیمای شهری با تغییرات واقعی در این مورد تمایز قایل شد (1993.(short,1993,morgan برای بهبود سیمای شهر و ایجاد تصور مثبت از آن باید مرحله به مرحله برخورد شود. گام نخست تشخیص است که با ایجاد یک دید کلی دنبال می‌شود و در نهایت با برنامه‌ریزی اقدامات ضروری بعدی باید آن طرح تعیین شده عملی شود. مسئولان محلی باید به ارائه خدمات اولیه و اساسی شهری نظارت داشته، به زیرساخت‌های موجود توجه منظمی داشته باشند و نیازهای شهروندان،‌ گردشگران، تاجران و سرمایه‌گذاران و مقامات اجرایی محلی را برآورده کنند. زیرا اگر در زمینه‌ی ارائه خدمات اولیه پیشرفتی صورت نگیرد مشکل می‌توان به یک برنامه موفق تجاری دست یافت. مسئولان و رهبران محلی، امروزه به این نتیجه رسیده‌اند که باید بودجه‌ی کلانی را برای توسعه‌ی جاذبه‌های شهری و بهبود سطح کیفی زندگی با در نظر گرفتن سرمایه‌گذاری‌ها، تجارت‌ها و مهاجرت‌های جدید اختصاص دهند. ماهیت این برنامه‌ها وابسته به علاقه شهروندان در طراحی و تنظیم برنامه‌ها و اقدامات است.

یکی از روش‌های اجرای موفقیت آمیز برنامه‌های شهری، مدیریت سیمای استراتژیک (MIS) است. یک فرایند در حال گسترش از تحقیقات سیمای مناطق در بین جمعیت هدف، مشخص کردن عوامل تأثیر گذار برتصورات ذهنی از شهر که منجر به ایجاد تغییراتی در طی سالیان می‌شود،‌ دفع بحرانهای مرتبطه با سیمای شهرها و انتقال پیامهای مربوطه به مخاطبان هدف است.

مزیت اصلی این استراتژی این است که دربرگیرنده‌ی مجموعه‌ی گسترده‌ای از برنامه‌های بازاریابی است که نیازمند هماهنگی و انسجام در برنامه‌ریزی، اجرا و نظارت عملیات بازاریابی است. بازاریابی، تبلیغات و آگهی‌ها، ابزاری مورد نیاز در دستیابی به اهداف مختلف هستند. نحوه‌ی برخورد با سرمایه‌گذاری، مانع ایجاد جاذبه‌های گردشگری نمی‌شود.

شهرهای دارای سیمای مثبت به برنامه‌هایی نیاز دارند تا این سیما و تصورات مثبت از شهر را هر چه بیشتر بهبود بخشند، همانگونه که شهرهای با سیمای منفی نیازمند برنامه ها و اقداماتی هستند تا در بهبود و رفع تصاویر منفی به آن شهر کمک کنند. این شهرها باید تمرکز خود را بر روی افزایش آگاهی‌ها از شهر و طراحی و ساخت سیمای مطلوب شهری قرار دهند. فرایند طراحی و ساخت سیمای مطلوب و تصورات مثبت از شهر کار ساده‌ای نیست و مطالعاتی که در این زمینه انجام شده چندین راهبرد را توصیه می‌کنند.

نیاز به مطرح کردن شهرها: شهر باید در جایی واقع شود که ویژگی‌های منحصر به فردی از آن شهر انعکاس یابد و نحوه این انعکاس باید با شهرهای دیگر تفاوت داشته باشد.‌ به طور کلی برنامه ها و عملکردها نباید عده زیادی از جمعیت را تحت پوشش قرار دهد، بلکه باید حاوی پیام‌های جزیی و مداوم باشد. تمام این مراحل باید تحت نظارت دقیق قرارگیرد و ازعناصر مختلفی از قبیل آگهی‌ها، روابط عمومی، تبلیغات و ... به‌صورت هماهنگ و منسجم استفاده شود.

فنون انتقال پیام‌های اجرایی
مدیران اجرایی از روش‌های مختلفی برای بیان و انتقال پیام‌های مهم اجرایی استفاده می‌کنند. انتخاب این روش‌ها بستگی به اهداف و زمان اجرای برنامه‌ها، شرایط اقتصادی شهر و شهرهای رقیب، بودجه اختصاص داده شده و بسیاری از عوامل دیگر دارد. معمولا از این فنون استفاده می‌شود:
آگهی‌ها: آگهی‌ها جزء معروفترین ابزار در بازاریابی شهرها هستند که بر اساس خرید آگهی‌ها در رسانه‌ها و انتقال پیام‌ها به جمعیت هدف صورت می‌گیرد. طبق بررسی CNN، 538 میلیون دلار در سال 1999در ایالات متحده صرف بازاریابی مناطق شده است.

بازاریابی به صورت پست مستقیم: این نوع بازاریابی نیازمند دسترسی به آدرس‌های جمعیت هدف است تا به‌صورت مستقیم از طریق پست، جلسات شخصی، تلفن و پست الکترونیکی بتوان با آنها ارتباط بر‌قرار کرد. برای مخاطبان هدف، بروشورها، نقشه‌ها،‌ جزوه‌ها، ‌عکس‌ها و دیگر اطلاعات فرستاده می‌شود تا برای بازدید از شهر تشویق شوند. از طریق این پست‌ها توجه سرمایه‌گذاران بالقوه و گردشگران یا شهروندان جلب می‌شود؛ به‌نحوی که متقاعد شوند تا بدون استفاده از واسطه‌ها از شهر دیدن کنند.

تبلیغات فروش: این نوع تکنیک به عرضه‌ی کوتاه مدت انواع خدمات شهری اشاره دارد. مثل نفع مالیاتی شرکت‌ها و کارخانه‌هایی که در چارچوب زمانی مشخصی به شهر منتقل می‌شوند. باید بر انواع فروش، ‌معافیت مالیاتی تعلق گیرد و برای افرادی که به منظور اقامت به شهر می آیند بایستی معافیت مالیات بر اموال، تخفیف قیمت هتل‌های شهری،‌ آموزش رایگان برای کارگران در شرکت‌های منتقل شده به شهر، تخصیص زمین‌های ارزان قیمت برای سرمایه‌گذاران و تسهیلاتی از این قبیل فراهم شود.

روابط عمومی: این تکنیک می‌کوشد تا از طریق انواع رسانه‌ها تأثیر مثبتی بر شهر بگذارد. سخنگویان شهری یا روابط عمومی‌ها بر این نکته پافشاری می‌کنند که از طریق تبلیغات رویدادهای ویژه و گزارشات مثبت، تصویر ذهنی خوشایندی از شهر ترسیم کنند و در عین حال در تلاشند تا از درج گزارشات و رویدادهای منفی و نامطلوب خودداری کنند. امروزه شهرها سرمایه‌گذاری‌های کلانی به روابط عمومی اختصاص می‌دهند. برای مثال،‌ در بریتانیا بین سال‌های 1995-1996حدود 93 درصد از شهرداران محلی به طور میانگین، سالانه 600/279پوند برای فعالیت‌های روابط عمومی هزینه کرده اند.
(Young and lever,1997)                                                                                                                                                                                                             

قابل ذکر است که استفاده از تمام این تکنیک‌ها باید هماهنگ و پیام‌های منتقل شده به مردم باید مشابه باشد. برنامه‌های بازاریابی و روابط عمومی به دلیل رایگان بودن باید متقابلاً از طرف مردم نیز مورد حمایت قرار گیرد. برای مثال زمانی‌که تلاش‌های بازاریابی با استفاده از آگهی‌های بازرگانی تبلیغات و بروشورها برای جذب سرمایه‌گذاران صورت می‌گیرد، سخنگویان روابط عمومی باید درباره‌ی ورود سرمایه‌گذاران به شهر، درباره‌ی همایش و کنفرانس سرمایه‌گذاران جدید و درباره امتیازاتی که سرمایه‌گذاران درآینده بدان دست می‌یابند،‌ اطلاعاتی در اختیار رسانه‌ها قرار دهند.

رفع تصورات منفی از شهرها
اگر چه تلاش برای تغییر سیمای منفی شهرها می‌تواند مشکل باشد، ولی شهرهای زیادی در گوشه و کنار جهان این کار را به‌صورت موفقیت آمیز انجام می‌دهند. استراتژی‌های مختلفی توسط مسئولان محلی برای تغییر سیمای منفی و تصورات نامطلوب از شهرها به‌کار برده می‌شود که عبارتند از :‌
تشویق به بازدید از شهر و رفع کلیشه‌های ذهنی
این استراتژی رسانه‌ای برای متقاعد کردن تصمیم‌گیران به رهبران افکار عمومی و دیگران به‌کار برده می‌شود تا به شهر بیایند و از نزدیک در جریان امور شهری قرار بگیرند. تصورات نامطلوب در مورد شهرهای مختلف از گذشته‌ی نه‌چندان خوب آنها ناشی می‌شود، به طوری‌که اگر بعضی مواقع تغییرات مثبتی صورت بگیرد باز هم نظرات منفی وجود دارد. گردشگران می‌توانند از طریق همایش‌ها، نمایشگاه‌ها،‌تورهای گردشگری،‌ دیدنی‌های جدید در شهر،‌ سخنرانی وکنفرانس‌های مطبوعاتی اطلاعاتی را در مورد شهر به‌دست آورند. بازدید از شهر تصویر کاملی از آن شهر برای فرد تداعی می‌کند و ممکن است تصورات منفی در مورد آن شهر به تصورات و نگرش‌های مثبتی تبدیل شوند. مزیت اصلی بازدید از شهر آن‌ است که به افراد فرصت می‌دهد تا واقعیت‌های عینی درون شهر را بدون نیاز به واسطه ها و به‌صورت شخصی تجربه کنند. این مسئله برای شهرهایی مهم است که با خودشان کلیشه‌های منفی را یدک می‌کشند. ممکن است گردشگران توسط بازدید از آن شهر تصورات مثبتی از آن شهر کسب کنند.

تردیدهایی که برای روزنامه نگاران اهمیت دارد، برای رهبران افکار عمومی مطرح نیست. توجه روابط عمومی ها برای بهبود سیمای منفی شهرها دارای اهمیت است و در طی روزهای بحرانی می‌تواند مفید باشد.

این اقدامات زمانی به صلاح است که برای مردم سودمند باشد و مسافرت‌هایی با هدف آشنا سازی سازماندهی شود، به این امید که رسانه‌ها شرایط تجاری را گزارش کنند. برای نمونه به منظور رفع تصورات منفی سرمایه داران و رهبران افکار عمومی در شهرهای شمال انگلستان، مسئولان محلی استراتژی فراهم کردن مقدمات بازدید محلی برای رهبران افکار عمومی را به‌کار گرفتند، به این امید که این بازدیدها به تغییر تصورات منفی آنها کمک کرده به شکل گیری تصورات مثبت در مورد شهر یاری رساند. به‌طوری‌که این تصاویر مثبت به دیگر مردم و تمام رهبران منتقل شود. استراتژی مشابهی برای بهبود سیمای شهر «هالون» اسرائیل اتخاذ شد. نظرسنجی‌ای که در اوایل دهه 1990 توسط مسئولان محلی انجام شد نشان داد که شهر به‌صورت کلی دارای سیمای منفی است و افرادی که از این شهر بازدید می‌کنند متوجه این موضوع شده اند. بنابراین برای تغییر نگرش مردم تصمیم گرفته شد تا مردم به سمت مکان‌های فرهنگی مخصوص و جذابی کشانده شوند تا در مورد شهر تصویر ذهنی مطلوبی به‌دست آورند. این استراتژی موفقیت آمیز بود و باعث شد که سیمای ضعیف و منفی شهر، طی دهه‌ی 1990 بهبود یابد. چنین استراتژی در مورد شهرهای اورشلیم و بلفاست نیز به‌کار برده شد. (2002,Efrati,)

توجه به رویدادهای برجسته و مثبت شهری
از وقایع ویژه اغلب با نام " وقایع برجسته " و "وقایع مشخص" و یا " وقایع فوق العاده" نام برده می‌شود، که از آن به عنوان یک استراتژی قدیمی برای بهبود سیمای شهری استفاده می‌شود. یکی از مشهورترین موارد استفاده از این استراتژی، استفاده نازی‌ها در المپیک 1936 بود تا بتوانند از این طریق تصویر مثبتی از رژیم هیتلری برای جهانیان در معرض نمایش بگذارند. از آن زمان به بعد بسیاری از شهرها در بازی‌های المپیک تابستانی و زمستانی، نمایشگاه‌های جهانی،‌ مراکز فرهنگی اروپا، مسابقات آواز خوانی در تلویزیون‌های اروپا و آمریکا در همایش‌های دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان و تریبون‌های مهم روابط عمومی‌ها، از این استراتژی استفاده می‌کنند.

این رویدادها در یک دوره زمانی کوتاه بر محل خاصی تأکید می‌کند و باعث می‌شود که پیام‌های معین و مشخصی در مورد شهر در رسانه‌های بین‌المللی منعکس شود و ممکن است در جهت برخورد با تصورات منفی از آن شهر استفاده شود. این استراتژی در زمانی که شهر «بیجینک» میزبان آسیایی 1990بود به‌کار گرفته شد، به‌طوری‌که بعد از کشتار میدان « تیان آن من» اطلاعات و گزارش‌ها، منعکس کننده‌ی تصویر مطلوب شهری بود.

شهرهایی که میزبان وقایع مهم بین المللی مثل مسابقات المپیک هستند و یا در آن شهرها نمایشگاه‌های معتبر بین‌المللی برگزار می‌شود، باعث سرمایه‌گذاری‌های وسیعی در بخش‌های عمومی و خصوصی شده، منجر به توسعه و بازنگری فضاهای شهری و بهبود زیر بناهای شهری، تقویت رقابت با دیگر شهرها و ارتقاء موقعیت شهر در سیستم سلسله مراتب جهانی می‌شود.

تبدیل ویژگی‌های منفی به ویژگی‌های مثبت شهری
روش دیگر در جهت دفع تصورات و نگرش‌های منفی در مورد شهر که با خود ویژگی‌های منفی را به دنبال دارد، تغییر خصوصیات منفی به ویژگی‌های مثبت و مطلوب شهری است. برای مثال، زمستان‌های « مینه سوتا» به داشتن سرمای فوق العاده مشهور است ولی امروزه از زمستان‌های این شهر سردسیر برای جذب گردشگر استفاده می‌شود.

فستیوال‌ها و رویدادهای فرهنگی زیادی در فصل زمستان در این شهر برگزار می‌شود. یکی از دلایل وجود تصورات منفی در مورد شهر «‌برشوه »، واقع شدن این شهر در بیابان « نجو» در جنوب اسرائیل است که با گرمای بسیار شدیدی مواجه است. محققان زیادی به مسئولان محلی پیشنهاد کرده‌اند که آنها باید این شهر را به مظهر یک شهر شرقی، به بیابانی جذاب و شگفت‌آور تبدیل کنند.

این محققان توصیه کردند که در تصویر سازی و ایجاد سیمای مثبت از این شهر به عنوان مدرن‌ترین شهر بیابانی مشرق زمین، از معماران شرقی استفاده کنند. ویژگی شرق القاء کننده‌ی تصوراتی از شرق مثل پاکی، معصومیت، بکر و دست نخورده بودن، ‌میهمان نوازی و سرزنده و با روحیه بودن است.

نمونه‌ی دیگر، شهر « برادفورد» در بریتانیا است که مدت‌های مدیدی از سوی مهاجران خارجی به عنوان شهری با سیمای منفی معرفی می‌شد، زیرا در این شهر همواره تضادهای قومی و نژادی وجود داشته است. طی چند سال اخیر مسئولان شهری کوشیدند تا ویژگی‌های منفی شهر را از طریق بازاریابی با عنوان « بهشت چند فرهنگی» به فرصت و امتیاز برای این شهر تبدیل کنند تا گروه‌های مختلف اجتماعی در یک هم‌زیستی مسالمت آمیز با آرامش و آسایش در کنار هم زندگی کنند.

تغییر اسم، آدم و شعار شهر
ادراک و تصور مردم از یک شهر تحت تأثیر اسم، نشان و شعار انتخابی آن شهر شکل می‌گیرد. بنابراین تغییر یک شهر به‌خودی خود این نمادها را تغییر خواهد داد. اسم بخشی از هویت یک فرد، سازمان یا شهر است. بعضی از شهرها اسم‌هایی دارندکه به فرایند بازاریابی و تجارت در آن شهر کمک می‌کند. از طرف دیگر بعضی از شهرهای دیگر با اسم‌های مرتبط با تصورات و کلیشه‌های ذهنی منفی، بر موقعیت و جاذبه های آن شهر تأثیر زیان‌باری دارد. برای مثال یک عضو پارلمان فرانسه می‌کوشید تا حق ممنوعیت استفاده از واژه « دولت ویچی»‌ را تصویب کند، به طوری‌که ادعا می‌کرد این اسم در توسعه شهر "ویچی" موانعی ایجاد کرده است. این شهر مقر هماهنگی نیروهای نازی در طی جنگ جهانی دوم بود و از آن زمان به بعد بود که به این عنوان نامیده شد. اگر چه مدت زیادی طول کشید تا اسم این شهر تغییر کند، اما هنوز هم با وجود تغییرات اسم شهر مشکل ساز است و گردشگران، سازمان دهندگان گردهم‌آیی‌ها و بازدیدگنندگان از آمدن به این شهر امتناع می‌کنند.

در بسیاری از مواقع مسئولان محلی معتقدند که تصورات عمومی در مورد شهر آنان منفی و نامطلوب است و تلاش آنها برای تغییر این قالب‌های ذهنی بیهوده بوده است. اسم بعضی از این مناطق تغییر می‌کند با امید به اینکه تصورات منفی مرتبط با اسم قدیمی شهر از بین برود. برای نمونه ایالت «‌داکوتای شمالی » در ایالات متحده امریکا می‌خواهد تا پیشوند شمالی را حذف کند و فقط ایالت داکوتا نامیده شود. به جهت اینکه پیشوند شمالی، برف، ‌سرما، ‌زمستان و عدم جذابیت را در اذهان تداعی می‌کند. سمبل‌ها و نمادهای شهری، عنصر مهمی در برنامه ها و تلاش‌های بازاریابی به شمار می‌روند. یک شهر در حال تحول ممکن است به تغییر این سمبل‌ها و نشانه ها نیاز داشته باشد. شهرهای صنعتی که به سمت فرا صنعتی شدن تمایل دارند، اغلب سمبل‌ها و نمادهایشان با حال و هوای شهرهای مدرن سنخیت ندارد. مثلاً شهرcyracuse" " در نیویورک، سخت در تلاش است تا به سمت عصر فراصنعتی حرکت کند اما نماد این شهر که دودکش کارخانه، دود و آلودگی و ماشین‌های صنعتی است با سیمای شهرهای مدرن ناسازگار است.

بعد از مباحثات طولانی، آرم جدیدی برای این شهر انتخاب شد. این آرم نشان یک آسمان‌خراش و خط افق آسمان‌خراش‌های مدرن بود. همینطور در ناحیه پیرامونی اسرائیل که تلاش می‌شود تا کارکنان آموزش دیده در سطح عالی جذب شوند، از نماد @ برای این منطقه استفاده می‌‌کنند تا پیشرفت تکنولوژی را در این منطقه به نمایش بگذارند.

روش دیگر انتقال پیام، شعارها هستند. یکی از شعارهای قدیمی برای افزایش جذابیت نیویورک، «‌I love new york » است. شعار خوب برای یک شهر ممکن است برای مدت طولانی به‌کار برده شود. شعار خوب شهر را در معرض دید همگان قرار می‌دهد و باعث اشتیاق و جنبش شده و کلیت یک شهر را منعکس می‌کند.

طرح و تنظیم یک شعار بستگی به جمعیت هدف و اهداف برنامه‌ها و عملکردها دارد اما شعار باید با واقعیت آن شهر نیز مطابقت داشته باشد. تغییر شعار شهر منجر به نگرش جدیدی از آن شهر می‌شود. شعار جدید شهر « برادفورد» در بریتانیا عبارت از این‌ها بود: « برادفورد پشت درهای شادی و رفاه » و « محلی شگفت انگیز».

توجه به غرور محلی شهروندان و توسعه‌ی تصور از خود
ساکنان شهرهای باسیمای منفی اغلب از فقدان غرور و ضعف اعتماد به نفس در شهرشان شکوه می‌کنند چون متحمل صدمات غیر قابل جبرانی می‌شوند. این شرایط منجر به بی‌اعتنایی به شهر و بی میلی به قبول نقش انواع مؤسسات و داوطلبان جهت انجام اقدامات مؤثر می‌شود. اصلاح سیمای منفی شهرها نیازمند توجه شهروندان و پشتیبانی و سازماندهی آنان در فرایند تغییر و تحولات است. این گونه اصطلاحات و تغییرات بر استراتژی رسانه‌ها،‌ مد نظر قراردادن اهالی شهر و اصول و روش‌هایی که آنان پیشنهاد می‌دهند بستگی دارد.
یک فرض اساسی در اینجا مطرح می‌شود و آن این‌ است که توسعه‌ی تصویر مطلوب شهری، اهالی شهر را تبدیل به نمایندگان و سفیرانی می‌کند که به‌صورت تعجب آوری با شهروندان دیگر شهرها مذاکره می‌کنند.

مثلاً موقعی که شهر « گاسکو» تصمیم به تغییر سیمای خود گرفت، در این شهر تأسیسات عمومی، موزه‌ها، جاذبه‌های گردشگری و فرهنگی ساخته شدند و شهروندان حمایت و پشتیبانی خود را از زیبایی و تمیزی شهرشان ابراز کردند.

غرور محلی شهروندان و اشتیاق آنان به فرایند تغییر در برنامه ها و تلاش‌های بازاریابی باید به‌صورت گسترده‌ای مورد توجه قرار گیرد. اهالی مشتاق و مصمم شهر Syracuse" " اعلام کردند: «‌ما عضوی از Syracuse هستیم»‌ و «ما با همدیگر پیشرفت می‌کنیم» ‌و اهالی محلی در تصمیم گیری‌های شهری مثل انتخاب آرم و نشان شهر جدیدشان با یکدیگر مشارکت می‌کردند. مشارکت اهالی شهر در امور مهم، یک اصل است و نظرات و پیشنهادات آنان باید در زمینه‌های برنامه ریزی استراتژیک،‌ طراحی آرم و نشان و شعار و... به دقت مورد توجه قرار گیرد. در بسیاری از شهرها فرایند تحول و دگرگونی توسط اهالی خود شهرها شروع می‌شود، یعنی کسانی که معتقدند سیمای ناخوشایند و تصورات ذهنی منفی از شهرشان به‌صورت غیر واقعی بر چهره شهر و بر ذهن مردم نقش بسته است.

حل مشکلاتی که منجر به شکل‌گیری تصاویر نامطلوب و منفی شهری می‌شود
در بسیاری از موارد، سیمای منفی شهرها یک امر تخیلی و موهوم نیست و در واقع انعکاس بعضی از مشکلات واقعی است. بنابراین شهرها باید آن دسته از مشکلاتی را که منجر به ایجاد تصورات منفی از شهر می‌شود حل کنند. اگر شهری درگیر خشونت و ناآرامی‌ شود باید چنین شهری علیه جرم و جنایت مبارزه کند، به طوری‌که نمونه چنین شهری «میامی» است.

مبارزه با جرم و خشونت در بهبود سیمای شهرها مؤثر است و امنیت را در شهر مستقر می‌کند. موردی‌که می‌توان نمونه‌ی آن را در نیویورک مشاهده کرد. در این شهر « رادلف قالاینی»‌ شهردار نیویورک نرخ جرایم شهر را به نصف کاهش داد.

به دنبال حمله تروریستی در برابر گردشگران آلمانی، دولت مصر تصمیم گرفت اقدامات سرسختانه‌ای را در برابر گروه‌های تندرو اسلامی اتخاذ کند و خاطره‌ی بحران و حمله تروریستی را از اذهان جهانیان بزداید.

نمونه‌های زیادی در گوشه و کنار جهان حکایت از موفقیت‌های ذکر شده دارند. باید گام‌هایی در جهت حل مشکلات برداشته شود و در هر زمانی برنامه‌های بازاریابی و تبلیغات صورت گیرد. در مورد شهر "Syracuse" همان‌طور که قبلاً نیز اشاره شد، شروع تلاش‌های بازاریابی و تبلیغات و تغییر آرم شهر از طریق تعمیر و مرمت مرکز شهر به‌وسیله‌ی شرکت‌های عمومی و خصوصی به منظور برگزاری مراسم جشن و شادی صورت گرفت. در سراسر جهان، تغییرات در شهرهای مختلف از طریق مراکز گردهم‌آیی‌ها و کنفرانس‌ها، مراکز فرهنگی،‌ استادیوم‌ها، فروشگاه‌های مرکزی، موزه‌ها و بازارهای مربوط به محصولات کشاورزی و سیستم‌های پخش جمعی که ارتباط بین مناطق مختلف را تسهیل می‌کند انجام می‌گیرد. اهمیت حل مشکلات واقعی در شهرهای دارای تصویر منفی، می‌تواند طبق بررسی‌های به عمل آمده در شهرهای زیادی دیده شود.

پخش پیام‌های ضد کلیشه
یک شهر می‌تواند پیام‌های مغایر با حوادث بحرانی و تصاویر منفی شهری را انتقال دهد. برای مثال، اگر تعدادی جرم خبرساز در یک شهری اتفاق افتد و باعث توجه دقیق رسانه‌ها به این مسئله شود، بنابراین آن شهری می‌تواند داده ها و اطلاعات مرتبط با درصد واقعی جرم را منتشر کند که ممکن است این نرخ خیلی پایین تر از نرخ جرایم شهرهای مشابه دیگر باشد. اگر مسئولان شهری دریابند که شهرشان در حالت ناامنی به‌سر می‌برد، در این‌صورت می‌توان از استراتژی تبلیغات بهره گرفت، به‌طوری‌که بر احساس ایمنی و رضایت گردشگران واهالی شهر تأکید شود.

کلیشه‌های منفی ممکن است از طریق سبک‌های متفاوتی محقق شود. برای مثال ، ‌شهر « لبخن سایه » در ایرلند شمالی می کوشید که از طریق شعار،‌ سرمایه‌گذاران را در مدیریت برنامه ها جذب کند، آن‌هم با طرح چنین سؤالاتی:‌« آیا شما فکر می کنید ما مشکلاتی داریم؟» و یا مقایسه کردن بین هزینه‌ی اجاره املاک در شهر« لبخن سایه» با سایر شهرهای بریتانیای کبیر و همچنین مقایسه بین درصد فارغ التحصیلان دبیرستان‌های محلی با سایر شهرهای بریتانیای کبیر.

پخش پیام‌های مخالف تصورات ذهنی،‌ در بازاریابی بیابان«‌نجو» در جنوب اسرائیل نیز به‌کار گرفته شد. برای نمونه برنامه‌های نجو، خصوصییات منفی این منطقه را از نظر ملال آوری،‌ کم اهمیتی، بی هیجانی، کسالت آوری و یکنواختی به چالش می کشید. برنامه‌های پیشنهاد شده برای این منطقه جهت جذابیت و ایجاد تصورات مثبت از این شهر، انجام سفرهای کوتاه مدت، مسابقات ورزشی، فعالیت‌های عامه پسند، تبلیغات مبتنی بر تصاویر و عکس‌های شهر، موارد سرگرم کننده و دیگر اقدامات را شامل شد. از دیگر برنامه‌های مطرح در این منطقه استفاده از شعار «نجو سبز» بود، به‌طوریکه تصویر بیابانی خشک و لم یزرع بودن، و دوربودن از مرکز شهر را برای این منطقه به چالش می‌کشید.

نادیده گرفتن بحران‌های شهری یا کلیشه‌های ذهنی
در طی یک بحران، شهر می‌تواند زیان‌های وارده بر اثر سیمای منفی بحران را نادیده بگیرد و این تصور را القا کند که هرگز در این شهر بحرانی ایجاد نشده است، به این امید که وقایع جدید باعث شوند تا مردم آنچه را که در این شهر اتفاق افتاده فراموش کنند. برای مثال در اسپانیا و مخصوصاً در بارسلونا رویکردی که به دنبال حملات تروریستی دنبال شد، شعار« تجارت مثل همیشه» بود. همینطور شهر در حالت طبیعی می‌تواند مشکلات خود رانادیده بگیرد و خود را به عنوان کانون تجارت بین المللی معرفی کند. در مورد شهر « منچستر» نیز چنین رویکردی به کار گرفته شده است. بعضی از شهرها به اجرای موفقیت آمیز برنامه‌هایشان امیدوارند به این امید که علایم آشفته و پردردسر را نادیده بگیرند. در این مورد باید از امثال این شعارها استفاده شود:‌ «‌آینده‌ی شهر X مطمئن است »‌، «‌توجه به آینده در شهر X»، «‌شهر X به سوی فرداها گام برمی‌دارد»‌‌. "هوکلامب" به شهرهای « نیومیلفورد »‌ و «‌سی تی» در ایالات متحده اشاره می‌کند که از این شعار استفاده کردند:‌«‌گذشته پر افتخار و آینده پر افتخار».

اذعان بر تصویر منفی شهری
برخورد مسئولان محلی با انواع بحران‌ها و کلیشه‌های منفی از شهر، نیازمند منابع و افراد آموزش دیده‌ی حرفه‌ای است. مثلاً در مورد شهری که دچار بحران شده می‌توان این تبلیغ را به‌کار گرفت: « سیمای شهر که به دنبال بحران تاریک و پوشیده از دود بود، پاک شد و شهر حالا جذابیت گذشته خود را بازیافته است.»‌ باید شعارهایی مطرح شوند که گذشته را نادیده گرفته، نوعی احساس اعتماد و اطمینان را بین مبلغان و مخاطبان هدف ایجاد کند.

تاکتیکی که در مورد شهر "rehovth"در اسرائیل به‌کار برده شد، استفاده از شعار «rehovth" "با صدای جرقه از خواب بیدار شده است»‌بود، به‌طوریکه همین شعار در افزایش فروش ملک و زمین تأثیر منفی داشت. بعضی دیگر از شهرها با شعار«‌عصر جدید»‌وانمود می‌کنند که شهر از گذشته‌ی بحرانی خود دور شده است. برای مثال می‌توان به شهرهای «‌تولسا»‌و «‌ok» در ایالات متحده اشاره کرد که مکان‌های این شهر به‌وسیله‌ی آگهی‌ها تبلیغ می‌شوند و اهالی شهر این شعار را به‌کار می‌گیرند که «‌باید تمام جاهای خالی با اسم تولسا پرشوند»‌.

باید به این نکته نیز اذعان کرد که اگر چه عده ای از افراد از شهر «‌تولسا» ‌سخن می‌گفتند، ولی عده‌ای دیگر این کارها را بی‌نتیجه قلمداد می‌کردند. وقتی مردم به این نتیجه برسند که شهر از معروفیتی برخوردار نیست یا دارای تصویر منفی در اذهان عمومی است، باید برنامه ای تهیه شود که راه حل‌ها را نشان دهد. باید تصاویری از شهر و اطلاعاتی در مورد شهر پخش شود تا تصویری غنی از شهر به نمایش گذاشته شود. چنین استراتژی‌ای، نشانگر تلاش‌های به‌کار گرفته شده توسط مسئولان بعضی از مناطقی است که در عین اینکه اذعان به وجود مشکلات در بعضی از مناطق دارند،‌ صریحاً به گردشگران توصیه می‌کنند که به این مناطق مشکل آفرین سفر نکنند. چنین نمونه‌ای به رویکردی مربوط می‌شود که توسط هیئت گردشگری لندن در طی تبلیغات فزاینده‌ی انگلسی‌ها درمورد فاجعه «‌پا و دهان»‌اتخاذ شد، به طوریکه بر وجود مشکلاتی تنها در مناطق روستایی تأکید می‌کرد. چنین تاکتیک‌هایی در کشورهای نپال، اسرائیل و فیلیپین نیز به‌کار برده شد.

ادغام یا گسستکی جغرافیایی در برنامه‌های تبلیغاتی
استراتژی نهایی به تلاش شهرها برای پیوند و ادغام با یک شهر معروف و معتبر و یا انفکاک و گسستگی از یک منطقه نامعلوم و مشکل آفرین مربوط می‌شود. تمایل شهرها برای پیوند با شهرهای دیگر زمانی اتفاق می افتد که این شهرها در پیرامون مراکز شهری واقع شوند. شهرهای کوچک می خواهند خودشان به عنوان مراکز قلمداد کنند و شهرهایی که دارای تصویر صنعتی- سنتی هستند، تلاش می‌کنند تا خودشان را با شهرهای صنعتی مدرن پیوند دهند. "آوراهام" می گوید: شهرهایی که دارای سیمای منفی هستند سعی می‌کنند تا خود را نزدیک یا متعلق به مراکز شهری بدانند و همینطور شهرهای با سیمای مثبت می کوشند تا خود را با شهرهای کلان و یا پایتخت پیوند دهند. این شهرها سعی می‌کنند تا از ایجاد ارتباط با شهرها یا مناطق نامعلوم و مشکل ساز ممانعت کنند. ممکن است ادغام و گسستگی از این طریق صورت گیرد: ‌استفاده از نقشه‌های بد شکل شهری،‌ نمایش شهر به عنوان نزدیک‌ترین شهر به مرکز، به‌کارگیری افکت‌های تصویری و تصاویری که یادآور شهرهای بزرگ و معتبر باشد و به‌کارگیری شعارها و اسامی جدید شهری که یاد آور شهرهای معروف باشد. نمونه‌ای از گسستگی را می‌توان در مورد شهر« ایلات »‌در اسرائیل دید، به‌طوری‌که در اواخر دهه‌ی 1990، در اروپا به عنوان «‌ایالت روی دریای سرخ» نامیده می‌شد. این شهر در آن زمان به عنوان شهری ناامن برای گردشگران توصیف می شد و برنامه ها و عملیات اروپائیان به این واقعیت اشاره ای نمی‌کرد که شهر در خاک اسرائیل است نه دریا. با وجود تصورات منفی در مورد ناامنی شهر، جلوی گردشگران اروپایی در ورود به شهر گرفته می‌شود. «‌استراتژی انزوا» که "پیزام" و"مانسفلد" مطرح کرده‌اند به ارتقا‌ و بهبود موقعیت شهرها، درکشورهای زیان دیده از تصورات بحرانی اشاره می‌کند.

تعیین استراتژی مناسب
انتخاب استراتژی‌های مناسب توسط مسئولان محلی جهت بهبود تصاویر منفی شهری بستگی به شرایط پیش رو فرصت ایجاد تغییرات واقعی، ماهیت حوادثی که در شهر اتفاق می افتد، کمک‌ها و حمایت‌هایی که شهر طی یک بحران کسب می‌کند و عوامل دیگر دارد. برای مثال اگر مسائلی که باعث بحران و شکل گیری تصورات منفی از شهر می‌شود به صورتی صحیح حل نگردد، نمی‌توان استراتژی را انتخاب کرد تا برای گردشگران جذابیت ایجاد کند، تصورات کلیشه‌ای را از بین ببرد و یا پیام‌های ضد کلیشه‌ای ایجاد کند.

سؤالی که باید بدان پاسخ داده شود این است که چگونه تصورات منفی از شهر در بین مخاطبان هدف شایع می‌شود و آیا امکان تغییر این تصورات منفی وجود دارد؟ اگرتصویر نامطلوب شهری در سطح گسترده ای نباشد آیا به راحتی این تصورات قابل تغییر خواهد بود؟ بهترین استراتژی در این مورد احتمالاً نادیده گرفتن و رد کردن این تصورات منفی است. شهرهای اسپانیا می‌توانند احتمال بروز حملات تروریستی را رد کنند زیرا مبارزه با تروریسم جزء اهداف سیاست‌گذاران کشوری است. اگر بحران شهری خیلی جدی نباشد تغییر تصورات منفی در مورد بحران به آسانی امکان‌پذیر است. استفاده از استراتژی پیام‌های ضد کلیشه‌ای احتمالاً بهترین کار ممکن خواهد بود. اگر شهری دچار بحران حادی باشد و این مشکل در همه جا انعکاس منفی پیدا کند، این مشکل به سختی با استراتژی انتقال پیام‌های ضد کلیشه‌ای قابل حل است. این مشکل ابتدا باید در زندگی واقعی حل شود و سپس از طریق بازاریابی و تبلیغات تصورات منفی را تغییر داد. اگر زیر‌ساخت‌های شهری و عرضه‌ی خدمات محلی واقعاً توسعه یافته باشد و اهالی شهر مصمم به اعمال تغییرات شهری باشند، باید از استراتژی گسترش غرور محلی شهروندان استفاده شود. 

نتیجه گیری:‌
این مقاله خلاصه‌ای از استراتژی‌های رسانه‌ای را در جهت بهبود سیمای منفی و تصورات نامطلوب شهری برای مسئولان محلی ارائه می‌دهد. ساخت تصاویر ذهنی مثبت و غنی از شهرها با وجود رشد رقابت فزاینده بین شهرها، اهمیت روز افزونی پیدا می‌کند. برای نمونه، در اروپا حدود 000/100 انجمن و اتحادیه برای دسترسی به مشتریان بالقوه با همدیگر رقابت می‌کنند، ‌چنین تلاش‌هایی در ایالات متحده و استرالیا نیز قابل مشاهده است. بهبود تصورات منفی از شهرها کار مشکلی است و نیازمند یک چارچوب زمانی شش تا هشت ساله است. اگر چه به‌کارگیری رسانه‌ها برای بهبود تصاویر شهری حائز اهمیت است ولی برنامه تبلیغاتی‌ی تنها، برای ایجاد تغییرات مناسب کافی نخواهد بود. عملکردها باید از طریق کانال‌های مکمل و مختلفی دنبال شود. کسانی دچار مشکلات می‌شوند که به استفاده از خدمات شهری نیازمندند، از قبیل اهالی شهر، گردشگران سرمایه‌گذاران و مهاجران. احزاب و نمایندگان جمهوری‌های سابق یوگسلاوی در همان حال که از تبلیغات رسانه‌ها استفاده می کردند برنامه‌های گسترده‌ای را جهت جذب گردشگر از سراسر جهان در دست داشتند، به‌طوری‌که مرتبا آژانس‌های مسافرتی تشکیل می‌دادند و تورهای مسافرتی برگزار می‌کردند و به دنبال گردشگرانی بودند تا خود را به مناطقی برسانند که قبل از جنگ بالکان در آنجا مستقر شده بودند. «‌سیلیکون والی »‌مدیر جهانگردی شهر «‌یوتا» تنها به یک برنامه تبلیغاتی برای جذب گردشگر اعتقادی ندارد، بلکه هر ماه تلاش می‌کند تا برنامه‌هایی را برای بهبود سیمای شهر و تصویر سازی مناسب از این شهر برای جذب گردشگران، تدوین و اجرا کند. از طرف دیگر در هماهنگی برای دستیابی به نتایج مثبت، باید از تکنیک‌های مختلفی استفاده شود. ‌از قبیل آگهی‌ها،‌ روابط عمومی، تبلیغات فروش،‌ پست‌های مستقیم و بازاریابی.

تجزیه و تحلیل این مقاله به وضوح نشان می‌دهد که توجه و تأکید بر شرایط واقعی مکان‌ها و شهرهای معین از به‌کارگیری هر استراتژی رسانه‌ای کاراتر است. ایرلند تنها به تغییر شکل ظاهری شهرها توجه نکرد، بلکه برنامه‌های کلی معافیت‌های مالیاتی را به‌کار گرفت که به توسعه‌ی صنعتی و جذب کار آفرینان و سرمایه‌گذاران کمک کرد. شهر «‌بیلبائو»‌ در اسپانیا که با مشکلات شدید فقر، بیکاری و حملات تروریستی روبرو است، نمی‌تواند برای جذب گردشگر تنها به رسانه‌های جمعی متوسل شود، زیرا در همان زمان قادر به توسعه دادن جذابیت‌های واقعی نخواهد شد. بلکه به تأسیس موزه‌ی guggenheim"" و ارائه خدمات و جاذبه‌های توریستی پرداخت. استراتژی‌های رسانه‌ای در افزایش آگاهی جمعیت هدف در مورد اینکه شهر چه چیزهایی برای عرضه کردن دارد و چه چیزهایی می‌توانند در افزایش جاذبه های شهری سودمند باشند،‌ می‌توانند کمک‌های شایان توجهی ارائه دهند، اما آنها در ایجاد تغییرات قابل قبول کافی نیستند.

حقوق شهری

حقوق شهری


به نظر می رسد، نخستین پاسخی که از یک حقوقدان در مورد تعریف ?حقوق شهری? (Urban Law) می شنویم، چنین مضمونی را در بر گیرد: ?حقوق شهری، شاخه ای از حقوق عمومی و تنظیم کننده روابط شهروندان و مدیران شهری است?. در تعریفی خاص تر، شاید اصطلاح مزبور را به ?مجموعه قوانین و مقرراتی اطلاق کنند که روابط شهروندان با ادارات شهر و نهادهای ذی مدخل در امر محلی و شهری را تنظیم نموده و حقوق و تکالیف ناظر بر شوراها، شهرداری ها و سایر ادارات شهری را تبیین می کند?. اما پس از اندکی تأمل چنین می نماید که اصطلاح حقوق شهری بیشتر ناظر به حقوق در معنای اعم خود یعنی Rights است و این اصطلاح را باید تحت عناوینی چون Urban Rights یا Right to the City مورد شناسایی، بررسی و مطالعه قرار داد. آنگاه، بخشی از این حقوق که ناظر به ضمانت اجرایی و اتوریته آن است، زیر عنوان قوانین، مقررات و ضوابط شهری یا همان Urban Law قرار می گیرد که باز قسمتی از آن نیز در حوزه حقوق شهرداری یا Municipal Law می باشد. پس حقوق شهری از آنجا که شاخه تنومندی از حقوق عمومی است، با حقوق به معنای عام آن سر و کار دارد و حقوق به مثابه قوانین و مقررات را تنها برای ضمانت اجرایی به خدمت می گیرد.

حقوق شهری یکی از الزامات دنیای مدرن است. از نخستین شاخص ها و نتایج مدرنیته، زندگی شهری است. از نگاه علوم اجتماعی، شهر یک واحد سازمان یافته است که بر مبنای قوانینی دقیق سامان می یابد. هر چند که این معنایی به غایت موسع است، لیک تنها هنگامی به نقش شهر در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی بشر در دوره های مختلف می توانیم پی برد که این معنا را بپذیریم و مفهومی که شهروند در ارتباط با آن بازی می کند را متوجه شویم. به دیگر سخن، هنگامی که راجع به مدرنیته و عصر مدرن سخن می گوییم، صحبت از شهرنشینی است. شهرها، فضاهایی هستند که چه مدرن و چه نیمه مدرن و چه در حالتی میان این دو، در آن شهروندان با ادراکی جدید نسبت به مسایل واکنش نشان می دهند و تحولات در آنها خیلی سریعتر اتفاق می افتد. تکنولوژی خیلی سریعتر در شهر منتشر می شود تا در روستا؛ زیرا فضاهای شهری این امکان را ایجاد می کنند. در روستا از لحاظ فیزیکی و یا ذهنی موانع بیشتری در برابر تکنولوژی جدید وجود دارد. اگر گفتمان حقوق را نیز به مثابه تکنولوژی تنظیم روابط جمعی انسانها در سیطره عمومی (Public Sphere) قلمداد کنیم، این اتفاق به مراتب در شهر الزامی تر و تحقق آن سهل تر می نماید تا در روستا.

ما در جامعه حرفه ای و آکادمیکِ حقوقی مان، متخصص حقوق شهری نداریم. هرچند ادعای گزافی به نظر رسد، اما صرف تألیف یک کتاب و چند مقاله و ایراد سخنرانی و اظهار نظر، اگر بتواند به معنای ورود در بحث باشد، هرگز به معنای شناخت و تسلط کامل بر آن نیست. از سویی با ضعف در ادبیات مربوط به این حوزه مواجهیم و از سوی دیگر با نوعی کج فهمی و تقلیل پدیده به پاره ای قانون و تبصره و ماده واحده! به دیگر سخن، هیچ نگاه استراتژیکی نسبت به حقوق شهری در جامعه ما دیده نمی شود، هرچند که عده ای در طلب این گوهر گمشده برآمده اند و تمنایشان ستودنی است. پایگاه مدیریت دانش شهری نیز بر آن است تا ضمن تأکید بر تعریف مجدد حقوق شهری و تلاقی اجماع میان جامعه مدنی و بخش عمومی (دولت، شهرداری و ...)، به غنی سازی ادبیات این حوزه اهتمام ورزیده و از طریق برنامه هایی که در پیش می گیرد، راه برای اندیشیدن مؤثر در این باب بگشاید.

آنچه ما با آن روبرو هستیم، مشکلی است به نام ?غیبت حقوق شهری? در برنامه ریزی شهری. حقوقدانی در یک جلسه رسمی در این مورد گفت: ?چگونه می توان در شهری که روزانه میلیونها تُن سُرب به خوردِ مردم می رود، صحبت از حقوق شهری کرد؟? (نقل به مضمون) او همچنین یادآوری کرد که در اروپا حقوق شهری یکی از فربه ترین شاخه های حقوق است، در حالی که وضع در ایران به کلی دگرگون می شود؛ آری ظاهرا در ایران، نحیف تر از حقوق شهری چیز دیگری نیست! شهر باید به عنوان پدیده ای سیاسی ? اقتصادی دیده و مطالعه شود و نه پدیده ای صرفا کالبدی. در چنین نگاهی است که حقوق به یکی از دغدغه های اساسی بشر تبدیل می شود و می کوشد در ساحات گوناگون از جانب خود به پدیده ها توجه نماید و بی گمان شهر، یکی از اولین و برترین زمینه های این رویکرد به نظر می رسد. زیرا که شهر فربه ترین ملاقی حقوق عمومی و حقوق خصوصی است؛ آنجا که بیم تضییع و انکار حقوق خصوصی و فردی شهروندان و شهرنشینان از سوی بخش عمومی و دولتی می رود. اضرار در این هیاهوی شهر، به سادگی است و احقاق حق کاری است بس طاقت فرسا و راهی است به غایت مبهم و ناآشنا. پس روشن شدن حقوق شهری و نحوه کاربست آن توسط اجتماع یکی از الزامات زندگی در زمانه مدرن است.

 

* ابعاد مسأله شناختی حقوق شهری

1. حق بر شهر

?حق بر شهر? (Right to the City) بنیانی ترین مسأله حقوق شهری به شمار می رود. این ترم نخستین بار توسط هانری لوفور (Henry Lefebvre) مطرح و به عنوان یکی از اساسی ترین جنبه های نظری برنامه ریزی شهری تلقی شد و به طور خلاصه ناظر به حقوق شهرنشینان، فارغ از وابستگی یا تعلق [= تابعیت] سیاسی و فرهنگی است.

2. حقوق شهروندی

?حقوق شهروندی? (Citizenship Rights) گفتمانی نوین در حقوق بشر است که برای اولین بار در منشور حقوق بشر و شهروند فرانسه 1789 (The Declaration of the Rights of Man and of the Citizen, France) مطرح شد و روز به روز در حال بسط و گسترش است. حقوق شهروندی مربوط به آن بخش از حقوق عمومی و حقوق بشر است که حقوق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان را از حیث تابعیت سیاسی شان به شهر، مورد شناسایی و محافظت قرار می دهد.

3. رژیم حقوقی مدیریت شهر

ساختار حقوقی اداره شهر، از اهمّ موضوعات مطروحه در زمینه حقوق شهری است. جنبه ها و ابعاد مسأله شناختی این قضیه بیشتر به ساختار و تشکیلات شورای شهر، شهرداری و سایر ادارات شهری و قوانین و مقرراتی است که بر آنها حاکم است. سپس، رابطه شهروندان از حیث حقوق و مسوؤلیتها در مواجهه با تشکیلات اداری شهر مطرح می شود. در همین راستا نحوه مشارکت جویی از شهروندان در اداره شهر، به نحوی که تأثیر مستقیمی بر ?اداره خوب? شهر داشته باشد، مسأله مهمی است که باید به آن پرداخته شود.

4. حقوق شهرداری

شاید بتوان گفت قوانین و مقررات مربوط به شهرداری از پررنگ ترین بخشهای حقوق شهری است. اکنون یکی از مسایل اساسی شهرداری تهران، بحث اموال و مالکیت شهرداری است. در این رابطه اداره کل املاک و مستغلات شهرداری و نیز معاونت حقوقی مناطق به عنوان بخشهایی که هر روز با مسایل گوناگون روبرو هستند می تواند منبع مؤثری برای شناسایی و بررسی معضلات حقوقی شهر باشد. از سوی دیگر، بخش عمده مشکلات و مسایل شهرداران را موضوعاتی از قبیل تملک اموال و اراضی مورد نیاز شهر، قراردادهای شهرداری با پیمانکاران، تخریب ها و دعاوی مالکان علیه شهرداری و ... تشکیل می دهد. به نظر می رسد اگر مطالعه عمیق تری روی قوانین و مقررات شهرداری و سایر مقررات مربوط به مسایل زمین شهری و قوانین مالکیتی صورت بگیرد، با یافته های کارآمدی مواجه خواهیم شد. برای مثال قوانین متعارضی را خواهیم دید که به صورت سلیقه ای اعمال می شوند. صلاحیت محاکم برای رسیدگی به دعاوی شهری نیز از موضوعاتی است که می تواند به حل مسأله یادشده کمک کند. در راستای بحث حقوق مالکیت شهرداری، با دو موضوع عمده ?نوسازی بافت های فرسوده? و ?تخلفات ساختمانی? مواجه می شویم که از قرار معلوم، انبوه ترین بخش دعاوی حقوقی و پرونده های حقوقی شهرداری را تشکیل می دهند.

5. تخلفات و جرایم شهری

جرم شهری (Urban Crime) پدیده ای جرم شناختی و بیشتر اجتماعی است و خود را در اشکال گوناگونی از قبیل وندالیسم [= تخریبگری] نشان می دهد. اما بدین معنا نیست که پای حقوق به میان کشیده نشود. وقتی سخن از جرایم شهری می رود حقوق، قبای شهری بر تن می کند و با این جرایم برخورد می نماید. به همین منظور باید نظام حقوقی کیفری مناسبی برای جرایم شهری اندیشیده شود تا با تحمیل هزینه ها و جریمه های سنگین بر مجرمان، از ارتکاب و تکرار جرم پیشگیری به عمل آید. نهادهایی از جمله شهرداری نیز می توانند با استفاده از ابزارهایی مانند آموزش شهروندان، در پیشگیری از جرایم شهری نقش مؤثری ایفا نمایند. علاوه بر جرایم شهری، پاره تخلفات نیز هستند که در قالب قانون شهرداری پیش بینی می شوند و بارزترین نمونه شان، تخلفات ساختمانی است. کارگروه حقوق شهری بررسی ابعاد این مسأله را یکی از اولویت های خود می داند.

6. حقوق شهری یا حقوق شهرسازی و معماری؟

یکی از مسایلی که برنامه ریزان شهری، شهرسازان، معماران و دست آخر حقوقدانان روی آن اتفاق نظر چندانی نداشته و همواره بر سر تفکیک و تعریف این موضوع اختلاف نظر وجود داشته، اطلاق عنوان ?حقوق? بر رشته های شهرسازی و معماری است. در همین ارتباط، برخی را نظر بر آن است که ?حقوق شهرسازی? یا ?حقوق معماری? و از این قبیل، عبارات صحیحی به لحاظ مفهومی نیستند و باید اینها را تحت عناوینی چون قوانین، مقررات و ضوابط شهرسازی و معماری آورد و آنچه از صحت برخوردار است، همان حقوق شهری است که می تواند در معانی عام و خاص به کار رود.